لومړۍ 121 کرښې.
"استاد هیچی" تقدیم می کند :
لحظه های عاشقی
قسمت دوم
بین کل خوانندههای بزرگ آمریکا ، احتمالا اون بیشترین زبانها رو بلد بود
در حقیقت ، اون در مقطعی زبان مجاری یاد گرفت
فقط به خاطر اینکه بتونه اُپرای مجاری بخونه
و حالا گوش میدهیم به جسی نورمن که با فرانسوی بینقصش
"تو را میخواهم" رو خونده با آهنگسازی "اریک ساتی "
🎧 Je Te Veux 👤 Jessye Norman
مطمئنی نمیخوای چیزی بخوری؟
آره، چیزی نمیخوام
میدونی که آخر هفته باید برم به اون نمایشگاه عتیقهفروشی توی بالتیمور
نزدیک 5 ساعت رانندگیه
پس احتمالا بعد از تموم شدن کار مستقیم برم
تا بتونم شنبه اول صیح خودمو به بازار برسونم
باشه
هی، یکشنبه میبینمت، باشه؟
دوستت دارم، خدافظ
زندگی چطور میگذره؟
خوبه
اونی که "موبایلش رفت توی توالت" برگشته
کدوم یکی بود؟
من گوشیش رو انداختم توی توالت وقتی فهمیدم با یه دختر دیگه سکسچت میکنه
دیگه نباید با اینجور زنها قرار بذاری
چجور زنایی؟
اون زنایی که در سطح تو نیستن
اون زنایی که با "اونی که گوشیش رفت تو توالت" بهشون اشاره میکنی
تو دائما با زنایی قرار میذاری که میدونی قرار نیست باهاشون وارد رابطه بشی.
خب، آره ، شاید هدفم هم همینه
آلیشا کجاست؟
اون واسه یه نمایشگاه عتیقه رفته بالتیمو
عجب، واقعا این همه راه رو تا بالتیمور رانندگی میکنه؟
باید عتیقه های خیلی خاصی باشن
-لابد
شما دوتا چطورین؟ درباره قضایای بچه و .. چی شد؟
از زمان سقط تا حالا دیگه دربارهاش صحبت نکردیم
اون دیگه بچه نمیخواد؟
اصلا نمیدونم دیگه منو میخواد یا نه
واقعا؟
آره، یه روزایی با هم خوبیم
بعد چند روز با هم صحبت نمیکنیم
انگار که یه ابر سیاهی رومون سایه انداخته
متاسفم
خیلی خب. یه چیزی انتخاب کن ببینیم
منم میرم یه ماسک صورت بذارم تو هم میخوای؟
نه نمیخوام شبیه شخصیتهای فیلم "Dead Presidents" بشیم
اوه، چطوره همینو ببینیم؟
آره، بدم نمیاد یه فیلم قدیمی از "لارنز تیت" ببینم
شیرینی نمیخوری؟
شیر دارین؟
نه فقط شیرینی هست
نه ، نمیخوام
چون شیر ندارم شیرینی هام رو نمیخوری؟
دوست دارم بزنمش تو شیر
چی؟
تو قراره شیرینی ها رو بخوری ، "آنا می"
قراره ازشون خوشت هم بیاد
خیلی خب. من میرم ماسک صورتمو پاک کنم
تو اجاق رو روشن کن
واقعا؟
چیه؟
تو از اینایی میخری که خودشون از قبل مربعی برش داده شدن؟
آره . چون توی وقت صرفهجویی میشه و شیرینیهای عالیای پخته میشه
پنج سالته مگه؟
بیا. اینا رو بذار سرجاشون تو فریزر لطفا
مشغول شو . اینقدر چرت نگو
اوه! نقد نیویورکر
"کتاب The Three Loves of Althea Waters
یک نگاه جدی به واقعیتهای آمریکاست
و شعری که در نور ، موسیقی و عشق نوشته شده."
چه عالی!
کتاب دوم چطور پیش میره؟
راستشو بگم، عالی نیست
در حالت عادی، من خیلی سریع میتونم بنویسم
اما به دلایلی این یکی پیش نمیره..
نگران نباش ، درست میشه
اگه نشه چی؟
ترسیدی؟
آره که ترسیدم
میترسم که یه وقت ایده هام تموم شه
میترسم این موفقیت ممکنه از بین بره
میترسم که مجبور شم برگردم سر زندگی قبلیم و دوباره پشت میز نشین بشم
آروم باش. تو چیزیت نمیشه
-امیدوارم -نگران نباش
درست میشه
ممنونم ازت
نقد کتاب The Three Loves of Althea Waters
تو، "دیمن" دوستم رو یادت میاد؟
آره فک کنم
اونروز رفتم باباش رو دیدم
چه خوب.
نه راستش. اون ALS داره . *نوعی بیماری عصبی که باعث فلج شدن میشه
متاسفم
آره
وقتی سنم کمتر بود،واقعیتش بابام خیلی پیشمون نبود
واسه همین اون کمکمون کرد
همیشه بچههای محل رو میبرد سینما
و یه بار به مامانم یکم پول داد
تا بتونه پول قسط لباسهای مدرسهام رو بده
خدا رو شکر
نه ، اون مرد خوبی بود
چند سال پیش دیدمش
حالش خوب بود
اما چند روز پیش..
روی یه ویلچر ترسناک نشسته بود
و به یه دستگاه تنفسی وصل بود
و یه نامهی "احیاء نکنید" بود که
به یخچالش چسبیده بود
یه دفعه همه چی جدی شد
خیلی متاسفم
من تو خونهاش نشسته بودم
و داشتم به یه دیواری از خونهاش نگاه میکردم
یه دیواری که پر از عکس بود.
عکسهایی از بچگیش
چندتا از زمانی که دبیرستان بود
عکسهای سربازیش ، یه عکس عروسی
عکسهایی از زمانی که "دیمن" رو بزرگ میکرد
منو شوکه کرد
مهم نیست تو این زندگی چکار میکنی
این چیزیه که سرت میاد
پیر میشی و مریض میشی
No comments yet. Be the first to leave one.