لومړۍ 200 کرښې.
وزارت ترس
:کارگردان فريتز لانگ
نيل"؟"
.اينجايي - .بيا داخل -
ميدوني، نگاه کردن به گذر ...آخرين دقيقه بعد از
.گذشت اين همه زمان، خيلي جالبه...
.هميشه ميخواستم سريعتر بگذره
.فکر کردن بهش خوبه
.آزادي
نميخواي يه لحظه هم وقت تلف کني، آره؟ - .تا جايي که بتونم نه -
قصد داري کجا بري؟
.لندن
.اين شبها خيلي بمباراون ميکنن
بهتر نيست اول به يه شهر آرومتر بري و يه مدت اونجا مشغول بشي؟
دوست دارم اولين ماه رو در ...يه شهر خيلي شلوغ باشم
.طوري که توي شلوغي همه توي هم بِلولن...
.ميخوام صداي حرف زدن و خنديدن مردم رو بشنوم
بعد از خيره شدن به اون ساعت .مشاهده چهره مردم حال و هواي خوبي داره
.خب، نميشه به اين کار خرده گرفت .تا دم در همراهيت ميکنم
:بذار توي لحظه خدافظي يه چيزي بهت بگم
.سعي کن ديگه سر و کارِت به پليس نيفته
.جرم مرحله دوم خيلي سختي به همراه داره
.منبعد يه زندگي آروم ميخوام - .خب، موفق باشي، خدانگهدار -
.ممنون
."زندان بيماران رواني "لمبريج
.عصر بخير - .عصربخير، لطفا يه بليط واسه لندن بدين -
.بله، آقا .الساعه ميدم خدمتتون
اونجا چه خبره؟ - .اونجا جشن نيکوکاريه -
امشب خانمها اونجا .کارهاي ارزشمندي انجام ميدن
شايد بخواي يه نگاهي بهش بندازي .و يکي دو شيلينگ خرج کني
.ارزشش رو داره - ميشه وسايلم رو اينجا بذارم؟ -
.حتماً، بذارشون اونجا روي نيمکت
.حواسم بهشون هست - .ممنون -
.عصر بخير - .عصر بخير -
ميخواين توي جشن ما شرکت کنين؟ - .بله -
.هزينهاش يک شيلينگه .شايد زياد مناسب نباشه
ديروقته. اگه پنج دقيقه منتظر بموني .ميتوني با هزينهي کمتر وارد بشي
.مهم نيست - .نظرم اينه که هميشه اين رو به مردم اطلاع بدم -
،نبايد فکر کنن که سرشون کلاه رفته حتي واسه يه دليل خوب، مگه نه؟
.نه، درسته دليل خوب چيه؟
."مادران ملل آزاد"
.بگيرش
.ممنون
.بچهها بيايد اينجا
.هوا داره تاريک ميشه .حالا بايد بريم گنج رو پيدا کنيم
حالا برين بيلچههاتون رو بردارين .و زمين رو بکَنين، البته مراقب گلهاي اطلسي باشين
.حالا بدويد. بجنبين
...مرد جوون
نميخواي يه بليط بخري و وزنش رو حدس بزني؟
.يه شيلينگ خرج داره .هر کي عدد نزديکتر رو بگه ميبره
.باشه - .ممنون -
.سه پوند و پنج اونس
.بايد بگم حدص خوبي بود
!حتماً از خانمت ياد گرفتي
.من زن ندارم
.حالا بايد فالگير رو امتحان کني .حتماً اين کار رو بکن
.خانم بالِين شگفتانگيزه ...اون به پسرم گفت
داشتم در مورد خانم بالِين و پسرم .با اين آقا صحبت ميکردم
...اِ - .حتماً ميرم ميبينمش -
.ممنون. کار خيلي خوبي ميکني
اون مرد دوستداشتنياي نيست؟
...بشين
.يه صليب با نقره روي دستم بکش
.دستت
.خيلي به روز هستين
.اول شخصيتت رو ميگم بعد گذشتهات .من اجازه ندارم آينده رو بکم
.آها
.تو سعادتمندي رو در يه ازدواجِ موفق، ميدوني
.من ازدواج نکردم - .خب ميکني، خدا به داد اون زن برسه -
لطفاً ناراحت نشو. اين دو سال .خيلي به من بد گذشته
.واقعاً ميگم - جدي؟ -
.خب، پس ادامه ميديم
.حالا در مورد گذشته
...اين خطي که به اين سمت ميره
.ميگه که تو يک زن رو خوشحال کردي...
چيزي شده؟
.نه
.چيزي نيست
.بيخيال گذشته .در مورد آينده بهم بگو
:فقط اينا رو ميتونم بگم
.تو يه کيک ميخواي
...بايد اين وزن رو بگي
.چهار پوند و پانزدو و نيم اونس...
اين وزنِ درسته؟ - .اهميتي نداره -
چيز ديگهاي در مورد اقبالم نيست که بگين؟
.نه. حالا ميتوني بري
.خب. ممنونم
.امتحانش ميکنم
.ميخوام شانسم رو يه بار ديگه امتحان کنم - !آفرين -
.عجب ايده عالياي
.عاليه
.من ميگم چهار پوند و پانزدو و نيم اونس
.عجب آ
.با اين حدس زدنت همه ميفهمن تو يه مجردي
.در واقع اين آقا برنده شد
.حتي يه اونس هم اختلاف نداره
.بهتره زياد نخوري
.اون مثل سُرب سنگينه
.اتفاقاً برعکس .اين از تخممرغ درجه يک ساخته شده
.بفرماييد
.ممنون - .ممنون -
!آهاي! آهاي
.آقايي که کيک دستشه، لطفا صبر کنيد
.من يه اشتباه بزرگ در مورد وزنش کردم
.متاسفم ولي وزني که شما گفتيد، نبوده
.وزن واقعيش 3 پوند و دو اونسه
.و اون مرد برنده شد
کدوم مرد؟ - .اون مرد کنار خانم بالِين -
وزنش رو چقدر حدس زده؟ - .خيلي نزديکتره -
.سه پوند و هشت اونس
.در اينصورت باز هم من برنده هستم .حدس اولم سه پوند و پنج اونس بود
اين يه شيلينگ رو بهش بدين .و بگين که واقعاً متاسفين
.شب خوش - ...اما -
.اين روزا نميشه زياد کيک خوب پيدا کرد
.بهت گفتم که ارزشش رو داره
اينجا يه کابين خالي هست که .موتوني دراز بکشي و استراحت کني
.توي اين تاريکي نميشه چيزي خوند .پردهها رو هم باز نکن
.باشه - .نازيهاي عوضي سريع پيداشون ميشه -
.آژير قرمز تازه قطع شده
اميدوارم جووناي ما به خوبي .اونا رو شکست بدن
.خب، شب بخير، آقا - .شب بخير. ممنون -
.اميدوارم ريل قطار رو بمبارون نکنن - .من هم اميدوارم -
اينجا واسه يه نفر ديگه هم جا هست؟
.غير از من کسي نيست .بيا داخل -
.اينجا
.درسته - .ممنون -
.شما خيلي مهربونيد - .اينطور نيست -
.خوشحالم که تنها نيستم
به لندن ميرين؟
.ميگن آژير قرمز بوده
.من هم شنيدم
...عجيبه که مردم
.اينقدر به تاريکي علاقمند شدن...
...به نظرم آدم بميره بهتر از اينه که
.توي تاريکي بمونه...
.من هم شبها زياد بيرون نبودم
.هر شب صداي بمبافکنها رو ميشنوم
توي مسيرشون به لندن از .روي مزرعه من عبور ميکنن
.صداي وحشتناکي دارن
.آره، همينطوره
کيک ميخوري؟ - کيک؟ -
.آره. اون رو توي مراسم خيريه بردم
.شايد دوست داشته باشي با هم بخوريمش .تا رستوران لندن خيلي راهه
...خب، اگه يه خورده ميخوري
.اين رو بگير...
.آه. حس ميکني چقدر سبکه
.از تخممرغ ساخته شده
اون جوري که مردم دنبالشن .فکر ميکني از طلا ساخته شده
.صداشون رو ميشنوم
چي؟ - .نازيها -
.حتماً ميخوان کارخونه "بلکمور" رو بزنن
.چند تا ساختمون کوتاه اين نزديکيهاست
.خودشه
.اونجا انبار مهماته
."دفتر بازرس خصوصي "اُرتوتکس تاسيس: 1892
عذر ميخوام. به نظر ميومد .کسي اينجا نيست
چي ميخواي؟ - .من دنبال آقاي "رِنيت" هستم -
.من رنيت هستم. بايد قبلاً وقت ميگرفتي
.واضحه که علاقهاي به مشتري ندارين .روز بخير
.صبر کن، صبر کن .حالا نميخواد جوش بياري
.من سرم شلوغه .هميشه راه ديگهاي هم براي انجام کارها هست
.بشين تا يه نوشيدني بزنيم
.بد نيست - .خيلي هم خوبه -
.اين حملات...اعصاب رو به هم ميريزه
.بايد يه چيزي براي آروم کردنش داشته باشي
.اينجوري مخِت سوت نميکشه
با فنجون چاي که مشکل نداري؟
...من هرگز نتونستم در مقابل مشروبات الکلي
.مقاومت کنم...
.به سلامتيت - .اتفاقاً بهش نياز دارم -
.حالا نوبت کار
اسمت؟ - .استفان نيل -
.هممم
مداد داري؟
.ممنون
چي شد اومدي پيش من؟
چون مشاهده غارت شدن اتاقم توي هتل .بعد از صرف صبحانه، خوشايند نبود
دوست ندارم توي قطار ازم سرقت بشه .و کسي بهم شليک کنه
...آقاي نيل
.شغل من قابل احترامه و قوانيني داره...
.من شرلوک هولمز نيستم
يه مردي در موقعيت من ...روي زمين سينهخيز با يه ذرهبين
.دنبال لکهي خون نميگرده...
اگه توي همچي مشکلي گير کردي .بهتره بري پيش پليس
.من دوست ندارم کارم به پليس بخوره
.ببخشيد. اين کار برات 20 پوند درآمد داشت
بيست پوند؟
.خ...خب، بهتره بررسيش کنيم - .متوجهم -
آره، جنگ، شيطون رو هم .به اين روز ميندازه
.بيا
دفتر رسيدگي به درخواستهاي "مادران ملل آزاد"
.اگه مشکلي پيش اومد بيا داخل
بله؟
.عصر بخير - .عصر بخير -
.من دنبال آدرس خانم "بالِين" هستم
.خاني به اون اسم اينجا کار نميکنه - .اون در انجمن خيريه شما در "لِمبريج" مشغول بود -
.اُه، اونها داوطلبانه کمک ميکنن .متاسفم
...ما نميتونيم آدرس حاميان
.داوطلب رو فاش کنيم...
خب، راهي نداره که پيداش کنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.