د خپرونې معلومات

结爱千岁大人的初恋Moonshine and Valentine EP06
د لخوا تبصره EastSeaSub
برای حمایت از ما و دریافت زیرنویس سایر سریال ها به کانال ما ملحق شید @EastSeaSub

تګونه

other
په خپور شو: 2018-07-06
ډاونلوډونه: 25
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

روزی روزگاری در کهکشانی دور سیاره ای وجود داشت

طبیعت و آب و هواش تقریبا شبیه زمین خودمون بود

البته موجودات عجیب و غریبی در اون سیاره زندگی میکردند

بعد از صدها سال تکثیر و تکامل

این موجودات عجیب تمدنی جدید تشکیل دادند

یک روز دانشمندهاشون پیش بینی کردند که سیاره ی آنها به زودی نابود خواهد شد

به عنوان پناهنده،اونها سوار سفینه ی فضایی شدن و به سیاره های مختلف مهاجرت کردند

یک گروه از اونها به زمین اومدن

و اسم خودشونو " قبیله ی روباه" گذاشتن

اهل زمین وقتی "قبیله ی روباه" رو دیدن وحشت کردن

بر اساس نوشته های قدیمی سفینه ی بزرگی بر فراز دریای غرب ظاهر شد

موجودات درون سفینه تاج های طلایی به سر داشتند و بدنشون از موهای سفید رنگی پوشیده شده بود

اونها حتی بدون بال هم میتونستن پرواز کنن

این اولین برخورد زمینی ها با قبلیه ی روباه بود

برای سازگاری بهتر،قبلیه ی روباه ها تکامل پیدا کردند و

ظاهر و شیوه ی زندگیشون شبیه انسان های اهل زمین شد

مبارزه و کشمکش میان نژاد انسان و قبیله ی روباه ها هیچوقت پایان نیافت

طی دوران سلسله ی تانگ محققی بنام دای فو زندگی میکرد

که به داستان های عاشقانه میان انسان ها و قبیله ی روباه ها علاقه ی بسیاری داشت

از نظر دای فو این عشق خطا و گناه بزرگی محسوب میشد

بعد از درگذشت وی،پسرش مجموعه ای از داستان های دست نویس پدرش تهیه کرد

این مجموعه تحت عنوان " داستان های عجیب و غریب" به چاپ رسید

این کتاب مورد استقبال خوانندگان زیادی قرار گرفت

با تلاش و کوشش راویان قصه،این داستان میان انبوهی از انسان ها پخش شد

انسان ها دیگه در مورد قبیله ی روباه ها کنجکاو نبودند بلکه ازشون وحشت داشتند

و قبیله ی روباه ها مورد کم لطفی انسان ها قرار گرفتند

و برای آنها هیچ چاره ای جز پنهان کردن هویت خود و همرنگ جماعت شدن،باقی نمانده بود

ترجمه شده توسط تیم دریای شرق @EastSeaSub

این سریال،تخیلی است

قلبت واقعاً یواش میزنه

واقعاً از آسمون اومدی ؟

البته

بهت دروغ نمیگم

وقتی ماه کامل میشه

یه ستاره ی درخشان کنارش ظاهر میشه

اون جاییه که قبیله ی ما زندگی میکنه

سیاره روباه های پرنده

خوب چقدر طول کشیده قبیله تون به اینجا سفر کنن؟

منم نمیدونم

فکر کنم چندین سال

... خب

.. پس تو

... تو

یه انسانی؟

یه روباه ام

کلی از سنم گذشته

اما اصلاً پیر نشدی

... خب

منم میخوام یه روباه بشم

چرا؟

چون روباه ها طول عمرشون زیاده ولی پیر نمیشن

اونطوری منم میتونم سالیان سال کنارت باشم

چند بار زد؟

سه بار

حالا حرفامو باور میکنی؟

ممکنه ناراحتی قلبی داشته باشی

گوان پی پی

بنظرم باید بری بیمارستان مداوا شی

الان ترسیدی؟

نه

فقط به نظرم

اگه ناراحتی قلبی داری

... هرچه سریعتر باید بری بیمارســ

درکت میکنم

باید برم

مصاحبه تموم شد نه؟

چه مصاحبه ای ؟

اگه اینطوری بنویسمش همه بهم میخندن

آخه کی باور میکنه؟

همین که تو باور کنی کافیه

بابت شام ممنون

ممنونم آقای هلان

آقا حالا سفارش میدین؟

برنج و غذای دریایی

این غذا مخصوص دو نفره

خوب هر غذایی واسه یه نفر دارین بیارین

یه پرس گوشت گاو چطوره؟

ببخشین ببخشین

مگه کوری! لباسمو خیس کردی

ببخشین، نمیخواستم

باید پولشو بدی

عذر خواست که

تنهاش بذارین

تو از کجا پیدات شد؟

به تو چه

چیکار میکنی؟

باید پولشو بدی

واستا نگاه کن

واستا

ممنون

گارسون

میشه بازم برام آب بیارین؟

ببخشین ولی دیگه تعطیل کردیم

باشه، صورتحساب رو پرداخت میکنم

ارباب هِلان کجا میرید؟

نباید با این حالش برید دیدنش

دیشب ترسوندینش

ترسوندمش؟

نمیدونم چه عیبی داره وقتی دو تا آدم همو دوست دارن با هم صادق باشن؟

فقط راستشو گفتم، مشکلش چیه؟

هیچی

ولی وقتی انسان ها میبینن قلب یه نفر

تنها 3 بار در دقیقه میزنه

خب طبیعیه که بترسن

ـ در گذشته، هویان حرفامو باور میکرد ـ الان زمان فرق کرده

ارباب

امروزه یه چیزی اومده که بهش میگن اینترنت

ولی قبلاً نبوده

اینترنت باعث شده آدما فکر کنن همه چیو میدونن

باور چیزی که ندونن براشون سخته

... به نظرم باید

به خانوم گوان بیشتر وقت بدین

ضمناً

ژو ژیان داره دنبالش میگرده

پس میگی

ـ قلب اون سمور فقط 3 بار در دقیقه میزنه؟ ـ روباه

روباه

سه بار در دقیقه؟

و بعدش؟

بعدش یه یارو مسته میخواست اذیتم کنه

خوشبختانه یه آدم خوبی اومد کمکم

و بعدشم یه خواب دیدم

... خواب دیدم من و اون تو یه دریاچه بودیم

دریاچه؟

اونوقت چرا باهاش تا ماه پرواز نکردی؟

شائو جو

شوخی نمیکنم

حرفامو باور میکنی یا نه؟

باور میکنم

چرا نکنم ؟

داری؟

هوم

ـ منکه باورم نمیشه، تو چطور باورت میشه؟ ـ وقتی مدرسه بودیم رو فراموش کردی؟

داستانی که بابام گفت هزار برابر وحشتناک تر از این بود

چطوره با تیان شین حرف بزنی؟

اون بیشتر حالیشه

باور نمیکنه

احتمالاً همچین چیزی وجود نداره

چرا میگی وجود نداره؟

انیشتین میگه

علم فقط فیزیک رو ثابت میکنه

نه ماوراءطبیعه

انیشتین کی همچین چیزی گفته؟

شایدم بابام گفته

بفرما اونم یکی از ماوراءطبیعه ها

چیکار میکنی؟

بهش بگو وجود ندارم

نه، بگو اینجا نیستم

چی؟

برو

زود باش زود باش

سلام جناب عجیب الخلقه

بازم ساندویچ بدون گوشت میخوای؟

واسه یه کار مهمی اومدم

چه کاری؟

اومدم خانوم گوان رو ببینم

ارباب هِلان نگرانشه

خانوم گوان؟

دیدمش بهش میگم

خانوم گوان ؟

یه لحظه لطفاً

خانوم گوان، راستش

ارباب هِلان بهم گفتن بیام اینجا

و ازتون معذرت بخوام

بهم گفتن ماجرای اون شب یه جورایی سوءتفاهم بوده

شما رو ترسوندن؟

ترسوندن؟

اصلاً

چرا بترسم ؟

قلبشون فقط 3 بار میزنه

خب هرکسی قلبش با بقیه فرق میکنه

کاملاً طبیعی

کاملاً طبیعیه؟

طبیعیه

جداً؟

خب خداروشکر

خانوم گوان

باید بگم

ارباب هلان میخوان غروب شما رو ببینن

امروز غروب؟

دفتر یه سری کار دارم که باید انجام بدم

پس وقتی کارتون تموم شد چی؟

ـ بازم کار دارم ـ خب بعدش

پی پی

مگه با کسی قرار نداشتی؟

برو

آره

... من

باید برم

خانوم گوان ...به ارباب هِلان بگم کی میتونین

بگیر بشین

یه چیزی بخور

وقتی نمیخواد چرا میترسونیش؟

ـ کی ترسوندمش؟ ـ چطور فهمیدی پشت قفسه است؟

اشعه ایکس داری؟

منحرف

سرقت مرواریدی گران بها در حراج آیا به خاطر دریافت بیمه بوده؟ مجرم کیه؟

خانوم چین هوا واقعاً سرشون شلوغه

چطوره یه روز دیگه تشریف بیارید؟

لیو رن

More Farsi Persian subtitles for Moonshine and Valentine

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left