Juni Taisen: Zodiac War

Juni Taisen: Zodiac War (十二大戦)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Juuni Taisen 2017 720p All Episodes
د لخوا تبصره Rahpooyan
فقط اپلود شده است

تګونه

720p
720
په خپور شو: 2018-01-10
ډاونلوډونه: 11
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 170 کرښې.

...چه ساختمون نویی، کاملا خالی

جونی تایسن

قسمت 1: حتی گراز هم بعد از هفت نسل ممکنه بشه خوک

تخلیه‌ی کل جمعیت یه شهر 500000 نفری

...در عرض یک شب

.برگزارکنندگان جونی تایسن چه قدرتی دارن

...احتمالا بقیه دیگه رسیده باشن

.ولی اهمیتی نداره

...تازه

.رسمش اینه که گراز آخر از همه برسه

کدوم مبارزی اونقدر احمقه که روش جابجایی‌ای رو انتخاب کنه که

...هیچ مسیر فراری نداره

فقط افراد مجاز

.وقتی در میدان نبردی، همیشه یه مسیر فرار برای خودت بذار

.درسته که این تمرینه، ولی مزدورها سعی می‌کنن بکشنت

.باید مثل اونا بی‌رحم باشی

.چشم پدر

درسته. همیشه هر دو دستتُ آزاد بذار

.تا با دشمنانی که از هر طرفی هر زمان میان مقابله کنی

.چشم پدر

.در این صورت، تنها کاری که باید بکنم اینه که تمام مدت تفنگ همراهم باشه، پدر

!وایسا

!تسلیمم! تسلیم

فکر کردی داری چیکار می‌کنی؟

!فکر کردم واضح گفتم

.وقتی فرصت کشتن داری، باید همیشه ازش بهره ببری

!رحم بیفایده است

.پدرم که انضباطش تا سطح آزارم می‌رسید

.این رنگ خیلی بهت میاد !ببین چه تو چشمه

.بالاخره، توشیکو، یه روزی رهبر خانواده‌ی اینو می‌شی

مادرم که تعلق‌خاطرش و وابستگیش به دخترهاش

.همیشه باید رو ظاهرت وسواس داشته باشی

.به حد عقده رسید

...اوه، اون زخم

.دو مجموعه از انتظارات متضاد و من با روبرو شدن با هر دو بزرگ شدم

.کاش جاش نمونه

...و بعد

!آبجی

...کیوکو

!هی، نگاه کن! امروز سه‌تاشونُ کشتم

!با حساب توله‌ها، گمونم هشت‌تا

!یکیشونُ کشتم و بقیه‌شون سرگردان شدن

.خواهر کوچولوی دوست‌داشتنیم که عاشق کشتن موجودات زنده بود

!خدای من، خیلی ناز بود

.خوش اومدین پدر

پیروزیتون در جونی تایسنُ تبریک

.ساکت. نیازی به تبریک ندارم

.من شرکت‌کننده‌ی تایسن بعدی که دوازده سال دیگه است رو انتخاب کردم

به همین زودی؟

.آره

...شرکت‌کننده‌ی تایسن بعدی

.نگران نباش، پدر عزیزم

.بردن برام یه الزامه

به‌عنوان مدافع عنوان فهرمانی، ادامه دهنده‌ی راه برنده‌ی مسابقه‌ی قبلی

.باید شکوه و شرافت شایسته‌ی اون جایگاهُ ببرم

.از همگی بابت تاخیرم عذر می‌خوام

.بهتون گرم‌ترین درودها رو می‌فرستم

.من گرازم

...تعداد غافلگیرکننده‌ای از چهره‌های آشنا اینجان

.گاو

.گوسفند

.مرغ

.سگ

و اون باید ببر باشه؟

.اون گنده‌بکُ نمی‌شناسم

...و

.میمون

البته که اون زنیکه‌ی نفرت‌انگیز باید اینجا باشه، نه؟

.هرچند اون بچه که اونجا خوابیده رو نمی‌شناسم

.چه مبارز بی‌دقتی که قبل از آغاز مبارزه خودشُ به کشتن داد

!من نبودم! من نبودم

!بدون مدرک به من شک نکن

...باید بگم اون خنجر پوشیده از خون خودش به‌عنوان مدرک کافیه

!بهم نگاه نکن !این‌جوری بهم نگاه نکن

.خوش‌آمدین، مبارزان

حالا که همگیتان تشریف‌فرما شدین

.بیاید دوازدهمین جونی تایسنُ شروع کنیم

!همگی دست بزنید

.من داور نبرد خواهم بود

.اسمم دودکاپله

.ازتون می‌خوام یه‌خاطر بسپاریدش

.حالا مستقیم می‌رم سر توضیح قوانین

.لطفا به مرکز میز توجه کنید

.دوازده جواهر اونجا هستن

می‌شه هر کدومتون لطفا یکیشونُ بردارید؟

.مشکی، ولی زیبا

...اون پسر

اگه بذاریم خواب بمونه، به منزله‌ی کنار کشیدنشه؟

!هی! بیدار شو

.باید یکی از اون جواهراتُ برداری

...اون میمون مزاحم عوضی

اوه؟

از آخرین باری که با هم تو یه میدون نبرد بودیم مدت زیادی می‌گذره

.ولی می‌بینم که مثل همیشه فضوله

".وقتی بار بعدی همُ ببینیم، یکی از ما می‌میره"

.انگار نیازی نیست اون قولُ به خودم یادآوری کنم

...هی، داور

می‌شه جواهر داداش کوچولمم بردارم؟

اگه قرار باشه حیف و میل بشه، باید برسه به دست خانواده‌اش، درسته؟

دوقلوهای مبارز؟

یعنی اونا برادران تاتسومی افسانه‌این؟

.حتما، برش دارید

.چه شانسی. زدم تو خال

.هرچند، باید درخواست کنم فقط یکیشونُ ببلعید

هان؟ ببلعیم؟

.آره

.بقیه‌تونم همینطور .لطفا جواهراتتونُ ببلعید

.به‌نظر بزرگ‌تر از اونی میاد که بشه یه‌جا بلعیدش

.می‌تونم یه لیوان آب براش آماده کنم

.مشکلی نیست، ممنون

همه‌تون کارتون تموم شد؟

.چیزی که الان بلعیدین، یه حبه سمه

."سم کریستالیزه شده "جوسکی

.البته

یه سم قوی که با اسید معده واکنش شیمیایی نشون می‌ده

.و در حدود دوازده ساعت، منجر به مرگ می‌شه

.لعنتی. از سم نمی‌تونم پول در بیارم

.خب، اجازه بدین توضیحی دقیق از قوانین بدم

.ازتون می‌خوام حسابی توجه کنید، چون فقط یه بار توضیح می‌دم

.مبارزی که تمام دوازده جوسکی یا همون جواهرات حیوانُ جمع کنه برنده می‌شه

.مبارز پیروز می‌تونه یکی از آرزو‌هاشُ برای برآورده شدن بگه

من؟

!آره

چی؟

!پدر، حسابی تلاش می‌کنم

!قول می‌دم ببرم، درست مثل تو

دوازده سال دیگه، هان؟

پدر... چرا؟

!دوازده سال... به نظر خیلی دور میاد... ولی هی، هنوز عالیه

.نابودت می‌کنم

آ-آبجی؟

.کیوکو، اوضاع اینجا تحت کنترله

.فقط باید از شر این چند نفر باقی‌مونده خلاص بشیم

از شرشون خلاص بشیم؟

.یالا

...ب-باشه

.کافی نیست

و بعد مامان گفت

!هی، اینو. اینو

...اون چیزی که ازت خواستم .بهش نیاز دارم

...می‌تونم تا اواسط هفته یه کاریش کنم، ولی

.باشه، بسپارش به من

!باشه. ممنون

.بریم

هان؟ اون ازت چیزی خواسته؟

!دهن من قرص قرصه

.برو بابا

.بهتره به کسی نگی

.باشه

...اونقدر دیر کردی که مجبور شدم بیام دنبالت

.خب، امشب تمرین بیش‌تری داریم کیوکو

.باشه

.درسته. رحم بیفایده است

.کافی نیست

...ای وای

...آبجی

...من

...من

.نگران نباش

.کشتن آدم هیچ فرقی با کشتن حیوان نداره

مگه نه؟

.آره

.کلی کشتار دیگه در پیش داری

.آره

...قدرت بیش‌تری باید پیدا کنی

.آره

...بیش‌تر

.آره

.نگران نباش

.کافی نیست

Juni Taisen: Zodiac War subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Juni Taisen: Zodiac War

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left