The Last Empress

The Last Empress (황후의 품격)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

Specials

د خپرونې معلومات

황후의 품격~The Last Empress E17-E18❤️(Barcode)❤️
د لخوا تبصره Mary_fall
❤️@barcodesubtitle❤️

تګونه

other
په خپور شو: 2018-12-20
ډاونلوډونه: 17
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

لطفا عصبانی نباشید

میدونین که من خیلی سریع عصبانی میشم

گفتین عصبانی یین اما کل غذایی که درست کرده بودم رو خوردین

مادربزرگ

یعنی خوابن؟ خوابیدین؟

مادربزرگ اگه اینجوری بخوابین دستتون درد میگیره

صاف بخوابین

مادربزرگ

مادربزرگ

خون مادربزرگ

مادربزرگ

تو کی هستی؟

تو همون کارگر نیمه وقت توی رستوران مرغ سوخاری نیستی؟

اینجا چیکار میکنی؟

چطور اومدی داخل؟

میشه چیزی که توی جیبمه رو بیاری بیرون؟

سوالتو جواب میده

چطور این کارت سلطنتی رو داری؟

بذار رسما خودمو معرفی کنم

من لی یون ولیعهد امپراطوری کره ام

تو ولیعهد لی یونی؟

میخواستم بعد از اینکه مادربزرگم رو ملاقات کردم آروم و بی سر و صدا برم

فکر کنم بد موقع اومدم

در مورد هویتم یا اینکه امشب اینجا بودم

به هیچکس چیزی نگو

این یه دستور از طرف ولیعهده

من چون وو بین به دستور شما عمل خواهم کرد عالیجناب

توی رستوران میبینمت

تو به عنوان یه نگهبان منم به عنوان یه کارگر نیمه وقت

چه خبر شده؟ منظورتون چیه حال مادر خوب نیست؟

چیکار میکنید؟ سریعا ببرینش بیمارستان

ملکه بزرگ فوت کردند

اصلا با عقل جور در نمیاد

تا دیشب حالشون کاملا خوب بود چطور ممکنه؟

من باورم نمیشه

نمیتونم بذارم اینطوری ما رو ترک کنن

یه کاری کنین همین حالا

از زمان مرگشون دو ساعت میگذره

هیچکاری از دستمون برنمیاد

مادر - مادربزرگ -

چطور ممکنه؟ - مادربزرگ -

مادربزرگ - لطفا چشماتونو باز کنین -

مادربزرگ

لطفا همین الان چشماتونو باز کنین

مادربزرگ

مادربزرگ

امروز رو عزای عمومی اعلام میکنم

از خانواده ی سلطنتی که الان عزاداره محافظت کنید

تا وقتی که پلیس برسه صحنه جرم رو همینطور نگه دارین

جلسه رو بخاطر

نگران نکردن مردم متوقف کنید

ما طبق دستور شما عمل خواهیم کرد

مرگ ناگهانی ملکه بزرگ

که قرار بود با امور داخلی سلطنتی جلسه ای داشته باشن

تمام اعضای خانواده سلطنتی و همینطور مردم رو در شوک فرو برد

خانواده سلطنتی اعلام کردند که

احتمال قتل به طور کامل بررسی میشه

گمان میره که - ملکه بزرگ -

که ایشون مسموم شده باشن

سنجاق مویی که توی قفسه سینه اشون فرو رفته بود

به هیچ نقطه ی حیاتی برخورد نکرده بود تایید شده که اون کشنده و

علت مستقیم مرگ نبوده

در عین حال پلیس در حال بررسی احتمال قتل

بخاطر مشاجرات پیش آمده

مادربزرگ

این یعنی چی

کی بوده؟

کی تو رو به قتل رسونده مادربزرگ؟

من باورم نمیشه

سم توی قصر؟

آخه کی مادربزرگ رو مسموم کرده؟

اون اون خیرخواه و نجیب بود

مجرم یکی از افراد قصره

اول باید اونو بگیریم

من نمیتونم اون فردی رو که چنین بلای وحشتناکی

سر مادربزرگ آورده رو ببخشم

تو که هیچ نسبتی با ایشون نداشتی انقدر ادا در نیار

تو که گریه نمیکنی انگار اصلا ناراحت نیستی

چرا توی اون ساعت رفته بودی پیش مادربزرگ؟

چی داری میگی؟

توی خیلی از پرونده ها اولین شاهد همون مجرم بوده

مواظب حرف زدنت باش - چه بهشم برمیخوره -

فکر میکردم برای تعطیلات به جزیره ی گوانگهوا رفته باشی

کی به قصر برگشتی؟

بگو تقصیر کی بود که من باید به اونجا میرفتم

صداتونو بیارین پایین

چطور جرئت میکنین توی عزای عمومی صداتونو ببرید بالا؟

مادر بزرگ دقیقا توی روزی که درخواست جلسه

با امور فنی سلطنتی رو داده بود به قتل رسیدند

این چه معنی ای میده؟

یعنی کار کسیه که با جلسه مخالفه

یعنی کار کسیه که میخواست متوقفش کنه

اون شخص خود مجرمه

ما داریم مدارکی رو که از صحنه جرم جمع کردیم بررسی میکنیم

چون که قتل صورت گرفته ما باید کل قصر رو تحت کنترل بگیریم و بگردیم

و افراد خانواده سلطنتی هم باید تحت بازجویی قرار بگیرن

منظورتون چیه؟

چرا باید از ما بازجویی بشه؟ ما خانواده سلطنتی هستیم

قصر یه مکان مقدسه نمیشه همینطوری بگردینش

طبیعتا باید ازمون بازجویی بشه

اعضای خانواده سلطنتی اولین مظنون هان مگه نه؟

خیلی خب

من بزرگ این خانواده ام پس من تصمیم میگیرم

همین الان خبر میدم و مطمئن میشم

که کسی وارد یا خارج از قصر نشه

و شما نه تنها از خانواده سلطنتی

بلکه از همه ی کارمند های قصر بازجویی میکنین و گوشه گوشه ی قصر رو میگردین

مطمئن بشین که همه ی شک و گمانه ها از خانواده ی سلطنتی برداشته میشه

ما کاملا باهاتون همراهی میکنیم

اتاق بازجویی موقت

پس ملکه ی مادر رو دیدی

بله

من داشتم رو به روی اقامتگاه ملکه ی بزرگ تمیزکاری میکردم

که دیدم ملکه ی مادر از اتاق ایشون خارج شدند

فکر کنم حدودای پنج صبح بود

درسته

رفتم که صبح زود بهشون ادای احترام کنم

مادر بیدار شدین؟

مادر

میگین که همینطوری اونجا رو ترک کردین درسته؟

جدیدا بیشتر از حد معمول میخوابیدن

برای همین بدون شک کردن به چیزی اونجا رو ترک کردم

باید در رو باز میکردم

خیلی از اینکار پشیمونم

میفهمم میتونین برین

اگه خانم هونگ اونجا میبود این اتفاق نمیوفتاد

چرا خانم هونگ سر پستش نبود؟

اون باید همیشه کنار ملکه بزرگ بمونه

خب

شنیدم که با ملکه به ویلا رفته بودند

چرا خانم هونگ رو به ویلا برده بودین؟

من اینکارو نکردم

مادربزرگ فرستادنشون پیش من

چرا امروز صبح زود به قصر برگشتین؟

میخواستن به جلسه با امورفنی برن

برای همین اومدن تا براشون آرزوی موفقیت کنم

ایشون داشتن برخلاف خواسته ی همه عمل میکردن

برای همین احساس بدی داشتم

من به اقامتگاه ملکه ی بزرگ نرفتم

شاهدی هم برای این حرفتون دارین؟

من با پادشاه بودم

منظورتون پادشاه لی ئه؟

ما تمام شب رو توی دفتر ایشون کار کردیم

تا همه چیز رو برای حضور نماینده ی دولت روس آماده کنیم

بله

ما تا دیروقت باهم کار کردیم

اما بعد از اون من به اتاقم رفتم تا بخوابم

پس میگین که نمیدونین صبح زود

مین یورا کجا بوده؟

چرا باید بدونم سرپرست دستیارها

صبح زود کجا بوده؟

ببخشید عالیجناب

بازجویی خوب پیش رفت عالیجناب؟

حتی اگه کاری هم نکرده باشین اینکار خیلی خسته کننده اس

عالیجناب

نگو که

تو بودی - منظورتون چیه؟ -

تو مادربزرگم رو کشتی؟

مزخرفه

پس صبح زود کجا رفته بودی؟

یواشکی از اتاق زدی بیرون

به من شک دارین؟

امروز صبح وقتی به اتاق مادربزرگ رفتم

بوی چایی ای که خانواده سلطنتی تایلند بهم هدیه داده بودن به مشامم رسید

اون بوی خاص رو همون لحظه تشخیص دادم

الان چک کردم و یکیشون گم شده

بله درسته

من به اقامتگاه ملکه بزرگ رفتم

من رفتم که راضیشون کنم تا به جلسه ی امورفنی سلطنتی نرن

بانوی من من یه سری چای معطر دارویی پیدا کردم

و یاد شما افتادم برای همین براتون یکم آوردم

اگه صبحا بخورینش برای گردش خونتون خیلی خوبه

میخواین یکم بخورین؟

بانوی من خوابین؟

اما حتی نچرخیدن برای همین اونجا رو ترک کردم

مطمئنی که اتفاقی نیوفتاد؟

راستش به نظر من خودتون بیشتر مشکوکین

چی؟

این

این دکمه ی طلایی کف اتاق افتاده بود

مال شماست

موندم این اونجا چیکار میکرد

شاید درگیری ای پیش اومده؟

پس بیخیالش شین

حتما باید نوه اتون رو یه قاتل جلوه بدین؟

توی عوضی - بس کنین -

امور فنی

مسخره اس

چرا باید باهاشون وارد دعوای فیزیکی بشم؟

لازم نیست عصبانی بشین

تا وقتی که مطمئن باشیم نه من بودم و نه شما

فقط میتونه کار یه نفر بوده باشه

بانوی من

کاری هست که باید ترتیبش رو بدم؟

چرا؟

فکر میکنی من ملکه بزرگ رو کشتم؟

چرت و پرت نگو

من مطمئنم که کار مین یورا بوده

خانم مین؟

تا الان پادشاه در اختیار اون بوده

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left