Delicious Destiny (美味奇缘)

Delicious Destiny (美味奇缘)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Delicious Destiny 2017 E34
د لخوا تبصره EastSeaSub
برای حمایت از ما و دریافت زیرنویس سایر سریال ها به کانال ما ملحق شید @EastSeaSub

تګونه

other
په خپور شو: 2019-11-06
ډاونلوډونه: 25
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

❤ سرنوشت خوشمزه ❤

رئیس لی بهمون دستور داده

بعد ازینکه پدرتون رو ملاقات کردید،مستقیم شما رو به فرودگاه ببریم

آها باشه

کونجین،این سس فلفل هشت گنجه که خیلی دوستش داری،خودم درستش کردم

با خودت ببر و آروم آروم بخورش

ممنونم رئیس

کونجین،این ساعت هدیه ی من به توئه

امیدوارم که همیشه ما رو به یاد داشته باشی

هیچوقت فراموشتون نمیکنم

عمو کونجین،یادت باشه زود برگرد شانگهایی و بهمون سر بزن

چشم،بهت قول میدم که برای دیدنت برگردم

این عروسک واسه شما

اینم یه ضدآفتاب مرغوب،اینطوری تو تایلند پوستت تیره نمیشه

مردم ممکنه فکر کنن از افریقا اومدی

عمه وو، نمیگی یهو انقدر باهام مهربون میشی شوکه میشم؟

زودباش برو،زودباش برو

رئیس،همیشه شما رو مثل پدرم به خاطر میارم

ممنونم که همیشه هوامو داشتین

پاشو پاشو

مگه اینجا فیلمبرداریه؟

زودباش برو،زودباش برو

به سلامت

کونجین

ژوهان

یوژه،پدرت یه نقشه هایی برای کونجین کشیده

اما...تو از کجا خبر داری؟

دو روز پیش به منشی سپرد تا یه مرد رو که به زبون تایلندی مسلطه استخدام کنه

قضیه بو داره

درسته،خیلی هم مشکوکه

برای همین یکم پشت دفترش گوش وایستادم

اون گفت...باید یه چیزایی رو از کونجین پنهان کنه

به علاوه به اون مرد یه چیزایی رو سپرد تا حفظ کنه

هی کونجین مگه پیشخدمت رستوران تو نبود؟ چه ارتباطی با پدرت داره؟

درسته...خودمم خبر ندارم

چرا پدرم اینکارا رو میکنه؟

یکم پیش منشی رو فرستاد دنبالش

پیشنهاد میکنم بری و یه نگاه بندازی مطمئنم برای کارش جواب قانع کننده ای نخواهد داشت

جیامینگ،کونجین کجاست؟

چه اتفاقی برای کونجین افتاده؟

میدونی کجا رفته؟

فکر کنم منشی پدرت اومد دنبالش

گفتن که قراره به ملاقات پدر واقعیش بره،مگه چی شده؟

گفتن قراره به کدوم هتل برن؟

بگو دقیقا چی شده؟

وقت ندارم برات توضیح بدم،به کدوم هتل رفتن؟

وان دائو

این ماجرا هیچ ارتباطی به تو نداره

اگه به کونجین ربط داشته باشه پس به من هم ربط پیدا میکنه

اگه تو انقدر نگرانی حتما یه اتفاقی افتاده،نمیتونم منتظر بشینم

با دیدنت بیشتر به یاد استیفن میوفتم

خیلی شبیه مادرت هستی

هنوزم یادمه مادرت موهاشو چطور میبست

همیشه بهش میخندیدم و میگفتم آدمایی که اینطوری موهاشونو میبندن

فقط به سمت جلو قدم برمیدارن و هیچوقت تسلیم نمیشن و با شجاعت پیشرفت میکنن،

با شجاعت پیشرفت میکنن

درسته،من شبیه به مادرم هستم

راستش همیشه فکر میکردم

اگر یه روز پدرمو ببینم

مطمئنا ازش یه سوال میپرسم

بپرس

چرا مادرو ترک کردی؟

چرا از تایلند رفتی و هیچوقت برنگشتی؟

چرا دیگه سراغی از مادرم نگرفتی؟

متاسفم،اون زمان که از تایلند رفتم

نمیدونستم که مادرت تو رو تو شکمش داره

وقتی به چین برگشتم،پدر و مادرم برنامه ی ازدواجمو ریخته بودن

میدونی که تو چین،فرزند سر به راه بودن حرف اولو میزنه،نمیتونستم مقابل پدر و مادرم بایستم

هیچ راهی جز ازدواج نداشتم

پس هیچوقت به یاد مادرم نیوفتادی؟

اینطور نبود که بهش فکر نکنم

میخواستم برگردم تایلند تا مادرتو پیدا کنم

ولی بیمار شدم و انجام این کار برام میسر نشد

ازون روز به بعد،وضعیت جسمیم دیگه مثل سابق نشد

حتی حالا هم،کاملا بهبود پیدا نکردم

درک میکنم

اما تو ذهنم فقط یه سوال هست

تو اصلا هیچوقت عاشق مادرم بودی؟

تا حالا فراموشش نکردم و هیچوقت فراموشش نمیکنم

میخوام یه قسمت از قلبم

متعلق به شما دوتا باشه

پس همین کافیه

حالا که میتونم این حرفا رو از زبونت بشنوم،احساس خوشحالی میکنم

معذرت میخوام،من حالا برای خودم خانواده دارم و نمیتونم همراهیت کنم

اما امیدوارم به تایلند برگردی و زندگی خوبی داشته باشی

بابا،شما هم باید بیشتر مراقب خودت باشی

باشه

بابا،میشه برای آخرین بار بغلتون کنم؟

زودباش برو

بجای من بغلش کن

باشه

تو کی هستی؟

خودت کی هستی؟

چرا داشتی به کونجین دروغ میگفتی؟

ارتباطت با لی جیانگو چیه؟

تو واقعا پدر کونجین هستی؟

نه نیست،میتونم با اطمینان بگم که اون پدرش نیست

هستم،شما دو تا چی میخواین؟

پسرم هیچ ارتباطی به شما دو تا نداره،برید کنار

چه مرگته؟ چرا میزنی؟

باشه،پس منو بزن،زنگ میزنم پلیس پدرتو در بیاره

بذار بهت بگم،این مساله برای کونجین خیلی مهمه

من باید حقیقتو بدونم

زودباش بهمون بگو،والا به پلیس زنگ میزنم تا به جرم کلاهبرداری بازداشتت کنن

من برای انجام این کار پول گرفتم،نقش بازی کردنم خیلی خوبه

یه نفر بهم پول داد تا نقش پدر اون پسر تایلندی رو بازی کنم

اون آدم تمام این اطلاعاتو بهم داد

من چیز بیشتری نمیدونم

اون کسی که استخدامت کرد لی جیانگو نیست؟

اگه مشکلی باهاش داری خودت برو و پیداش کن این قضیه هیچ ربطی به من نداره

چرا پدرت با کونجین همچین کاری میکنه؟

جیامینگ،میدونی اون ماشین کونجینو کجا برد؟

اون گفت بعد از ملاقات پدرش مستقیم به فرودگاه میره

زودباش به کونجین زنگ بزن

عمه وو این تلفنو بهم داده اما انگار دیگه عمرش به سر رسیده

اما این یه هدیه از طرف خانواده ی چینیه منه،محض یادگاری هم باید نگهش دارم

هی باید بهم کمک کنی باشه؟حواستو جمع کن

پس کجاست؟ بجنب دیگه

مامان،به نظرت ایده ی خوبیه؟

مگه چه اشکالی داره؟

مامان اون کونجین نیست؟

کجاست؟

مامان مامان به نظرت اشکالی نداره؟

چه اشکالی داره؟ زودباش برو

کونجین

یوژی،فرشته خانم،واقعا برای بدرقه ی من اومدین؟

خیلی خوشحالم،اون روزی که رفتید

حالتون اصلا خوش نبود،فکر نمیکردم دوباره شما رو ببینم

مامان نگران بود که نکنه تو هواپیما غذای درست و حسابی برای خوردن پیدا نشه

برای همین یکم غذای چینی آورد تا با خودت ببری

مگه نه مامان؟

اره اره اینا اسنک های خوشمزه ی چینی هستن

که واست خریدم،با خودت ببر و بخور

ممنون

چطوره اینجا بشینیم؟

برات قهوه هم خریدیم. مواظب باشه، خیلی داغه

ممنون

اینهمه کیف و کوله تو بغلت میبینم عذاب میکشم،چه خبرته پسر

بده من برات نگه دارم راحت تر قهوتو بخوری

نیازی نیست،سنگین بودنش برام مهم نیست،از دزدها میترسم

اولین بار که به شانگهای اومدم

دزدها همه چیو ازم گرفته بودن،فرقی با گداها نداشتم

حتی پونصد دلاری که فرشته خانم بهم داد هم دزدیدن

حالا برام تجربه شده که کیف هامو محکم بچسبم

به علاوه ی هدیه هایی که برام گرفتن،از هر چیزی برام با ارزش تره

هدیه؟ چه هدیه هایی؟ نشونم بده ببینم

مامان - ببخشید ببخشید -

ای وای چه کاری کردم

واقعا معذرت میخوام - چرا انقدر خرابکاری؟ -

چطوره بری دستشویی

تا خودتو تمیز کنی؟

نیاز نیست کیفتو با خودت ببری...ما که دزد نیستیم

نگران نباش،حواسمون بهش هست

برو برو برو - مشکلی نیست -

کثیف شدی،زود برو

یالا یوژی،دنبال...دندون...مسواک بگرد

شونه هم خوبه؟ - فکر کنم -

پس کجاست؟ چرا نمیتونم پیداش کنم؟

مامان، یواش، آروم تر

مسواک، مسواک. یالا قایمش کن

قایمش کن، قایمش کن

ندیدمون که؟- نه ندید -

اومد

اه کونجین،غذایی که آوردم هم ریخت روی زمین

اما اشکالی نداره،ضمانت میکنم کثیف نشده،پس با خودت ببر

اشکال نداره فدای سرتون

پروازت...چه ساعتی بلند میشه؟ باید بری؟

داشت یادم میرفت

زودباش همه چیز رو بردار

فرشته خانم

یوژی،ممنونم که این مدت مراقبم بودین

دلم براتون خیلی خیلی تنگ میشه

ممنون

زودباش بریم

تحت تاثیر قرار گرفتم،با اینکه سرشون شلوغه اومدن بدرقه ام کنن

پاسپورتم کجاست؟

گم شده؟

گم شده

اون دفعه که کیف پولمو گم کردم حالا هم پاسپورتمو

الو

الو یوژه؟ میتونی بیای اتاق کنترل فرودگاه دنبالم؟

اتاق مانیتور؟

نتونستم به پرواز برسم

کونجین، منتظرم باش

اونجاست

اتاق کنترل

کونجین

یوژه، جیامینگ، متاسفم

پاسپورتم رو گم کردم

نگران نباش. خوشحالم که هنوز هم اینجایی

...کونجین، بابات

راجع به این موضوع بعدا حرف میزنیم

اول از همه باید پاسپورتت رو پیدا کنیم

بیایین اینجا، بیایین اینو ببینین

اینجا. همینجا، ازینجا شروع کن

ببینین، اونجا پای تابلوی اعلان پرواز ایستاده بودم

بعدش یوژی و عمه فرشته اومدن پیشم

باهم قهوه خوردیم و یکم حرف زدیم

قهوه ریخت و بعدش منم رفتم توالت

عمه فرشته... چرا باید پاسپورتم رو بدزده؟

Delicious Destiny (美味奇缘) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Delicious Destiny (美味奇缘)

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left