لومړۍ 188 کرښې.
_____Red_Line_____
::.:.:: ☻امیدوارم لذت ببرید ::.:.::
...پس، دست ها
نه، پنجه های وحشتناک هیولا ...به بدن ملیسا دست زد
...و بعد
داری چی مینویسی ؟
شاهکار جدیدم رو
آه...! کثافت بیشتر پس
پر از جنایت، هیولا ها ...ترسناک و تجاوز ها
همه این چیزا
برای هنرم یکم احترام قائل شو ...هنر بینظیرم
دوست داری بریم ساحل ؟ تو این هوا ؟
همهاَش آبه نترس- میدونم، الان آب سرده-
کی رو میخوای ببینی ؟
فقط دوستامُ
این دوستت شِش متر قدشه و اسمش هم تامه ؟
!کی؟ چی؟ تام؟ تو دیوونه ایُ
دیدی؟ مثل همیشه قابل پیش بینی
تام ؟
...باشع تام
البته تام
باشه تام
خوب
هر طور مایلی، تام
بعدا میبینمت، تام
پس تام بودش ؟ !تام؟ نه !مترجم: کص مادر تام، انقدر تام تام میکنید
چرا داری دروغ میگی ؟ کی گفت دروغه ؟
خستم نکن- خوب اگه اون باشه چی ؟
آخه ازدواج کرده- من که حسود نیستم-
بهت بگم، اون یه حرومزادهست
چطور دلت میاد همچین چیزی بگی ؟
چشماش
آره البته
همه مرد هایی که بهم نگاه میکنن اگه به تو چشم نداشته باشن حرومزادهاَن
نظریه جدیدی هم وجود داره
شخصیت یک مرد رو از رنگ چشمانش مشخص میکنه
نظریه پروفسور اشتاینر- ...آه البته
چطوره خوب ؟ ...سفیدی چشم
نخند، حقیقت داره- !البته
...باید به حرفام گوش بدی
اون مرد یه حرومزاده واقعیه
به من گوش کن، کارول تام دوست خوبیه
واقعاً خوبه و همسرش هم همینطور
...اما تو تصورات تو فقط هیولاها رو میبینی
...و خون آشام ها که به قربانی های خودشون حمله میکنن
...زوزه گرگ ها و غول ها و
!و چشمه های خون
منحرفان سادیست، دیوانگان جنسی ...قاتلان
جنایت و تجاوز جنسی و جاهای کثیف
پس... خدافظی
...بجنب که (اِکست) دوست پسر قبلیت منتظرته
...دستانش را گرفت
و آهسته نوازِشَش کرد
بیا اینجا عزیزم بیا ببین
اون پایین رو نگاه کن
عجیبه... میبینی ؟
شبیه یک زنه
بریم ببینیم
..:: ذات سکسی ::..
:با بازی آلیس آرون
وودز رابرت
:با هنرنمایی « بانو لینا رومی »
:کارگردان خسوس فرانکو
:مترجم RedBoy
...نه نمیخوام !نه
...خونه ای در جزیره
...کمکم کنید
قراره منو بکشن
!میخوان... منو بکشن
اما من... فرار کردم
...یک مرد با عینک سیاه ...دنبالم میکنه
خواهر دوقلوی من تو جزیره ناپدید شده بود
من باید اونو پیدا میکردم
خواهرم ترسیده بود
... از جزیره ...
...اون سخره ها
...اون سخره ها
!هشدار مرگ میدادن
اما من باید ادامه میدادم
نزدیک تر نمیشد بشم
باید تا اونجا شنا میکردم
به اون خونه
تا اون خونه شیطانی شنا میکردم
خسته شده بودم
اونجا... ساکت بود
متروکه
مثل قبرستون
من ترسیده بودم
احساس میکردم تحت نظر هستم
یک نفر از اون بالا تماشام میکرد
من در حد مرگ ترسیده بودم
اما باید ادامه میدادم
یک زوج... یک زوج عجیب
...کُنت و کنتس زروف
اونا تو جزیره زندگی میکنن
از من دعوت کردن که باهاشون بمونم
مهمانشون شدم
خوشمزهست، کارت عالیه رادور
امیدوارم مهمانمون هم همین نظر داشته باشه- بینظیره، خیلی غیر عادیه-
متفاوت و منحصر به فردِ
نه برای ما که دیگه الان بهش عادت کردیم
همسر عزیزم این نوع گوشت بهم معرفی کرده
گاهی ما زنها مجبوریم مردانمون به امتحان چیزهای جدید تشویق کنیم
همه اینها بسیار راز آلود به نظر میرسه
حس عجیبی داره
این چه نوع گوشتیه ؟
...رادور
به زودی همه چیز در مورد این گوشت میفهمی
ایوانا از گفتنش لذت میبره
اینطور نیست ؟
این بازی وحشیه. من خودم شکارش میکنم
و رادور میپزدش
بیا تو سالن قهوه بخوریم
رادور ترکیب خاصی داره
اون مرد جذابیه میتونم ببینم چرا اینقدر عاشقش شدی
ما سلایق همسان زیادی داریم
ما از شکار لذت میبریم، غذای خوب میخوریم و غذاهای آبدار دوست داریم
شریک شدن تو لذت ها چیز خوبیه
این سرها چیه ؟
شگفت انگیز نیستن ؟
خوشت میاد ؟
من به آنها افتخار میکنم و شوهرمم دوستشون داره
اینا یادگارهای بزرگی هستن
یک گراز وحشی از مجارستان
خرس از کریمه
...آهوی اتریشی
پوما از لنوس
و یه سر از آمازونیا
چیه ؟ چی میخوای ؟
خودت میخوایم
بگیرش! بگیرش-
نه... بذارید برم
...ولم کنید
!بکُنش
!محکم تر
...آره!... آره!... همینطوری
...داره آبم میاد ! آره آره ...آره
سرنگ رو برام بیار
حالا آروم باش
!میخواستن.... منو بکشن
باشه... خوب حالا چیکار کنیم ؟
به جزیره برش گردونیم ؟
سلام ؟
بله... خواهش میکنم، شما ؟
!سیلویا، با تو کار دارن
کیه ؟ تامِ-
...سلام تام آره، تام-
حتماً تام- حتماً تام-
آره تام- !باشه، تام
حتماً تام- !حتماً تام
عالیه
...باشه، باشه منتظرم نه، قطع نمیکنم
خانم سیلویا آگوادو، لطفاً
سفارشات جدید از کنتسِ یک قربانی جدید میخواد
سلام سیلویا خواب بودی ؟
ساعت ده شده
چرا برای ناهار اینجا نمیای ؟
نه اینطور نیست
پس منتظرت باشیم ؟
آره، دربارهاَش حرف زدیم
خوبه، پس تا یک ساعت دیگه فعلاً
تام بودِش
!تام بودِش
از من دعوت کرد که برم ...با خودش و همسرش
به جزیره پولدارا
میخوای بری ؟
حتماً چرا که نه ؟ ...ولی عزیزم
خیلی خطرناکه
برام مهم نیست
نترس باب ...میدونم داری ریسک میکنی
اما اگه بخوایم از اینجا فرار کنیم چارهای جز این نداریم
به دور دست ها بریم و همه اینها رو فراموش کنیم
ما برای فرار به پول نیاز داریم و بخاطرش باید اونو بگیریم
فقط امیدوارم نقشمهمون کار کنه
:اطلاع از آخرین زیرنویس ها در کانال تلگرام @Red_LineMt
خوب سیلویا، بهت خوش میگذره ؟ آره، اینجا فوق العادهَست-
خیلی خوش شانسی که همچین جایی زندگی میکنی
...هیچکاری جز دراز کشیدن زیر آفتاب
هوای پاک تنفس کردن و آروم شدن توسط امواج نداری
حق با توئه
اما تو هم خونهاَت نزدیک دریاست، مگه نه ؟
آره، اما تویِ هتل ارزون
و فقط برای ده روز تعطیلات اومدم
تو یک اُتاق بدرد نخور بدون چشم اندازِ به دریا
گوش کن سیلویا ...من یک فکری به ذهنم رسید
چرا کلا نقل مکان نمیکنی نمیای اینجا ؟
چه فکر خوبیه هر سه تامون میتونیم با هم خوش بگذرونیم
از باب خوشت میاد ؟
No comments yet. Be the first to leave one.