لومړۍ 200 کرښې.
آره! آقای مد
چرا منو آوردی همچین جایی؟
اینجا رو میشناسی؟
معلومه میشناسم خیلیم باهاش آشنام
چی گفتی؟
سوءتفاهم نشه . از خارج که برگشتم اغلب میومدم اینجا
خب آماده ی دومین سورپرایزم هستی؟
اصلا فکرشم نمی کردم همچین دختری باشی
قبلانم بهت گفته بودم که خیلی پسر سنتی ای هستما
!سورپرایز... اینه
این من نیستم؟
یواشکی ازم عکس گرفتی؟
من خیلی بهت اعتماد داشتم اما تو بهم اعتماد نکردی؟
شانگ بو ران این عکسه رو روزی که میرفتم
تشییع جنازه ، تصادفی گرفتم
اما اونموقع ، حتی به فکرمم خطور نمی کرد که این آدمی که تصادفی ازش عکس گرفتم یه روزی دوست پسرم بشه
پس اینجا... اولین جاییه که منو دیدی؟
منم اصلا فکرشو نمی کردم با یه همچین آدم خنگولی دوست بشم
به کی گفتی خنگول؟- تو-
خیله خب بابا . خنگول منم
اصلا فکرشم نمی کردم همچین آدم باهوشی دوست دخترم بشه
اما آخرش ما باهم دوست شدیم
اینکه هر روز برام صبحونه درست میکنیو دوست دارم
هرروز صبح میای تو اتاقم ، پرده هارو باز میکنی و منو بیدار میکنی
دوست دارم هر روز باهات تو خونه بمونم
بعدش با هم تلویزیون ببینیم با هم مجله بخونیم
می دونم دوست پسر همه چی تمومی نیستم
اما امیدوارم در آینده
بتونم خانواده ی واقعیت بشم
آدم رمانتیکی نیستم اما میخوام سخت تلاش کنم
که از تو یاد بگیرم و آدم رمانتیکی بشم
مگه نگفتی آدم رمانتیکی نیستی؟
پس چرا اینطور دلبری میکنی؟
مگه نگفتم میخوام یاد بگیرم که آدم رمانتیکی بشم؟
بیا بریم دیگه . چرا وایسادی اونجا میخوای جزو نگهبونای اینا بشی؟
میخوای شنا کنی؟
آره- پس بپر پایین-
اون زن و مرد مسن رو ببین
به نظر میاد مدت خیلی طولانی ایه که با همن چه خوشبخت
اگه پیر بشی همیشه باهات میمونم
پس خودت چی؟
مگه نگفته بودم پیر نمیشم؟
اما نگران نباش حتی اگه پیر بشی ازت بدم نمیاد
الو . باشه . فورا میام
کجا میری؟
یه کار فوری تو شرکت پیش اومده باید فورا برم
آخه هنوز برات یه سورپرایز دیگه هم دارم
باشه . به محض اینکه کارم تموم شد میام
سلام جن نی . همه چی آماده س؟
شائو وانگ وانگ چی ؟ برگشته خونه؟
برنگشته ؟ خیله خب کاری بهش نداریم
گائو مین و آنجلا چی؟
باشه خوبه . دارم برمیگردم خونه
بای بای
گائو مین
گائو مین
کمک نمی خوای؟
چرا
منم کمک میکنم
برو اونور ، من کمک کنم کافیه
بذا من انجامش بدم- تو نمی دونی ، نمی دونی چیکار کنی-
دستتو می بری- بذا من انجامش بدم- تو نمی دونی چیکار کنی-
رئیس جلسه ی امروز کیه؟ جریان چیه؟
شنیدم رئیس شانگ درخواست این جلسه رو داده
رئیس شانگ ؟ کدوم رئیس شانگ؟
شانگ یون شی یا ارباب جوان؟
موضوع اصلی این جلسه چیه؟- نمی دونین؟-
اونا سه روز پیش به من اطلاع دادن که تو این جلسه شرکت کنم
اما در مورد جزئیات این جلسه چیزی بهم نگفتن
ماهم نمی دونیم
حدس میزنم به احتمال زیاد مربوط به
اون فردیه که اخیرا خواستگارای زیادی داشته
داری در مورد سردبیر لنگ حرف میزنی؟- از کجا فهمیدی؟-
دنیا خیلی کوچیکه
همچین خبریو فقط خواجه حافظ شیرازی ازش خبر نداره
لنگ شان خیلی جذابه- واقعا خیلی جذابه-
پس هنوز خیلی دیر نشده
اگه هیچ کدوممون تغییر نکرده باشیم
پس واقعا هنوز دیر نشده
لنگ شان ، مادوتا دیگه جوون نیستیم
باید تا جاییکه ممکنه اشتباهات گذشته مونو جبران کنیم
کدوم اشتباهات؟
من در گذشته ، مقابل تو هیچ اشتباهی مرتکب نشدم
بیا تو
سردبیر لنگ ، سردبیر هان یه جلسه ی اضطراری پیش اومده لطفا براش آماده شین
تا سه دیقه ی دیگه تشریف بیارین اتاق جلسه
همه ی سهام دارا اومدن
ما سهامدارای قدیمی ، از موضوع بین اون و سردبیر هان اطلاع داریم
منم یه چیزایی شنیدم اما نمیدونم حقیقته یا نه
از اون موضوع دیگه خیلی گذشته
کسی نمیدونه تا چه حدش درست یا غلطه
اما الان لنگ شان داره با خیر و خوشی زندگیشو میکنه
کلی پسر جوون
زانو زدن و با گل رز ازش خواستگاری کردن
واقعا ؟- درسته درسته-
تازه ، یه پسر خارجی هم رفته بود تو اتاق جلسه و براش یه آهنگ رمانتیک خونده بود
اگه منم ده سال جوونتر بودم
براش سه روز و سه شب آهنگ رمانتیک میخوندم
...اگه بخاطر این یارو سردبیر هان نبود
رئیس وو وایسا
حتی اگه 20 سال هم از حالات جوونتر بودی
اگه کنار سردبیر هان قرار بگیری
به نظرت شانسی داری؟
اونا هر دوشون تو گذشته زندگی نمیکنن؟
واقعا از اینکه با اینهمه برنامه ی کاری پر مشغله تون توی این جلسه شرکت کردین ازتون سپاسگزارم
میدونم که زمان برای همه تون بسیار پرارزشه
بنابراین وقتتونو تلف نمی کنم
این جلسه خیلی زود تموم میشه
چیزی که امروز میخوایم در موردش بحث کنیم
رهبری شرکت فنگ شانگه
بعد از فوت پدرم
این رهبری به فرد برجسته ای در شرکت فنگ شانگ سپرده شد
و تمام اتفاقات ریز و درشت شرکت رو مدیریت کرد
اما میخوام از همه خواهش کنم دوباره در موردش فکر کنن
و ببینن که آیا واقعا ایشون برای پیشرفت آینده ی شرکت مناسب هستن یا نه
به نظرم همه ی شما حدس زدین که درمورد کی دارم صحبت میکنم
لنگ شان ، نام اصلیش جیانگ لینِ اسم شوهر سابقش دان فو گوی بود
خانواده شوهرش کارخونه ی کفش چرم داشتن
نام تجاری برند کفششون توفونگ بوده
قبلا اونا هم تو تجارتشون بسیار ثروتمند بودن
اونموقع لنگ شان 25 سالش بود
دان فو گوی هم 39 ساله بود
دان فو گوی قبل از ازدواجش یه مرد زنباز بود
همه تون میتونین حدس بزنین بعد از ازدواج چه اتفاقی افتاد
بلاخره لنگ شان تصمیم گرفت با مردی که 14 سال از خودش بزرگتر بود ازدواج کنه
فکر میکنم این ازدواج بخاطر عشق واقعی بینشون صورت گرفته
اما این عشق واقعی هم همیشگی نبود
فقط 2 سال دوام داشت
لنگ شان که عشق واقعیشو از دست داده بود برعلیه دان فو گوی دادخواست طلاق داد
و بخش اعظم دارایی دان فو گوی رو ازش گرفت
آخرش تصمیم گرفت حضانت بچه شو هم به اونا بده
فکر میکنم شاید در مقایسه ی میوه ی عشق واقعیش با پول این پول بوده که اهمیت بیشتری براش داشته
بعد از اون ، بدون حمایت عشق واقعی
دان فو گوی که بخاطر این عشق واقعی بخش اعظم داراییشو از دست داده بود
خیلی زود با یه بیماری کشنده مواجه شد
کارخونه هم آخرین نفساشو کشید و تعطیل شد
بچه شون که کسی رو نداشت ازش مراقبت کنه
بیمار شد و فوت کرد
آخرش دان فو گوی هم که تحمل اینهمه مصیبت یکباره رو نداشت
تصمیم به خودکشی گرفت
رئیس شانگ ، فکر کنم مطرح کردن این مسائل شخصی مناسب جلسه نباشه
درسته ، اینا همه
مربوط به گذشته ن . چه لزومی داره الان مطرحشون کنی؟
اما اینا همه شون حقیقت دارن ، نه؟
شواهدی هست که میتونیم بررسیشون کنیم
حتی اگه تمام این مسائل حقیقت داشته باشن
به منافع دیگران آسیبی نمیزنن ، نه؟
اگه برحسب اخلاق قضاوت کنیم
پس نباید گذشته ی همه رو ، مورد بررسی قرار بدیم؟
اونوقت بهشون امتیاز بدیم
گذشته ی کی از همه عالی تره؟ پس اون باید رئیس بشه؟
می تونین بگین کدومتون امام زاده این؟
در بین ما کی میتونه با جرات بگه که امام زاده س؟
کیه که هیچ اشتباهی مرتکب نشده؟ گذشته ی همه تون گل و بلبله؟
درسته
مهمترین چیز اینه که لحظه ی حال رو دریابیم هیچ وقت نمی تونیم گذشته رو عوض کنیم
حتی هیچ کدومتون میتونه ضمانت کنه که در آینده مرتکب اشتباهی نشه؟
ما نباید گذشته و حال یه نفر
و تمام آینده شو
فقط بخاطر اشتباهش ، خراب کنیم
حرفای سردبیر هان درسته
هر کسی میتونه اشتباه کنه و میتونه تغییر کنه
اما کسی که در گذشته اشتباهی مرتکب شده
کی میتونه ضمانت کنه که در آینده هم همون اشتباهو تکرار نکنه؟
بارها و بارها؟
با اینکه این خبر مال خیلی وقت پیشه
اما میشه باهاش ارزیابی کرد که لنگ شان چه آدمیه
بخاطر منافع خودش ، میتونه بچه شو هم ول کنه
کل خانواده شو ول کنه
حتی اگه جریان مال 20 سال پیشم باشه کی میتونه ضمانت کنه
که ایشون منافع شرکتو بخاطر منافع خودش قربانی نمیکنه؟
...سردبیر لنگ
من خیلی سرم شلوغه شماها می تونین ادامه بدین
فقط وقتی خواستین درمورد کار حرف بزنین خبرم کنین
سردبیر لنگ لطفا صبر کن
میخوایم در مورد مسائل مهمتری حرف بزنیم
از همگی معذرت میخوام
مجبورم یه کم از وقتتونو بگیرم
یه سری مسائل مهم هست که باید برای همه روشن کنم
بیا داخل
ویکتوریا چیزی که میخواستی بگی رو بگو
نترس . فقط بگو
...لنگ
سردبیر لنگ چاپخونه ی خارج از کشورو عوض کرده تا میزان چاپ رو افزایش بده
اما در حقیقت هزینه ها رو کلی کم کرده
و تفاوت قیمتشو برای خودش برداشته
بو ران ، سهامداران
تمام شواهد و مدارک اینجاس
باید به سردبیر لنگ یه فرصت بدیم تا خودش توضیح بده
اینا حقیقت نداره
همه میدونین ، لنگ شان همچین آدمی نیست
پیشنهاد میکنم قبل اینکه درموردش بحث کنیم صحت و سقم جریانو بررسی کنیم
سردبیر هان ، اول آروم باشین
راستش ، این جریان همچین مساله ی بزرگی نیست و پولی که این وسط کم شده هم مقدار قابل توجهی نیست
اگه واقعا باید برحسب گفته ی سردبیر هان این مساله رو صریحا بررسی کنیم
می ترسم که کل شرکت درگیر یه رسوایی عظیم بشه
که نه تنها بر عملکرد شرکت اثر میذاره
بلکه به شدت شهرت شرکتو هم تحت تاثیر قرار میده
تازه برای شهرت سردبیر لنگم بده
به نظر من سردبیر لنگ فقط تو یه موقعیت گیج کننده قرار گرفته
No comments yet. Be the first to leave one.