The Tale

The Tale

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

the tale 2018
د لخوا تبصره Phoenix Translation Team
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

تګونه

webdl
په خپور شو: 2025-04-14
ډاونلوډونه: 33
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

به اميد نابودي کودک آزاري در کشور ما

فيلمي بر اساس واقعيت

داستاني که ميخوايد تماشا کنيد حقيقت داره

تا اونجايي که من ميدونم

خوب

متأسفم که مردم برمي گردند و بهت نگاه ميکنند

انگار از باغ وحش اومدي

نگران نباش من از باغ وحش اومدم

به هرحال فکر نمي کنم تو امنيت داشته باشي

ببين، از ماشين بيرون نيا تا وقتي که بهت بگم، باشه؟

داري مياي بيرون؟- آره-

چيزي نيست من خوبم

پريسا يادکوري عليرضا شاهي فر

سيما پور رضايي ، حسن خدادادي علي پناهنده ، يحيي

خيلي لذت بخشه

اولين پيروزيم رو داشتم

و کلي آدم ديگه هم هستند

و اونجا اون ها رو ميبيني

حکايت

جنيفر، عزيزدلم دوباره منم

ميشه لطفاً باهام تماس بگيري؟

باورت نميشه چي پيدا کردم

داستاني که توي کلاس انگليسي نوشتي

من نگرانتم

جنيفر، واقعاً بايد باهات صحبت کنم

نميدونم کجايي يعني، ميتوني هرجايي باشي

ميخوام اينو براي تو بفرستم

ميخوام به صورت پست پيشتاز بفرستمش

و ازت ميخوام که بخونيش

لطفاً باهام تماس بگير

هي، عزيزم

فکر کنم قبلاً هم توي هواپيما نشستي

بازگشت خوبي داشته باشي وقتي رسيدي خونه، ميبينمت

دوستت دارم

فکر کنم دليل خاص بودن پارتنر من همينه

چون احتمالاً تنها مرديه که

که من واقعاً و به طور مداوم براي 10 سال دوستش داشتم

ميخواي بچه داشته باشي؟

آره، اوه من غريزه مادري دارم

بچه ميخوام

بعد فکر مي کنم نه

روز دوشنبه يک قرار ملاقات دارم

روز سه شنبه نمايش دارم

روز پنجشنبه قرار بانکي دارم روز جمعه

عزيزم، براي بردن هدايا اومدم

چيزي براي من داري؟

آره

کجايي؟

هيچ جا من فقط

ببخشيد، داشتم به مامانم فکر مي کردم

اون زنگ زد و اوم

اون، اوه .... اون داستاني رو که توي بچگي نوشتم، خونده

درباره اولين دوست پسرم

و

و چيزي درباره اش به اون نگفتم چون اون بزرگتر شده

خب اون در کنار خودش

سعي داره به من دسترسي داشته باشه

عزيزم

من هيچ وقت قبلاً توي اتلانتا عکس نگرفتم

همه چيز رو برداشتي؟

آره

يک جورايي هيجان زده ام

عالي پيش ميره

آره

پس اين براي توئه

اوه، آره؟

از طرف مامانت- آره

دلم برات تنگ ميشه

دوستت دارم- دوستت دارم-

سه شنبه برمي گردم- باشه-

مامان!مادر

داري همه رو روي من ميريزي

فقط بايد يک ذره بخوري

ميشه شير رو بياري....شير رو براي لوسي ميخوام

بشين!حالا

معذرت ميخوام بيا اينجا

برو و بشين

برو! بشين

نزديک زمين حفاظت شده است؟

بله

خوب، بايد اين رو مشخص کنم

مي تونم آخر هفته پسر مورد علاقه ام رو اونجا ببينم

آره، البته

دوست دارم اين داستانو شروع کنم

با گفتن چيزي بسيار زيبا به تو

آره، هي

خيلي نگرانت بودم

تا حالا خونديش؟- نه، کجا پيداش کردي؟-

يک جعبه توي انباري بود

چه اهميتي داره کجا پيداش کردم؟

چيزي که اهميت داره چيزيه که تعريف ميکنه

چي شده؟

چي؟.... درباره چي حرف ميزني؟

تمام اين سالها به من دروغ گفتي

مامان، به همين خاطر بهت چيزي نگفتم

چون ميدونستم اين جوري واکنش نشون ميدي

اوه، اين چه معني داره؟

اين که براي درک کردن، خيلي احمقم؟

نه، من چنين چيزي نگفتم

بيل رو توي اينترنت پيدا کردم

چي؟

اون، اونجاست

تا همه دنيا ببينند

معروف مثل هميشه

صبر کن، من ميخوام به دفتر برم

يک لحظه

مامان، درباره چي داري حرف ميزني؟

تا حالا سعي کردي يک نگاهي بهش بندازي؟

نه، فکر کردم اون ...نميدونم مرده يا

خوب، تنها کاري که بايد بکني تايپ کردن اسمشه

اوه، خداي من

اوه خداي من خيلي پيرتر به نظر مياد

گرچه، چيزي توي اون نمي تونستم پيدا کنم

به هرحال، کسي رو ميشناسم که من رو توي رابطه قرار داد

با بکي ديويس

آره، بکي اون تابستون، اونجا بود

آره و اون درست نزديک فيرويو زندگي ميکنه

چي داري ميگي؟

تو نزديک دو ماهه پايين نيومدي

مي تونستم از کمي کمک استفاده کنم

مامان، چيکار داري ميکني؟- خوب، شايد اون ميدونه-

چطور ميتونيم با خانم جي تماس بگيريم

من اين اخر هفته نميتونم، باشه؟

کاغذهايي براي نمره دادن دارم

و مارتين ازم ميخواد شنبه به ونوس نگاه کنم

تو 48 سالته

سه ساله که نامزد کردي

اون هيچ جا نميره

فردا باهات حرف ميزنم باشه؟

باشه، دوستت دارم

دوستت دارم باي

دوست دارم اين داستانو شروع کنم

با گفتن چيزي بسيار زيبا به تو

من دو تا فرد خيلي خاص رو ديدم

که براي دوست داشتنشون اومدم

زني که ازدواج کرده رو فرض کن

و مردي که جدا شده

زندگي هاشون رو توي يک دوستي صميمانه با هم شريک بشن

با تمام روحشون عاشق هم باشند

هنوز بدن هاشون به هم نزديک نشده

اين رو در نظر بگير... من قسمتي از هر دوي اون ها هستم

به اندازه کافي خوش شانس هستم که

توي عشقشون سهيم بشم

وقتي که ازشون دورم

انگار زمين ميخواد به لرزه بيفته و مرتعش بشه

و هميشه ميترسم که ازش پايين بيفتم

خوب، سريع بود

با تمام حواست اومدي؟

مامان، خيلي اشتباه ميکني

درباره چي اشتباه ميکنم؟

خانم جي زن باورنکردني بود

چيزي رو که معلمت پشت صفحه گفته رو نوشتي؟

بخونش حالا

اگر چيزي که درباره اش اينجا حرف ميزني دقيق بود

مي گفتم که مزيت آدم هاي مسن تر رو داري

اما واضحه که

احساسات جالب و کاملي داري داراي طراوت و زنانگي

ميبيني؟ حتي معلم انگليسيت هم بدون اين که چيزي به من بگه ميدونست

ميشه بگذاري بدون خاطراتم بنشينم؟

نه مي خوام بهشون تلنگر بزني

مامان، لطفاً

اين کار باعث ميشه بخوام دوباره اون رو ببينم

تو کي هستي؟

جنيفر

کي؟- جني-

دختري که از وراي اونجا به خانه ات رسيده

اوه، جني

اومدي که تابستون رو اينجا بگذروني

پس من رو يادته؟

البته که تو رو يادمه

درس هاي کمي داشتي

من بااستعدادم؟

سوارکار خوبيم؟

نه، اين رو نميگم

طبيعيتا نه

گرچه، خانواده ات ثروتمنده

يهودي ها- يهودي ها؟-

من هرگز يک يهودي رو نديده بود تا وقتي که به امريکا اومدم

يهودي ها اسب سواري نميکنند

تا حالا ديدي يک يهودي توي برايتون مسابقه بده؟

فکر کنم باهاش کنار بيام

هي سلام

تو بايد جين باشي- هستم-

من آرونم از ديدنت خوشحالم

نهايتاً از ديدنت خيلي خوشحالم- بالاخره چهره به چهره-

بعد تماس هاي زياد تلفني باعث افتخاره-

جني، حالت چطوره؟- خوبم، تو چطوري؟-

عالي، من عالي ام

بيا اون رو به طويله ببريم

باشه

هي، مامان گفتي آدرس بکي چي بود؟

ميشه برام اس ام اسش کني؟

چرا داري اين داستان رو ميگي جني؟

هميشه ميخواستم داستاني براي گفتن داشته باشم

اما قبلاً هيچ چيزي برام اتفاق نيفتاده بود

اين قطعه ملک، خيلي زيباست- اوه، ممنونم-

اون زيباترين زني بود که من تا به حال ديدم

اوه، خيلي خوبه که اون رو داريم

ميدونم که پدرم عاشقش ميشه

More Farsi Persian subtitles for The Tale

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left