لومړۍ 200 کرښې.
...کسی که پنج ساله پیش مرده
الآن زنده شده و داره مردم رو میکشه؟
حواست به فرمانده هوانگ باشه
خیلی عجیبه که این اتفاقات تصادفی باشن
حواست به اون تازه کاره هم باشه
یکی پشت فرمانده هوانگه
ببین اون کیه
مراقب باش مرده دیدت
اون افسر خانومی که قبلا درموردش بهت گفته بودم رو یادته؟
فکر میکنم یه چیزی باشه
افسر لی، منم
بین خبرنگار هایی که توی ایستگاه بودن
یه مردی بود به اسم لی بو کوانگ پیشینه اش رو دربیار
اگر چیزی رو نزدیده باید یه سری اطلاعات رو برداشته باشه
فرمانده هوانگ، منم کارآگاه اوه هدف بعدین
حداقل همدیگه رو دیدیم
اوه هیون جه
کلی سوال هست که میخوام ازت بپرسم
مهم نیست
به هرحال تهش همین جا میمیری
هی
چقدر بیخودی صبر کردم
همه ی اینا برنامه بود؟ تا اونو بگیری؟
...باید میفهمیدم که کی میخواسته
ایسو بمیره
...کسی که بهم گفت اونو بکشم
درباره ی من چقدر میدونین؟
همونقدری که لازمه میدونم
...از من استفاده کردین
تا اونو بکشینش بیرون
اگر میومدی به واحد تحقیقات محلی اون موقع به من نیاز داشتی
مرسی بابت همه چیز
اگر اتفاقی افتاد
بهم زنگ بزن، باشه؟
من پلیسم
چرا اونجا قایم شدی؟
حالتون خوبه؟
اصلا نگاه میکردی؟
چرا اینجایین؟- میخواستم یه پیشنهاد بدم-
ردش میکنم
یه بچه تو منطقه ی بالای شهر دیشب نرفته خونه
خدای من، این یه مورد اورژانسیه
هیون سو
فکر میکنم این کفش پسره باشه لکه های خون رو هم میبینم
...پس این عوضی واقعا
تیم تجسس چی؟
منتظر اوناییم- بهشون بگو عجله کنن-
ببخشید اینجا نوشته ای هم پیدا کردین؟
نوشته؟ نه من که چیزی ندیدم
میشه یه نگاهی بندازم؟- چی؟-
این داره چیکار میکنه؟
هی، بس کن بس کن
سلام- این چیه؟-
چرا اینجایی؟
قربان من اون پسری که گمشده رو میشناسم
اذیت نکن برو اونجا
هیون سو، تویی؟- سلام-
...تلفن شما واجد شرایط
جست و جو کامل است
هی به اینور و اونور نگاه ننداز- هی. اینجا چیکار میکنی؟-
سونبه- بله؟-
پسر بچه ی گمشده من میشناسمش
...اون- چی؟-
...چند روز پیش دیدمش
و شمارم رو روی یک تیکه کاغذ نوشتم و بهش دادم
خورشید داره غروب میکنه بیاین عجله کنیم
تپه رو چک میکنی؟
!برو اون بالا و چکش کن خدای من
یکم دیگه حرف میزنیم
فکر نمیکنم زنده باشه
بیاین بریم اونجا
تا دنبال جسد بگردیم؟
آره
چطور ممکنه یه بچه بتونه تو همچین هوای سردی اونم تو کوهستان دووم بیاره؟
مظنون ماشینش رو ول کرده و فرار کرده
قربان یه لحظه
ممکنه پسر بچه هنوز زنده باشه
هی ما یه کفش با لکه های خون روش تو ماشین پیدا کردیم
به خاطر همینه که باید به گشتنمون ادامه بدیم
این بچه ممکنه این اطراف باشه اونم وقتی که آسیب دیده
بیا روراست باشیم حداقلش باید جسدش رو پیدا کنیم
میتونی ثابت کنی که زنده است؟
دوروز پیش، شماره ام رو روی یک تیکه کاغذ براش نوشتم
این تنها چیزیه که گم شده
این یعنی هنوز امید هست
دیوونه شدی؟ ما سرمون به خاطر این مسئله شلوغه
هی، اون مچ بند الکتریکیش رو باز کرده تا فرار کنه
این یعنی این که تا ته این مسیرو رفته
ممکنه به من زنگ بزنه
هی
میشه یکی اینو از اینجا ببره بیرون؟ خدای من
بریم من میبرمش
خبر فوری ...ماشین مظنون
توی یه منطقه ی خالی وسط کوه دِ هونگ پیدا شده
...پلیس این مسئله رو یک امر اضطراری تشخیص داده
و یک تحقیقات جنایی رو شروع کرده
...آقای نو که به احتمال زیاد آدم ربا است
...متهم به آزار جنسیه کودکانه
و بعد از جدا کردن مچ بند الکترونیکیش فرار کرده
بفرستشون بالاتر رو هم بگردن
بریم- الآن داری چیکار میکنی؟-
میدونی که چه طوریه
خیلی آدم کثیفیه
اگر اینجا وایسی هی سرت داد میزنه
برو خونه
باشه میبینمت
مراقب باش
میشه بری بالاتر؟
منم
گوش میدم
پیشنهادتون رو قبول میکنم
اما یه خواهشی ازتون دارم
اسم گیل هیون سو دوازده ساله
بیست و هفت ساعت از دزدیده شدنش میگذره
لطفا کمکم کنین پیداش کنم
کارآگاه اوه؟
اون بچه رو میشناسی؟
آره
هشت ساعت بعد از دزدیده شدنش
احتمال نجات دادنش تقریبا صفره
حتی اگر خوش شانس باشه و یه جایی زندانی شده باشه
ضرب العجلش سی و شش ساعته
ولی اگر بیرون باشه اونم تو همچین هوایی
خیلی بعیده که بتونه سی ساعت رو هم دووم بیاره
خودم اینو میدونم
این بچه از مدرسه اش دزدیده شده؟
اونجا میبینمت
منظورت چیه از اینکه میخوای یه پرونده ی آدم ربایی رو بگیری؟
این پرونده ایه که همه ی مردم نگاهشون بهشه
مگه نمیدونی که باید خوش شانس باشی تا اون بچه رو پیدا کنی؟
دو روزه که گم شده
حتی اگر جسدش رو هم پیدا کنی بازم ازت انتقاد میشه
اگر هیچی پیدا نکنی بدتر هم میشه
من پرونده رو واگذار کردم به فرمانده هوانگ
با این کار نارضایتی درباره ی پرونده ی لی بو کوانگ رو کم میکنی
و یه بهونه درست میکنی تا اخراجش کنی؟
اوه هیون جه چی؟
اگر اون دخالت کنه که بهترم هست
هیون جه، منم
آدم ربایی هونگوون میون
بهم دستور دادن زود حلش کنم
ازت میخوام به عنوان یه مشاور غیرنظامی بهم مشاوره بدی
این یک درخواست رسمیه
چه هیون جه ای؟
اون داشت با مامور اطلاعات اوه هیون جه حرف میزد؟
اوه هیون جه؟- بله-
بیاین بریم سرصحنه افسر لی، از اینجا حواست بهمون باشه
باشه- باشه-
از کدوم سمت میرفته خونه؟
براساس آدرسش
باید از این سمت باشه
اگر قیافه ی نو سانگ چول رو میشناخته
ممکنه فکر کرده باشه که مسیر همیشگیش دیگه امن نیست
پس شاید از اون سمت رفته باشه
این سمت
بله افسر لی
باشه هرچی پرونده برات اومده رو برامون بفرست
باشه
کاملا مشخصه این پرونده رو بهمون دادن تا سربه سرمون بذارن
کارآگاه ها نباید ناخونک بزنن
زنگ بزن به پلیس هونگوون و ازشون بخواه پرونده رو برامون بفرستن
فهمیدم
هونگوون میون جایی نبود که چا سویونگ توش زندگی میکرد؟
میشه ازش بخوایم بیاد پیشمون؟
هی، دلت میخواد تعطیلاتت بیای سرکار؟
دیوونه شدی؟
همین الآن هم قبول کرده
اگر از این سمت رفته باشه، روستایی ها ممکنه دیده باشنش
از این سمت رفته
اینجارو بگرد
کارآگاه اوه
این فرفره این مال هیون سوئه
اون اینجا بوده
آدم ربا کسی بوده که میشناختتش
اون میدونسته بچه از کدوم سمت میره
نو سانگ چول بچه رو که اینجا قائم شده بود بیرون کشیده
بیا اول بریم خونه ش
خونه ش؟
عجله کن
پرونده های آدم ربایی، جنگ با زمانن
ستوان پارک؟
فرمانده هوانگ، کسی که باهاش حرف زدم این؟
بله
بفرمایید
همه سر صحنه ن؟
دارن کوه دهونگ و جستجو میکنن
شنیدم یه مظنون دارین
...ما یه تماس داشتیم
که میگفت نو سانگ چول از مدرسه تعقیبش کرده
...ما فهمیدیم که
بچه تو خونه ی اون بوده
نو سانگ چول، ۳۶ ساله
اون یه متجاوز جنسی کودکه و زندان بوده
بخاطر چیز دیگه ای بازجویی شده؟
اون سه سال پیش وقتی یه بچه ناپدید شده بود بازجویی شد
بخاطر اینکه موقع وقوع جرم جای دیگه ای بود تبرئه شد
از اینجا به بعد رو واحد تحقیقات محلی به عهده میگیره
متوجهم
خسته نباشین
فرمانده هوانگ، از همسایه های مظنون پرس و جو کنیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.