لومړۍ 200 کرښې.
. اين "توسعه ناتمام" ـه
مايکل بلوث" تصور ميکرد که" . يه اکتشاف عجيب کرده
. يعني ، اين ممکنه همون خواهر کوچيکي باشه که ما نديديمش
واو ، پوزه ي اين پرنده ـه رو نگاه کن
مايکل اين عکس رو ... توي يک اتاق پيدا کرد
درحالي که در حال مجع آوري مدرک . عليه پدرش بود
من خواهر بزرگتر دارم ؟
تو يادت نمياد که خواهر بزرگتر داشته باشيم ؟
به هيچ وجه ، تو چي ؟ - . يه خورده -
ميدوني ، اخه "نلي" به نظر . آشنا مياد
مامان و بابا واضح ـه که ميخواستن اين . جريان رو از ما مخفي کنن
. اما اين ميتونه هرکسي باشه
... ميتونه يه همسايه زشت يا
يه بچه که به دلايلي مامان و بابا . ترکش کردن باشه
و حالا هويتي ـه که ازش براي . لاپوشوني جرم هاشون ازش استفاده ميکنن
ميدوني ، قاضي ميگفت که تو حسابي ... "به نام "ان.بلوث
.پول وجود داره ، اسم اين دختره هم "نلي" ـه
... مايکل" يادت مياد وقتي که"
فکر ميکردي آقاي "اف" دنبالته ؟
. اره ، اما اينا مال موقعي بود که البلــ ... گمراه شده بودم
. اين فرق داره ، اين "ان.بلوث" ـه
خب ، چرا نميري از بابا بپرسي که نلي" کيه ، بدون رودرواستي؟"
تا بتونه به راحتي دروغ بگه بهم ؟
من ديگه طاقت شنيدن يه . دروغ ديگه تو اين خانواده رو ندارم
اينم خانومي که از نظر جنسي .بهش جذب شدم
. باشه ، اما اين آخريشه
خب ، از باشگاه اومدم تا . براي قرارمون آماده بشم
قرار ؟
اره ، من و ليندزي برنامه داريم باهم مقاربت جنسي انجام بديم
. "الان گفتي "مقاربت
ديشب راجع بهش حرف زديم باهم
بعد از يک تلاش ناموفق در عشق بازي
اينجوري نميشه ، من . فقط ميخوام که تو ارضا بشي
. تو همش به ديگران فکر ميکني
سعي ام رو کردم ، حتي کار هم نکردم
خب ، ميدوني اگر اندامت ... يه خورده بهتر بود
. شايد بيشتر جذبت ميشدم
ميدوني ، مثلاً عضله بيشتري ... ميداشتي ، مردانه تر
اين من رو ظاهربين ميکنه ؟ - نه -
. منم ميخواستم همين رو به تو بگم
شايد بايد يه زمان کمي رو وقت براي خودمون بزاريم
قراره يه ماه تلاش کنيم - آغاز ماه ديگه هم شروع کنيم -
... و ميخوايم ماه رو 31 روزه بزاريم
هرچند اين ماهي که توش هستيم 30 روزه
ميدوني ، من يه ليست کامل . از نبايد ها تهيه کردم
باورت نميشه ، اينم ليست . کارايي که نميتونم انجام بدم
عشق زن و شوهري خيلي رمانتيک ـه
چي ؟ اين چي معني داره ؟
چي ؟ - عشق زن و شوهري -
تو به من نگاه کردي و گفتي عشق زن و شوهري
... نگفتم ... چرا بايد
جرج مايکل علاقه مند شده بود ... چون قبلتر همون روز متوجه شده بود
اون ازدواج الکي اخيرش که ... با دختر عمه اش "ميبي" انجام داده بود
ما ازدواج کرديم ؟
... به واقعيت اون برنج هايي بود که
. موقع ازدواج بهشون پرتاب کرده بودن
. داشتم با عمه و شوهر عمه ات صحبت ميکردم
... درسته ، اونا هم ازدواج کردن
باهــم - . خواهش ميکنم -
حيف اون احمقتي که به من . مزخرفات راجع به عشق تحويل ميده
دوست دختر ديندار من ترکم کرد
... و همشم واسه يه سوء تفاهم بود
... يعني ، اگر يکي همش ازت راجع به
انجام سه گانه مقدس بپرسه تو چي فکر ميکني ؟
. جُب فکر ميکرد منظور طرف سکس سه نفره است
چي ؟ من فکر ميکردم اين همون ... چيزيه که ميخوايد
تو چي ؟ تو هستي ؟
خب شايد اون واست مناسب نبوده
کدوم يکي ؟
. من واقعاً نميخوام اهميت بدم
مشکل اصلي اينه که اون همش . بهم ميگه خدا قراره بهم يه نشونه نشون بده
چيزي از مسيرم
خرد - . احتمالاً خِرَد ـه -
جُب ميتونم ازت يه سوال بپرسم ؟
يادت مياد که با يه خواهر بزرگ شده باشي ؟
خواهر ؟ نه يادم نمياد
. چيزي يادم نمياد
. به غير از ليندزي البته
اه ، ليندزي
خب ، ممکنه تو منبع خوبي واسه اين کار نباشي
طبقه بالا جرج مايکل داشت اخبار . جديد رو با دختر عمه اش به اشتراک ميزاشت
تو ميگي ما ازدواج کرديم ؟
نه اين فقط يه تيکه کاغذ ـه . چيز خاصي نميگه
يعني - . بايد پارش کنيم -
من رو ميترسونه - منم همينطور -
اما نظرت چيه بزاريمش رو گنجه . و فکر کنيم يه جوک ـه
بعد هميشه يادمون ميمونه - . که شوخيه -
اره ، مگر اينکه قابش کنيم
و مايکل هم در حال بررسي خواهر جديدش بود
مايکل چه سورپرايزي
جدا ؟ منتظر کس ديگه اي بودي ؟
. شايد يکي از دوتا دخترات
ليندزي و توباياس هيچوقت نميان
خيلي بد شد
منظورم ليندزي و نلي بود
توهم اينطوري صداشون ميکني ؟
خيلي خوبه که ميشه باهات اينطوري حرف زد
پدر کجاست ؟
اينا چيه ؟
.وسايل کامپيوتري دفترکار
نه پدر تو که قرار نيست يه جمعه سياه ديگه به پا کني ؟
اخراج دسته جمعي ؟
... قبل از اخراج کارمنداش هرچند
جرج بزرگ تمام دفترش رو از . اجناس با ارزش خالي ميکرد
خب کي قراره بريم به دفتر جديد ؟
هروقت که سر شغل جديد بريد . شماها اخراجيد
کارمند ها هيچوقت انتظار اين رو نداشتند
هرچند که اولين ماموريتشون هم خالي کردن کاميون از وسايل بود
نه اين جمعه سياه نيست هرچند لذت ميبردم ارشون
نه قاضي ميخواد که هارد درايو هارو ... چک کنه
واسه همين ميخوام مطمئن شم همه چيز سالم و پاک ميرسه دستشون
اين ديگه چيه ؟ - . مغناطيس برقي -
. خيلي بزرگه Delete فکر کن يه دکمه
خب ، از خراب کردن تفريحاتت متنفرم . اما از همه اين چيزا بک آپ دارم
. و قانوني هم هست
ها خب ببخشيد قاضي رينلد اما . من ميخوام از خانواده ام محافظت کنم
اين طلاي واقعي نيست هست ؟
خب ، اونموقع هم تولد واقعي 50 سالگيت نبود
ميدوني پدر تو نميتوني اين وسايل رو اينجا نگه داري خب ؟
و ما ديگه نياز به مشکلات بيشتر نداريم
همين که باستر خودش رو به کما زده . تا شهادت نده خودش کافيه
. سعي کردم از کُما درش بيارم
، شانس که نداريم . پسره پيچوندتمون
خيلي خب متقلب ميخواب سيم رو ببُرم
. جاي ماشين اسنک فروشي ميبينمت
خب اگر ميدونه که تو نميخواي تو کُما باشه
پسر چرا هنوز اونجاست ؟
. به دلايلي بهم نميگه
. اون عاشق پرستار روزانه اش شده
. باستر تو خيلي عزيزي
. دختره فقدان شخصيتي و حرکاتش رو دلربا ميدونست
. ارزو ميکردم بتوني چيزي بگي
. البته اگر اين کارو ميکردي همه چيز خراب ميشد
. چون به اين خالصي نميبودي
حرف زندگي کردن در دروغ شد
فکر نميکنم کسي از شما ها يادش باشه اين ن.بلوث کي هست ؟
نيک يا نلي نيست ؟
هموني که با ليندزي ازدواج کرده ؟
جالب نيست اينطوري حرف زدن ؟
مترجم : آوا Lea Michele Sync:AliNet
مايکل برگشت به شرکت جايي که . جّوش خيلي رواني کننده بود
جمعه سياه ـه ؟ - نه هيچکس اخراج نميشه ؟ -
. هيچکس اخراج نميشه
اما ما حقوقمون رو نگرفتيم و . دارن کامپيوتر هامون رو هم ميبرن
ميدونم ظاهر کار يه خورده بده اما ... پدرم ميخواد که
هارد درايو هارو براي جلوگيري از . محکوميت پاک کنه
شرکت مشکلي نداره جالب نيست ؟
اونا همه دستگاه هاي قديمي رو واسمون آوردن
يعني اونا صلاحمون رو ميخوان اما مطمئنم اينا همش اداي وظيفه است ، نه ؟
. مثل تام
من 30 سالمه - شوخي ميکني ؟ -
اما مايکل وسيله اي پيدا کرد . که خيلي شگفت آور بود
برنامه ي جُب ؟
. احمق
. و در همين حال متوجه چيز ديگري شد
نلي ؟ - . مايکل بايد باهات صحبت کنم -
؟ KYPRO واو ، دستگاه
. هي رطوبت نبايد به اين دستگاه ها بخوره
توباياس
رفيق ، من اين اطلاعات رو ميخوام . اين اون خواهري ـه که دنبالشم
. خب دکمه "پرينت اسکرين" رو بزن
. مطمئنم هرچي اونجا باشه پرينت ميشه
نگاش کن
يادم مياد که اينا سريعتر بودن ، ميدوني ؟
اره ، خب ما شايد تو فاز نوشيدني و . موزيک ديسکو بوديم متوجه نميشديم
اما ميدوني چيه ؟ . خوشحالم که پرينتر مشکل داره
چون اميدوار بودم .بتونم باهات يکم صحبت کنم
خب ، چرا حرفت رو نميزني ؟
من مجذوب يه نفر شدم که . همسرم نيست
اسمش چيه ؟
مايکل
باورت ميشه ؟ - . تو با خواهرم ازدواج کردي -
. فکر نميکني اين رو بدونم
من از اين نظر ها به تو تمايل ندارم
کدوم نظر ها ؟ - ! همون -
نه ، تو فکر کردي مايکلي که ميگم تويي ؟
نه - چي ؟ -
نه ، جالب ـه که ذهن تو به اين جاها رفته ، باشه
نه، متاسفانه مايکلي که . ازش حرف ميزنم واسه خودش خانومي ـه
. اون مربي ـه بدنسازي ـم ـه
همون مربي ـه که امروز باهاش شروع به کار کردي ؟
قطعاً ، باورت ميشه . اون يه بدنساز ـه
قطعاً
دارم چيکار ميکنم ؟ دارم چيکار ميکنم ؟ دارم چيکار ميکنم ؟
از اين ميترسي که دوباره بايد . با ليندزي صميمي بشي
تو احتمالاً نبايد در کارهات عجله کني ، ميدوني ؟
. به اين دختر زنگ نزن
، از باشگاهت دور شو . ولش کن بره
. حرفاي عاقلانه اي بود ، مايکل پسر
... بهت بگم اگر اينقدر خيس و عرقي نبودم
از روي ميز ميپريدم سمتت و . بقلت ميکردم
... هي ، ميتونم . لطفاً ، خواهشاً
. هي نه ببين
شماره ـه اومد ببينش
بايد 7 باشه
"همون شب "لوسيل به ديدار باستر توي بيمارستان رفت
اين ديگه چيه ؟
. من نماينده "جان ون هاسن" هستم
و من اومدم تا از منزلت . زندگي اين پسر دفاع کنم
. منزلت ؟ گفتنش براي شما راحته
No comments yet. Be the first to leave one.