لومړۍ 200 کرښې.
مدتاون
همونطور که یادت میاد ما از آقای اسمیت
این سوال میلیون دلاری رو پرسیدیم:
سه ارگان مهم
توی بدن انسان مذکر چیه؟ و اون میگه...
لبخند میزنه،
خورشید احتمالا فردا بالا میاد
ولی تمام هفته من اینجام! شب بخیر
شماها یه بار دیگه اجازه بدید
به درخشان ترین کمدین شهر
آقای سانشاین، همگی، آقای سانشاین
نوشیدنی مخصوص امشبمون رو یادت باشه
این یه دلار از بقیه مشروب فروشیا ارزون تره
و بعد از نصف شب همه ی آبجو ها دوتا یکین
و یادت نره هر س شنبه
ما بهترین کمدی محلی رو اینجا حمایت میکنیم
تو کلاب کمدی آخرین خنده
آره آه...
هی رفیق امشب اجرا میکنی درسته؟
فکر کنم هستی
تو خوبی رفیق؟
دفعه اول روی صحنه
نگران نباش خوب میشی.
آره منم اولین بارم رو یادم میاد
من واقعا آماده بودم
تمام چیز ها رو میدونستم
کاملا حفظ بودم
میدونستم وقتی میخوام بشینم
وقتی میخوام یه جرعه آب بخورم
چقدر باید بین کلمات توقف کنم همه چی
اشکالی نداشت.
من یه کلمه هم نمیگفتم هه هه
کاملا ساکت هه هه هه
تا وقتی که اونا شروع کردن صدا در آوردن و داد زدن
خب من لایقش بودم
هیچکسی نمیخواست ببینه
یکی روی صحنه ست و هیچی نمیگه درسته؟
مهم نیست چقدر سعی کردم
حتی یه کلمه رو هم نمیتونستم به یاد بیارم
فقط اونجا وایساده بودم مثل یه عوضی
مثل یه عوضی واقعی
هنوز هیچی مثل دفعه اول روی صحنه نبوده
میدونی منظورم چیه؟
همم
یه عوضی واقعی
ما قراره یه آهنگای کوچیکی بخونیم
و یه شانس به همه بدیم که لیواناشون رو پر کنن
تا وقتی که کمدین بعدی میاد صحنه رو بترکونه
اوه اونجا مراقب باش رفیق مراقب باش
اوه تو میتونی بری هیچ کاوری نیست
من دارم اجرا میکنم
اوه باشه
اوه اون تویی؟ منم
خب امیدوارم از چیزی که واقعا هستی با مزه تر باشی
دفعه بعدی قبل از اینکه ببندیم بیا فهمیدی؟
دفعه بدی ای در کار نیست
آو مرد
از دست دادی داداش از دست دادی مرد
ببین من رندالم
من از جوینت لذت میبرم
آخر سر اونو گرفتی آره؟
خب گوش کن
تو هقت دقیقه وقت داری اگه بتونی پرش کنی
فقط برو اونجا و خوش بگذرون تو خوب میشی
دوست داری چطوری معرفی شی؟
اسمم خوبه
دوست دارم دوست دارم! مدرسه قدیمی
فقط اسما مثل چیزی ک گفتم رفیق
فقط باهاش خوش باش
خانوم ها و آقایون لطفا یه خوش آمدگویی گرم بگین
به برند جدید توی کمدی محلی
آقای دنی برگیس! همگی
دنی بریگس
قسم میخورم حقیقت رو بگم کل حقیقت رو
و چیزی جز حقیت نباشه! پس کمکم کن خدا
واقعیت اینه من امشب اینجا میمیرم
و واقعیت اینه که بامزه ترین چیز توی کمدی
اینه که تمام کاری که میکنیم
ربط به کارمون رابطمون
عشق شهوت حسادت تنفر
خونواده داشته باشه
این واقعیتاس که کمدی رو با مزه میکنه
و شما... شما داور منید
حالا اگه به چیزایی که میگم بخندین
به این معنیه که دارم حقیقت رو میگم
و هرچی سخت تر بخندین من بیشتر احساس گناه میکنم
میبینین من اینجام واسه کشتن
و اگه گناه توی این صحنه جرم پیدا بشه
من تفنگ میارم و علیه معبدم میگیرم
ماشه رو میکشم و مغزم متلاشی میشه
اخیرا شغلم رو از دست دادم
او
آره من از یه شرکتی که
واسه 17 سال توش کار میکردم اخراج شدم
حرومزاده ها رو بکش
بس کن
آره ما یه دور دیگه گرفتیم
این آدم فراتر از حاشیه اس
پس من رفتم دنبال یه شغل دیگه
یه چیز جدید یه چیز متفاوت
ولی من حس کردم که به اندازه کافی توانایی ندارم
تا موقعیتم رو اوکی کنم
پس من کاری کردم که شماها میتونستین بکنین
من توی مصاحبه کاری دروغ گفتم
و اون، خانوم ها و آقایان
از هیئت ژوری این صداقت خداونده
اینجا میگه شما 10 سال تجربه کار تو رستوران داشتین؟
بله قربان واو
آه بیا ببینیم اولیو گاردن
اپلبیز، ستاره تنها، ماکارونی گریل، فادراکرز
بوکا دی بپو، جوز کرب
کارخونه چیز کیک پسر اوه پسر باب اوانز، تگزاس ردهاوس
این رستورانای زیادیه
آره قربان همه بزرگاشون
میلر یه.... رستوران خونوادگیه دنی
میدونی این چیه؟ اوم...
این واسه یه خونوادست
خونواده تو؟
آره
تو میلر ما مشتری میگیریم
اون، اوه توجه زیادی معمولا
توی رستورانای زنجیره ای تو نیست
ما باید مشتریامون رو بشناسیم
ازشون بپرسیم روزت چطور بود؟
بچه هات چیکار میکنن اوه...
توی کار چی جدیده؟
و غیره غیره غیره
میفهمی دارم چی میگم؟
آره فکر کنم
هر مشتری ای که از اون در اومد تو
مثل یه عضو دیگه از خونواده میلره
اون یه خونواده ی خیلی بزرگیه
من این رستوران رو باز کردم
با ایده ای که غذاهای خونگی پخته شه
با یه قیمت مناسب و سرویس با کلاس جهانی
که هیچ وقت از شکلش بیرون نمیاد
و من افتخار میکنم که بگم بعد از 19 سال تو این کار
ما هنوز به اون برنامه اصلی وصلیم
میدونی هر وعده غذایی ای که سرو میکنیم
با یه سنت خونوادگی پخته شده؟
از طرف مادر مادربزرگم
اونو نمیدونستم آره
لیندا لیندا کلوچه هات رو بیار بیرون
لیندا کیه؟
همسرمه اوه
لیندا...اوه
بفرما
لیندا ازت میخوام به آقای بریگز
راجب اون کلوچه های معروف گی
لیولد زین میلر عزیزم لطفا من سرم شلوغه
تاحالا راجبش چیزی شنیدی دنی؟
لیندا ؟
کلوچه های معروف میلر
یه سنت خونوادگی میلره
هر کدوم از غذاها با یه سبد تازه شروع میشه
با کلوچه های دارچینی
برای خونوادت که ازش لذت ببرن
ولی مراقب باش شیکمت رو پر نکن
قبل از اینکه اون غذای سنتی برسه
و وقتی تموم کردی هر مشتری
هر مشتری از اونا میبره خونه
تا شب ازش لذت ببره به عنوان یه یادآور
از تجربه رستوران خونوادگی میلر
میتونم برم؟
آره ممنون عزیزم
یه افتخار
آره
پر کن
آره
آره؟
هاه؟
حالا من اوناینجا رو ببین که تو ذکر کردی...
یکی از منافعات رو نوشتی
از نوشتن چه چیزی لذت میبری؟
من کمدی رو دوست دارم
هیچ چیز خنده داری راجب بیزینس رستوران نیست دنی
من نمیگم که...
فقط شوخی بود
من فقط دارم شوخی میکنم من ...
از نوشتن خودم لذت میبرم
میتونم یه چیزی نشونت بدن؟ حتما
میدونی این چیه؟
یه منو
این چیزیه که من مراجعه میکنم بهش
کتاب مقدس غذای میلر
هم؟
یه نگاه بهش بنداز میدونی کی نوشتتش؟
تو آره
اینو روزی نوشتم که رستوران رو باز کردم
من فقط 100 دلار تو جییبم داشتم
و ماه بعدی داریم
20 سالگردمون رو جشن میگیریم
اون چطوره؟
ولی فکر میکنم این وقت بروز کردن داستانه
ازت میخوام اینو ببری خونه
بخونیش حفظش کنی
از تجربیات میلر بیشتر یاد بگیری
باشه
ازت خوشم میاد دنی
و شاید اگه چیزا کار کنه
No comments yet. Be the first to leave one.