The O.C.

The O.C.

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

The O C S01E03 DVDRip SAiNTS
د لخوا تبصره KiarashNg
► IranFilm.Net | کیارش نعمت گرگانی ◄

تګونه

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
TS
په خپور شو: 2017-02-07
ډاونلوډونه: 36
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

- :آنچه گذشت - نميخوام تو خونم بموني

- مامانم يجوراي فاجعه است - چجور مادري پسرشو ترک ميکنه؟

- اون برميگرده، نه؟ - اگه پيداش نکن چي ميشه؟

صبح ميبرمش به سازمان حمايت از کودکان

- داري فرار ميکني؟ - تو فکر بهتري داري؟

- اينجا کجاست؟ - يکي از پروژه هاي ساخت و ساز مادرم

- چقد پول لازم داري؟ - صد هزار دلار

- با دوست دخترم چيکار داري؟ - منو بکش و حرف زدنتو تموم کن

همه جا آتيش گرفته رفيق بايد بريم

- متاسفم - رايان اتوود"؟"

- بايد ازت چندتا سوال بپرسيم - يه تصادف بود

پس بايد از توئم چندتا سوال بپرسيم

ديگه نبايد اين شکلي ملاقات کنيم

"يه خبر خوب، کمپاني "کريستن از همه شکايات صرف نظر کرده

که يعني بعد از جلسه دادرسيت بدون مشکل آزاد ميشي

کي هست؟

سي تا شصت روز ديگه

ميتونستم زودتر بيارمت بيرون

ولي بايد يه ولي يا سرپرست داشته باشي

- اون ميتونه بره؟ - کي، "لوک"؟

جفتتون گفتين که آتيش سوزي اتفاقي بوده

اونم که قبل از اين هيچ سابقه اي نداشته

و البته خونوادشو داره که ميبرنش خونه

رايان"، خودت که ميدوني اگه ميتونستم"

همه چي درست ميشه

مامانم ولم کرده، خودم خونه همسر شما رو سوزوندم، چطوري همه چي درست ميشه؟

- ما مادرتو پيدا ميکنيم - اگه نکنيم چي؟

- هرکاري که لازم باشه انجام ميديم - ...منظورم اينکه

اگه خودم نخوام پيداش کنم چي؟

فقط اگه به جاي فرار کردن ميومدي با من حرف ميزدي

که عاقبت کارم بشه زندگي تو يتيم خونه؟

- ممکن بود تو اون آتيش بميري - ...ببينين

شما بيش از حد بهم کمک کردين خودم ميتونم از پس کارام بربيام

قبلا هم هميشه همينجوري بوده

بازم قبل از دادرسيت با هم صحبت ميکنيم

از همسرتون تشکر کنين

خودم کردم

بکش کنار

متاسفم

الان متاسف نيستي، ولي بزودي ميشي

کانال تلگرام تيم ترجمه ايران فيلم @IranFilmSub

ترجمه به فارسي: کيارش نعمت گرگاني @Kiarashng

حالا فقط کاکتيل "بلينيز" رو کم داريم ميتوني براي منو دابل درست کني؟

واي. کاملا براي انجمن مادراي ساحل "نيوپورت" آماده اي

هي، کي قراره بيان اينجا؟

خيلي زود. و مطمئنم يه اشتباه کوچيکي يه جا کردم

خوبه، اينطوري يه موضوع براي حرف زدن پيدا ميکنن

نميفهمم چرا دعوتشون ميکني تو که ازشون خوشت نمياد

نه که ازشون خوشم نمياد بالاخره با همشون بزرگ شدما

همشون دوستاي قديمي هستن تازه، واسه خيريه است

حالا برنامه چيه؟ قراره چه شبي داشته باشيم؟

شب کازينو

اينکه همسرت حتي تو ...خونه هم داره کار ميکنه خيلي

- مزاحمت ميشه؟ - جذابه

اونقد جذابه که مزاحمم ميشه

هي. چيکار ميکني؟

هيچي. تنبيه شدم و تو خونه حبس شدم

خب داري خوب باهاش کنار مياي

شانس آوردي که فقط تنبيه شدي

ميخواي بري ببينيش؟

رايان" رو؟ نه. الان هيچ" کاري از دستم برنمياد که براش بکنم

آره؟ به نظرت حالش خوبه؟

يه دليلي هست که من هميشه سعي ميکنم بچه ها رو از اونجا بيرون بيارم

نميتوني بيرونش بياري، نه؟ اونقدر وکيل خوبي نيستي که بتوني؟

- تا وقتي مامانشو پيدا نکنيم من دستام بسته است - پس چرا نميتونه اينجا بمونه؟

نميخوام دوباره اين بحثو شروع کنم

رزا"، ميشه همه شيريني ها" رو چک کني که داخل باشن؟

اگه بلايي سر "رايان" بياد، پاي شماست اميدوارم بتونين بعد باهاش کنار بياين

اگه به خاطر اون بلايي سر تو ميومد نميتونستم باهاش کنار بيام

- مثلا اينکه بالاخره با يه آدم حسابي رفيق شم؟ - ما که پدر و مادر اون نيستيم

- من که مادرش نيستم - چقد خوب که نيستي

هي، برگرد اينجا و عذرخواهي کن

- سلام خانوما - سلام "سندي"، حالت چطوره؟

خوبي؟ اون پسر بيچاره

- زنداني شده، درسته؟ - آره، البته موقتي

خب کسي تو رو مقصر نميدونه که آورديش تو جامعه، تو خيلي زود به همه اعتماد ميکني

هي "جولي"، خونشون به نظر سالم مياد فکر ميکردم گفته بودي آتيش گرفته

اينو نميگفتم. يکي از پروژه هاي ساختموني کريستن"، خوشبختانه فقط يه خونه نداره"

خب، من بايد برم

بايد يه بچه ديگه پيدا کنم که باهاش جامعه رو به خطر بندازم

شايد يه بچه سياه پوست، يا آسيايي

خدافظ خانوما

- نظرتون درمورد "بليني" چيه؟ - البته

اين غذاهارو ببينين

حالا کي متاسفه؟ تو مشکلي داري؟ به من بي احترامي ميکني؟

تا وقتي اينجايي، بهتر حواست به من باشه پسر

به نظرم خيلي شرم آوره که هنوز يه تم براي مراسم خيريه نداريم

- خب، شب کازينوئه ديگه - من فکر ميکردم شب مونته کارلوئه

- نه، شب وگاسه - ميبيني، خيلي مسخرس

نميتونيم شب مونته کارلو رو بذاريم بعدش مراسم "کاتيلين"ـه

قانونمون يادتون رفته؟ نبايد دوتا مراسم شبيه هم تو يه ماه برگزار شه

من الان برميگردم

...بايد برم يه سري

به يه چيزي بزنم

خيلي رنج کشيده پسرش با اون پسره دوسته

کجا تشريف ميبرين؟

- تو اين بيرون چيکار ميکني؟ - يه نفس راحت ميکشم. کجا ميري؟

- هيچ جا - "سث"

"دارم ميرم زندان کودکان ملاقات "رايان

نه. نخير نميري. امکان نداره

- باشه خدافظ - "سث"

ميدونم که مادر ايده عالي نيستم

ولي خيلي دوست دارم و دارم سعي ميکنم ازت حفاظت کنم

از همه شکايتا صرف نظر کردم يه نفرم استخدام کردم دنبال مادرش بگرده

ديگه ازم چي ميخواي؟

ازت ميخوام باهام بياي

کريستن"، اوه اونجايي"

داريم درمورد کاغذ رنگي صحبت ميکنيم استات خوبه؟

- عاليه - باشه

پونزده دقيقه بهم وقت بده تا از دست خانوما راحت بشم

ميشه اينو امتحان کنم؟

سامر"، بابام خونه است، خودت که ميدوني"

همچين ميگي انگار چيز بديه

!اوه، آشغال

پدرت که اينروزا هميشه خونه است چي شده؟

...سلام "لوک"، منم. فقط

ميخواستم باهات حرف بزن پس بهم زنگ بزن

لطفا

هنوز بهت زنگ نزده؟

ميدوني که زنداني بوده شايد ديگه از پسرا خوشش مياد

خدايا، اون دوست داره. به خاطرت دعوا کرد و يه خونه رو آتيش زد

خيلي جذابه. ديگه چي ميخواي؟

- چطوره باهام حرف بزنه؟ - باهاش کنار مياد

اونکه واقعا باور نداره تو از اون پسر "چينو"يي خوشت مياد

خب مادرت چطوره؟

فقط... متاهله

ماريسا"، مهمون داري"

- اوه خدا - متاسفم

سلام "سامر"، من "سث کوهن"ـم درست... درست همين بقل زندگي ميکنم

چي شده؟

چي؟

آها، چي شده

دارم ميرم ملاقات "رايان"، گفتم شايد دلت بخواد بياي، خيلي دوست داره تو رو ببينه

چي شده "سث"؟ گفتي ميخواي برسونمت به انجمن "استار وارز"؟

استار وارز"؟ خب ببخشيد که بلوز تنش نبود" ولي نميتونستي حداقل بگي "ايکس-من"؟

"نميتونم باهات بيام. نميتونم بيام ملاقات "رايان لوک" همينطوريش باهام حرف نميزنه"

که چي؟ "رايان" زنداني شده فکر ميکردم باهم دوستيم

موضوع... موضوع خيلي پيچيده است

- موضوع ملاقات کردنش؟ - نميتونم بيام، خيلي خب؟

آره باشه. حالا هرچي

بيا زود تمومش کنيم، باشه؟

"کريستن" و "سث کوهن"

سلام

- گردنت چي شده؟ - چيزي نيست

- خوبي؟ - بهتر از اين نميشم

متاسفم که نقشه مون نگرفت

فکر ميکردم فکر همه جارو کردم فکر ميکردم جات امنه ولي اشتباه ميکردم

چي شده؟ يه کوچولو برام بخند

ماريسا" هم وقتي خواستم باهاش" حرف بزنم خيلي عجيب بود

- شما باهم چيکار کردين؟ - خوب بي اعتنايي ميکني. خيلي تيکه اي

- هي، ولش کن - "چيزي نيست "رايان

جدي ميگي؟ عشقت اينه؟

بيا اينجا زنيکه هرزه ميخوام قشنگ نگات کنم

- بيام بريم "سث"، همين حالا - فقط دو دقيقه وقت ميخوام

- ولش کن - سث" بيا"

- چيکار ميخواي بکني؟ -نگهبانا

نگهبانا

ميکشمت پسره ولگرد

از الان خودتو مرده بدون، ميفهمي؟ ميکشمت

چي گفته بوديم "سث"؟ بازي بي بازي

نميدونستم انقد يهويي نظرت عوض ميشه

نميدونستم ديگه بايد چيکار کنم

- بهش که نگفتي دائميه؟ - نه، البته که نه

ما نميتونيم باهاش بازي کنيم، اول از زندان درش بياريم بعد بفرستيمش يتيم خونه

اولش بهش اميد بديم و بعد ازش بگيريمش

اونجا داشتن مي کشتنش نميتونست اونجا بمونه

ولي اينجا هم نميتونه بمونه بايد مادرشو پيدا کنيم

- خودش نميخواد پيداش کنه - اون يه بچه است

نمي فهمه که واقعا چي ميخواد

فکر کنم نبايد ساکمو باز کنم

هي

ميتوني با انواع مختلف کورن فلکس از خودت پذيرايي کني

...خب "رايان"، دقيقا

دقيقا اون شب قبل از اينکه لوک" پيداش بشه با "ماريسا" چي شد؟"

- اون اومد پيشم - بعد؟

- منم بهش گفتم که بره - ازش خواستي که بره؟

همين؟ شما دوتا اونجا تنهاي تنها بودين و ازم انتظار داري اينو باور کنم؟

فکر ميکردم قراره صبحش برم

- به نظر کار درستي نميومد - خب هنوز که اينجايي. اونم که اين بقله

نميدونم. حرفاي بدي بهش زدم

خب الان ميتوني پسشون بگيري

هي، من بايد برم تو سالن رقص منتظرمن

اون خانوما تا من نباشم نميتونن هيچ کاري بکنن

هي توئم بايد بياي، خوش ميگذره

خب خوش که نه، ولي خيريه است ديگه

نه مرسي

ماريسا" عزيزم، ديگه انقد ناراحت نباش"

اينکه نگران اون پسره هستي مهربونيتو ميرسونه، ولي ديگه دست دولته

بهش رسيدگي ميکنن

و فقط چون عاشقته باعث نميشه مسئوليتش به عهده تو باشه

اون عاشق من نيست

چرا؟ فکر ميکنه زيادي ازت سره؟

درواقع، فکر ميکنه من خيلي ازش سرم

خب حق داره، ولي هرچي که بوده گذشته

الان تو بايد روي آيندت تمرکز کني "که يعني "لوک

تو خيلي روي "لوک" وقت گذاشتي عزيزم

پتانسيل رابطه شما خيلي بيشتر از اينه که

با يه سوتفاهم کوچيک به هم بخوره

پس موهاتو مرتب کن، يه بلوز خوشگل بپوش و بيا پيش من تو انجمن

باشه، مرسي مامان

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left