A Knight's War

A Knight's War

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

A Knights War 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264
د لخوا تبصره onlinesub
ترجمه شده توسط onlinesub.ir

تګونه

webdl
په خپور شو: 2025-04-01
ډاونلوډونه: 73
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

خیلی وقت پیش,

یه پیشگویی از ظهور یه نفر برگزیده خبر می‌داد، یه زن موقرمز که قرار بود دنیا رو تغییر بده.

اما خدایان از قدرت اون می‌ترسیدن، و به دل مردها می‌گفتن که هر بچه‌ای که شبیه این پیشگویی بود رو بسوزونن.

خدایان از قدرت اون می‌ترسیدن،

به دل مردا می‌گفتن که هر بچه‌ای که شبیه این پیشگویی بود رو بسوزونن.

و اینجوری معصومیت از بین رفت، بی‌گناه‌ها

توسط شعله‌های ترس از بین رفتن.

توسط شعله‌های ترس از بین رفتن.

نه.

رحم کن، اون فقط یه بچه‌ست.

این بچه یه هدیه از طرف نوره،

دخترته، ذریه‌ته، قسم می‌خورم.

جونت رو تباه نکن!

آوالون، دستمو بگیر.

نه، لازم نیست این کارو بکنی.

اون دخترته، من زن وفادارت هستم.

نه!

نه! نه!

یه اتفاق تاریک اینجا افتاده.

بگو ببینم، تو خوابش رو می‌بینی؟

می‌بینی، نه؟

هیچی ندیدم، چون خوابی نبود.

پس چرا با این همه ترس از خواب پریدی؟

چون چشمای

یه مرد کوچولو رو حس کردم که موقع خواب نگاهم می‌کرد.

و چیزی نخوردم.

چطوره اگه خوابتو بگی یه لقمه بهت بدم؟

اول غذا.

اول خواب.

باشه.

خواب دیدم با سه تا زن هستم،

و همشون همزمان منو می‌خواستن،

اما نمی‌تونستم تصمیم بگیرم اول کدوم رو راضی کنم.

باورت نمی‌کنم.

حالا فهمیدی

چرا وقتی بیدارم کردی انقدر عصبانی بودم؟

خیلی ناامید شدم وقتی صورتتو دیدم.

اگه این خوابت بود،

با یه شمشیر دیگه از خواب بیدار می‌شدی.

همم. شاید.

بابا، اونا اومدن.

برو مردها رو پیدا کن و بهشون بگو چی دیدی.

پیشگویی حقیقت داره.

مردات، نمیان.

به حرف پسر باور نمی‌کنن.

بریم.

بهشون بگو خودت چی دیدی.

هرچی دارن آماده می‌کنن، امشب اتفاق می‌افته.

جونمون دست توئه.

نگران نیستم، بابا.

می‌دونم.

مواظب خودت باش.

مواظب خودت باش پسرعمو.

دایی، دوباره می‌بینمت.

اینجا، تو شکوه نور.

باز هم، پسرعمو.

نه تو شکوه.

هنوز نه.

شاید اونو به مرگ محکوم کردی.

وقتی بشنون که پیشگویی حقیقت داره، میان.

تو کورکورانه به آدما اعتماد می‌کنی.

و تو اصلا بهشون اعتماد نداری.

باد از بالا می‌وزه.

آره.

ولی به کجا می‌رسه؟

خوابت بهت نگفت؟

مال تو چی؟

دوست دارم بیشتر راجع به این خواب...

با اون سه تا زن، بشنوم.

الان ببرم اونجا.

ولی یه چیزی ذهنمو مشغول کرده.

فقط داشتی جزئیات رو عوض می‌کردی؟

از وقتی که با خوک‌ها می‌خوابیدی؟

-چی؟ -بودی، خوک‌باز.

یعنی حیف که پدر جای...

تو قلعه‌ش برای یه حرامزاده‌ی دیگه...

آره، پدر بذر خودشو دور و بر پاشید.

خوشبختانه برای تو، تو به دنیا اومدی...

با موهبت بینایی پدر.

هوم. ولی نه اسمش رو.

بعد از این، بودی، به اسمش نیازی نداری.

چون فقط زنده‌ها به اسم نیاز دارن.

شروع شده.

برادر کایوسه.

دارن خودشونو برای خدایان قربانی می‌کنن.

یعنی شیاطین.

دارن خودشونو برای شیاطین می‌کشن.

خدای یه نفر، شیطان یه نفر دیگه.

هرچی بیشتر صبر کنیم، کمتر چیزی برای جنگیدن می‌مونه.

مشعل اونجاست.

باید راهی برای ورود پیدا کنیم.

اگه هنوزم می‌خوای بری...

دارن چه غلطی می‌کنن؟

دارن جسدشو آماده می‌کنن.

برای چی؟

برای آزاد کردن افتادگان.

دارن یه دروازه به جهنم باز می‌کنن.

هرچی که بشه،

نمی‌تونیم بذاریم یه شیطان از اون دروازه رد بشه.

قبلا اینو دیدی، نه؟

قول میدم داداش.

امروز زنده از اینجا بیرون میریم.

بودی!

کمکم کن!

چرا وایسادن؟

شیطان.

نه!

بودی، یادت میاد قسم خوردی؟

ما شکست خوردیم.

نه، هنوز نه.

هنوز نه.

اون حرفا رو جدی گفتی؟

نمیشه نجاتش داد.

ولی اگه میشد چی؟

تا کجا میری؟

تا آخر دنیا میری؟

رفته داداش!

قسم بخور و جدی باش، یا هیچی نگو.

هرکاری که لازم باشه انجام میدم

تا این پیشگویی برآورده بشه، حتی جونمو میدم.

میدونم.

ولی این سرنوشت توئه.

وقتی بقیه نمی جنگن، تو برای نجاتش میجنگي.

وقتی بقیه کم میارن، تو ازش محافظت میکنی.

تو سپر میشی وقتی طوفان به راه میفته.

این سرنوشت توئه.

یاد باشه، هر چقدرم تاریک بشه،

نور راهشو پیدا میکنه.

بیا با من.

شوالیه ی بیچاره.

به دست برادرش خیانت دیده.

به دست پدرش رها شده.

دنبال وعده ی افتخار میگرده.

ولی آیا بهش میرسه؟

تو کی هستی؟

من نگهبان تنها این قلمرو هستم.

اینجا کجاست؟

تو نتونستی ازش محافظت کنی.

حالا از دروازه ی ممنوعه

به سرزمین خدایان اومدی.

کمکت لازم داری؟

میشه از یه شیطان کمک گرفت؟

مهربونیم کافی نیست.

رو راست باش شیطان.

مزدت چیه؟

میتونم کمکت کنم اون شخص برگزیده رو نجات بدی.

و چرا اون؟

دختر مو آتیشی.

معامله کردم.

اینو بهش دادم.

اینجوری میتونی صد بار بمیری و زنده شی.

اینو بهت پیشنهاد میدم.

صد بار مرگ؟

کم و بیش.

امیدوارم کمتر.

و معامله ی تو چی میشه؟

معامله؟

آره.

فقط خواهشم اینه که وقتی دروازه باز شد...

اجازه بدی باهات به قلمروت بیام.

این قیمت صد تا مرگِ.

کم و بیش.

کم و بیش.

و چطوری به برادرم برمیگردم؟

سه ارباب سه سنگ رو نگه داشتن.

و آیا اون یکی که انتخاب شده رفته تا با این اربابا بجنگه؟

آره.

و داری وقتو تلف میکنی.

چرا همین الان نکشتت، شیطان؟

میتونی امتحان کنی، فکر کنم.

اما قدرت طلسم فقط کار میکنه

تا وقتی که هنوز نفس دارم.

باشه، نگهبان.

اگه موفق شدم,

اجازه میدم از دروازه با ما رد بشی.

معامله ی خوبی.

اما باید با خون مهر بشه.

فقط یه قطره.

وقتی زخمتو میبندم,

شاید نتونی خودتو کنترل کنی.

به من خیانت کن، شیطان.

و تا ابد شکارِت خواهم کرد.

آره، خیلی با ارزش.

تا وقتی که نور تو این طلسم هست,

میتونی بمیری و دوباره زنده بشی.

اگه نور خاموش بشه,

با اون میمیری.

دوباره داری شک میکنی؟

هدفتو بگو.

از حریفت قوی تری.

باشه، موش کوچولو.

ازت میخوام همین الان منو بکش.

یه اشتباه بزرگ کردی.

حالا وقتشه که منو آزاد کنی، موش کوچولو.

انگار این تویی که

حالا گیر افتادی، موش کوچولو.

یه شوالیه ی نور، اینجا تو قلمرو سقوط کردگان.

آدم تعجب میکنه که چه گناهی کرده

که اینجا فرستاده شده.

یا اینکه دنبال جادوگره؟

More Farsi Persian subtitles for A Knight's War

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left