لومړۍ 200 کرښې.
خانوم نولان عزیز: صورتحساب شهریهی مدرسه دخترتون ] [ !بکا به شرح زیر میباشد. فوراً پرداخت شود. 100 دلار
!یالا
!وای، میسوزونه - این یعنی داره جواب میده -
نه، و پیراهنم بوی نَم میده
مامان، من سردمه
خوبه که ما تو کالیفرنیای آفتابی زندگی میکنیم
هردوتون تا وقتی برسین مدرسه خشک میشین
،میدونم چند هفتهی گذشته شرایط سخت بوده
ولی امروز اولین چکِ حقوقم رو میگیرم
حالا که یکم درآمد مالی داریم اوضاع واقعاً شروع به تغییر میکنه
میتونی یکم خوار و بار بخری؟
وقتی بابا اینجا بود، ما غذا و لباسهای خشک داشتیم
خب، بابات دوست داشت دوتا چیز رو همزمان داشته باشه
ولی ما برای خریدن خوار و بار نیازی به پدرتون نداریم
ما به هیچکس نیاز نداریم
من دارم ترتیبِ همه چی رو میدم
،حالا، امروز تا دیروقت کار میکنم
برای همین بعد از مدرسه میرین دفترِ خاله کتلین
اوق، دوباره؟ - ،ترجیح میدین برین
دفترِ خاله دایانا تو بانک؟
وای، نه - باشه، بجنبین -
یالا
خدا رو شکر روز حقوق گرفتنه
میدونم چه حسی داری
این حس رو هم درک میکنم
پس پولام کجا رفته؟
...به عنوان مالیات کسر شده
دولت معتقده مهمه که ما یاد بگیریم درآمدمون رو باهاشون سهیم بشیم
فایکا دیگه چیه؟
تامینِ اجتماعی... برای وقتی که بازنشست میشی
اونا هر هفته اینهمه پول کسر میکنن؟
آره
به خردهفروشی خوش اومدی
ببخشید، رندال
چی شده؟
میخواستم بدونم شیفتِ اضافی هست
که بتونم بردارم؟
شیفتهای اضافه به کارمندانی تعلق میگیرن
،که زمانِ طولانیتری تو این شرکت مشغول بودن خانوم نولان
خب، پس، شاید بتونم بعد از بسته شدن فروشگاه بمونم
و قفسهها رو مرتب کنم
،امم، اینجا شرکتِ میـه، خانوم نولان نه سوپر مارکتِ سیفوی
ما آخر روز برای ردیف کردنِ اجناس کنسرو شده نمیمونیم
ببخشید
بیا "مری پاپینز" بازی کنیم
باشه، اولاً، تو نمیتونی مری پاپینز بازی کنی
اون یه فیلمه، و دوماً
من واقعاً دلم نمیخواد
بیخیال، من اون زنی میشم که به کبوترا غذا میده
لطفاً گمشو
امم، امم، فقط آبپرتقالِ تراپیککوست
این مزهی عالی رو داره
طعمِ نور خورشید میده
مرسی، عزیزم
کارت عالی بود
هیچکدوم از این دخترا مناسب نیستن
من دختر کوچولویی میخوام که به نظر میاد عاشقِ آبپرتقاله
بچهای میخوام که بانمک و شاداب باشه
آخه چرا نمیتونین این کارو بکنین؟
میتونیم
و اینکارو میکنیم
بعدی کیه؟
بقیهی دخترا کجان، کلر؟
آنِت آخری بود
چی؟
روزن داره بیقرار میشه
هیچکس نمونده
چی؟ ایمی چی؟
مامانش زنگ زد... اون مریضه
دوست داری به پرندههام غذا بدی مامان؟
این پرندههای دوست داشتنی
اونا تنها دوستای من هستن
عاشقشونم
دست از احمقبازی بردار
جسیکا، سلام، عزیزم
تو آبپرتقال دوست داری، مگه نه؟
عاشقشم... امروز صبح حتی تو غلاتم هم ریخته بودمش
دوست داری همراه عمو گرگ بری و این رو
به آقای مهربونی که تو اتاقه بگی؟
چیه؟ - چیکار میکنی؟ -
فکر کنم باید بذاریم جسیکا بخونه
چی؟ اون بازیگر نیست
ولی اون دقیقاً چیزیه که روزن میخواد
شاداب و بانمک
یه حسِ خوبی در این مورد دارم عزیزم، بهم اعتماد کن
به نظرم باید یه شانس بهش بدیم
اگه خرابش کنه چی؟
خب، وضعمون که بدتر از الان نمیشه
باشه
جسیکا، چرا همراهم نمیای؟
متأسفانه کاری از دستم برنمیاد، خانوم نولان
،همونطور که تو صورتحساب نوشته "شهریه باید فوراً پرداخت شه"
امیدوار بودم بتونم اقساطی پرداختش کنم
این ممکن نیست
این درخواست فقط برای یه باره
اگه ضروری نبود درخواست نمیکردم
یه سری مشکلات شخصی تو خونه دارم
،بله، در جریانِ وضعیتتون هستم، و
،اگه بخوام صادقانه بگم
به نظرم هرچقدر این مدرسه کمتر تو مشکلاتتون دخیل باشه، بهتره
من ازتون نمیخوام دخالتی داشته باشین
ازتون میخوام بچهام رو تربیت کنین
شما یه مسئولیتی برای انجام اینکار دارین
ببخشید، خانوم نولان، من قوانین رو تصویب نمیکنم
معلومه که میکنی... ناسلامتی !مدیرِ کوفتی اینجایی
پس مثل مدیر رفتار کن
!مامان، حدس بزن امروز چی شد
چی؟ - وای، غلات و شیر؟ -
آره، و سعی کنین صرفهجویی کنین، لطفاً
غلات و شیر بیشتر از یه دلار قیمتشه
دوستام خیلی حسودیشون میشه
یه روزی درک میکنی که پول در آوردن چقدر سخته
وقتی که مجبور شدی رو پای خودت وایسی
من یه موز برمیدارم
یه سِنت پول دارم، اگه لازمش داری
مامان، داشتم یه چیزی بهت میگفتم
آره، عزیزم، چی شد؟
با خاله کتلین بهت خوش گذشت؟
زود باش، بهش بگو
...من - اون برای یه فیلم تبلیغاتی انتخاب شد -
!تو تلویزیون نشونم میدن
ولی فقط اگه مامانت موافقت کنه
یادته، جسیکا، این حرفی بود که زدیم
از چی حرف میزنین؟
آبپرتقالِ تراپیککوست
ما جسیکا رو برای بازی انتخاب کردیم
و کارِ راحتی نبود... اون یارو تِد روزن
واقعاً دهنِ آدم رو سرویس میکنه
هیچوقت مثلِ من حرف نزن، عزیزم
،اون از همهی دخترایی که آوردیم متنفر بود
ولی بعدش جسیکا اومد و اون رو مثلِ چی محسور خودش کرد
درست مثل قبلی، عزیزم
اون برای یه آگهی تبلیغاتی خوند؟
و کارش عالی بود، بانی
،حالا، تو مامانشی و میتونی بگی نه
ولی واقعاً امیدوارم که نه نگی چون
فیلمبرداری فرداست و اون اجازهـت رو لازم داره
جسیکا، میتونی بری تو اتاقت عزیزم؟
میخوام در این مورد یه ذره بیشتر با خاله کتلین حرف بزنم
اوهوم
خدافظ، نخودیِ ناز - خدافظ، عمه کتلین -
اوه، لطفاً عصبانی نباش - من عصبانی نیستم -
فقط ای کاش اول باهام تماس میگرفتی
،خب، وقت نبود، و طرف نزدیک بود بذاره بره
و من در لحظه واکنش نشون دادم
خب، نمیخوام مجبورت کنم کاری کنی که باهاش راحت نیستی
ولی میدونی که من جسیکا رو مثلِ دختر خودم دوست دارم
و مطمئن میشم همه سر صحنه
به خوبی ازش مراقبت کننن
کجا رو امضا کنم؟ - همونجا -
ممنون، بانی
نظرت چیه فردا واسه جشن شام رو خونهی من باشیم؟
هر روز که یه ستاره متولد نمیشه
حالا بیا زیادی ذوق نکنیم
فکر میکردم به فنا رفتیم تا اینکه تو با شعبدهبازی
جسیکا رو پیشنهاد کردی. ممنون
،وقتی اونجا در حال بازی کردن دیدمش یه حسی بهم دست داد
فقط میدونستم که از پسش برمیاد
اون احساس یه میلیون دلار ارزش داره
!اینکار تو خونته
فقط صبر کن و ببین
ما بزرگترین نمایندگی جذبِ بازیگر تو هالیوود میشیم
به نظرم باهم خوبیم
به نظر من ما واقعاً باهم خوبیم
گرگ؟
اَلن، سلام
فکر میکردم تو باشی
حالت چطوره؟ - عالیم، آره، خیلی عالیم -
کتلین، این دوستم اَلنـه
اَلن، این کتلینـه
...اَلن و من یه زمانی - سلام -
تو اتاقِ نامه تو ویلیام موریس کار میکردیم
اوه، پس دوستای قدیمی هستین
به نظر میاد یه میلیون سال قبل بود
حالا اون یه کارگزار خیلی بزرگه - !بزرگترین -
از آشنایی باهات خیلی خوشحال شدم کتلین
منم همینطور، اَلن
این اواخر چیکارا میکنی، گرگ؟
هنوز تو پارامونت کار میکنی؟
نه، نه، اومدم بیرون
در واقع ما نمایندگی جذب بازیگر خودمون رو باز کردیم
واقعاً، شما دوتا؟
!هیجانانگیزه
دوست دارم بیشتر در این مورد بشنوم
باید باهم شام بخوریم و در موردش حرف بزنیم
فکرِ خیلی خوبیه
.امشب چندتا از دوستا رو دعوت کردیم باید بهمون ملحق شی
اوه، خب، ممنون
،ولی هدفم گرفتنِ دعوت نبود
و نمیخوام سربار باشم
آره، عزیزم، منظور، هیچکدوم از دوستات تو این کار نیستن
شاید ترکیبِ خوبی نباشه - ،مزخرفه -
مطمئنم اَلن میتونه از چیزای دیگه حرف بزنه
در کنار کارگزار بودن
اصرار میکنم، و نه رو هم قبول نمیکنم
آره، میتونم ببینم
خوشتیپ شدی
اوه، مرسی، تو هم همینطور
آدرسم
ساعت 7 عصر میتونی بیای؟
No comments yet. Be the first to leave one.