لومړۍ 200 کرښې.
هی یویو!
یویو
خدای من
باورت نمیشه چی شد
فکر کنم بشه شنیدم همه رو نجات دادی
شش نفر توی قایق نجات بودیم من صحیح و سالم برشون گردوندم
یکم چایی براشون درست کردم و قبل خواب براشون لالایی خوندم
نیتلی مُرده
وای خدا
یویو، اصلا درست نیست
چی شد؟
من دوباره برگشتم...
بار اول نمُرده بود
اما...بار دوم زدنش
و...اگه من برنمیگشتم
نمیزدنش
نه، تو نکشتیش
اون مُرد چون یه سری آدم بهمون شلیک میکنن
دانبار مُرده کلونجر مُرده
کید سمپسون مُرده مکوات مُرده
حالا هم نیتلی مُرد
یه لحظه شد که فکر کردم فقط من و آرفی زنده موندیم
من نمیذارم تنها بمونی رفیق
آره میدونم
دوبار
چرا دوبار؟
دفعهی اول نتونستم بزنمش
- نتونستی بزنی - بله قربان، واسه همین برگشتم
تو اصلا بمبها رو نریختی
11 هواپیما به تو تکیه کردند
درحالی که نباید میکردند
و به همین دلیل ترسیدند
و 20,000 کیلو بمب رو ریختند روی زمین خالی
ما به تو یه رصد کنندهی بمب 6,000 دلاری دادیم
اما ظاهرا دوست نداری حتی داخلش رو نگاه کنی
و در ضمن، تفنگدار پشتیت رو هم از دست دادی
باریکلا به پرواز کردنت سرباز
میدونی هر بمب 250 کیلویی چقدر هزینه داره؟
- خیر قربان - منم نمیدونم، اما مطمئنا مثل علف سبز نمیشن
من پل رو نابود کردم قربان، پل خراب شده هدف ما هم همین بود
اون پل مایهی عذاب ما بود
خب حالا چیکار کنیم؟
باید مث سگ تنبیهش کنیم
بدون شک مثل سگ تنبیهش میکنیم
گرچه اگه تنبیهش کنیم
تصدیق میکنیم که مشکلی پیش اومده
خب مشکل که پیش اومده تفنگدار پشتیش رو از دست داده
منظورم اینه قربان که اگه تنبیهش کنیم
باعث میشه بقیه فکر کنن که عملیات درست پیش نرفته
اما چنین چیزی نمیخوایم عملیات درست پیش رفته
درسته
خب باید چیکار کنیم؟
میتونیم یه مدال بهش بدیم
خنگ خدا، مدال بدیم به این چیکار؟
واسه اینکه دوبار رفته روی هدف
خب فکر میکنم نیازمند جرات بوده
که دوبار رفته روی هدف
و هدف رو هم زده
خوبه، خیلی خوبه
افتخار کنیم به چیزی که باید ازش خجالت بکشیم
فکر فوقالعادهایه قربان
خوبه، خیلی خوبه
و ترفیعش میدیم به سروان
چنین کاری لازمه؟
خب اگه قرار باشه اینکارو بکنیم
باید درست انجامش بدیم کورن
درضمن، یه سروان مگه چیکار میتونه بکنه؟
ستوان، ما تصمیم گرفتیم
شما رو به درجهی سروانی ترفیع بدیم
خـ...چشم
از همین الان
سرهنگ کورن مراسم اهدای مدال رو سازماندهی میکنند
- بله قربان - شما مرد شجاعی هستید
- ممنون قربان - و ای کاش افراد دیگهای شبیه شما داشتیم
ممنون قربان
قربان؟ اجازه هست قربان؟
دوست داشتم بدونم...
دوستم نیتلی تفنگدار پشتی که مُرد
نامزد کرده بود
و همونطور که فکر میکنید این خبر
برای نامزدش دردناکه
خب چی میخوای بگی؟
دوست دارم اگر اجازه بدید در شرایط فعلی
یک مرخصی 48 ساعته بگیرم قربان
دوست دارم به روم برم و این خبر وحشتناک رو به نامزد نیتلی برسونم
نامزد؟ چه چیزا! منظورت اون فاحشهست؟
اسمش کلاراست
بذار ببینم درست فهمیدم یا نه
ما اینجا داریم بهت ترفیع میدیم
میخوایم بهت مدال بدیم اونوقت تو میخوای بری روم دیدن یه فاحشه؟
میخوام برم دیدن نامزد داغدار دوست فوت شدهام بله قربان
که یه فاحشهست
من قرار بود ساقدوش داماد باشم قربان
و رسما درخواست میکنم قربان تا...
باشه باشه باشه، فهمیدم اجازه نداری
مرخصی
بچهها، من دارم دنبال مایلو میگردم
- آقای مایلو؟ - آره مایلو، کجاست؟
آقای مایلو اینجا نیست
رفته بارسلونا اسپانیا
اسپانیا؟ رفته اسپانیا؟
بله بله، اسپانیا
کمکی از دست ما برمیاد؟
- کجاییم؟ - سمت چپ کوه
اینجا سمت چپ کوه
- داریم میریم این طرف؟ سمت راست؟ - نه، چپ
- این کوه رو اینجا میبینی؟ - این یکیه
این کوهو میبینی یا نه؟
- آره میبینم - این رومه
- از این طرف میریم - باید از اون طرف بریم
- نه، باید بریم سمت چپ - به روم؟ از این طرف بریم؟
آرفی
- سلام جان - اینجا چیکار میکنی؟
همون کارای همیشگی
نمیدونستم مرخصی داری
آره، مرخصی دارم
واسه چی؟ چیکار میکنی؟ میخوای کاری بکنی؟
باشه بعدا
میخوام برم دوستدختر نیتلی رو پیدا کنم
باریکلا بهت تو مثل یه خرگوشی
آهای؟
آقا؟
پس اومدی
باریکلا دختر
همینجا بمون و باهام یه نوشیدنی بخور
بله؟
نوشیدنی
دیگه شب شده یه نوشیدنی بخور
نه، تشکر نه
بیا پیشم اشکالی نداره
بار اولی که دیدمت نمیدونستم اینقد خوشگلی
موهای قشنگی داری
مو موهات قشنگه
و اون پیشبندت
دوست داری باهام برقصی؟
هی؟
سلام میدونی که حکومتنظامیه
نباید بیرون باشی
میدونی حکومتنظامی یعنی چی؟
همه رفتند نمیتونم خواهرمو پیدا کنم
عزیزم، کاش میفهمیدم چی میگی
من دنبال خواهرت میگردم کلارا
کلارا؟ خواهرم؟
آره «سورلا» خواهرت
خواهرت کجاست؟
خواهرم کلارا؟
کلارا کجاست؟
- میتونی کمکم کنی خواهرمو پیدا کنم؟ - گوش کن، من میخواستم...
میخوام اینو بدم بهش
مال نیتلیه و نیتلی نمیتونه...
اون دیگه برنمیگرده
من بلد نیستم
میتونی منو ببری پیش خواهرت که اینو بدم بهش؟
فقط با دستام، اشکالی نداره؟
عزیزم، کاش میفهمیدم داری چی میگی
فقط با دستام اشکالی نداره؟
من...چی؟ نه نه نه، عزیزم نه
تو...نه، فقط خواهرت
من فقط دارم دنبال...لعنتی
خیلیخب
گوش کن اینس، اینو نگه دار باشه؟ مال تو
باشه؟ میتونی نگهش داری یا بفروشیش، هرچی خواستی
نه
- نه - چرا
چیزی نیست چیزی نیست
تقلا نکن
حواست به کار خودت باشه برو پی کارت
گفتم گمشو برو حالیت شد؟
برو برو حواست به کار خودت باشه
فهمیدی؟
ببخشید ببخشید
ببخشید ببخشید
ببخشید
یالا
تو کشتیش آرفی کشتیش!
یوساریان مسخرهبازی درنیار بیخیال
آرفی، تو اونو به قتل رسوندی!
تو دختره رو کشتی و میان زندانیت میکنن!
آرفی رو که زندانی نمیکنن
صدا رو شنیدی لعنتی؟ اومدن سراغت
تو یه هیولایی
بیاید، اینجاست
اون دختر رو کشت بهش تجاوز کرد
جان یوساریان؟
بله؟
کدوم یکی از شما جان یوساریانه؟
من
«جان یوساریان، به دستور سرهنگ کاتکارت
اینجانب شما را از طرف
نیروی هوایی ارتش آمریکا...»
نه
«...که شما دانسته از جزیرهی پیانوسا بدون دریافت مجوز
«ترک خدمت کردهاید
و قانون شماره 21:2:7 از قوانین ارتش را نقض کردهاید...»
بدون اینکه مجوز خروج داشته باشید»
یه دختر اون پایین مُرده
چه بلایی سر دختره اومده؟
این از پنجره انداختش بیرون
بهش تجاوز کرد و انداختش بیرون
خدای من
No comments yet. Be the first to leave one.