لومړۍ 164 کرښې.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
پنج حواس خود را بیدار کنید) (نویسنده چگونه سفر میکنه
شما آثار زیادی نوشته اید
پس آیا برای هر کدام خوانندگان خاصی رو هدف قرار دادید؟
اصطلاح فنیش مدل خوانندهست
مدل خواننده اغلب همسرم بوده
… و برای تولدش یه رمان نوشتم
و به عنوان هدیه بهش دادم
واقعا؟- منتشر شد؟-
اولش به عنوان یه رمان منحصرا برای خودش بهش دادم
و شش ماه بعد ازدواج کردیم
پس ما شروع به زندگی با هم کردیم
و کلی درخواست داشتم- درسته-
اما یه ماهی بود که درخواست زیاد داشتم
و مساله این بود که نمیتونستم همهشون رو بنویسم
به خاطر همین همسرم گفت
"فقط اینو چاپ کن"
"اگر من تنها خوانندهش باشم فایدهش چیه؟"
"ما باید مواد غذایی هم تهیه کنیم"
با اینکه فقط برای یک نفر نوشتمش
او ایشون مشکلی نداشتن
بنابراین من منتشرش کردم و این توی کتاب هم هست
شخصیت همسرم توی اون اثره
شخصیتی که اون زمان بهش فکر کردم
صادقانه، نامهای عاشقانه به اون بود
اولش پشت تلفن براش خوندمش
واقعا؟
خواندن یه داستان کوتاه پشت تلفن حدود یک ساعت طول کشید
چقدر رمانتیک- ایشون رمانتیکه-
من یه نویسنده هستم
خواننده ها برای عشقشون میخونن
معرکهست- لی جوک "I'm Fortunate" مثل آهنگ-
وقتی کتاب مینویسی
اولین کسی که اونو میخونه همسر شماست درسته؟
بله، بیش از ده ساله که اینطوریه
بهتون بازخورد میده؟
بعد از اینکه کارم تموم شد بهش نشونش میدم.- واقعا؟-
حتی اگر این کارو انجام بدین
هنوزم ارزیابیش میکنه؟- آره-
همیشه که تحسینش نمیکنه میکنه؟
...بعد چی
وقتی بهش "خاطرات یک قاتل" رو نشون دادم
به من گفت از یه صفحه خاص به بعد رو
بازنویسی کنم
چی؟- پس بازنویسی کردید؟-
"همه بخشهای بعدی رو بریز دور"
"تا اینجا خوبه ولی از اینجا به بعد باید بازنویسیش کنی"
یه لحظه. خیلی مبهم حرف زدین
مثلا بگین از کدوم صفحه به بعد
حدود 45 درصد
به حرفش گوش دادین؟
چه کار کردین؟- همه رو ویرایش کردین؟-
بله، من حرف گوشش میکنم
بله، من حرف گوشش میکنم
واقعا؟- آره-
حتما دقت نظر داره
حتما کارش خوبه- آره، چشمای تیزی داره-
فقط اثز من نیست
توی رشته ادبیات تحصیل کرده- که اینطور-
لیسانس و فوق لیسانس روانشناسی ادبی داره
اون ذهنیت منو مثل کف دست میشناسه
...پس- چقدر عالی-
پس زمانی بوده که ایشون چیزی بگه
اما شما نادیدش بگیرین و کارتون رو منتشر کنین؟
تا حالا بازخوردشون رو نادیده گرفتین) (و اونو منتشر کردین؟
نه
نه حتی یه بار؟- میبینم-
...مورد انتقاد قرار گرفتن
حس خوبی نداره- ناراحتت میکنه-
...اما وقتی آروم شدم
هرکسی بعد از انتقاد حس بدی پیدا میکنه
بخصوص شما که تموم تلاشتون رو برای نوشتنش بکار گرفتین
...اما گفتن از این قسمت به بعد، بده
،اما وقتی کارم خوبه
چیزی نمیگه توی صورتش معلوم میشه
چطور؟- با یه لبخند کوچیک-
"همینه"
،با زندگی کردن توی یه خونه برای ماه ها و سال ها
میدونه که من چقدر زحمت کشیدم
...برای همین اون هم از اینکه بهم بگه
کدوم قسمت ها باید اصلاح شه، حس بدی میگیره- البته-
...اما آسودگی از
عدم نگفتن همچین چیزایی در چهرش مشخصه
حالت چهرش نرم میشه
خسته بهنظر میای") ("وقتی هنوز جوونی روی نوشتن تمرکز کن
میشناسمت") ("تو باید هرکی که جلوی روته رو راضی کنی
برای همین نامه استعفام رو نوشتم
"برگرفته از "پاسخ طولانی آماده) (نوشته کیم یونگ ها
مطمئنم که شما همیشه نمینویسین
شما هم یه استراحتی میکنید، درسته؟
البته- شما مثل مردم عادی زندگی میکنین-
...وقتی موقع نوشتن میشه
یهو بهتون الهام میشه، درسته؟- ...درسته. پس-
...وقتی مینویسین، باید
کلید خلاقیت متفاوت از معمول رو روشن کنین
برای نوشتن باید کلید خلاقیت) (متفاوت از معمول روشن بشه
همیشه خلاقانه زندگی کردن، خسته کنندهست
درسته- ،وقتی به دانش آموزام میگفتم که بنویسن-
...وقتی آماده نبودن
اونارو وادار میکردم که گرم کنن
مجبورشون کردم که گرم کنن
گرم کردنی برای روشن کردن) (خلاقیت دانش آموزان وجود داره؟
دانش آموزا با کلید غیر خلاقانشون به مدرسه میان
سوار اتوبوس میشن و به مترو تغییرش میدن
همه به یه شکل میان مدرسه
(دانش آموزا وقتی به مدرسه میان، کلید خلاقیتشون خاموشه)
از اونجایی که باید ،کلید خلاقیتشون رو روشن کنن
ورزش گرم کردن خلاقیت استاد) (برای روشن شدن خلاقیتشون
مجبورشون میکنم تمرین گرم کردن رو انجام بدن
ورزش گرم کردن خلاقیت استاد) (برای روشن کردن خلاقیتشون
یه تمرینی هست که مجبورشون میکنم انجام بدن- چیکار کنیم؟-
سادهست
درمورد این صحبت میکنم
مثلا کلمه کلیدی سوپ دریایی سرده
وادارشون کردم که کلمهای غیر مرتبط با اون رو بگن
...کلمهای- سوپ دریایی سرد-
مجبورشون کردم کلمهای غیر مرتبط با اونو بگن
کلمه غیرمرتبط با سوپ دریایی؟
دریایی؟
چی؟ سوپ کوهی؟
اون چیه؟
برعکس سوپ دریایی؟- آره-
کلمه من درآوردی نمیشه
نمیشه؟- کلمه من درآوردی نمیشه-
میخواستم بگم سوپ زمینی سرد
من درآوردی نمیشه- مجاز نیست-
...باید یه کلمه واقعی باشه
که بی ربطه- کلمه بی ربط-
کومونیسم میتونه غیر مرطبت با کلیدواژه سوپ دریایی سرد باشه
باید کلمه دور از ذهنی باشه
کومونیسم و قهوه چیزی شبیه به این
متوجهام- لطفا بهمون به کلید واژه دیگه بدین-
اما نمیتونه چیزی در اطرافتون باشه
نمیتونه چیزی که در اطرافمونه باشه؟- نه-
...بیاین شروع کنیم. پس
کومونیسم- هونگ سونگ ران-
چی؟- هونگ سونگ ران-
اون چیه؟
مادرم
بیاین به اسامی عام محدودش کنیم
اسامی عام چین؟
اون اسم خاص بود- چیزایی که مردم میدونن-
چیزایی که اسم خاص نیستن- فهمیدم-
وقتی جایی میرین، با بقیه امتحانش کنین
سخته؟- اینو مثال درنظر بگیرین-
،اگه این قهوهست
مردم به لاته یا چای سیاه فکر میکنن
مردم بین همین دسته بندی فکر میکنن
،پس وقتی این رو امتحان کنی
داری با پیشنهاداتی که به ذهنت میاد مبارزه میکنی
راست میگید- دقیقا-
واسه همین کوتاه شون میکنی- این خیلی سخته-
این فرایند پاک کردن شونه
باشه- فهمیدم-
من تو این چیزا خیلی خوبم
من به چیزای دیگه خیلی فکر میکنم- واقعا؟-
جی وون تو این کارش خوبه
پس چرا با اون شروع نکنیم؟
با جی وون- البته-
با من؟
دوچرخه سواری
طناب زنی
وایسا یه لحظه- یه دقیقه-
چی؟- هردو اینا باهم دوستن-
No comments yet. Be the first to leave one.