لومړۍ 200 کرښې.
آنچه گذشت
سرگرد اسکات؟
دفعه قبل که ديدمت
بيهوش بودي داشتي برميگشتي خونه
ضربه سر بودي و روي بازوت زخم گلوله بود.
قهرمان جنگ نبايد اينطوري زندگي کنه
بهش ميگن مسيرهاي جديد
يك مرکز امداد براي سربازهاي قديمي
که بتونن دوباره به زندگي برگردن
به خونه خوش اومدي سرباز
پسرم توماس و همسرش
اون طرف تپه ها زندگي ميکنند
همون پسري که مدتهاست باهاش حرف نزدي؟
نوزده سال
يک نوه دارم
هرگز نميبينمش
توماس اسکات؟
بله
من يکي از دوستهاي پدرتم
تمرکز کن با من بمون
نمير
خدايا لعنتي
تو موفق ميشي
ديگه رسيديم طاقت بيار
نه...نه نکن
صبر کن
نه
همينجا صبر کن ميرم کمک بيارم
ممنون
نه
ممنون
آره امروز عصر با پرواز اومدم
دوشنبه ميريم سمت درياچه
آره منم همينطور بي صبرانه منتظرم
راسي من اهل جنوب شيکاگو هستم باشه؟
اونجا درياچه ماهيگيري نداريم
چطور يه چيزي اينقدر ساده بنظر مياد
ولي اينقدر سخته
همش بسته به تکنيکه
و تمام ماهيچه هات هم نميتونه در اين مورد کمکي کنه
بايد ردست بچرخونيش
چرخش
آره آره
باشه..باشه بفرماييد
بفرماييد اينه
اي ول پسر
فقط يکم کره سير نياز داري
و يک بطري سال 2008 پولي فيوز
شايدم يکم
يکم هم نرم کننده گوشت ضرر نداره
ديويد راسي
براي بو کردن رز ها هم زمان گذاشته
قضيه دخترت ممکنه به نفعت هم باشه
در چند روز آينده فقط بوي ماهي قراره استشمام کنم
اما کاملا درست ميگي
اين اولين ماهي که تا حالا گرفتم
بدش بمن حالش رو ببر
خيلي خوب
قربان گوشيتون کار نميکنه؟
خاموشش کردم. نميخوام تو سفر کاري داشته باشم
نه کار. نه تلفن نه لپ تاپ
چي شده پنلوپه؟
از مرکز امداد سربازان کاليفرنياست
ميخواستن باهات تماس بگيرن اما
ديويد راسي هستم
فهميدم
ممنون که بهم خبر دادي
امروز ميام
هريسون اسکات ديشب مرد
خيلي متاسفم
سرطان استخوان هيچ وقت حرفي نزد
ميرم لس آنجلس
قبل اينکه برم سانفرانسيسکو
ببينم ميتونم کمک کنم
قربان اگه کاري ازم برمياد
ممنون ميشم ازت پنلوپه
اگه به بقيه بچه ها در اين مورد حرفي نزني
فعلا نه
البته هر جور شما بخوايد
هاتچ هم امروز بما ملحق نميشه
هاتچ چش شده؟ اونم رفته مسافرت؟
نه قراره توي فرودگاه ببينتت
راستش راسي
مهم نيست
براي ارائه پرونده اومدم
سه شب قبل در نالاهاسي فلوريدا
زني بنام بتي رايت
در بيمارستان يادگار کارتر مورد شليک گلوله قرار گرفت
اون دچار مرگ مغزي شده و با دستگاه زندست
ماشينش در فاصله 10 مايلي محل پيدا شده
بنظر مياد تصادف کرده
فکر ميکني قاتل تصادف رو برنامه ريزي کرده؟
احتمالش کمه. بنظر مياد خودش چپ کرده
پس متهم تصادفا رسيده بالا سرش
و داشت ميبردش بيمارستان
که اين عمليات نجات تبديل شد به قتل
متاسفانه بازم هست
چون ديروز عصر در تالاهاسي
کليف دنيل 38 ساله مورد ضرب و شتم و شليک گلوله قرار گرفت
روي پله هاي کليسا و واحد بالستيک تاييد کرده
اسلحه در هر دو مورد يکي بوده
قرباني ها رو دم در جاهايي رها ميکنه
مثل کليسا و بيمارستان
تا شايد دقيقه نود بشه کاري کرد
شايد با يک ساديسمي طرف هستيم؟
هر دليلي که داره
قاتل در 48 ساعت گذشته دوبرابر مرتکب قتل شده.
بريم
مشکلتون چيه؟
تيراندازي شده.
موقعيتتون کجاست آقا؟
تقاطع هيزل و پارکوي
آقا لطفا
مرگ تنها خداييه که وقتي صداش ميکني مياد
راجر زلنزي
هر دو قرباني سياه پوست بودن اما تنها وجه تشابهشون همينه
بتي رايت يک فرد محبوب در جامعه بوده
اما کليف دنيلز يک شخصيت مرموز
اهل نيوجرسي که 3 ماه قبل از فلوريدا اومده
و نه بخاطر طلوع خورشيد
طرجي که در شرق مسئولش بوده کاملا شکست خورده
شايد يکي از سرمايه گذارها که ضرر کرده اومده بوده براي انتقام گيري
اما قتل بتي رايت رو توجيح نميکنه
خيلي دوست دارم يک روزي
وقتي سوار جت هستي مزاحمت بشم که بگم يک توله سگ
پيدا شده و نجات گيدا کرده و براش يک خونه پيدا کردن
اما امروز نيست
چون يک تير اندازي ديگه اتفاق افتاده ويکتور هال
اونم سياهه؟
نه سفيد پوته
لااقل ميشه نژاد و انگيزه رو بررسي کرد
اين بار يک شاهد بوده
پيتر گودوين روانکاو قرباني
تازه جلسه مشاورشون تموم شده
باشه ريد و کيت برين پيش دکتر
مورگان تو و جي جي با خانواده بتي رايت توي بيمارستان حرف بزنيد
من با شاهد جديد حرف ميزنم تا ببينم ميتونه کمکي بکنه
ويکتور 3 ساله پيش من براي مشاوره مياد
و چيزي بهت نگفته بود از اينکه ممکنه در خطر باشه؟
به هيچ وجه
اين اواخر خيلي درگير بوده
مشکلات زناشويي
پسرش مشکل اعتياد داره
دو هفته قبل هم
مورد سرقت و حمله قرار گرفت
توي خيابون با اسلحه بهش حمله شد
چطور شاهد تيراندازي بودي؟
آخر جلسمون بود
خسته بودم نياز به انرژي داشتم
يک کافي شاپ سر کوچه هست
ساعت آرومي از روز بود
داشتم اس ام اسهاي گوشيم رو چک ميکردم
برگشنم ويکتور رو ديدم
کجا بود؟
اون سر کوچه
يک مرد داشت با سرعت پشتش راه ميومد
ميتوني توصيفش کني؟
يک مرد سفيد شايد 40 يا 50 ساله
زد پشت سر ويکتور
تو چکار کردي؟
من خشکم زد
باورم نميشد چيزي رو که ميدديم
بعدش رفتم سعي کردم کمک کنم
بعدش چي شد؟
اون يارو دولا شد همون موقع اسلحه رو ديدم
تفنگ رو گذاشته بود رو سر ويکتور
همون موقع صداي شيک رو شنيدم
بعدشم اون فرار کرد رفت اون طرف خيابون
پياده رفت يا با ماشين؟
سوار ماشين شد
يک ماشين طلايي
نميدونم اسم مدلش چي بود
پس گفتي خم شد روي ويکتور
انگار دنبال جاي مناسب براي شليک ميگشت
منظورت چيه؟
تفنگ رو روي کله ويکتور حرکت ميداد
دنبال زاويه مناسب بود
مستقيم هدف نگرفته بود
گفتي داشتي موبايلت رو چک ميکردي
بعد برگشتي به ويکتور نگاه کردي
چيزي باعث شد برگردي نگاهش کني؟
چيزي ديدي يا شنيدي؟
دليل خاصي نداشت همينطوري نگاهش کردم
خودت رو توي اون لحظه تصور کن
با دقت فکر کن
صداي آژير رو شنيدم
قبل از شليک صداي آژير پليس رو شنيدي؟
بله
اما نميتونه اين باشه ميتونه؟
چطور پليس ميتونه پاسخگوي
چيزي باشه که هنوز اتفاق نيفتاده؟
من ميتونم و به هرکي به کمک ميکنم بعدش ميام
نهايت تا 2-3 روز ديگه
نگران نباش
درياچه يک شبه خشک نميشه
هر چقدر لازمه زمان بذار
مطمئني؟
آره کاملا ما مشکلي نداريم بابا
اونجايي؟
ببخشيد هر بار ميشنوم يکي ميگه بابا
No comments yet. Be the first to leave one.