لومړۍ 200 کرښې.
آنچه در مسافران گذشت
ما مسافرانی از آینده ایم
خیلی سالها بعد در زمان ما
انسانیت بطور کلی از بین میره
ما اومدیم تا تغییرش بدیم
هزاران مسافر وجود دارن
که اینجان تا نقش خودشونو ایفا کنن
بریم دنیارو نجات بدیم
ممنون
عجله ای نبود
من مدیرو بازنشانی کردم
چی ؟
با یه ویروس ریبوت میشه
تا از خرابیش بوسیله حزب
جلوگیری بشه
اگه تو آینده خاموش باشه چی میشه ؟
احتمالا هرج و مرج
یه منازعه قدرت موقتی
تیمت اولین دست شناخته شده ست
خشونتی که قادر به انجامشن
... میگی اونا همونایی ان که
مارو تو قفس انداختن ؟
بخواب
چیکار میکنی ؟
مسافر 3468 رو بکش
این ماموریتیه که مدیر بهم دادش
... باید قبل از رسیدن اونا ماشین کوآنتومی رو
نابود کنیم - پسر لطفا نکن -
چاره ای نداریم ، بزودی میرسن
نه
الیس یه راه دیگه ام هست
اومدن
اف بی آی ، سلاحارو بندازین
رویایی که همیشه رخ میده
زمان تقریبی مرگ 8:46
گِرگ کجاست ؟
گفت مریضه
من بجاش اومدم
باشه برو درستش کن
آقای کوریگان ساعت 8:45 جلسه داره
مشکلی نیست
گِرگ ممنون که اومدی
من وینس ام
صفحه نمایش دوباره قفل شده
... باهاش کار دارم میتونی 5 دقیقه ای
یه پشتیبان ازش بهم بدی ؟
البته
فقط باید برم اون پشت
هال گوش کن یه تعمیرکار اینجاست
داره رو کامپیوترم کار میکنه
بزار برم تو یه دفتر دیگه
باشه میزارمت روی هولد ، صبر کن
فقط دو دقیقه طول میکشه
شرمنده
گمونم فقط باید راه اندازی مجدد بشه ، نه ؟
نه قربان
اولین لحظه ای که به قرن 21 رسیدم
یه چیزی درست نبود
بر اساس اطلاعات ثبت شده
آنتونی کوریگان دلال سهامه
که باید پشت میزش باشه
ولی بجاش یکی دیگه ست
ما اشتباه میکردیم
سعی کردم یه پیام بفرستم
ولی کامپیوتر هنگ میکنه
صدها بار امتحان کردم ولی یه چیزی درست نیست
سعی کردم سیستمو ریبوت کنم ولی دیگه وقتی نیست
شکست ماموریت
پس چرا باید خودمو قربانی کنم ؟
تصمیم گرفتم حداقل بهشون هشدار بدم
همگی گوش کنید
نمیتونم دلیلشو توضیح بدم
ولی همتون باید همین الان دنبالم بیاید
قراره همگی بمیرید
الان باید بریم
گِرگ
چه غلطی میکنی ؟
دویدم
حتی نمیدونستم تو کدوم طبقه ام
فقط باید عجله میکردم
اولش صدای هواپیما شنیدم
و بعدش انفجار
و دیگه هیچی یادم نمیاد
تا وقتی خارج شدم و بالارو دیدم
همگی خارج بشید
باید تخلیه کنیم
همه داشتن به انفجار نگاه میکردن
ولی من داشتم آخرین مدرک از شخصی که
. قرار بود اون روز بمیره رو دور مینداختم
و بعدش هواپیمای دوم رسید
و وقتی بیدار شدم
رویای 11 سپتامبر غیر معمول نیست ، وینسنت
حتی برای کسانیکه اصلا نزدیک اونجا نبودن
من رویاشو میبینم چون اتفاق افتاد
ماموریت من اثبات واقعه بود
تا تاییدیه بفرستم
که در امنیت به قرن 21 وارد شدم
بعدش مُردم تا کسی نتونه ردمو بزنه
ولی
زنده موندم
اونا فراموش نمیکنن
پس میترسی
... اونی که میخواستی براش پیام بفرستی
قراره مجازاتت کنه ؟
همین الانشم اینجان
دیدم که دارن تاریخو تغییر میدن
حداقل تاریخی که من یادمه
اونا میان سراغم
! والت
چرا انقدر طولش دادی ؟
.. خوش شانسی که بهم اجازه دادن
باهات حرف بزنم- فقط یه چیزو میخام بگم -
و باید گوش بدی
ماشینو نابود کن
به هر طریقی که شده
اگه کار مهمی نبود هرگز ازت دخواست نمیکردم
چی ، اون دستگاه تو انبار ؟
باید همین الان نابودش کنی
اون چیه ؟
اونجا با اون افراد چیکار میکردی ؟
اونا چند ماه پیش پرچم قرمزو بالا بردن
تو گفتی اونا فقط چند تا بچه ان
.. پرسیدم چون
دو نفر تو بیمارستان ان
و مزرعه دار هم مرده
باشه من میگم
چند هفته پیش
یه پرونده فوق سری دریافت کردم
و دربارش ازت پرسیدم تا ببینم تغییری در تو میبینم یا نه
... به دو تا مامور ویژه
با عینک های گرون قیمت گفتم
آره
میدونی همین الان دوستات دارن تو رو لو میدن
میشه لطفا ساکت باشی تا بتونم فکر کنم ؟
و زنت هم متوجه شد
چیزی نبود که هر کدوم از ما بتونیم بگیم
ولی انقدری بود که
بدونم یه چیزی در جریانه
این افراد هر کی که هستن
اگه چیزی بر علیه ات دارن که دارن ازش استفاده میکنن
اگه دارن مجبورت میکنن کاری بکنی
ما میتونیم ازت محافظت کنیم
ماشینو نابود کن
فقط همینو میتونم بگم
اونا همچین کاری نمیکنن ، رییس
فیلیپ فقط گوش کن
من دیگه چیزی ندارم بگم
... قبل از رفتنم
اونا گفتن ازت درباره این بپرسم
خوب ، والت
این یه دستمال گردنه
اونا گفتن این یه دستگاه مکاتبه ست
جدی ؟
از چیزی بنام گرافین ساخته شده
یه فن آوری که داریم روش کار میکنیم ولی هنوز بهش نرسیدیم
... میگن که بوسیله الکتریسته
بدن انسان شارژ میشه
توانایی پیام رسانی و پنهان موندن تا کیلومترها رو داره
... اینو از بدن یه بچه دبیرستانی که الان
تو جراحی بوده درآوردن
اوضاش چطوره ؟
با اسلحه رایفل از فاصله نزدیک شلیک شده
چندین اندامش آسیب دیدن
تو کی هستی ؟
بیخیال ، کسی بهت نگفته ؟
من متخصص ام
از بیمارستان گریس اومدم کمک
دریک صدام کن
مکش
مراقب خونریزی باش
... گلوله باعث التهاب شدید بین
نقاط کبد و عصب هاش شده
من نگران مهره های کمرش ام
بهرحال خون زیادی
... از دست داده ، پس
خوبه
بیاید خارجش کنیم
... من یه اظهاریه از سوابق
ضبط شده گوشیت میخام
میخام اجازه بدی پیامها رو بشنویم
بدون حضور وکیل
من چیزی برای پنهان کردن ندارم
صبر کن ، چیکار میکنی ؟
دارم یه پیام ضبط شده رو پخش میکنم
خوب این یکی
ربطی به ... چیزی نداره
آقا این پیام به تلفن با نام شما دریافت شده
تماسی که به این شماره شده
.. دو دقیقه قبل از ورود مردی بدون هویت
به منزلت و تفنگی به طرف سرت نشونه رفته
و شلیک مرموزی از آپارتمان بغلی به سمت اون مرد
... و تو این پیامو ذخیره کردی چون
یجور هشدار بود
سلام دیوید ، منم
گمونم نوبت منه که برات پیام احمقانه بزارم
میدونم چقدر اضطراب بهت وارد شده
وقتی هیچ خبری ازم نشده
پس گفتم شاید بخوای بدونی من یه مدتی نیستم
شایدم جابجا شدم
فقط نمیخاستم اگه ازم خبری نشد
No comments yet. Be the first to leave one.