د خپرونې معلومات

Father I ll Take Care of You E22 KOreanDream
د لخوا تبصره shahlaz
korean-dream.irترجمه و زیر نویس شهلاز

تګونه

other
په خپور شو: 2018-11-02
ډاونلوډونه: 7
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

= قسمت 22=-

...اون شب برای ماهیگیری

رفته بودم رودخانه هان

هوا سردتر میشد

و من هیچ ماهیی نگرفته بودم

بخاطر همین تصمیم گرفتم زودتر برگردم خونه

تو راه دیدم یه بچه داره گریه میکنه

اطراف نگاه کردم ولی کسی رو همراهش ندیدم

خیلی هم دیر بود

(هیونگ (برادر بزرگتر

فقط یه ژاکت نازک تنش بود

کفش پاش بود ولی جوراب نداشت

به نظرم عجیب اومد بخاطر همین رفتم جلو

پسر جان

چرا گریه میکنی؟

مادرتو گم کردی؟

یهویی بد جوری زد زیر گریه

هیونگ

!هیونگ

!هیونگ

...بدجوری

برادرشو صدا میزد

چی؟

داری میگی گلدن استریت هنوز دایره؟

امکان نداره

اون همه چی شو از دست داده

فکر نمیکنی داری اشتباه میکنی؟

باشه ...مراقب خودت باش

بخاطر ازدواجتم تبریک میگم

خوش اومدین

هیون وو

مشکلی پیش اومده؟

...دائیت کیه

یون جونگ؟

چی؟

دایی من؟

چرا یهویی همچین سوالی میکنی؟

...این شخص با اونی

که من می شناختم خیلی فرق داره

دایی من کیه که تو می شناسی؟

...مگه دایی منو

از قبل می شناختی؟

نه

نه اینطور نیست

هیون وو

الان در مورد دایی من کنجکاوی؟

دفعه آخر در مورد سونگ جون الانم در مورد داییم کنجکاو شدی؟

تو چرا اینقدر در مورد افراد خانواده من کنجکاو میشی؟

نمیخوای چیزی بگی؟

یه راز دیگه است؟

...دایی من

واقعا یه آدم فوق العاده است

اون کسیه که گاهی اوقات در عدالتخواهی از قانونم جلوتره

کسیه که تمام زندگیشو بخاطر بچه هاش میده

و بخاطر این حتی با زنش درگیر میشه

...اما تا حالا من

کسی رو بهتر و مرد تر از داییم ندیدم

همین کافیه؟

ناراحت نشو

...معذرت میخوام

بخاطر اتفاقی که دیشب افتاد

...من واقعا بخاطر دیشب کنجکاوم

و اینکه چرا در مورد سونگ جون اینقدر کنجکاوی

اما هیچی نپرسیدم

بجاش

مثل همیشه ازت میخوام

لطفا هر وقت زمانش شد بهم بگو

منتظر میمونم

بخور ، مثل همیشه برات ساندویچ خیار و قهوه آماده کردم

خوش اومدین

چی میل دارین؟

یک فنجون امریکانوی داغ لطفا

چند لحظه صبر کنید

سلام آقا - سلام -

حالتون خوبه ؟ - بله ممنون -

.سلام - .سلام -

سلام مین جی کوچولو

کجا میری؟

بگو کجا میری

داریم میریم شهر بازی

حتما خیلی هیجان داری

اینو بگیر یه چیز خوشمزه برا خودت بخر خوش بگذره

چرا زحمت می کشین

چیزی نیست که

تشکر کن - خیلی ممنون -

ماشالا چه دختری

مراقب خودتون باشید

قربان - اون یه مرد بداخلاق تند و پسته -

مردی مثل اون نمیتونه برادر منو بزرگ کرده باشه

اون بخاطر خانوادش ، خانواده یکی دیگه رو نابود کرد

اون نمی تونه پسر کسی رو باعث مرگش شده بزرگ کرده باشه

باید عاقلانه فکر کنید

ما هنوز نمی دونیم سونگ جون برادرتونه

23سال پیش

اون مستقیم به چشمام نگاه کرد

در حالی که بابام رو زمین افتاده بود و منم گریه میکردم

به چشمهای ناراحتش نگاه کردم

...و اونم

دقیقا با همون چشمها نگاهم کرد

با اینحال

اگه سونگ جون برادرتون باشه

باید خدارو شکر کرد

سونگ جون ...سانگ وو نیست

ندیدی اون عوضی چطوری باهام رفتار کرد

اگه اون سانگ وو باشه

حتما منو می شناخت

شنیدی اون مردی که سانگ وو رو برد اداره پلیس چی گفت

اون دنبال برادرش بوده نه مادرش

...اصلا امکان نداره

سانگ وو منو نشناسه

...اما بازم امیدوارم سونگ جون

همون سانگ وو باشه

...باید خدارو شکر کنیم که برادرت آدم خوبی مثل

سونگ جون بزرگ شده باشه

فعلا باید صبور باشی

من به پلیس برای بررسی پرونده درخواست دادم

همه چیز به زودی روشن میشه

بهت گفتم من دیوید لی نیستم

چرا شایعه درست میکنی؟

میخوای خدمتت برسم؟

تو درست میگفتی

من ورشکسته شدم

همه چی مو از دست دادم

قربان فردا قراره برید سر ساختمون؟

بله اگه موضوع خاصی پیش نیاد

نونا (خواهر بزرگتر)از چی هیون وو خوشت میاد؟

من فکر نکنم اون آدم خیلی خوبی باشه

وای خدا مردم

خیلی سنگیه کمرم شکست

مادر حالتون خوبه؟

مگه میشه خوب بود فکر کردم الانه که بازوم کنده بشه

با این همه آدم تو خانواده

چرا باید این همه خرید کنیم واسه تعطیلات

معلوم نیست مردهای این خانواده کجان؟

کدوم یکی شون واقعا مردونگی کرد بیاد اینهارو برامون بیاره؟

چکار میکنی؟

معلوم هست تو کجایی؟

تشریف آوردین پدر - آره -

حالا چرا خونه رو گذاشتی رو سرت؟

رفته بودم یه کم راه برم

مجبوری بود همین امروز بری؟ اونم وقتی مجبوریم برا تعطیلات این همه خرید کنیم

کف دستمه بو نکرده بودم که تو میخوای بری خرید

یعنی نمی دونستی؟

رو تقویم تعطیلات با قرمز مشخص شده

باید فکرتو بکار مینداختی میموندی و کمکم میکردی

حداقل باید اینکارو میکردی

مادر ، پدر بدیدش به من من درستش میکنم

واسه چی باید تقویم نگاه کنم

فقط یادم میندازه که دارم پیرتر میشم

همیشه یه بهانه ای داری

میخوای اینهارو ببرم؟

ولش کن پدر من میبرم

زود باش اینهارو ببر بذار تو آشپزخونه

من کمکت میکنم تو هم تازه از سر کار اومدی

بله

هی جو

بذار اونهارو پدر شوهرت جابجا کنه تو برو پایین هی سوک گفت

باید بره مدرسه چانگ سو ببین اومده بیارش بالا

تنهایی کلی وقت میبره اینها تموم بشه

چشم مادر الان میرم

چانگ سو یه استعدا باور نکردنی داره

چی؟ - ...استعداد اون -

جزو یک هزارم درصد کساییه که می تونن اپرا بخونن

چی ...چی؟

الان چی گفتین؟

گفتید جزو یک هزارم درصده؟

اون صدای شگفت انگیز و قدرتمندی داره

به ویژه ما بدن یک خواننده رو در موسیقی "جعبه صدا" می نامیم

بدن اون سه برابر بزرگتر از بقیه دانشجو هاس

...داشتن بدنی مثل چانگ سو

مثل داشتن بهترین ساز موسیقی میمونه

نگاه کن ...جاری کوچیکه

اینجا داری چکار میکنی؟

...مادر شوهر پیرت

با جاری بیچارت که به زودی یائسه میشه

دارن بخاطر شکم خانواده جون می کنن

اونوقت تو که جوون تر از اونهایی

تو که واقعا جوون تری اینجا نشستی حال میکنی؟

هی جاری کوچیکه

هی میخوای دوباره یه درس حسابی بهت بدم؟

جاری بزرگه

چرا اینطوری نگاه میکنی ترسناک میشی

هی چت شده باز ؟ - بیا اینجا ببینم -

مگه چی چیز سکرتی میخوای بگی؟

مشکل بزرگی داریم

چی؟ چه مشکلی؟ موضوع چیه؟

گفتن اشتباه کردن؟ بچه ها عوض نشدن؟

هی جون این چیزیه که منم واقعا امیدوارم باشه

پس بگو ببینم چی شده

لطفا اینو پیش خودت نگه دار

...چانگ سو - چانگ سو؟ -

...خب چانگ سو

...متوجه شدم چانگ سو

استعدا د شگفت انگیزی داره

استعدا؟ - آره -

استعداد داره؟ به غذا مربوط میشه؟

ولمون کن بابا تو هم

خیلی بچه تو دست کم گرفتی

یالا بگو دیگه دق دادی منو

یه کلمه میگی چانگ سو بعدش میگی استعدا داره

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left