لومړۍ 200 کرښې.
= قسمت 43 =-
چرا اینطوری شد کارت باز شد
"به دنبال این شخص میگردیم؟"
کیم دای هون؟
من بودم ....از من در رفت
آقای کیم ببخشید
اشکالی نداره
منم ازم در میره
باید برم دستشویی
الان بر میگردم - باشه -
به دنبال کیم دای هون از شهر پیونگ یانگ میگردیم
...اوه این حلقه
درست شبیه حلقه مامانم می مونه
چی؟ کیم سون اوک؟
این منم
اوه شین یه اینو ببین
یکی داره دنبال کیم دای هیون !از پیونگ یانگ میگرده
عکس حلقه مادرمم اینجاست
این چیه؟
چیه؟
بابا اینو از کجا آوردی؟
یو سونگ با اینها کارد دیداکجی درست کرده
اینجا رو ببین
کیم دای هون از پیونگ یانگ...درسته؟
یعنی کی داره دنبال من میگرده؟
وای خدای من
بابا کسی دنبال شما نمیگرده
کلی آدم توی این دنیا اسمشون کیم دای هونه
به هر حال
بابا مگه نمیخوای دنبال اون پیراشکی فروشی بگردی؟
خودت گفتی میخوای پیداش کنی تا پول پیراشکی رو بهشون بدی
باشه
اما الان میخوام با یوجین دیداکجی بازی کنم
بابا اگه نری پول اون پیراشکی رو که دزدیدی بری دستگیرت میکنن
پس وقتی یو جین از توالت اومد بهش بگو
اینها رو بهش میدم ...باشه؟
باشه شما برو پایین پالتو بپوش بریم
باشه
خدای من اینها چیه؟
از اینها هر طرف خونه پر شده
ببین ببین می پونگ اینهارو چاپ کرده درسته؟
بله می پونگ درست کرده
وای خدا حالا چیکار کنیم؟
...من دیدم یه جعبه پر از اینها بود اگه آقای کیم ببینه
...فکرشم میکنم حالم خراب میشه
مادر من تمام سعیمو میکنم بابارو بیرون معطل کنم
شما همه جا رو خوب بگرد یه دونه توی خونه نمونه
بعد یه سری کاغذ مشابه باهاش کارت درست کن
متوجه شدی مگه نه؟
بله فهمیدم ...وای خدا
آقای کیم کجاست؟
یوجین مامان داره با آقای کیم یه جایی میره
پس تو برو مشق هاتو بنویس باشه
...باشه
خوبه
تو الان به یوجین گفتی"مامان"؟
من گفتم؟
بله
من کی گفتم ؟ حتما اشتباه شنیدی مادر
تازه چه گفته باشم خاله یا مامان چه اهمیتی داره الان
...مطمئنم مامان گفت به خودش
حق با اونه الان این چه اهمیتی داره
شین یه
بله پدر؟
...در مورد اون آگهی
نباید به شماره ای که روش زده بود تماس بگیریم؟
باید ببینیم کی داره دنبال من میگرده
شما من و پدر بزرگ داری دیگه کی میخواد دنبال شما بگرده؟
اینطوری نمیشه بیا برگردیم شین یه
باید دوباره به اون آگهی نگاه کنم
مگه نمیخوای بری اون پیراشکی فروشی رو پیدا کنی؟
...میخوام
پس دیگه اون آگهرو فراموش کن بذار دنبال مغازه بگردیم
این محله که اونجا نیست
اونجا ساختمونهای به این بلندی نداشت
....اما شین یه - دیگه چیه ؟ -
من واقعا فکر میکنم اون آگهی مال من بوده
از ماشین پیاده شو ! پاشو برو پیش اون آدمها
برای چی عصبانی میشی؟
...آدمو میترسونی
برای چی به من گوش نمیدی؟
چرا هیچ وقت به حرف من گوش نمیدی؟
من ازوقت با ارزشم میزنم که پیراشکی فروشی رو برات پیدا کنم
اصلا نمیدونی من چه احساسی دارم
واقعا ناراحتم
معذرت میخوام
بریم پیراشکی فروشی رو پیدا کنیم
کجا گذاشته؟
فکر نکنم با خودش برده باشه
ایناهاش
!سوختم
از کجا شبیه این اعلامیه ها رو پیدا کنم
خدای من یه خروارم درست کرده
خانم ما چیکار میکنی؟
داری کارتهای آقای کیم می سوزونی؟
نه یه سر کاغذ دیگه است
برو تو ....نیا جلو
من شنیدم اگه یکی با آتش بازی کنه شب به جاش جیش میکنه
مامان یانبیان بهم گفته بود
زود باش برو تو
در ضمن برو طبقه بالا تا نگفتم نیا پایین
فهمیدی؟
بله
خدای من برای چی هی دونگ اینو برداشت آورد خونه
منظورش از مامان یانبینا چی بود؟
یعنی مامان دیگه ای هم داره؟
خدای من
تا دلت میخواد دنبال پیراشکی فروشی بگرد
یک ساعت رستورانش تا اینجا فاصله داره
چی شده بابا ؟ ایجام نیست؟
یه رستوران دیگه توی کوچه بغلی هست برو اونجا رو بگرد
باشه
بابا اونوره
شین یه
شین یه کجا رفت؟
تلفنم اینجا تو جیبم بود
!اوه شین یه
آقا لطفا کمکم کن دخترمو پیدا کنم
دخترم رفته
اسم دخترم پارک شین یه است - ولم کن مرتیکه دیوونه -
!شین یه
!شین یه
!شین یه !شین یه
!شین یه !شین یه
!شین یه
!شین یه
پدر بزرگ اتفاق بدی افتاده
چی؟ یعنی چی دای هون گم شده؟
بابا اصرار داشت بریم دنبال پیراشکی فروشی بگردیم
اما یهو فرار کرد مثل اینکه حالیش نبود
منظورت چیه که یهو فرار کرد؟
ای خدا توی این سن باید کارت دیداکجی درست کنم
اینوطری درست میشه؟
آره درست بود
کار کرد
سلام منم
مادر داکجی ها چی شد؟
رفتم از روزنامه فروشی شبیه اونهارو خریدم
و یه خروار ازشون درست کردم
دیگه تموم شد برگرد
پس بذارشون توی همون جعبه بذار توی اتاق پدر بزرگ من الان میام
خیلی خب
ای وای باید زودتر تمومش کنم
!شین یه
!شین یه
!شین یه
!شین یه
...شین یه
!بابا
!شین یه! ایوای شین یه
بابا کجا بودی؟ یه ساعته دارم دنبالت میگردم
برای چی هی دردسر درست میکنی؟
فکر کردم تو داری دنبالم میای
من دنبالت بودم ولی تو یهویی فرار کردی
نه نکردم
من داشتم دنبال پیراشکی فروشی میگشتم تو یهویی رفتی
بابا تو چته چرا همش پرت و پلا میگی؟
من واسه چی گم شم؟ تو یهویی پا گذاشتی به فرار
سعی کردم دنبالت بدوم ولی یهو گمت کردم
واقعا من اینکارو کردم؟
من واقعا فرار کردم؟
!بله
معذرت میخوام
معذرت میخوام شین یه
اگه اینطوری به نام یی نگاه کنی صورتش چروک میشه
معذرت میخوام اینقدر خوشگله نمی تونم جلوی خودم بگیرم
دختر من خوشگله؟
خب آره خوشگله به خودم رفته
منم وقتی جوون بودم
خیلی خوشگل بودم
باعث میشدم کلی مرد بخاطرم گریه کنن
وقتی الان بهشون فکر میکنم دلم براشون میسوزه
چرا شما مثل یک خانواده رفتار می کنین؟
اینجا محل کاره
هی کیم یون بین اینجا بزرگتر هست این چه رفتاریه؟
شما باید سر قولی که به من دادی وایسی
قولی که آدم فقط عاشق یه زن میشه
برو توی قنادی منتظر بمون
من و تو باید با هم جدی صحبت کنیم
صبر کن آقای کیم
منم باید با وون بین صحبت کنم میشه شما و نام یی یه لحظه مارو تنها بذارین؟
مادر چی میخوای بهش بگی؟
نام یی تو برو با آقای کیم یه قهوه بخور
باشه چشم ...نام یی شما بیا بریم
وون بین ...بشین اینجا
چشم
وون بین تو از نام یی بدت میاد؟
نه من واقعا به عنوان یه دوست دوستش دارم
ولی نه به عنوان مادر
پس یعنی میخوای پدرت و نام یی از هم جدا بشن؟
بله
اما وون بین
هیچی توی این دنیا وحشتناک تر از این نیست که باعث جدایی دو نفر بشی که عاشق همن
با این حال شکستن یک قول هم وحشتناکه
پدرم قول داده بود که فقط مادرمو دوست داشته باشه
به نظرتون قرار گذاشتن با یه زن دیگه شکستن اون قول نیست؟
درسته شکستن قول هم چیز وحشتناکیه
با اینحال اگه پدرت بخواد برای همیشه فقط با تو زندگی کنه
فقط برای اینکه سر قولش به همسرش باشه
فکر نمیکنی خیلی تنها بمونه؟
No comments yet. Be the first to leave one.