لومړۍ 200 کرښې.
میدونی، من دختر یه استادکارم، یه نجار
گری دلاروس
اون تازگی بازنشسته شده و کل ابزارای قدیمیش رو داده به من
یه جورایی حس میکنم یه ذره ناراحته که کسی نیست
راهش رو ادامه بده و میراثش رو حفظ کنه
متأسفانه من هیچوقت هیچکدوم از اون مهارتها رو یاد نگرفتم
چون همش مشغول بدو بدو کردن بودم
توی جنگل با سگهام
بابام یه استادکار واقعیه
من بیشتر از اون مدلهاییام که
با خودم میگم: «پسر، باید دفترچه راهنماشو میخوندم»
میخوام میراث «گری» رو ادامه بدم
واسه همین امروز دنبال یه چیزیام که نیاز به تعمیر داشته باشه
و مصمم هستم که خودم یاد بگیرم
چطوری یه وسیله رو بازسازی کنم و بهش جلا بدم
چیزی که قرار بود سر از سطل آشغال دربیاره
و میخوام به یه چیز جادویی تبدیلش کنم
تا بابام بهم افتخار کنه
وقتی انباریها به امون خدا رها میشن
خوب به این یکی نگاه کنید
اووو! دمش گرم
گنجینههای داخلش
اوه
به حراج گذاشته میشن
فکر کنم برنده شدم. به سبک خودت فروختیش
وو! ۴۰۰ تا
واف
پ-و-ل
حاضرید؟
واسه حراجی هیجان دارید؟
آره، خیلی هیجان دارم
فکر کنم تمرکزم رو بذارم روی همون فرمول همیشگی تبدیل آشغال به پول
خب، بیا سعی نکنیم آشغال پیدا کنیم
آره، میخوام از همون اول چیز خوبی باشه
آره، دقیقاً
ولی میدونی، گاهی بهترین چیزها
اونایی هستن که دیده نمیشن
معمولاً یه نشانهای هست که بهت میگه
ممکنه یه چیز خوبی اون تو باشه
بهش بگو نوک کوه یخ
آره
میخوام اینو بکنم شعارم
من نوک کوههای یخ رو میخرم
من میشم «هودینیِ آشغالها» و تو هم میتونی «ملکه یخی» باشی
این خیلی خوبه
آره، واقعاً خوبه
من آشغالها رو ناپدید میکنم
هودینیِ آشغالها
امروز میریم حراجی توی وست کووینا
به امید اینکه یه کم از پول کنسرت رفتنم رو جبران کنم
چون تا «رد راک» کلرادو رانندگی کردم تا برم کنسرت
و واقعاً معرکه بود
دارم با تهِ مونده انرژی و آدرنالین سر میکنم
و تصمیم گرفتم توی این سن، فقط کارهای باحال انجام بدم
بچهها بزرگ شدن. خب چرا که نه، مگه نه؟
پس فقط باید پول بیشتری دربیارم
تا بتونم باز هم برم کنسرت
آدم کلاً یه بار زندگی میکنه، مگه نه؟
خب، حداقل زود رسیدیم
به عنوان جادوگر آشغالها، یه شعبدهبازِ زباله
که میتونم چوب جادوم رو روی یه تپه آشغال تکون بدم
و تبدیلش کنم به پول، درست مثل اون تودهای که دفعه قبل اینجا خریدیم
اینم از چوب جادوت
این که چوب جادو نیست
این شبیه اون دستگاههای گنجیابه که طلا پیدا میکنن
و شروع میکنن به لرزیدن
یعنی، بد نیست یکی از اونا داشته باشم
بفرما، ماهیگیر هم اومد
چرا داری به علفها دست میزنی؟
سلام آقای ماهیگیر
بزنیم قدش یا بغلت کنم؟
امم، هر دو. چون من از بغل، بغل میکنم
جناب، صبحت بخیر
هنوز جواب سؤالم رو ندادی
اوه، بهش گفتم یه چوب جادو لازم دارم که بتونه
یه کپه آشغال رو به پول تبدیل کنه
اینطوری که نمیشه
میفهمم
اینکه همیشه میبینه من این کار رو میکنم
حتماً واسش مثل جادو میمونه
هی. سلام بچهها. به من توجه نکنید
اون چیه؟
چرا چکش دستته؟
بابام نجاره
و تازگیها کل ابزارای قدیمیش رو داده به من
واسه همین میخوام
چیزمیز تعمیر کنی؟
آره میخوام وسیله تعمیر کنم. ممنون لوپه
پس در واقع داری به ما میگی
که میخوای بابت دراورهای داغون و خطخطی پول بدی
زدی تو خال
از همین الان دستش رو رو کرده
آره. لوپه، داری چی رو نگاه میکنی؟
ولی این توی انبار بهت میگه که
عمق انبار چقدره؟
این کلی اطلاعات مهم بهم میده
قدت چقدره؟ حتماً
آره، میتونیم این اطلاعات رو بفهمیم
همیشه واسم سؤال بود قدم چقدره
دارم ابزارهاشو امتحان میکنم
قدت ۶۷ اینچه
این چیزی بهت میگه؟
باحاله
خب معلومه که یه عدده
ولی واسه یه آدم چه معنیای میده؟
میدونید چیه؟ واسه شما خانما یه کادو دارم
یه پنکه کوچیک دارم، آخه هوا گرم میشه
لازم نیست الان ازش استفاده کنید
یا اگه خواستید وقتی رفتید توی ماشین، هر جور راحتید
خوشم اومد
ولی چه رنگی دوست داری؟
اومم
این یکی رو بردار. عالیه
بنفشه. بنفش
مرسی. بنفش
خواهش میکنم. لطف داری
لیزا، یه کادو هم واسه تو دارم
واسه من کادو داری؟ بله
خب، صورتی دوست داری یا سبز؟
لورا
بله، یه چیز کوچیکه
خب، شاید سبز
به عینکت میآد. سبز، سبز، سبز
سبز، سبز، سبز
من طرفدار شماره یکِ توام
واو، لورا
یه جورایی شبیه یه پشه آرامشبخشه
پشه آرامشبخش؟
برندی
به حراجی خوش اومدی
کادو گیرت اومد. این مال توئه
آه
اوه، عاشقتم بابت این
خواهش میکنم عزیزم
این مخصوص دوران یائسگیمه؟
آره! به سلامتیش، خواهر
آیوی، اینم یه کادو واسه تو
واو. اوه
واو
اوه، از این یکی هم خوشم اومد
بیمنتِ بیمنت
عاشقشم
نگفته بودی حرف هم میزنه
بسیار خب، بریم
اگه تو حاضری، منم حاضرم
بریم، بریم، بریم
اوه! واو
خیلی خب، به حراجی خوش اومدید
ما دن و لورا داتسون از گروه حراجی آمریکایی هستیم
قبل از اینکه از این ورودی رد بشید
باید قوانین رو بدونید
ما میریم سراغ انبار، قفل رو برمیداریم، در رو باز میکنیم
و بهتون پنج دقیقه وقت میدیم که یه نگاهی به داخلش بندازید
حق ندارید برید داخل یا جعبهای رو باز کنید
و هر کسی که پول بیشتری توی جیبش باشه
میتونه امروز صاحبش بشه. حاضرید؟
بزن بریم
بریم، بریم، بریم
خب رفقا! بریم
وو
اوه، راحت باز شد
در ۱۰. ایول لورا ۵
اوکی. جواهرات اونجاست
اون جواهرات نیست. وسایل کریسمسه
یه آون توستر هم دارید
یه صندوقچه قدیمی اونجاست
من عاشق این صندوقچههام
آدم هیچوقت نمیدونه چی توشه. یعنی پتانسیلش رو داره
یه صندوقچه امید اونجاست. بهمون امیدی میده؟
آره
اونو نگاه کن
به نظر میرسه یه سری خرتوپرتهای خونه باشه
یه صندوق
بسیار خب
چطور بود؟ خوب بود؟
خوشم اومد که اینجا یه جورایی مرتبه
از فرشه خوشم اومد
این سبد کوچولو رو هم دوست دارم
میتونم بچههامو باهاش جابهجا کنم
خب، یه ذره
یه تیکه مبل اونجاست
انگار یه دست رنگ لازم داره
میدونی چی میگن؟ هفت بار گز کن، یه بار ببر
ولی میدونی ژاپنیها چی میگن؟
نه
میخی که سرش بیرون باشه، چکش میخوره
اینو آویزه گوشت کن
فکر کنم با این حرف مغز «دن» رو از کار انداختم
اوکی
یه سری عکس داریم، چندتا کیف، یه میز
اوه، یه فرش بزرگ و خوشگل
پس من روی این یکی قیمت میدم
خب، یه انبار داریم با یه فرش بزرگ و عالی
شروع میکنیم
تا. ۲۵ تا دارم ۲۵
چی؟ ۵۰ اونجا ۵۰
تا. اینجا ۱۰۰ دلار دارم ۱۰۰
تا کجا؟ ۱۲۵ تا دارم ۱۲۵
تا. ۱۵۰ تا دارم ۱۵۰
۱۷۵ حالا ۱۷۵ تا.
No comments yet. Be the first to leave one.