لومړۍ 200 کرښې.
= قسمت 29 =-
پدر کجاست؟ - آقای کیم فرستادش یه ماموریت کاری -
پدر بزرگ کی قراره امروز بیاد اینجا؟
همون کسی که وقتی من سکته کردم احیام کم
تو هم می شناسیش شین یه
من می شناسمش؟
شین یه می شناسش؟
کیه؟
.سلام
.سلام .خوش اومد می پونگ
این دختر ظریف مریف شما رو نجات داده؟
بله اون ناجی من بوده
اگه می پونگ نجاتم نداده بود الان اون بالا بودم
وای خوای من چطور ممکنه؟
یعنی خون می کشه؟ اون زندگی پدر بزرگشو نجات داده؟
می پونگ تو کسی بودی که زندگی پدر بزرگ منو نجات داده؟
ممنون ، بیا تو خوش اومدی
خجالتم ندین من فقط کاری رو کردم که هر کس دیگه ای هم بود میکرد
اونوقت شما دعوتم کردین خونه واقعا متشکرم
سلام شما جاری خواهرم هی را هستید درسته؟ من شما رو توی عروسی تون دیدم
اوه بله سلام
اوه واقعا؟
تو جاری هی ره مایی؟
بله پدر بزرگ
وااو پس ما یه رابطه عمیق داریم
تو شین یه رو از کره شمالی میشنسی ما دیگه غریبه نیستیم
از غذا خوشت اومد؟
یه آشپز معروف هتل اینها رو درست کرده
وااااای می بینم فوق العاده شده این غذاها
اینقدر خوشمزه است که دهنم جشن گرفته
با خودشون میگن" این غذاهای خوشمزه از کجا اومدن"؟
آیگو چقدر تو بامزه ای دختر خانم
حالا که ازوداج کردم دیگه دختر خانم نیستم حاج خانمم
حاج خانم؟ - حاج خانم؟ -
خدای من
اما تو کی ماساژ قلب یاد گرفتی؟
وقتی پیونگ یانگ زندگی میکردیم توی دانشگاه یاد گرفتم
پیونگ یانگ دانشگاه رفتی؟
کدوم دانشگاه؟
من دانشگاه هنر دانشکده رقص بودم
رسته رقص؟
پس چرا در همین زمینه فعالیت نداری؟
برای اینکه رقص کره شمالی در کره جنوبی طرفدار نداره
در ضمن من دیگه همه رو فراموش کردم
بله درسته حتما خیلی در این مدت اذیت شدی
اما در فصل زمستون معمولا مردم کره شمالی چی میخورن؟
درست مثل همینجا
کالجوش با کشک ،تاسکباب با آبگوشت آش و برنج می خوریم
کالجوش با کشک؟
وقتی منم اونجا بودم همیشه کلی کالجوش میخوردم
مادر بزرگ منم عاشقش بود برای همین همیشه میخوردیم
واقعا؟
مادر بزرگت کره شمالی زندگی می کنه؟
مادر بزرگم
!وای خدا - چی شد ؟ -
مامان حالت خوبه؟
چیکار کردی؟ - یهو دستم بی حس شد -
ببخشید این روزها مچم مشکل پیدا کرده
آجوما
باید بیشتر مراقب باشید
وقتی غذا تموم شد برام چای بیار اتاقم
میخوام با می پیونگ صحبت کنم
بله آقا
!صبر کن
منم میرم لباسمو تمیز کنم
پدر بزرگ بازم بخورین که می پونگم بتونه بخوره
نه من دیگه خیلی سیر شدم
باید بیشتر بخوری - نه خودتو اذیت نکن -
ممکنه بخاطر پرخوری مریض بشی
درسته ...ممنونم
بیا بریم اتاق من می پونگ
باشه ...ممنون از غذا
از این طرف بیا
منم میرم بالا - باشه -
چه رازی دارن که باهم رفتن تو اتاق؟
شما دوتا چیکار میکنین؟ باز چه سرو سری با هم دارین؟
چشمات داره دو دو میزنه؟ با چشماتون چی داشتین به هم میگفتین؟
مامان در مورد چی حرف میزنی؟ ما کی با هم یواشکی با چشمامون حرف زدیم
فکر کردی من و عروسم عشق مخفی داریم
شین یه تو چایی رو ببر داخل - بله مادر -
لطفا بدینش به من
پدر بزرگ چای سبز بخورین تو هم همینطور می پونگ
شین یه
من میخوام با می پونگ خصوصی صحبت کنم میشه تو بیرون باشی؟
حتما پدر بزرگ
شما صحبت کنید - باشه -
خوب غذا خوردی؟ - بله خیلی خوشمزه بود -
چی میخواد بهش بگه که تو رو فرستاد بیرون؟
!مادر
اینقدر با هم توطئه نکنین بیا اینجا گلابی بخور خیلی خوشمزه است
اینو بگیر
این چیه؟
تو زندگی منو نجات دادی
درست نیست که منم بدون تشکر ادامه بدم
نگران نباش این مبلغ زیادی نیست
فقط فکر کنم بهت پول تو جیبی دادم
!نه آقای کیم
من از صمیم قلبم بهت دادم
نه فقط همین که منو اینجا دعوت کردین ممنونم جدی میگم
قبولش کن
اینطوری من احساس راحتی میکنم
چطوره به جاش یه چند دفعه منو بیرون ناهار مهمون کنید
چی؟
پس چند دفعه باید مهمونت کنم؟
خیلی چیزا میتونی برام بخری مثل قهوه و غذا و خیلی چیزای دیگه
خیلی خب باشه
بیا همین کارو بکنیم
این کجا رفته؟
این کجاست؟
چی شده؟
کجا رفته ؟ چونگ جا ؟ شین یه
چی شده؟
حلقه ها؟ حلقه ها کجان؟
چی ؟ حلقه ها
بله حلقه هام که توی قاب بود
کجا میتونه باشه حتما توی اتاق خودتونه
اونجا نبود برای همین اومدم سوال میکنم
شما به قاب حلقه های آقای کیم دست زدی
نه ...همونجا سر جاش بود
من بهش دست نزدم
الان میرم میگردم پدر
موضوع چیه؟
موضوع حلقه چیه؟
...خب میدونی
شما برو به کارت برس آجوما
باشه
می پونگ فکر کنم تو دیگه باید بری
الان وضعیت خیلی بده - باشه -
نمی تونم تا دم در بیام تو برو به سلامت
ولی فکر کنم باید با پدر بزرگ و بقیه بزرگترا خداحافظی کنم
من از طرف تو خداحافظی میکنم نگران نباش
!خداحافظ
ای بابا کجا رفته
کسی اومده بوده اتاق من؟
هیچکس
فقط آجوما اینجاهارو تمیز کرده بود
واقعا به نظر عجیب میاد
من خودم همینجا دیده بودم
هنوز پیداش نکردین آخرین بار کجا دیده بودینش؟
همین امروز صبح سرجاش دیدمش
اوه ایناهاش اینجاست
درست همنیجا بود - کجا؟ -
تمام این مدرت اینجا بوده - کجا؟ کجا بود؟ -
وقتی من گشتم اونجا نبود که
ای بابا حتما آجوما اشتباهی اینجا گذاشته
حتما موقع تمیز کاری رفته زیر تشک
از این به بعد لازم نکرده اون اتاق منو تمیز کنه
بله آقای کیم
پدر بزرگ از این به بعد من خودم اتاق شمارو تمیز میکنم نگران نباشید
باشه ...فکر کنم اینطوری بهتر باشه
وایسا ببینم می پونگ کجاست؟
همین الان رفت
ای بابا حتما دید اینطوری وضع به هم ریخته رفت
فکر کنم بد وقتی دعوتش کردم
نگران نباشید مثل اینکه با کسی قرار داشت
واقعا؟ - بله -
اما موضوع حلقه چی بود؟
سلام من اومدم
خوش اومدی
یونگ سون و چونگ جه کجان؟
یونگ سون که الان میرسه ولی
چونگ جه یهویی یه کاری براش پیش اومد
اوه واقعا؟
ببینم اتفاق خوبی برای یونگ سون پیش اومده؟
برای چی یهویی خواسته مارو مهمون کنه؟
پسرش داره ازدواج میکنه
خیلی خوشحاله برای اینکه عروسش دختر رئیس بیمارستانه
جدی؟
من اومدم - سلام -
چرا اینقدر دیر کردی؟
وای چه کت خوشگلی پوشیدی؟
عروسم برام خریده با این کیف
به لطف عروست حسابی سرنوشتت عوض شد
نمیشه وگرنه کت مینکم بوی کباب میگیره
اینو میذارم تو ماشین و بر میگردم
اما پسرش که مربی بهداشته
چطوری تونسته دختر رئیس بیمارستان بگیره؟
مثل اینکه توی باشگاه با هم آشنا شدن
گویا به عنوان کادوی عروسی عروسش به خودش ماشین و به پسرش آپارتمان داده
گوم سیل راستش من فکر میکردم که زندگی پسر تو هم خیلی عالی بشه
این چه حرفیه؟ مهم اینه که با هم خوشبخت باشن
بیاین سفارش بدیم
.گوم سیل .گوم سیل
چیه؟
این زنه که اونجاست مادر عروست نیست؟
مادر زنش اینجا زندگی میکنه؟
!نه بابا اون نیست
وای یهویی یادم افتاد یه کاری دارم
ببخشید من باید برم ..شماها نوش جون کنید
!گوم سیل
!یونگ سونگ باید به روی خودت نمیاوردی
!چه شانسی
خدای من چقدر کوچیک شدم
ترجیح میدم موهام بتراشم برم معبد راهبه بشم
چی میخوای؟
مادر برای شام چی درست کنم؟
میخواین خورش کیمچی با گوشت درست کنم؟
فقط برو بیرون
ببخشید؟
من میخوام بدون دیدن تو زندگی کنم
No comments yet. Be the first to leave one.