لومړۍ 200 کرښې.
ساعت ۱۲ـه. بیایین برای امروز تعطیل کنیم
صدام رو میشنوی گروور کلیولند الکساندر؟
الان میام پایین
شمارهتون لطفا؟ سلام، دوشیزه السی
میشه شماره ۳۱ جی توی اِلبا رو بگیری؟ - اوه، حالت چطوره گروور؟
خوبم دوشیزه السی. - دارم اِیمی رو برات میگیرم
من جواب میدم پدر
الو؟ - سلام، ایمی؟ گروور پشت خطه
سلام ایمی. سلام گروور
کارت برای امروز تموم شد؟ - آره
خب، حالا یادت نره که قرار بود همدیگه رو ببینیم
و به جای شهر، بیا همون ملک کرندال
ملک کرندال؟ چرا اونجا؟
حالا شروع نکن به سوال پرسیدن گروور. فقط اونجا باش
چقدر طول میکشه برسی؟
خب، ما تقریباً اواسط جاده سنترال سیتی هستیم
فکر کنم تا ساعت ۲ برسم
راستی، یادت نره که مامان منتظر تو و پدرته
تا امشب برای شام بیاین خونه ما
اوه، فراموش نکردیم. حالا عجله کن عزیزم
حتماً ایمی. خداحافظ گروور. خداحافظ دوشیزه السی
خداحافظ ایمی. خداحافظ دوشیزه السی
فعلاً گروور. فعلاً ایمی
خداحافظ دوشیزه السی
پدر، حسابی غافلگیر نمیشه؟
فقط امیدوارم دارم کار درست رو انجام میدم
باید هزینه تمام اون زنگهایی که به ایمی میزنی رو از حقوقت کم کنم
باید مدارها رو امتحان کنم، نه؟
کی قراره باهاش ازدواج کنی؟
به محض اینکه بتونم پول کافی برای یه خونه از خودمون جمع کنم
همین الان یه مزرعه رو انتخاب کردیم
پسر، نمیتونی همزمان هم بیسبال بازی کنی و هم زمین شخم بزنی
اصلاً نمیتونم تو رو در حال کشاورزی تصور کنم
اینطور فکر میکنی؟ خب، من و ایمی قراره برای ملک کرندال بیعانه بدیم
از بانک بخوایم نگهش داره تا من بتونم بقیه پول پیش رو جور کنم
خواهی دید. من بهترین کشاورزیام که تا حالا توی مخابرات کار کرده
هی، راه بیفت حیوون
هی، این رفیقمون داره میره آتیش خاموش کنه؟ یالا تندتر برو
آروم، آروم حیوون
الکس، سنترال سیتی نیاز داره که امروز بعدازظهر براشون توپاندازی کنی
اونا با یه گروه از حرفهایهای دورهگرد یه بازی ترتیب دادن
امروز بعدازظهر؟ خب چرا از کلی نمیخوان توپاندازی کنه؟
دیروز اسب بهش لگد زد. نمیتونه راه بره
مسلماً نشسته هم نمیتونه توپ پرت کنه
بهت نیاز دارن الکس. برای بازی ۱ دلار و ۵۰ سنت بهت میدن
با کی بازی دارن؟ یه تیم واقعی الکس
تیم گیلزبرگ، از لیگ "تری-آی"
بازیکنهای حرفهای که حقوق میگیرن؟
آره. اونا فقط همین یه بازی رو اینجا انجام میدن
بعدش برای شروع فصل عادیشون میرن به سمت شرق
الکس، اونا یونیفرم و همه چی دارن
سنترال سیتی بدجوری بهت نیاز داره
بدون تو که براشون توپاندازی کنی، بازیای در کار نیست
۲ بازی ساعت چند شروع میشه؟ ساعت
باید گازشو بگیریم تا به موقع برسیم
بیا بریم. نمیخوام این بازی رو از دست بدم
من نمیخوام هیچ بازیای رو که الکس توش توپ میاندازه از دست بدم
اگه الکس قراره توپ پرت کنه، حتماً میخوام شرطبندی کنم
آره، واقعاً دلش رو خوش کرده که کشاورز بشه
دلار و ۵۰ سنت روی سنترال سیتی ۱۸۶
آقای گلاشین، این طرفها روزِ حقوق گرفتنه. ضریب میدی؟
بله قربان. ۲ به ۱. قبوله
مثل آب خوردنه. اونم توپاندازشونه
بله قربان، طرف میتونه یه تیکه تنباکو بجوه و قشنگ تف کنه
قبل از اینکه اون توپ به بیسِ اصلی برسه
بازی شروع
خیلی خب اسنایدر، برو اونجا و یه ضربه بزن
ما اینجا یه قانونِ زمین داریم
اگه توپگیر توپ رو لای چمنها گم کنه، فقط یه بیسِ اضافه میگیری
خب پسرا، امروز قراره حسابی کاسبی کنیم
خیلی خب دین، بزن زیرِ توپ
نوبتِ ضریبزنه
استرایکِ یک
استرایکِ دو
یالا دین، یه ضربه بهش بزن. این دهاتی رو بفرست برگرده مزرعهاش
یالا الکس، مستقیم برای خودم. یه پرتابِ عالی پسر، یه عالی
مستقیم برای خودم الکس
عجب دهاتیایه، مگه نه؟
بیا دیگه ایمی
پدر، مطمئنم نرفته دنبال بیسبال بازی کردن
چون میدونست که قراره اینجا همدیگه رو ببینیم
غیرممکنه فراموشش کرده باشه
ایمی، اگه میخوای با این پسر ازدواج کنی مانعت نمیشم
اما هیچ کمکی هم بهت نمیکنم
میدونستم اشتباه میکنم وقتی قبول کردم پول پیش این مزرعه رو بدم
به عنوان هدیه عروسیتون. خب، حالا دیگه این کار رو نمیکنم
خب، میدونم که دلیلی داره. حتماً دلیلی داره
چون میدونم اون پسر اصلاً برای کشاورز شدن ساخته نشده
اون برای هیچ کاری ساخته نشده جز همینی که هست
پسری که فقط دلش میخواد بازی کنه
خب، بیا بریم خونه مادرش
فقط به خاطر اینکه اون ناامیدمون کرده، دلیلی نمیشه که ما اون رو ناامید کنیم
اوه، چه غافلگیری فوقالعادهای میتونست براش باشه
اگه بخوای همینطور روی الکس حساب باز کنی
اونی که قراره مدام غافلگیر بشه تویی
هی، راه بیفت
یالا، میتونی! بزن زیرش
یالا! زود باش
یالا، میتونی به توپش ضربه بزنی
خودشه، آفرین. خودشه
یالا، بزن به اون توپ
سخت تلاش کن الکس. مایه بذار پسر
استرایک سه، اوت شدی
نمیتونی به توپ این یارو ضربه بزنی؟
استرایکِ یک
یالا الکس پسر. بیا این یارو رو اوت کنیم
کارشو بساز پسر
مستقیم پرتش کن این وسط. یالا الکس پسر
یالا، مستقیم برای خودم پسر. مستقیم برای خودم
خیلی خب، برو اونجا و فقط تماشا نکن
و نذار این بار هم توپها رو از کنارت رد کنه. یه ضربه بزن
اینینگِ نهم، دو نفر هم اوت شدن و تو به من میگی ضربه بزنم؟
فکرشو بکن، یه دهاتی داره ما رو بدون امتیاز شکست میده
اوه، یالا پینکی. همین الان میتونی. انجامش بده
خیلی خب، یه ضربه بزن پینکی، بزن پسر
استرایکِ یک
یالا، برو رو بیس. داره تمام پولهامون رو میبره
استرایکِ دو
این یارو اصلاً بلده چیزی غیر از استرایک پرتاب کنه؟
مستقیم برای خودم الکس پسر، مستقیم برای خودم. بفرستش بیاد
خودشه الکس! انجامش دادی
آفرین
شاید بتونی به ایمی بگی
نه، عمراً باور نمیکنه
نمیدونم چی پیش خودم فکر میکردم
الکس، در مورد زنها باید از همون اول بهشون نشون بدی رئیس کیه
وگرنه بعد از ازدواج، زندگی رو برات جهنم میکنه
بهش بگو داشتی بیسبال بازی میکردی. جرأت داری چیزی بگو
ممنون که رسوندی فرد
سلام به همگی. بردید؟
آره
چه تیمی رو بردید گروور؟ گیلزبرگ، یه تیمِ لیگِ واقعی
ای وای مامان، ببخشید که انقدر دیر کردم
ایمی توی آشپزخونهست
پدرش درست بعد از شام رفت خونه. - اوه
نتیجه چند-چند شد؟
یک به هیچ
ایمی خیلی از دستت عصبانیه گروور
سلام ایمی
فکر کنم یه کم برای شام دیر کردم، نه؟
خب، ماجرا اینطوری بود ایمی. ببین، درست بعد از اینکه باهات حرف زدم
فرد اومد و گفت
که این تیم حرفهای قراره با سنترال سیتی بازی کنه
ولی اگه من توپاندازی نمیکردم اصلاً بازیای در کار نبود
چون اسب به کلی لگد زده بود
خب، پس کاری از دستم برنمیاومد
چون همه روی من حساب میکردن
و البته تو هم نمیتونستی همه رو ناامید کنی
خب نه دیگه. خودت که میبینی چی شد
بله، کاملاً میبینم
تو اصلاً نمیخوای ازدواج کنی و سر و سامون بگیری
حالا آخه ایمی
در حالی که من یه غافلگیری فوقالعاده هم برات آماده کرده بودم
برای همین ازت خواستم بیای ملک کرندال
پدر کاملاً آماده بود که به عنوان کادوی عروسی، پول پیش رو بده
تا بتونیم ازدواج کنیم و یه خونه از خودمون داشته باشیم
اونوقت تو چیکار میکنی؟ میری دنبال بیسبال بازی کردنت
خب، همه چی رو خراب کردی
شاید اگه برای پدرت توضیح بدم
ببین، این یه بازیِ معمولی نبود
تیمی که جلوش توپ انداختم یه تیم واقعی بود
این آدمها نونشون رو از راه بیسبال درمیارن
و من بردمشون. اوه، اگه میدیدی واقعاً افتخار میکردی
اگه میدیدی چطوری مات و مبهوتشون کردم
حتی اجازه ندادم یک نفر هم پیاده بره رو بیس. کلاً سه تا ضربه تونستن از من بگیرن
ببین، ۱ دلار و ۵۰ سنت بابت اون بازی گرفتم
اینم ۳۵ دلار حقوقم از مخابرات
ما اون مزرعه رو میخریم، اونم بدون هیچ کمکی از طرف پدرت
اون فکر میکنه من هیچوقت نباید با تو ازدواج کنم گروور
میگه اصلاً فرقی نمیکنه کارت چی باشه
اگه کسی بیاد و ازت بخواد بیسبال بازی کنی
همه چی رو ول میکنی و میری سراغ بازی
خب، اون اشتباه میکنه و من ثابت میکنم که اشتباه میکنه
من برای همه چی نقشه دارم
تا سه ماه دیگه پول کافی برای پیشپرداخت رو جمع میکنم
بعدش ازدواج میکنیم. جفتمون بهش ثابت میکنیم که اشتباه میکرد
البته، مگر اینکه تو هم مثل اون در موردم فکر کنی
اینطوری فکر میکنی ایمی؟
قول میدم دیگه هیچوقت این کار رو نکنم. واقعاً میگم
گروور، برام مهم نیست اگه هر از گاهی بیسبال بازی کنی
اما نباید تمام زندگیت بشه
فقط باید یه چیزی باشه که باهاش خستگی در کنی
مثل وقتی که پدر دوز بازی میکنه، متوجهی؟
یا مثل وقتی که آقای جانسون قایقهای کوچیک درست میکنه و میذاره توی بطری؟
از این به بعد، بیسبال فقط یه سرگرمیه
حتی اجازه میدم جانسون بهم یاد بده چطوری قایق کوچیک درست کنم
و بذارم توی بطری. قول میدم
خیلی خب
حالا بیا شامت رو بخور
مرغ هم از بس منتظر موند خسته شد
همگی آماده شروع هستیم. لطفاً بفرمایید بنشینید
حالا قرار هست توسط کاوشگر، مسافر و سخنران مشهور
جناب آقای کارلسون کارلتون، سرگرم بشیم و چیزهای جدید یاد بگیریم
ما واقعاً خوششانس هستیم که آقای کارلتون تونست سفرش به شرق رو به تعویق بندازه
تا اینجا بمونه و تصاویر شگفتانگیزش رو در این محفل به نمایش بذاره
مطمئنم که از طرف تمام اعضای این مجمع صحبت میکنم
وقتی میگم که از حضور شما در اینجا افتخار میکنیم قربان
هم در مراسم کلیسامون و هم در حال حاضر
سپاسگزارم
ممنونم خانمها و آقایان
No comments yet. Be the first to leave one.