The Rehearsal

The Rehearsal

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

The Rehearsal S01E03 720p WEB h264-KOGi
The Rehearsal S01E03 1080p WEB H264-CAKES
د لخوا تبصره hossein6
🔴حسین غریبی ǀ 30Nama 🔴

تګونه

web
1080
720p
720
په خپور شو: 2022-08-19
ډاونلوډونه: 52
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

.خيلي‌خب، ما آماده‌ايم .مي‌توني بياي پايين

.خيلي‌خب

.کجايين؟ اوه

!آه

!واي. بتمن و رابين

متوجه شدي چه فرقي کرديم؟

مي‌خواي اين رو بپوشي؟

.مامانِ بتمنه

.چه قشنگ

.من هالووين رو جشن نمي‌گيرم

چي؟ - .من هالووين رو جشن نمي‌گيرم -

هالووين رو جشن نمي‌گيري؟ - .نه -

اوه. دليلي داره؟

ام... خب چون .شيطاني‌ترين تعطيلات ساله

.شيطان‌پرست‌ها توي اين روز آدم قرباني مي‌کنن

آدم قرباني مي‌کنن؟ - .آره -

فکر مي‌کردم فقط بچه‌ها مي‌رن .درِ خونه‌ها شکلات مي‌گيرن

مي‌خواي اين رو بپوشي؟

.نه

،مامان اين لباس رو نمي‌پوشه

باشه؟ - چرا؟ -

.مامان هالووين رو جشن نمي‌گيره

.اوه - ...به نظرم -

چون شبح زياد داره .شايد مامان مي‌ترسه

.آره

.تا حالا نديدم جايي قرباني کنن

چون مخفيانه‌ست .نمي‌توني ببينيش

ولي کجا اين کارو مي‌کنن؟

توي جاهايي ...مثل بوستان بوهيمين

.و خيلي جاهاي ديگه

تا حالا اسم شيطان‌پرست‌ها رو شنيدي؟

.آره - .توي گوگل منشأش جستجو کن -

.يه نقاب ديگه از بتمن ديدم - .باشه، اصلاً نمي‌دونستم -

...نيتان، مگه تا الان از توي غار

کجا بودي که نمي‌دونستي؟

واقعاً فکر مي‌کردم .فقط بچه‌ها مي‌رن دنبال شيريني

...فکر نمي‌کردم مثل

...مراسم - .همه‌چي تخيلي نيست -

.بعضي چيزها واقعي‌ان

.خيلي‌خب

.بايد چشم‌هات رو به روي واقعيت باز کني

تمرين قسمت 2: زنِ تيغ‌زن

ترجمه: حسين غريبي HGSub :کانال تلگرام

،دو روز از پدر بودنم مي‌گذشت

.و هنوز داشتم خودم را پيدا مي‌کردم

اَنجلا رؤياي خيلي بزرگي ...براي زندگي آينده‌اش داشت

و تازه داشتم مي‌فهميدم .که شريک بودن در آن به چه معني است

،او مي‌خواست در آينده روستانشين باشد

که به من گفت .سبک زندگي خودکفاست

.سبزيجات برگي - .آها -

.سبزيجات ريشه‌اي - .آها -

...نگاه کنين، تراکـ - .و يه مقدار گل -

.تراکتور - .گل -

در نتيجه، کارهاي زيادي .در مزرعه بايد انجام مي‌شد

ولي متوجه شدم که ...غالباً من کارها را انجام مي‌دهم

...و اَنجلا در خانه بود

و پسرمان را .که حالا سه ساله بود بزرگ مي‌کرد

آبياري بايد به شکل .يکنواخت انجام بشه

.مي‌توني قطره‌اي انجامش بدي يا با شيلنگ - .باشه -

...و مطمئن شو که

.آب به ريشه‌ها مي‌رسه - .باشه -

،من باغبان نيستم

و مطمئناً چيزي در مورد ،آبياري بلد نيستم

ولي ظاهراً اَنجلا ترجيح مي‌داد .که وظيفه‌ي بچه‌داري را انجام دهد

.ممنون، آدام - .که منطقي بود -

.در اين کار ماهر بود

.سلام

.اينم تخم‌مرغ‌هاي مرغدوني - .اِه، چه خوب -

.سلام، آدام - سلام. اين کيه؟ -

،ولي براي اينکه تمرين عملي باشد

.مي‌خواستم مثل يک خانواده‌ي واقعي شويم

فقط اميدوار بودم ...با کارهاي ديگري که داشتم

.بتوانم اين اتفاق را رقم بزنم

،اين خودشه ،مي‌دوني، هر روز پيشمه

اين گردنبند هميشه گردنمه .و بابابزرگم توي اين خاکستردانه

خاکسترِ پدربزرگته؟

.آره، خاکسترش اين توئه - .اوه -

.آره، هر دو پدربزرگم اينجان

اون يکي چيه روي گردنبند؟

.علامت پانيشره - قضيه‌ش چيه؟ -

...از پانيشر خوشم مياد چون

...چون خودش قانون رو به دست مي‌گيره

تا کسايي رو که .بهش ظلم کرده‌ن تنبيه کنه

وقتي به خانه نقل‌مکان کردم .چند تمرين در نوبت مانده بود

...بنابراين حالا مجبور بودم

.وقتم را ميان کار و خانواده تقسيم کنم

.خوش‌وقتم، پتريک - ،ايشون بازيگره -

.قراره نقش برادرت رو بازي کنه - .خوبه، ايول -

...اين مرد که نامش پتريک است

،مشکل حل‌نشده‌اي با برادرش داشت

.که وصيِ پدربزرگ مرحومشان است

...بابابزرگم توي وصيت‌نامه‌ش نوشته

...اگه يه دوست‌دخترِ تيغ‌زن داشته باشم

داداشم نبايد پولم رو بده .تا محفوظ بمونه

توي وصيت‌نامه نوشته؟ - .آره -

که دوست‌دخترت نبايد تيغ‌زن باشه؟ - .آره -

و تمام دخترهايي که ...اخيراً باهاشون بودم

از جمله دوست‌دختر فعلي، از نظر برادرم .تيغ‌زن و دنبال پول بوده‌ن

.يه کانيک‌کامبو لطفاً

...پتريک مي‌خواست نظر برادرش را در مورد

،تيغ‌زن بودنِ دوست‌دخترش عوض کند

و رستوران فيله استريپسِ .رِيزينگ کِين» را براي اين کار انتخاب کرد»

...رستوراني که پدربزرگش زماني که

زنده بود، هر سال آن‌ها را .طبق رسمي خانوادگي آنجا مي‌برد

،گفت اگه دوست‌دخترت پولکي باشه

.نبايد پول رو بهت بدم

،و تا وقتي که با نِس هستي .من پوله رو بهت نمي‌دم

...آره، اگه نِسا - .شرطش اين بود -

.تيغ‌زن بود آره، ولي نيست

،اتفاقاً ناخن‌خشکه ،تقريباً مثل يهودي‌هاست

و مي‌دوني که يهودي‌ها .چقدر خسيسن

...نِسا ناخن‌خشکه

.و از اين نظر دلم رو نمي‌شکنه

،خب، فقط مي‌خوام گفتگو رو تنظيم کنم ،چون به نظرم

«.اوه، حرفش يه کليشه‌ي يهودستيزانه‌ست»

.باشه، متوجه شدم - ...ولي -

اين يه گفتگوي خصوصي ...بين تو و برادرته

.و مي‌خوام خودت باشي

.آره، داداشم همچين حرف‌هايي مي‌زنه

...جواب مي‌ده؟ باشه، پس

«.مثلاً مي‌گه: «براي من يهودي‌بازي درنيار

...آره، اگه اين‌طوري ارتباط برقرار مي‌کنين - .آره -

نمي‌خوام از شيوه‌ي بياني استفاده کني ،که تأثيرگذار نيست

...پس - ...آره، پس -

در تمرينِ پتريک ،مشکلات جالبي پيش آمد

که به نظرم فرصتي براي .پيشبرد هنر تمرين بودند

...خب توي کدوم قسمت از گفتگو

...مي‌خواي بگي

که مثل يهودي‌هاست؟ - .آره -

...بزرگ‌ترين مشکل اين بود که

او نمي‌توانست برنامه‌ي منسجمي را دنبال کند .و نمي‌توانستم دليلش را بفهمم

...برادرت مراقبِ پرواز فرودگاهه

.آره - ،يعني با زبون منطق بايد بهش بگي -

.کارش جلوگيري از سقوط هواپيماست

.آره - ...و مي‌دوني که -

...نمي‌دونم استدلالت اگه مثل

.آره - ...مچ انداختن باشه روش جواب بده يا -

.آره، متوجهم چي مي‌گي

،در اولين روز تمرين با پتريک .تا ديروقت سرِ کار بودم

،و وقتي به خانه برگشتم

.آدام داشت مي‌خوابيد - .بفرما -

وقتي دست کوچيک رو .بردي زير دست بزرگ اين کارو کردي

و وقتي اَنجلا قصه‌ي شب را ،تا آخر براي او خواند

.ديگر براي قصه‌ي من دير شده بود

اين کتاب رو ...آدام از توي قفسه انتخاب کرد

.از قفسه‌ي کتاب طبقه‌ي بالا - اوه، واقعاً؟ -

.آره، اين يکي رو از قفسه انتخاب کرد

و داشتي براش مي‌خونديش؟

آره، به انواع گل‌هايي .که توش بود نگاه مي‌کردم

...چه خوب. ام

هيچ‌وقت سراغ منو نمي‌گيره؟

.ام... فکر نکنم

.الان يادم نيست سراغت رو گرفته باشه

.سلام! صبح به‌خير

حالت چطوره؟ - .عالي‌ام، ممنون -

چقدر؟

کافيه؟ - .آره -

به اَنجلا گفتم که ...آدام را با خودم مي‌برم

تا اَنجلا وقتش را صرف ...کسب‌وکار اِتسي‌اش

.يعني فروش کِرِم پوست خانگي کند

.سلام، اينم چايي‌ت - .سلام -

.اوه، ممنون - ...اينم يه کم غلات صبحانه -

.براي صبحونه - .ممنون. ممنون -

نمي‌دوني بدون گلوتنه يا نه؟

...ام

.تمرينِ خوب چندين مؤلفه دارد

تاکنون، تمرکز من ...روي شيوه‌ي حرکات

و حرف‌هايي بوده که احتمالاً‌ .در زندگي واقعي با آن‌ها مواجه مي‌شويم

.بابايي اينجا کار مي‌کنه

.اين آدام، پسرمه - .سلام، آدام -

.نِسا اصلاً پولکي نيست، داداش .تو نمي‌شناسيش

.پولکيه - .داداش، مي‌گم نيست -

...ولي اخيراً متوجه شده‌ام

يکي از مؤلفه‌هاي مهمِ تمامِ .اتفاقاتِ سرنوشت‌سازِ زندگي را ناديده گرفته‌ام

.احساسات

،وقتي با کور تمرين مي‌کردم

او توانست بر طراحيِ زباني و حرکتيِ .آن لحظه تسلط پيدا کند

.گفتم يه نوشيدني برات بگيرم سرحال بياي

ولي وقتي که قرار بود ...در بارِ واقعي روبه‌روي دوستش

،به دروغش اعتراف کند .همان‌جا خشکش زد

انگار مي‌شد آدرنالين را ديد .که در رگ‌هايش جريان دارد

فشارِ موقعيتِ واقعي را .سرانجام به شدت تجربه کرد

و اين اتفاق حتي يک بار هم .در تمرينِ او نيفتاده بود

،بنابراين

نتوانستم براي احساسي که .به او دست مي‌داد، آماده‌اش کنم

وقت گذراندن من با آدام نيز .اين مسئله را تأييد کرده است

،رفتارم مثل يک پدر است

،ولي مطمئناً حس پدر بودن ندارم .و اين يک مشکل است

...بنابراين چطور مي‌توانم پتريک را

براي اين احساس آماده کنم ...که جلوي کسي نشسته

که ارثيه‌اي را که به زعم خودش حقش است، از او دريغ کرده؟

خب، بخشي از اين تمرين را ...از پتريک مخفي نگه داشته بودم

.تا دقيقاً به همين هدف برسم

.هي، پت - اوهوم؟ -

هي، رفيق. انبار مزرعه‌ي خونوادگي‌مون .همين نزديکي‌هاست

...و يه ژنراتور هست

.که بايد از توي انبار بيرون بيارم

.آره، مي‌تونم کمکت کنم جابه‌جاش کني

،بعد از تمرين امروز

به بازيگر نقش برادرِ پتريک گفتم ...که خارج از تمرين از پتريک بخواهد که براي

More Farsi Persian subtitles for The Rehearsal

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left