Ano Ko no Kawari ni Suki na Dake

Ano Ko no Kawari ni Suki na Dake

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

[Eroanimes] Ano Ko no Kawari ni Suki na Dake - 01
د لخوا تبصره sokootnew
Eroanimes

تګونه

other
په خپور شو: 2021-01-14
ډاونلوډونه: 27
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 139 کرښې.

به جای اون میتونی هرکاری دوست داری با من بکنی

قسمت اول

رینا ‏،‏ جعبه ها رو از اتاقت که مرتب شده ببر بیرون ‏.‏

باشه باشه ‏!‏

آه مادر ‏!‏ میخوای لباسای قدیمی من رو امتحان کنی ؟

هرکدوم دیدی خوبه میتونی برداری ‏.‏

محاله ممکنه من توی لباس زن های جوون خوب به نظر بیام ‏.‏

اوه ‏،‏ شایدم خودت از اینکه خوب درمیای غافلگیر بشی ‏.‏

برخلاف سنت سکسی هستی ‏.‏

اگر با این سینه های گنده بپوشیشون

مطمئنم که واسه مرد های اطرافت جلب توجه میکنی ‏.‏

این حرفای مسخره چیه میگی ‏.‏

واسه مدت زمان زیادیه که تنها هستی ‏.‏

واسه همین فکر میکنم که خوبه دنبال یه مرد دیگه باشی ‏.‏

باشه چشم

وای نه ‏،‏ امروز با دوستام قرار دارم ‏.‏

وقتی برگشتم انجامشون میدم ‏.‏

و اینکه ‏،‏ میتونی جعبه ها رو هرجایی خواستی بذاری

یادت نره تو حامله ای ‏.‏

برگشتی اینجا چون میخواستی توی خونه خودمون بچه رو بدنیا بیاری ‏.‏

شکمم هنوز گنده نشده ‏.‏

تا زمانی که میتونم تکون بخورم میخوام حال کنم ‏.‏

آه راستی ‏،‏ آکیو گفت که امروز میاد ‏.‏

فک کنم عصر پیداش بشه ‏.‏

پس لطفا غذا به اندازه یه نفر دیگه هم درست کن ‏.‏

باشه فهیدم

خب من دیگه میرم ‏!‏

مراقب شکمت باش‏!‏

آکیو سان میاد اینجا ‏.‏‏.‏‏.‏ از آخرین باری که دیدمش خیلی گذشته ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

آکیو سان شوهر ریناس ‏.‏

بدن گنده ای داره و عضو تیم راگبی توی مدرسشون بوده ‏.‏

مرد قوی که میتونه بار های سنگین رو به راحتی تکون بده ‏.‏

خوش اخلاق و همیشه خوشحاله‏.‏

جوری که لبخند میزنه خیلی خوب و باحاله ‏.‏

قسم میخورم که شوهر خوبی واسه ریناس ‏.‏

حتی منم فکر میکنم مرد بینظیریه ‏.‏

باید یه شام اساسی درست کنم ‏.‏

اما قبل اون

نمیدونم کدوم لباسا رو دخترم بیخیالشون شده

شاید چندتایی خوب باشه که بتونم توی خونه بپوشم ‏.‏

ها؟

ها ‏.‏‏.‏‏.‏ این چه لباس زیریه که به سختی توش پارچه پیدا میشه ؟

خیلی زننده س ‏!‏

یعنی از این جور چیزا میپوشه ؟

اوه ‏،‏ این یکی مال زمانی بود که رینا چیرلیدر بود ؟

اوه ‏،‏ راستی مگه آکیو سان رو اولین بار موقع تشویق کردن بازی ندید ؟

خب ‏،‏ تونستم یه جورایی بپوشمش ‏.‏‏.‏‏.‏

این خیلی باحاله ‏.‏‏.‏‏.‏

دامنش خیلی کوتاه

اگه یکم خم بشم شورتم معلوم میشه ‏.‏‏.‏‏.‏

پهلو هام هم کاملا مشخصه

الان که پوشیدمش شکمم افتاده

دوست ندارم ببینمش

این به تن یه دختر جوون میاد

اما واسه یه پیر زن مثل من عجیب به نظر میاد

اما رینا بهش عادت کرده بود

شاید آکیو سان هم از این لباس خوشش میاد

با دیدن من اینطوری تحریک میشه

و بعدش من ُ با اون هیکل گنده ش میکشونه پایین

اوه ‏،‏ به چی فکر میکنم ؟

بازم تخیلات سکسی خودم و آکیو سان ‏.‏‏.‏‏.‏

خب ‏،‏ نمیدونم آیا لباس های راحت تری اینجا باشه ‏.‏‏.‏‏.‏

یه سوشرت دوست دارم که بشه تو خونه پوشید ‏.‏‏.‏‏.‏

رینا ‏!‏

آکیو سان ؟

اوه ‏،‏ لباس خیلی خاطره انگیزی پوشیدی ‏!‏

این لباس مورد علاقه من نیست ؟

توی دوران دانشگاه بارها ازت خواستم که بپوشی ‏!‏

اون موقع ها با این لباس بارها سکس کردیم اون زمان رو یادمه ‏!‏

ای وای ‏!‏ من ُ با رینا اشتباه گرفته ‏.‏

آه ‏!‏ واسه این همه مدت سکس نداشتیم

اگه خودت رو اینطوری نشون بدی دیوونت میشم ‏.‏

اصلا جا خوردم که حرف بزنم

اینجا رو نگاه ‏،‏ ببین چطوری شده

اینقدر دلم برای اینکه بدنت چه حسی داره تنگ شده که هر لحظه ممکنه منفجر بشه ‏!‏

هی رینا ‏.‏‏.‏‏.‏ ازت خواهش میکنم ‏،‏ فقط یه راند ‏!‏

میشه سکس کنیم ‏!‏ باشه ؟

صبرکن آکیو سان ‏!‏ من مادرشم ‏،‏ میناکو ‏!‏

ها؟ مادر ش؟

متاسفم ‏!‏ لباس رینا رو پوشیدی ‏!‏ فکر کردم اونه

اما چرا این ُ پوشیدی ‏.‏‏.‏‏.‏

بهم گفت که دیگه ازشون استفاده نمیکنه واسه همین برداشتمشون ‏.‏‏.‏‏.‏

واسه همین دارم امتحان میکنم ‏.‏‏.‏‏.‏

پس از این قراره

میخواستم رینا رو غافلگیر کنم واسه همین قایمکی اومدم ‏.‏

اما وقتی همچین نمای زیبایی از پشت سرت دیدم خیلی غافلگیر شدم ‏.‏

اشکال نداره ‏!‏ نگران نباش ‏!‏

معمولا رینا رو اونطوری اذیت نمیکنم

اما از کلی راه ها جلوی خودمو رو گرفتم که جوری از دست رفته ‏.‏‏.‏‏.‏

معمولا چقدر سکس دارین ؟

آم ‏.‏‏.‏‏.‏

یک ماهی شده از وقتی فهمیدیم اون حامله س

تصمیم گرفتیم تا زمانی که بچه به دنیا بیاد از سکس خودداری کنیم ‏.‏

قبل اون هر روز سکس میکردیم ‏.‏

توی کلم میره

اما بدنم اصلا قبول نمیکنه

میدونم نباید میذاشتم تو همچین چیزای بشنوی

متاسفم ‏.‏

اشکال نداره ‏.‏

تا حالا ندیده بودم آکیو سان اینقدر درد بکشه

بغل کردن من به این سفتی و حالا که بدنم میخواد

نمیدونم آخرین باری که یه نفر اینطور بغلم کرد کی بود

هنوز میتونم حس کنم که چیزش چطوری به کونم چسبیده بود

از درون بدنم حس داغی دارم ‏!‏

هی یه پیشنهادی دارم

تازمانی که رینا بچه به دنیا بیاره

چطوره که من جاش رو بگیرم ؟

اشکالی نداره ؟

خیلی جلوی خودم رو گرفتم که الان تصمیم درستی رو بگیرم ‏.‏

من جدن پیشنهاد تو رو میپذیرم ‏،‏ مادر ‏!‏

باشه مشکلی نیست ‏.‏‏.‏‏.‏

اینطوری بهتر از اینه که سراغ زن دیگری بری ‏.‏

اما راست میگی ‏.‏‏.‏‏.‏

اینقدر حشری هستی که هرتصمیمی میگیری‏.‏

پس ‏،‏ چطوره با دهنم یه باره آرومت کنم ؟

اینطوری کمتر احساس گناه میکنی ؟

آره ‏!‏ لطفا اینکارو بکن ‏!‏

باورم نمیشه ‏.‏‏.‏‏.‏ دارم کیر شوهر دخترم رو میخورم ‏.‏

وای ‏.‏‏.‏‏.‏ خیلی حس خوبی میده ‏،‏ مادر ‏.‏‏.‏‏.‏

همیشه تصور میکنم که براش ساک میزنم ‏،‏ اما واقعا اینکارو نمیکنم ‏.‏‏.‏‏.‏

اونطوری که آکیو سان سفت بغلم کرد عقل از کلم پرونده

و فکرش رو که کنی پیشنهاد من ُ بعدش قبول میکنه ‏.‏‏.‏‏.‏

پس ‏،‏ به نهایت حدش رسیده ‏.‏

اما شاید بعد یه بار ارضا شدن و آروم شدن

آروم میشه و نظرش عوض میشه ‏.‏

واسه همین مهمه که من بصورت درست

با درد کیرش واسه اولین بارش سرگرم بشم ‏.‏

هروقت که خواستی ارضا شی میتونی بریزیش تو دهنم ‏.‏

باشه ‏.‏‏.‏‏.‏

اوه ‏.‏‏.‏‏.‏ مادر ‏.‏‏.‏‏.‏

وااای ‏!‏

دیگه خیلیه ‏!‏ داره میاد ‏!‏

آب زیادی ریختی ‏.‏

خب بعدش چی ‏.‏‏.‏‏.‏ میخوای تمومش کنی ‏،‏ نه ؟

ها؟ آم آکیو سان ؟

میخوای ادامه بدی ؟

اونجای بدنم رو واسه سال ها کسی بهش دست نزده ‏.‏

آکیو سان خیلی کارش خوبه ‏.‏

به آرومی داره نوک سینه ها و کوسم همزمان نوازش میکنه ‏.‏

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left