لومړۍ 200 کرښې.
ت
تق
تقد
تقدي
تقديم
تقديم
تقديم ب
تقديم به
تقديم به
تقديم به ت
تقديم به تم
تقديم به تما
تقديم به تمام
تقديم به تمام
تقديم به تمام پ
تقديم به تمام پا
تقديم به تمام پار
تقديم به تمام پارس
تقديم به تمام پارسي
تقديم به تمام پارسي
تقديم به تمام پارسي ز
تقديم به تمام پارسي زب
تقديم به تمام پارسي زبان
تقديم به تمام پارسي زبانا
تقديم به تمام پارسي زبانان
تقديم به تمام پارسي زبانان
تقديم به تمام پارسي زبانان ج
تقديم به تمام پارسي زبانان جه
تقديم به تمام پارسي زبانان جها
زامبي آخرالزمان
فرانسه - پاريس
سوم جون ) اولين مورد ظهور ويروس
نهم جون از جمعيت اروپا 83 درصد به ويروس مبتلا شدند
چهاردهم جون ويروس در ژاپن منشر شد دولت در سه روز سقوط کرد
بيست و سوم جون ويروس در مرکز شهر گوتير از ايوا مشاهده شد
بيست و پنجم جون ويروس به شکل غير منتظره در آمريکا منتشر شد
نجات يافتگان
منطقه قرنطينه ورود ممنوع
بيست و ششم جون ارتش براي جلو گيري از شيوع جاده ها را از بين برد
بيست و هفتم جون بمب الکتر مغناطيس ) شليک شد ) EMP ... وسايل الکترونيکي ديگر کار نمي کنند
شش ماه بعد
بايد توي همون کابين مي مونديم
و از گرسنگي ميمرديم در ضمن نمي خواستي بياي بيرون بفهمي چي شده
فکر ميکنيد تا حالا درماني پيدا کردند ؟ يا همگيشون مردن
!!! ســــلــــام
همه رفتن مَرد
کوين نرو اونجا
غذايي هست ؟ هيچي
! بچه ها هـيـســــس
اينو ببين
نميشه اينقدر سرو صدا نکنيد
رفيق بشکنش
بچه ها
بچه ها
!!! بچه ها
کوين
لعنتي
زود باش مرد زود باش
کوين بيا بريم
پشت من بمون از اين طرف کوين
زود باش کوين
مکم کنيد
بيا از اينجا بريم
کــمــک ... کــمــک نه ... خداي من کــمــک
رامونا فرار کن از اينجا برو
رامونا
خيلي خوب ... اين کمکت ميکنه اون هنوز زنده است
زودباش بايد بريم
ازش فاصله بگير ... نه
داره تغيير ميکنه ... يبا
همونجا بمون
کوين
رامونا زودباش بيا به خاطر دوستت متأسفم ولي فکر نکنم بخواي اينو ببيني
براي چي ... ميخوايد چکار کنيد ؟ ! اون هنوز زنده است ... نه
نگاه نکن
نه ... نه
سلام اسم من هنريِ
شما زخمي شدين ؟
نه
گازتون نگرفتن ؟ نزديک هيچ زامبي بودين
... نمي دونم
يه لطفي بکن اونجا وايستا و دستها و پاهات رو از هم باز کن
چرا ؟ اين روال معمول اينجاست لطفاً مفط انجامش بده
يالا ... زودباش
بازو هات رو باز کن چک ميکنم گاز گرفتگي نداشته باشيد
چيزي هست ؟ نه تا حالا
شلوارتو بزن بالا ساق پاتو ببينم
خوبه ... تو تميزي
من مک هستم من بيلي هستم و اينم رامون
از ديدنتون خوشوقتم و خوشحالم که افراد ديگه اي در کولارها نفس ميکشند
شما قبلاً هنري رو ديديد جوليا و ايشون هم کِيسي
بيايد ، بايد از اينجا بريم اره ، بريم
پرسه زنان تنها ، مانند ابر
کلمات با ارزش
خوب ، شما از کجا اومدين پدر کوين يه کابين داشت
اونجا منتظر بوديم اميدوار بوديم تا آخر اين ماجراها اونجا بمونيم
ولي اومديم بيرون فعلاً که گذشته ، ولي نه به شکل خوب
بهتره با ما بياي
نه ... بايد يه کاري براش انجام بديم
خيلي خطرناکه نه ... من اونو از دانشگاه ميشناسم
واقعاً متأسفم ... ولي ما بايد
بهترين دوستمو درازکش همونجا ول نميکنم
شايد اگه مثل احمق ها دور و بر پرسه نميزديد هنوز زنده بود
مثل احمق ها تو بهترين دوست منو کشتي
اون زامبي شده بود ديگه کوين نبود
متأسفم منظوري نداشتم
خيلي خوب اسم دوستت چي بود کوين ... کوين اندرذسون
اهل کجا بود ؟ اوانسويل
زودباش ... جاي ما اينجا امن نيست اگه اينجا بمونيم ما هم تبديل ميشيم ... زودباش
ميخواي مثل کوين بشي ؟ بايد بريم ... يالا
لنگرگاه چقدر از اينجا فاصله داره يکي دو روز
نگاه کن
داستان اين تيرها چيه ؟
کمان داران
احتمالاً يک گروه جلوتر ا ماست
نظريه ها شروع شد
اولين مرتبه تو کانزاس ديديمشون تا الآن خبري ازشون نبود
تو اهل کانزاسي
نه ... از اونجا رد شديم ، ما از شرق ميايم
و دراريم به سمت کاتالينا ميريم جزيره
آره ... ارتش اونجا رو پاکسازي کرده اونجا الآن پناهگاه نجات يافته هاست
آره ... ما اينجوري فکر مي کنيم ما ميدونيم
خيلي خوب ببين ما نمي دونيم چه اتفاقي افتاده
ما اين راديو را داريم و لي خرابه ماشين کوين رو هم نتونستيم روشن کنيم
اثر بمب الکترمغناطيسه مهمترين خبر تو اخبار بود تمام وسايل برقي ، ماشين ها ، قطارها ، هواپيماها از کار افتادن
قرار بود تمام آلوده ها رو نابود کنه گويا اثري نداشت
اه ... مرد
شهر هنوز داره ميسوزه هيچ جوري هم متوقف نميشه
بايد بهش عادت کني
هي .. هي ... نگاه کن
سگه ... يه ماهي بود که يکي نديده بودم
بيا اينجا سگه
سگه
ولش کن نمي تونيم با خودمون سگ ببريم
البته که مي تونيم فقط بايد يادش بديم وقتي زامبي ديد پارس نکنه
جوليان مي دوني که نمي تونيم بيا بريم
سگ لعنتي
بايد يک کم توقف کنيم
زودباش .. با من بيا قرارِ دوست من باشي
دوست ؟ براي دستشويي
ببين ... من براي اونچه که اتفاق افتاد متأسفم
من فقط ... اگه يه ذره زودتر رسيده بودم شايد مي تونستم نجاتش بدم اونم چيزيش نميشد
آره ... همه چي خيلي سريع اتفاق افتاد
آره ... هميشه همينجوره
براي ما تنهايي هيچ جا نميريم هيچ وقت
حتي وقت دستشويي کردن ... باشه
... مي خواي بگي اون مردا هميشه
آره
عجيبه
بهتر از اونه که يه زامبي گيرت بياره و شلوارت پائين باشه
... هوم
من يه ذره خجالتيم
اوه ... ببخشيد عجله اي در کار نيست
گوش کنين بچه ها ... داريم وارد شهر ميشيم که داخلش آدم عادي زندگي مي کرده ؛ نه زامبي
دنبال وسائلي بگرديد که بتونه کمکون کنه نقشه اينه
سريع و بي صدا وارد شهر ميشيم حواستون به اشاره هاي من باشه
با من مي ايستيد و با من راه مي افتيد
بي سرو صدا باشين اين خيلي مهمه خيلي محتاط باشيد
ببينيد کي اينجاست ؟
نگاه کنيد
آشفته نمي شي وقتي ميبيني يه سگ دوست داشتن رو مي فهمه
کلمات ارزشمند در واقع بيشتر از اين هاست
تشويقش نمي کني که دنبالمون بياد ؟
نه ... فقط براش غذا انداختم گشنه به نظر ميرسيد
دست بردار جوليان ، پارسش زامبي ها رو ميکشونه اينجا و باعث کشته شدنمون ميشه
فقط وسايل رو برميداريم و ميريم
ساکت ، محتاط و روي دوتا پاتون باشيد
اگه زمين بخوريد ديگه نميتونيد بايستسد دست کم نه به عنوان آدم
دفعه قبل خيلي آسون بود آره اونا پير و کند بودند
جونا سريع تر هستند اگه دونده ها رو ديديد يه گوشه پناه بگيريد
دونده ها کي هستند ؟ اونها بالاي هرم زامبي ها هستند
خيلي سريع ، خيلي خطرناک
اون دامه ، مثل آدمها ميمونه چرا نکشيمش ؟
بايد از درگيري دور باشيم اگه بکشيمش سرو صداش باعث ميشه بقيه بريزن اينجا
بزن بريم
يک دقيقه صبر کنيد اونجا عاليه
نمي دونم ... جاهاي زيادي هست که ميشه توش پنهان شد
بايد سريع و بي صدا باشيم
... هيس
به نظر خالي ميرسه خيلي خوب بزن بريم
چکار ميکنن ؟ داره زامبي ها رو بو ميکشن
اينجا آدم هم هست
سلام آروم
خيلي خوب گروه ها مثل قبل تازه وادها با ما ميان
دنبال غذا بگرديم ؟ براي چي ؟ هرچي غذا بخوايم داريم
باشه براي بعد ... الآن بيشتر به چکمه و دستکش براي محافظت دستها و پاهات احتياج داري
بايد از پلاستيک سفت باشند که دندون زامبي ها ازش رد نشه
و بايد سبک باشند بار سنگين باعث تعرق بيشتر ميشه
ببخشيد من بودم ... پيدا کردم
چرا دوچرخه بر نداريم از راه رفت آسون تره
نه ... با اونها تبديل به هدف دونده ها مي شي روشون حمل سلاح مشکل ميشه
وقتي هم که بيان صداشون رو نمشنوي قبلاً انجامش دادم ديگه تکرارش نميکنم
فقط به خاطر اينکه آخر دنياست دليل نميشه مردم خودشونو تميز نکنند
شايد کسي که شروع کرده نمي دونم ... بقيه همه مردن
چکار ميکني ؟ اين وقت تلف کردنه بستگي به اين داره که چه جوري وقتت رو بگذروني
ميخواستي چکار کنه ؟ دست کم کفش هاش رو مرتب کنه
مي خوام برم يه نگاهي به اون عقب بندازم صبر کن ... باهات ميايم
آره ... بايد مراقب باشيم نمي دونيم بيرون چه خبره
اون بيرون پر است از زامبي
اون يارو رو يادت مياد اسمش چي بود؟... کورتمن آره توي قهوه خونه با ما بود
No comments yet. Be the first to leave one.