لومړۍ 200 کرښې.
بقیهش اینجاست.
فقط یه کم خودتونو جمع و جور کنید.
هی، رفیق، بیا دیگه! یه آبجو دیگه بگیر.
عالیه! بریم، بریم، بریم!
بیاین دیگه، مردم! تکون بخورین! وقت، پولِ!
بریم! تکون بخورین! تکون بخورین! تندتر!
چی شد؟ مگه بهتون گفتیم آرومتر برین؟
بیا دیگه! عجله کن! عجله کن! لعنتي، عجله کن!
تکون بخور!
مگه بهت گفتم آرومتر بری؟ لعنتی، تکون بخور!
همه ی واحدها، آماده باش.
هر مدرکی رو نگه دارین قبل از اینکه بتونن نابودش کنن.
تکرار میکنم، هر مدرکی رو نگه دارین.
بریم، بریم، بریم!
DEA! همین الان روی زمین بخوابید!
-چرت! -همین الان روی زمین لعنتی بخواب!
تکون بخور! تکون بخور!
وای، چرت! اینا فدرالن!
DEA!
DEA! دستاتونو بالا ببرید!
دستاتونو بالا!
-متآمفتامین رو بندازین پایین! -دستاتونو بالا ببرید!
حتی فکرشم نکنین، وگرنه تیراندازی میکنیم!
به جهنم برین پایین! تکون نخورین!
یکی بهم بگه اینا چه مشترکی دارن.
شکارچیان رأس هرم غذایی؟
درسته.
شکارچیان رأس هرم غذایی در بالای زنجیره غذایی قرار دارن.
در اکوسیستم خودشون بیرقیب هستن...
... توسط هیچ شکارچی طبیعی دیگه ای.
کایل!
جانم؟
چرا شکارچیان بالای زنجیره غذایی انقدر پرخاشگرن؟
چون مجبورن؟
میشه یه کم قشنگ تر بگی؟
ام...
غریزه ی تکاملی شونه که یه جورایی... بینظیرن تو...
وحشیگری.
شکار میکنن، زندگی میکنن. همین.
پرخاشگری یه وسیله س برای زنده موندن.
کایل!
وای خدای من!
سلام، آلیس!
مرسی.
- آره، منم خیلی دلم برات تنگ شده بود. - خوبی؟
خوبم.
خیلی عالی شدی.
وای خدا، اونا اونجان.
- باید بریم. - ها؟
پس اینجا قایم شده بودی؟
کایل، دانشجوی زیست شناسی.
خیلی معذرت میخوام.
مجبور بودم. اونم دوست جیمی بود.
و وقتی فهمید که داریم خاکسترشو تو کیز پخش میکنیم
خب...
به علاوه، به یه ماشین نیاز داشتیم، پس...
واقعا معذرت میخوام. ماشینمو فروختم و...
- چی؟ - به... به پول نیاز داشتم
ولی بعدا همه چی رو بهت میگم.
کایل! آلیس! بزن بریم!
لطفا مهربون باش. یه کم صبر کن، باشه؟
بله؟
گرفتیش؟
آره.
خب، چه بلایی سر ماشینت اومد؟
خیلی دوسش داشتی.
وقتشه دیگه.
دیگه تقریبا ازش استفاده نمیکردم، واسه همین فروختمش.
بابا اون ماشین واست مثل یه چیز خیلی با ارزش بود.
بیخیال.
کار مامانم بود.
باز دست به کار شده.
دست به حساب بانکیام زده.
چقدر بد؟
تو شرطبندی، همه پولمو خالی کرد.
دوازده هزار دلار.
به علاوه، ۲۷ هزار دلار هم به قرضدهندهها بدهکاره، پس...
-وای خدای من. -و منم ول کردم.
چی؟
به پول نیاز دارم، کایل.
تقریبا هر ساعتی که خدا روزی میده، کار میکنم.
شماها آواز بخونین، این آهنگ مورد علاقمه.
گفتم سیگار نکشین.
یادم رفت.
وای!
و ده امتیاز برای سم، مردِ!
-ده از ده بود. -من بهش ده از ده میدم.
ممنون. ممنون. هاها!
میرم یه همبرگر و یه آبجو بگیرم.
-شماها میخواین؟ -آره، یه آبجوی دیگه میگیرم.
- واضحه دیگه. - آره؟ کایل؟
آره، باشه، یکی برمیدارم.
اوکی!
عالیه!
اونم که خیلی بد نیست.
خدایا، خیلی اعصابمو خورد میکنه.
آره، ولی خب، منظورم اینه که، کی نیست، نه؟
تو.
و البته جیمی.
کایل...
فقط چون دوست دارم بهت میگم، ولی...
نه الان، ولی یه زمانی باید...
باید بری جلو، میدونی؟
میدونی...
هیچ وقت نفهمیدم چرا مردم اینو میگن.
یعنی، اصلا چجوری میشه از کسی که دوستش داری بگذری؟
از دست دادن کسی که دوسش داری؟
منم خیلی دوسش داشتم.
آره، خب، خیلی خوب میشد که برای یه لحظه هم که شده،
دیگه بهم نگن چیکار کنم.
کایل.
-چشه این دختره؟ - یه چیزی تو مایه های تو.
من چه کار کردم؟
-بریم باهاش حرف بزنم؟ - نه.
خوبی آبجی کوچولو؟ کجایی دختر؟
ولش کن دیگه، زود بیا اینجا.
نمیشه.
میفهمم.
باشه؟ قول میدم، میفهمم.
ولی قایم شدن، به این فکر کردن که زندگی رو حفظ کنی،
یعنی داری زندگی رو زندگی نمیکنی.
همم. آروم یه کم آواز بخون.
عالیه.
بلند شو، بلند شو!
صبح بخیر!
صبح بخیر.
بلند شو، بلند شو، بلند شو!
بیاین امروز یه کاری راه بندازیم، بچهها!
بلند شو!
کایل، میبینمت.
باشه، بزن بریم.
دارم میام.
- اوه! - دو دقیقه وقت داری.
چشم. باشه.
هی، کسی یه نوشابه واسه من میاره تا برم اونجا؟
زود باش!
اینو میبینید؟
اینجا منطقهی تمساحهاست.
بهتره از آب دور بمونید.
قرار نیست هیچ کدومتون رو نجات بدم.
میخوام فقط خودم رو نجات بدم.
وای، سم، دروگرها.
حملهی تمساحها.
تشنهی خون.
از آب دور بمونید. اینجوری نجات پیدا میکنید.
آره.
آره، این همون خودشه، درست میگم.
کدوم؟
اون بزرگه.
یه جای زخم عمیق مثل دره.
کایل، خوبی؟
بریم.
- مواظب خودتون باشیدا، فهمیدید؟ - بریم دیگه، پاشو.
نمیدونم میتونم از دستت خلاص بشم یا نه.
خب، این دفعه میتونی آرومتر رانندگی کنی؟
- هنوز کلی راه مونده. - منظورت چیه؟
چرا حس میکنم یه چیزی رو ازم قایم میکنی؟
بچه ها، بابت دیشب معذرت میخوام.
سخته دیگه، میدونی؟
نیازی نیست از ما معذرت خواهی کنی، کایل.
ما هوات رو داریم.
پارک تمساح، تمساح تو اخبار.
اینجا دیوونه وار پر از تمساحه.
کسب و کار بزرگیه.
هی، میدونی تخم تمساح چقدر می ارزه؟
یه پولی که نگو.
و اینم سورپرایز من برای شما دوتا.
چرا تو فرودگاهیم؟
واقعا چه غلطی کردیم؟
چی؟
باشه، خیلی هم ناسپاسید، نه؟
فکر کردم زودتر برسیم و بیشتر تو کیز بمونیم،
نه اینکه فقط تو راه باشیم.
آره، چه ایده ی خوبی.
میدونی کایل از پرواز وحشت داره، نه؟
آره. خب؟
ما باید تا آخر عمر روی زمین بمونیم؟
تا آخر عمر روی زمین بمونیم؟
بهش بگو یه قرص بخوره و بریم.
اوه، چرت.
لعنتی...
بچههای لعنتی.
به خطوط هوایی فرانک خوش اومدید.
خب، خوشگل که نیست، ولی کار راه میاندازه.
تا حدی.
بیاین سوار بشیم.
دیر کردین، و اینجا از یه کباب داغ هم داغتره.
-هی، این واقعا جدیه؟ - اوف.
-هی، آقا فرانک... -ای بابا!
یعنی، تقریبا مطمئنم که سیگار کشیدن تو فرودگاه
خیلی بده، نه؟
سلام رفیق.
احتمالا باید خیلی زود طرفدار سیگار بشی.
یا ممکنه بفهمی که اون کفشای بیجو اونقدرها هم خوب نیستن
وقتی هزار مایل تا فلوریدا پیاده روی کنی.
حرفمو میفهمی رفیق؟
خوبه.
کیرم تو خایههات.
رانندگی کردن برام مهم نیست.
- آره. موزیک بذار. - آره.
No comments yet. Be the first to leave one.