Fix You (Soul Repairer / Younghonsoosungong / 영혼수선공)

Fix You (Soul Repairer / Younghonsoosungong / 영혼수선공)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

영혼수선공一Fix You E31-E32❤️(Barcode)❤️
د لخوا تبصره Mary_fall
❤@Barcodesubtitle ❤

تګونه

other
په خپور شو: 2020-06-26
ډاونلوډونه: 19
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

رئیس از من خواست که

رئیس مرکز روانپزشکی جدید بشم

...بهش گفتم دربارش فکر میکنم اما

نکنه میخواین ردش کنین؟

میخوام ردش کنم

چرا؟

خیلی بهش فکر کردم

بهتره رئیس مرکز جدید کسی به پیری من نباشه

لی شی جون تو باید رئیس بشی

این خیلی مسخرست

من نمیتونم رئیس مرکز جدید بشم

نمیتونم. غیرممکنه. نه نمیخوام، ممنونم

انقدر زود نگو نه

و جدی دربارش فکر کن

درباره اینکه چی به نفع بیماراست فکر کن

برای درمان این دنیای دیوونه که داره دیوونه تر هم میشه

نیاز داریم با بیماریها نسبت به گذشته

متفاوت برخورد کنیم

و برای انجام این کار لازمه یه قدم به جلو برداریم

و به مسائل با زاویه متفاوتی نگاه کنیم

و این رویای توئه

وای خدا من نمیتونم

حداقل دربارش فکر کن

میخوام یه پیشنهادی بدم

بهم گفتین که

خیلی از مردم کشورمون صدمه دیدن

اما خیلی هاشون برای زخمهاشون به خوبی درمان نشدن

به خاطر همین بود که تصمیم گرفتین مرکز جدید روانپزشکی رو بسازین

باور دارم که پروفسور لی

مرکز رو دقیقا همونطور که شما آرزوشو دارین اداره میکنه

باید بگم که غافلگیر شدم

همین طور میدونین که

پروفسور لی شی جون شبیه دکترهای دیگه نیست

به خاطر همینه که مرددم

شخصا معتقدم شما هم

نسبت به بقیه در شرایط مختلف زندگی تصمیمات متفاوتی گرفتین

من؟

با وجود مخالفت والدینتون

یه دانشجوی قبل بالین شدین

و تصمیم گرفتین این بیمارستان رو راه بندازین

به امید اینکه یه بیمارستان خوب باشه

همه اونا تصمیم های شجاعانه ای بودن

درست مثل شما که برای انجام کار ها و تصمیم گیری

قبلش خیلی فکر میکنین

پروفسور لی هم با مراقبت تمام از مریضاش اونا رو درمان میکنه

فقط به خاطر شخصیت عجیبش نیست

روشهایی که برای درمان مریضاش استفاده میکنه

نتیجه کار خستگی ناپذیرشه

پروفسور لی از دوران رزیدنتیش

هیچ وقت دست از تحقیق برنداشت

وقتی توی ارتش بودم

اون موقع که اون رزیدنت بود

عملا با مریضا توی بخش زندگی میکرد

با دوست دخترم رفتم یه پارک تفریحی

هیچ وقت دکتری مثل اون رو ندیدم

که شب و روز به فکر مریضاش باشه

منم قبول دارم که روش درمان

پروفسور لی عالیه

مگه شما نگفتین که درمان بیمارا

دلیل باز کردن

مرکز جدیده؟

اگه اینطوره مشکل چیه؟

چه اهمیتی داره اون از چه روشی استفاده میکنه؟

خانم رئیس

مرکز جدید روانپزشکی رو به آدمایی مثل من یا معاون اوه ندید

به جاش به یه آدم جوونتر بدید

که از تغییر یا آزمایش نمیترسه

من هیچ وقت از اینکه از کنار

بهش نگاه کنم خسته نمیشم

بله رئیس

همتون خیلی سخت کار میکنین

سلام

دفترم یکم شلوغه

به خاطر همین خواستم اینجا هم رو ببینیم

روز قشنگی هم هست

بله

لطفا بشینین

مرکز جدید آماده بازگشاییه؟

البته که هست. دارم سخت روش کار میکنم

...فقط لازمه که تصمیم نهایی رو

که عقب انداختینش بگیرین

اوه پس همین الآن

یه تصمیم مهم گرفتم

امیدوارم باهام مخالفت نکنین

تا حالا شده باهاتون مخالفت کنم؟

همیشه بهتون احترام گذاشتم - بله همین طوره -

اما ممکنه این بار مخالفت کنین

چرا همچین کاری کنم؟

نمیکنم

اولین رئیس مرکز روانپزشکی جدید

پروفسور لی شی جون خواهد بود

بله؟ - پروفسور لی شی جون -

غیر منتظرست نه؟

خیلی تعجب کردین؟

خانم رئیس. این کار اشتباهه

چی؟ - حتی پارک دِ ها هم نه -

ولی لی شی جون؟

شما رئیس مرکز میکنیدش؟

مگه نمیدونید چجور آدمیه؟

معلومه که میدونم. به خاطر همین این کار رو بهش میدم

نقشه پارک دِ ها است مگه نه؟

نمیتونید این کار رو بکنید رئیس

من نمیپذیرمش

لی شی جون به عنوان رئیس مرکز؟

آقای معاون. شما دیگه دارید زیاده روی میکنید

این باورنکردنیه

نه

لی شی جون نمیتونه رئیس مرکز شه

چرا بین این همه آدم اون؟

نه خودم شنیدمش

معاون حسابی داغ کرد و گفت

پروفسور لی شی جون نمیتونه

رئیس مرکز بشه

یعنی هنوز رئیس نشده

نه ولی انتخابش کردن و معاون هم حتما مخالفت کرده

خبر خوبی نیست؟ - چقدر پیچیده است -

فکر کردم معاون رئیس میشه - ...مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد -

پروفسور جواب نمیده

پیشنهاد رو رد نمیکنه مگه نه؟

فکر میکنم میکنه

سه روش برای استیج درمانی هست

اولیش اینه که شرکت کننده ها از بدنشون

و احساساتشون برای بیانشون استفاده کنن

دومیش

که بهش میگن تصور، که شرکت کننده ها

از وسایل و ابزار مختلفی استفاده میکنن

امروز ما یاد میگیریم

که با این پارچه های رنگی احساسات خودتون رو بیان کنین

این یعنی چی؟

اینا سنگ - پله هستن

من از رودخونه با این سنگ- پله ها رد میشم

کف آبه

من

تقریبا اینجا وایستادم

جریان یهو بالا میاد

و صبر میکنم تا پایین بره

وقتی که منتظرم

یه تمرین سبک انجام میدم

خیلی دوست داشتنیه

بیاین خانم ووجو رو حسابی تشویق کنیم

چی شده؟

امروز میتونی یکم وقتت رو بهم بدی؟

مشکلی پیش اومده؟

یه نگرانی دارم

و فکر میکنم اگه با تو وقتم رو بگذرونم، جوابش رو پیدا میکنم

من کسیم که بهت جوابها رو میده؟

نمیدونستی؟ - نمیدونستم -

خب یکم سرم شلوغه

اما بهت وقت میدم

داری چی کار میکنی؟

تا کی میخوای از من مخفیش کنی؟

یه سال؟ - چی؟ -

اونوقت سورپرایزت میکنم - یه سال؟ انقدر طولانی؟ -

میتونم کاری که میخوام رو امروز بکنیم؟

من سریعترم - چی؟ -

دکتر - بله؟ -

بازنده بستنی میگیره

قبوله

کدوم رو انتخاب کنم؟

این یکی

داری به چی گوش میکنی؟

چی؟ - داری به چی گوش میکنی؟ -

یه آهنگیه که جی سون تنظیم کرده. میخوای گوش کنی؟

خانم گونگ آهنگساز با استعدادیه

همین طوره مگه نه؟ سورپرایز شدم

یه متن آهنگ جدید براش نوشتم. میخوای گوشش کنی؟

پروفسور این اومدی

درباره رئیس مرکز شنیدی؟

بله شنیدم

رئیس عقلشو از دست داده مگه نه؟

همش زیر سر پارک دِ ها ست

چی کار کنیم؟

تو جوونتر و باهوشتر از منی

یه فکری بکن

درباره چی؟ - معلومه درباره چی -

شی جون هنوز پیشنهاد رو قبول نکرده

باید جلوشو بگیریم که قبول نکنه

تا جایی که شنیدم جواب هیچ تلفنی رو نمیده

اصلا این کار رو نمیخواد

دربارش تحقیق کن

نه، نه

بهش بگو نمیتونه پیشنهاد رو قبول کنه

پروفسور این

درباره دفعه قبل ناراحتی؟ - نه -

میدونستی رئیس پارک بود که درباره

مصرف دارو بهت شک کرده بود نه من؟

دارید درباره چی حرفی میزنید؟

من از اولش گفتم تو چیزی مصرف نکردی

اما رئیس پارک گفت که احتمالش زیاده

و توصیه نامه تو رو برای جانز هاپکینز

نمینویسه

آقای معاون

امروز حتما خیلی خسته شدین و استرس زیادی داشتین

چرا نمیرین خونه و استراحت نمیکنین؟

حافظه اتون یکم مختل شده

به نظر میرسه خیلی شوکه شدین

من میبرمتون خونه

ممنونم که فداکارانه روزت رو دراختیار من گذاشتی

فداکاری نبود

تصمیم گرفتی؟

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left