لومړۍ 200 کرښې.
اونجا یه تأسیسات نظامی وجود داره
من میخوام تو به اونجا بری ...
و آتش رو برام بیاری
«آنچه در "ایستادگی" گذشت»
این "هرولد امری لادر" هست که صحبت میکنه ...
من این کارو با ارادهی خودم و آزادانه انجام میدم
من فکر کردم "نیک" کسیه که باید شمارو هدایت کنه
اما خداوند صلاح دید که "نیک"رو به خونهی خودش ببره
و این یعنی اینکه... اون تو هستی "استو ردمن" ، کسی که حالا باید رهبری کنه
و به زودی اون میاد تا همه کسانی رو که در برابرش ایستادگی میکنن رو نابود کنه
قلمرویِ اون در غربه و اونجاست که باید برید ...
و ایستادگی کنید
میخوام تا خورشید طلوع میکنه 160 کیلومتر از اینجا دور شده باشیم
سرعتت رو کم کن
اینجوری بهتره "هرولد"
خدا لعنتِت کنه
اِی هرزه
- "استو" ، "استو" - نه
پام شکسته
سه یا چهار تا از اونهارو یکجا بخوری میتونه کشنده باشه
گرفتی چی میگم تگزاس شرقی ؟
آره ، گرفتم چی میگی
سلام رفقا
ما منتظرتون بودیم
عزیزم ، چطوره بری پایین به استقبال مهمونهامون ؟
سلام دوستان
زمان ما شروع شده است
شهروندان "وگاس" جدید
به آزادی خوش آمدید
خب "گلن" ...
همهی اون چیزی که فکر میکردی باشه هست ؟
" لاس وگاس" افسانهای
آره ، تقریباً
یه مُشت آدم گمشده و ترسیده ...
کسی رو دنبال میکنن که باعث میشه یه کم کمتر احساس گمشدکی کنن
اگر قبلاً این داستان رو شنیدی بگو ادامهاش رو نگم
یعنی چی ؟
اونها هیچ تفاوتی با ما ندارن ؟
برداشتم اینه که تو موافق نیستی
اونها خودِ شَرِ لعنتی هستن "گلن"
فقط تا وقتی که بیش از حد سادهاِنگاری نکنیم
متوجهی که اونها با جسدهای لختِ به صلیب کشیده دیوار درست کردن ، درسته ؟
متوجه شدم ؟ ازش استقبال میکنم
یعنی اینکه "مرد تاریکی" نمیتونه روی مردم خودش حساب کنه
شکل دادنِ نمایش عمومی از همهی کسانی که ازش سرپیچی میکنن
این قدرت نیست
ضعفِه
خیلی خوشحالتر میشدم ...
اگر نمایش بعدیش ما نبودیم
امیدوارم "استو" بدونه چه چیزهایی رو داره از دست میده
چیه ؟
به چی نگاه میکنی ؟
اوه باشه
تو بردی
هنوز نه
راضی شدی ؟
ترجمه و زيرنويس : Bahador.Kazemian Bahador_1470@Yahoo. Com
Instagram : Bahador.Kazemian Telegram : Bahador_Kazemian
و از همهی شما برای حضور در اینجا متشکرم
دادگاهِ لعنتی رسمیست
بزن عزیزم ، بزنش
شما سه نفر بدینوسیله متهم میشوید که به قصد جاسوسی وارد "وگاس" جدید شدهاید ، با قصد فِتنِه ...
با مخفیکاری و زیر پوششِ تاریکی
آره
همه شما بدونید که هم گروهان این افراد ، جاسوسان دیگری هم به میان ما فرستادهاند ...
و اون جاسوسان کشته شدهاند
- آره - ما گرفتیمِشون
امّا ناجیِ ما ...
با بخشایندگیِ خود تصمیم گرفته ...
که این سه تا ...
کثافتِ به خصوص ...
فرصتی برای سرنوشتی متفاوت دارند
و تمام کاری که باید بکنن اینه که ساحره و دروغ های اون رو اِنکار کنن ...
و به وفاداری به ...
تنها پادشاه واقعیِ لعنتی قسم بخورن
درسته
- آره - آره ، درسته
حالا زود باشید
بذارید بشنویم
این شانس شماست
چیه ، شما از ساحرهی پیر دفاع میکنین ؟
فکر میکنین اگر ساحره اینجا به جای شما بود از شما محافظت میکرد ؟
فکر نمیکنم
من اونو ندیدم که خودش رو با سینههایِ آویزونِش بکشونه به این طرفِ کوهای "راکی"
زود باشین
شما هیچی به اون بدهکار نیستین
اون شمارو به اینجا فرستاد تا بمیرین
خب ؟ حالا به طرفِ خوب ملحق بشین
به طرف ما بیاین
تو چطور "بتی لو" ؟
"لری آندروود"
همهی شما "لری آندروود"رو میشناسین ، مگه نه ؟
اون همون ستاره موسیقیِ راکِه
تو اون آهنگها رو میخونی ، اون آهنگ در رادیو که ...
خب ، حدس بزن چی میشه ؟
اگر گلوت بریده بشه تمام چیزی که میتونی بخونی سبکِ "هِوی متال"ـه
چیه ؟
این کاریه که میخوای بکنی ؟
چقدر میخوای این کارو ادامه بدی ؟
هی
هی
نظم ، نظم ، بذارید حرف بزنه
آره ، قصد داشتم که بپرسم ...
این دادگاه تحتِ قدرت و اختیار چه کسی برگزار میشه ؟
خودت چی فکر میکنی احمق جون ؟
آقا... آقای "هنرید"
لطفاً
این دادگاه تحت قدرت و اختیار ...
آقای "رندال فلگ" برگزار میشه
بزرگترین فراهمکنندهی عدالت که تاریخ تا به حال به خودش دیده
"رندال فلگ" ، مادر اژدهاها ...
ملکهی "اَندِلس"
- و هر کس دیگهای بالاتر از خودش - خفه خون بگیر
دوباره امتحانم کن
کثافت
خفه خون بگیر
بهتره مراقب باشی ...
چون میدونی... "فلگ" اون بالا داره تماشا میکنه ، پس ...
من واقعاً باید اینو درک کنم "لوید"
همهی شما از چی انقدر میترسین ؟
اون میتونه پرواز کنه و هفته پیش تقریباً یه جورایی یه آدم رو خورد
- از چی حرف میزنی ؟ - خب ، اون پرواز میکنه ...
و اون... اگر میتونه همهی این کارهارو انجام بده ، پس ...
- چرا به همهی اینها نیاز داره ؟ - آقای "بیتمن" ...
اگر نمیتونید ساکت بمونید ...
مجبور میشم از ضابطِ دادگاه بخوام که چشماتون رو از حدقه در بیاره ...
و آلتِش رو بکنه در اون سوراخها
درسته ، درسته ، البته ، البته ، امّا ...
من متوجه نمیشم که چرا اون خودش با ما روبرو نمیشه
این... اینها روشن هستن ؟
چی باعث میشه که فکر کنی شما خیلی خاص هستین که اون بیاد پایین و شمارو ببینه ؟
داره تماشا میکنه "لوید" ؟
هی... هــی
داری میبینی ؟
بیا این پایین اِی... حرومزاده ...
و بهمون نشون بده ...
اون مرد منه اونجا ، اون مردِ منه
آره ، اینجوری باهاش صحبت نمیکنی ، فهمیدی ؟
خدای من
شما مردم از اون وحشت دارید
این تنها چیزیه که بر علیه شما داره ؟
ترس ؟
- همین ؟ - نکن
در مورد اون اینجوری صحبت نکن
خیلی رقت انگیزتر از چیزیه که ما فکر میکردیم مردم
آقای "بیتمن" ، شما حالا به اهانت به دادگاه متهم هستید
هی ، چطوره تو بری ترتیبِ خودتو بدی ؟
ضابط ، به اون مرد شلیک کن
"لوید" ، تو ضابط هستی ؟
فکر کردم تو دادستان هستی
"لوید" ، به اون مرد لعنتی شلیک کن
از اینکه به من میگی چی کار کنم دست بردار ، خب ؟
تو هم دیگه حرف نزن احمق ، باشه ؟
داری با صحبت کردن خودت رو به تیر خوردن نزدیک میکنی
میخوای به من شلیک کنی "لوید" ؟
فکر نمیکنم
وکیل مدافع ، لطفاً به کُرسیِ قضاوت نزدیک بشید
مشکلِ لعنتیِ تو چیه ؟
چرا انقدر بچه بازی درمیاری ؟
میخوای "فلگ" رو ناامید کنی ؟
داری باعثِ خجالت ما میشی
تو داری باعث خجالت ما میشی
انجامِش بده
دستت میلرزه "لوید"
من نمیلرزم
- تو قبلاً هیچوقت این کارو نکردی ، درسته ؟ - خفه شو
کشتن یه آدم رو میگم
الانم مجبور نیستی شروع به این کار بکنی
اشتباه نکنین ، من برای زندگی خودم التماس نمیکنم
من برای زندگی شماها التماس میکنم
خیلی خب
اگر حرف زدن رو بَس نکنی ...
مجبور میشم یه گلوله بهت شلیک کنم
"بروتوس" عزیز ، تقصیر در ستارههای ماست ، نه در خودِ ما"
- منظورت چیه ؟ - مجبور نیستی این کارو بکنی
چرا... چرا این حرف رو میزنی ؟
میتونی اینو متوقف کنی ، فقط تو دوربین نگاه کن ...
چیزی رو که من از قبل میدونم به این آدمها بگو ...
که بدون ترس شما... اون هیچی نیست
"لوید" اون رو دیده
- اون "فلگ"رو میشناسه - خفه شو
بدون پرستِش شماها اون هیچی نیست "لوید"
به دوربین نگاه کن و چیزی رو که من از قبل میدونم به این آدمها بگو
که اون بدون شما هیچی ...
اشکالی نداره "لوید"
تو... تو نمیدونی کارِ درست چیه
خفه... خفه... خفه... خفه...
خون بگیر
همه به چی زُل زدن ؟ اونارو از اینجا ببرین بیرون
خب ؟ همین الان اونهارو ببرین بیرون
حکم اعدامِه
واضحه خب ، جلسه دادرسی به پایان رسید
نیا
یا خدا "لری"
اون همینجوری بهش شلیک کرد
میخوام یه چیزی بهت بگم "لری"
من در موردِ درد خیلی بچهاَم
من هیچوقت حتّی دوست نداشتم برم دکتر که یه آمپول بزنم
همیشه اگر میتونستم راهی برای از زیرِش در رفتن پیدا میکردم
فکر میکنی میتونی خودت رو بکشونی اینجا و کنار من بشینی ؟
No comments yet. Be the first to leave one.