Alcatraz

Alcatraz

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Alcatraz S01E02 HDTV XviD-LOL
د لخوا تبصره Bahador18B
📌VMiLaD_Bahador18B_Mehrzad📌

تګونه

HDTV
hdtv
XviD
HD
په خپور شو: 2020-12-07
ډاونلوډونه: 34
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

زندان آکاتراز سال 1960

هي ؛ تازه وارد داريم بچه ها

به خونه بزرگ خوش اومدي

... ما ميبريمت به يه سلول

اما قبلش رئيس ميخواد يه نگاهي بهت بندازه...

رئيس دوست داره شخصاً به تازه وارد ها خوش آمد بگه

... اما رئيس آدم خطرناکيه

و تو درست رفتار کن تا عصبانيش نکني...

بيرون

" هواي تازه براي يه " جانسِن کاراي شگفت انگيزي انجام ميده

ـ 450 متر

ـ 450 متر نشونه گيري فوق العاده ايه پسرم

رکورد نهايي چقدر بود ؟ 13 متر ؟

ـ 14 متر

من اين قوطي هارو به سختي ميتونم تو 19 متري بزنم

... بهم بگو وقتي همه شون در ديدت

به شکل يه نقطه هستن چجوري... ميدوني کدوم نقطه رو انتخاب کني ؟

يه احساس

... از جزيره ي " مک نيل " خبر رسيده که

... تو بدون داشتن هدف خاصي...

با يه تک تير دست ساز به يه نگهبان شليک کردي...

درسته ؟

تويِ پاش

اين نشون ميده با توجه به مهارتت شليکت هدفمند بوده

، من نميخواستم کسي رو بکشم فقط ميخواستم انتقال پيدا کنم

... ـ 10 سالِ که تو جزيره ام

و تو تنها کسي هستي که... با خواست خودت اومدي اينجا

چه چيزي باعث شده جزيره ي کوچيک مارو به عنوان مقصدت انتخاب کني ؟

يه سلول شخصي

سلول شخصي خودم

... از اينجا تا ساحل

يه چيزي حدود 2 کيلومترِه...

اگه فکر فرار تو سرتِه دارم ميگم که بدوني

تو يه سلول شخصي جاش بدين

... " اقاي " کاب

راهنمايي اي نداري برام ؟

شونه ات رو بنداز

سان فرانسيسکو زمان حال

ـ 47 تا نرده تويِ حصار هست

چهار

هفت ، يک ، دو

سه ، چهار ، يک

خواهش ميکنم ، بزار... بزار سوار نشيم

بيخيال ؛ تکونش نميدم ، قول ميدم

خوش ميگذره - باشه ، قول ميدي ؟ -

اول بايد ثبتشون کني، انبار داري و نگهداري از وسايل

مثل بازي هاي کامپيوتري نيست که تو اولين سوراخ هرچي خواستي پيدا کني

گرفتم دکتر

هي ؛ راستي شغل جديدت چيه ؟

نبايد در موردش به کسي چيزي بگم

باشه

يه کار نيرويِ ويژه ست

خيلي خب

اکثراً اف.بي.آي ؛ يه مقدارم پليسي

اما نميتونم در موردش صحبت کنم

من يه نيروي غير نظاميم

به نظر باحال مياد

اوه ؛ واقعاً هم باحالِه

فوقِ باحالِه

اوه ؛ دختر خوشگل ؛ نگاه نکن

نگاه نکن ، نگاه نکن

نگاه کردي که

... اون همکارِ مَنِه

از همون نيروي ويژه...

راه نداره

راه داره

صبح بخير دکتر

برو يه چيزي انبار کن

ميخوري ؟

نه ممنون ؛ توي " ديم سام " چيزايِ ترسناکي پيدا ميشه " ديم سام : نوعي غذاي چيني "

پس بد به حالِ تو

... خب

ديشب داشتم کتابت رو ميخوندم

تامي مدسِن " ؛ پدربزرگم "

زنداني شماره ي 2002

زندان اَبَد بدون عفو به جرم کشتنِ زَنِش

... يه چند تا اشتباه تايپي داره اما

چي ؟

شوخي کردم

پس بقيه اش کو ؟

بقيه ي چي ؟

... براي هر زنداني حداقل 6 پاراگراف نوشته شده

اما براي " تامي " فقط يه پاراگراف هست...

اين تمام چيزيه که تونستم پيدا کنم

اون واقعاً همکارت رو کشته ؟

... آره ؛ ما داشتيم تعقيبش ميکرديم

و اين رو هم حتي نميدونستيم...

عجيب غريبه ؛ تعقيب کردن پدربزرگ خودت

تو اين فکرم که نفر بعدي کيه ؟

1 ، 2 ، 3 ، 4

1 ، 2 ، 3 ، 4

ـ 47 تا نرده تويِ حصار هست

4 ، 7 ، 1 ، 2 ، 3 ، 4

1 ، 2

2 ، 3 ، 4

5 ، 6 ، 7

47 ، 47 ، 47 - نه -

" سلام " هابر

" سلام " بکا

شغل جديدت تو اف.بي.اي چطوره ؟

اوه ، ميدوني که

خب حالا چه خبر هست ؟

يه جور تک تيرانداز

گروه ويژه همه چيز رو تا 685 متري داره ميگرده

کل منطقه بسته شده

همراهت کيه ؟

يه نويسنده ي معروف کتاب هاي تخيلي

مقتول ها ؛ ميدوني که... هنوز اينجان ؟

ببين ؛ پرونده هاي قتل هيچوقت آسون نيستن

خب ؛ قبل از اينکه با تو آشنا بشم واقعاً مشکل خاصي نبود

همينجوري دارم ميگم

تو بايد خودت رو از هر چيزي که ميبيني جدا کني

نذار احساساتت جلوي قضاوتت رو بگيره

باشه ؟

اين کار کيه ؟

تو بهم بگو

کلاغ هاي مرده ؟

ارنست کاب " ؛ بايد خودش باشه "

" تک تيراندازِ " ويچيتا " ويچيتا : شهري کوچک در کانزاسِ آمريکا "

... اون تيراندازي رو با کشتن کلاغ ها

براي کشاورزها ياد گرفته...

... بعد ازينکه پرورشگاه رو ترک کرد

زندگيش رو از اين راه ميچرخوند...

همه ي شليک هاي منجر به مرگ مستقيم به قلب بوده

... اوه پسر ؛ اون 3 روز 3 نوبت تيراندازي ميکنه و

بعدش ناپديد ميشه...

... پس ما 2 تا نوجوان داريم

... و يه مرد در ميانه ي 30 سالگيش...

با الگوي " کاب " جور در مياد ؟

دکتر ؟

دکتر ؟

کار با همکار جديد چطور پيش ميره ؟

... هي دکتر

يه استراحت کن ؛ نفس عميق بکش

تير اندازي هاي " کاب " هميشه تصادفي بوده

تا جايي که از قرباني هاش پيداست هيچ الگويي در کار نبوده

... تصادفي

... اين يعني اينکه ما هنوز

اطلاعات کافي نداريم...

يا اطلاعات مون رو به اشتراک نميذاريم

شايد من به درد اين کار نميخورم

... تو ميدوني " کاب " اون قديما چه نوع

اسلحه اي استفاده ميکرد ؟...

وينچسترِ" مدلِ 70 ؛ فکر ميکنم "

نه ، نه ، آره ، آره ، آره

گلوله هاش با " ام-40 " يکيه

... " پس به خاطر همين پليس " سان فرانسيسکو

فکر ميکنه اون داره از يه سلاح امروزي استفاده ميکنه...

... اما " کاب " با يه وينچستر از

چقدر ؟ 450 متري ميتونه شليک کنه

نه 685 متري

پس ساختمون هايي که اونها دارن ميگردن خيلي دوره

کارت خوب بود

اما به نظر ميرسه اون تپه جاي خوبيه

... اون مردِ در وسط

بنگ

... چرخ و فلک

بنگ بنگ

پوکه ها بايد اين طرف افتاده باشه

" مطمئن نيستم " ربکا

اون رَدِ پاش رو پاک ميکنه

يارو اختلال وسواس فکري عملي داره

خيلي خب

چيه ؟

" آلکاتراز "

يه قاتل ديگه از جزيره برگشته ؟

ما فقط 2 روز وقت داريم که بگيريمش

در بيست و يکم مارچ 1963

آلکاتراز " به صورت رسمي بسته شد "

... تمام زنداني ها از جزيره خارج شدند

اما اين اتفاقي نبود که افتاد

به هيچ وجه

قسمت سوم از فصل اول سريال آلکاتراز

زنداني ها به رديف زندان آلکاتراز" "سلول مرکزي - سال 1960

رديف دوم به صف زندان آلکاتراز" "سلول مرکزي - سال 1960

سلام رفيق

من ميبينمت ؛ ميدونم که اون تويي

نميتوني خودت رو مخفي کني رفيق

ولم کن

امروز روز نامه ست

يه عکس خوشگل از زنم به دستم رسيده

... الان پيش خواهرش و شوهر خواهرش زندگي ميکنه

که مطمئنم شوهر خواهرش الان به فکر... اينه که تو اتاق لباس شويي يه کاري باهاش بکنه

... خلاصه ؛ اونها اجاره خونه ميخوان

که خانمم هم از من ميخواد...

حتي از اين راه دور هم زنم خيلي اعصاب خرد کنه

تا الان تمام پولهايي که دراوردم رو خرج کرده

... از دست اين دخترا ، من بايد

نه

بدبخت حرومزاده

اسمش "جک سيلوين"ه

کجا ميبرنش ؟

انفرادي

اين اخرين باريه که ماهارو ميبينه

ميشناسيش ؟

نه

اون برگشته

درست همونطور که تو برگشتي

چرا ؟ شماها با هم کار ميکنيد ؟

در 50 سال گذشته کجا بودي جک ؟

More Farsi Persian subtitles for Alcatraz

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left