لومړۍ 200 کرښې.
زيرنويس از مهدي shine021
در جهانی پر از ابهام و بیاطمینانی
و آشفتگی سیاسی، نوری درخشان پدیدار میشود،
که آماده است سنا را به سوی آیندهای روشنتر هدایت کند.
سلام به همه، خیلی ممنون که اومدین.
ممنونم. نه، خیلی ازتون ممنونم.
با بنت وایلدم آشنا بشین،
تجسم امید و پیشرفت.
بذارین بهتون بگم چرا میخواین بنت توی سنا باشه،
چون من برای شما مبارزه میکنم.
برای بچههاتون مبارزه میکنم،
برای خانوادههاتون مبارزه میکنم،
برای آیندهمون مبارزه میکنم.
آمریکا سزاوارِ...
رفاه و فرصتهایی شکوفا باشن
برای هر شهروندی با هر پیشینهای.
با دانش سیاسی فراوان
و سالها خدمت به جامعه،
اون همون رهبر باتجربهایه که سنا بهش نیاز داره...
نمیتونین این کار رو تنهایی انجام بدین. کار تیمیه،
و شما همه همون تیم هستین.
برای یک روز تازه آماده بشین.
...نامزدی که از مرزهای حزبی عبور میکنه
در کنار همسر فداکارش،
با حمایت تعدادی از بهترین کارکنان آمریکا
و کسی که از صمیم قلب برای همه آمریکاییها اهمیت قائله...
درسته، چون ترجیح میدم به مردم کمک کنم
تا بهشون حمله کنم.
سرتون رو خم کنین، بعد پناه بگیرین.
...جایی که همه صداشون شنیده میشه
و هیچکس جا نمیمونه.
بنت نامزدیه که ما رو
به اون رؤیا نزدیکتر میکنه.
نزدیکتر به اون رؤیا.
به اون رؤیا.
من بنت جی. وایلد هستم، و این پیام رو تأیید میکنم.
به جنبش و به این آرمان بپیوندین،
و با هم آیندهای روشنتر برای آمریکا بسازیم.
زيرنويس از مهدي shine021
با اینکه منابع بینالمللی تأیید کردهاند
این آزمایشها ماهیتی عادی دارن،
تنشها همچنان در حال افزایشه،
و موضوع سلاحهای هستهای همچنان
در صدر بحثها قرار داره.
خب، اگه این حالوهوای جشن رو عوض نمیکنه.
نه؟ چطوره بازی رو روشن کنم؟
سرگرمی ملی آمریکا در روز ملی آمریکا.
اوه، پس یهو طرفدار بیسبال شدی؟
من مردمیام، مگه نمیدونی؟
جزئی از کاره.
همهش جزئی از کاره.
ملیندا، خیلی خوشحالم که اینجایی.
میدونم امروز چهارم ژوئیهست. ترجیح میدادی پیش خانوادهات باشی
ولی امشب برای ما شب مهمیه،
و بدون تو از پسش برنمیاومدیم.
حتماً، آقای وایلد. مشکلی نیست.
اگه مثل همیشه چیزی اضافه اومد،
میتونی ببریشون خونه برای خانوادهات.
ممنون. خیلی خوشحال میشن.
مواظب باش کثیفکاری نشه، ملیندا.
ببخشید، خانم وایلد.
در رو باز کن.
باید برم برای مهمونات یه سر و سامونی به صورتم بدم.
خب، سلام.
-چهارم ژوئیه مبارک. -ماچ.
شوهرم، مایلز، یادتونه.
مایلز، از دیدنت خوشحالم.
ممنون که دعوتمون کردید، سناتور.
امروز چهارم ژوئیهست، فقط اسم کوچیک.
بفرمایید داخل.
خب، خوبه که همه رو خارج از اداره میبینم
و دور از شامهای جمعآوری کمک مالی.
مایلز، شاگردهات چطورن؟
امیدوارم دارن از تعطیلات تابستونیشون بدون تکلیف لذت میبرن.
اوه، یادم انداخت.
امسال قراره به مایلز
و شاگردهاش ملحق بشی تا بوقلمونِ دستنگاری بکشید.
برای رسانهها خیلی خوبه، و البته
چند سال دیگه، قراره یکیشون رو عفو کنی.
هوم.
ببخشید. باید اول درباره بوقلمونهای دستنگاری میپرسیدم.
فقط یه کم استرس دارم.
اگه تو رو انتخاب نکنه، احمقه.
برو مخش رو بزن.
پس بوقلمونهای دستنگاری، هان؟
نقشه جسورانهایه.
خب، این فقط یه بخششه.
لیسا، فقط سه سناتور بودن که مستقیماً از کنگره
به دفتر بیضی رفتن، اون هم طی بیشتر از دویست سال.
و با آدم درست در کنارت،
که وجهه سیاسیات رو بسازه، میشی چهارمین نفر.
خب، اداره کردن یک
دولت کارآمد، بیشتر از وجهه عمومی میخواد.
خب، چه خوب که ما یه آدم قابلاعتماد
مثل یه استراتژیست سیاسی تو تیممون داریم.
حالا که صحبتش شد، هری کجاست؟
چی؟
-زود باش، بگو دیگه. -فقط بهم قول بده
درباره پول
یا سیاست یا مذهب حرف نزنیم.
میخوای چی باشم، لال؟
این کاره، زویی.
فکر کردم باربیکیوِ جشن چهارم ژوئیهست.
فقط یه تشکر ساده ازش بکن،
همین، بیشتر ازت نمیخوام.
بهت کمک کرد، درحالیکه مجبور نبود.
من که ازش نخواستم.
-زویی. -چیه؟
خودت بودی که از دیر رسیدن داشتی دیوونه میشدی.
هی.
ببین، خیلی مهمه که امشب خوب پیش بره.
ازش تشکر میکنم، باشه؟
راضی شدی؟
ولی هر وقت خودم بخوام این کارو میکنم.
فهمیدی؟
ممنونم.
عالیه. دیگه کارمون تمومه؟
صبر کن، پای کجاست؟
تادا!
صحیح و سالمه.
-این خندهدار نیست. -یه کم خندهداره.
-خندهدار نیست. -باشه.
چهارم ژوئیه مبارک، هری.
همچنین، لیزا.
هری، بیا تو.
تو باید زویی باشی.
من لیزا هستم.
اوه، میدونم کی هستی.
این باید...
بله، این خواهرم زوییه.
زویی، سناتور وایلد.
بنت صدام کن.
خوشحالم بالاخره میبینمت، زویی.
آره، فقط میخواستم بگم
چه جای قشنگی دارید اینجا.
خب، خیلی ممنونم.
همسر زیبام، رجینا، خیلی خوب دکوراسیون میکنه
البته کارهای دیگهای هم بلده.
آره.
بگو حامی مالی کمپین.
اشکالی نداره یه سرکی بکشم؟
اصلاً. راحت باش.
خودت رو راحت کن، خونهی خودته.
سلام، شما دوتا.
خوش اومدید، خوش اومدید.
رجینا، خونهتون خیلی قشنگه.
بنت گفت همهی کارها رو خودت انجام دادی.
نه از روی انتخاب.
-ممنون. -خواهش میکنم.
ببین میتونی این مرد رو سر انتخاب یه نمونهرنگ راضی کنی.
نه.
خب، اگه اجازه بدین،
برم یه دستی به شاممون بکشم.
عالیه. ممنون عزیزم.
شراب.
یه پینو نوآر ۲۰۱۶ اورگن دارم با طعم خاکی و دلنشین،
یا اگه یه چیز کمی سبکتر و خنکتر میخواین،
سانسر ۲۰۱۸.
-نه، همون خوبه. -من عاشق سانسرم.
باشه.
خب، میدونم امشب نباید دربارهٔ کار حرف بزنم—
ولی یه بحران درستوحسابی تعطیلی سرش نمیشه.
نه، واقعاً نمیشه.
برای اینکه این یکی رو سریع تموم کنیم،
تا آخر امشب قراره انتخاب کنم
رئیس دفتر بعدیم رو.
خب، خودتون میدونین چقدر رقابت سالم رو دوست دارم،
پس بفرمایین، شروع کنین.
خب، هرکی رو که انتخاب کنین،
میتونم هفتهٔ بعد توی برنامهم اعلامش کنم،
اگه مایل باشین.
کدوم برنامه؟
- اِ، سیانان. - اِ، سیانان.
میخوان نظر حزبی من رو دربارهٔ آزمایشهای اخیر
موشکی بینالمللی بدونن.
چیز خیلی مهمی نیست.
توی استودیو؟
آره، سهشنبه توی نیویورک.
همین سهشنبه توی نیویورک.
هوم، شاید مجبور بشم یه سر به دفتر بزنم.
حالت خوبه؟ چی شده؟
چقدر بده؟
خوبم، خوبم. این— این—
میدونم فکر میکنی خیلی زرنگی، ولی نیستی،
و این براش گرون تموم میشه.
اوه، حسودی نکن.
یه روز تو هم روی اون صفحهای، بچهجون.
پای خوشمزهایه.
سهشنبهشب شام خیریهٔ خانوادهٔ من رو داریم.
نمیدونستم باید بیام.
لازم نیست بیای، بنت.
فقط فکر میکنم خانواده خیلی ازت حمایت کردن
و اگه قصد داری اعلام کنی
که بهار کارزار ریاستجمهوریت رو شروع میکنی، بهتره—
چرا همیشه این کارو میکنی؟
چه کاری؟
هر بار دربارهٔ این حرف میزنی که چطور خرج منو دادی،
یا اینکه پدر و مادرت چقدر از من حمایت میکنن،
انگار یه مهرهٔ کوچیکم روی صفحهٔ بازی
که هر طور بخوای جابهجاش کنی.
No comments yet. Be the first to leave one.