لومړۍ 200 کرښې.
، این فیلم ، برنده-ی جایزه-ی منتقدان جهانی
. در جشنواره-ی امسال فیلم " کن " شد
، جوایزی که این فیلم
: بدست آورده از این قرار است
،" معجزه در میلان کاری از " ویتوریو دسیکا
،" تعطیلات آقای هیلو کاری از " ژاکس تاتی
،" هیروشیما عشق من کاری از " الن رنه
،" زندگی خوب کاری از " فدریک فلینی
،" چشمه-ی باکره کاری از " اینگمار برگمن
." روکو و برادرانش کاری از " لوچیو ویسکانتی
رویداد یک تابستان
، این فیلم فاقد هنرپیشه می باشد ، اما زنان و مردانی در آن هستند
، که بخشی از وقت خود را ، به تجربه ای ارزشمند اختصاص داده اند
. به فیلم حقیقت
،" ببین " مورین ، جمع کردن مردم برای صحبت
. یه فکر عالیه
، اما مطمئن نیستم موفق بشیم
، که گفتگوهای عادی رو طوری ضبط کنیم
. که انگار دوربینی در کار نیست
، مثلاً نمیدونم که " مارسلین " میتونه راحت بشینه
. و عادی حرف بزنه
. ما باید تلاش کنیم
. فکر نکنم خیلی ساده باشه
. من یه کمی عصبی شدم
بابت چی ؟
، عصبی شدم چون
. وقتی تو آماده باشی من در اون لحظه آماده نباشم
تو که الان عصبی نیستی ؟
. الان نه
، وقتی تو حالت خوب نباشه
، چیزی که " مورین " و من ، داریم گمراهانه از تو سؤال میکنیم
. اینه که فقط حرفی زده باشیم و جواب بگیریم
. به هرچیزی اعتراض داشته باشی میتونیم تمومش کنیم
. پس جایی برای عصبانیت وجود نداره
، الان کمتر عصبانی هستم . چون تو با من خوبی
. اون حقه بازه
. برو " مورین "، حالش رو جا بیار
. همینه
. تو درمورد سؤال ما نظری نداری
. ما هم بابت اتفاقی که افتاده اظهار نظر نمیکنیم
، انتظاری که ما در این فیلم ، از " روچ " داریم اینه
از چه راهی زندگی میکنی ؟
. از تو شروع میکنیم بعد میریم سراغ بقیه
، به عبارت دیگه تو برای زندگیت چکار میکنی ؟
. با تو شروع میکنیم
، چون تو داری بطور اساسی در این اجرای فیلم ما
. درگیر میشی
، برای شروع
کار روزانه-ی تو چیه ؟
وقتی صبح از خواب بیدار میشی ؟
، غالباً کار
، من در بحث روانشناسی اجتماعی
. تحقیق و بررسی میکنم
، کار من مصاحبه با مَردمه
، من مصاحبه ها رو آنالیز میکنم . و اگه لازم بشه تلفیق میکنم
. که خیلی وقت میگیره
مث این ؟ - . نه اصلاً -
، وقتی صبح از خونه میری بیرون
برای کار روزانه برنامه ریزی میکنی ؟
، وقتی خونه رو ترک میکنم . یه کارایی برای انجام دارم
. ولی اونارو واجب نمیدونم
. هیچوقت نمیدونم برای روز بعد چکار کنم
، من با این قاعده زندگی میکنم ." که " فردا هم یه روز دیگه-س
. از نظر من ، همیشه ماجرا یه گوشه ای هست
، اگه ما تورو فرستادیم بیرون تا با مردم حرف بزنی
اگه باعث شادی اونها بشه ، تو اینکارو میکنی ؟
ببخشید ، شما خوشبختین ؟
گفت چه فرقی بحال تو میکنه ؟
ببخشید ، شما خوشبختین ؟
. نترس ، گاز نمیگیریم
. من خیلی سرم شلوغه
شما خوشبختین آقا ؟ - . دراینمورد با من حرف نزن -
شما خوشبختین ؟
. همیشه
. مهم نیست
، بستگی داره منظورت چی باشه . من با شادی ازدواج کردم
از قیافه-م نمیتونی حدس بزنی ؟
. تو چهره-ی شادی داری
. من خوشحالم که زنده-م حتی اگه 60 سالم باشه
. و هر روز برای کار ، مسافت زیادی رو میرم
. من سلامتم ، شوهر مهربونی دارم
. بستگی داره
. بستگی داره چقدر پول داشته باشی
. هیچوقت یک کارگر خوشحال نیست
. منم سهم مشکلات خودم رو دارم
ولی تو خوشحال نیستی ؟ - . خواهرم فوت کرده -
. اون 44 سال داشت
. من دروضعیت بدی هستم ، باور کن
. نمیخوام تلاش کنم که درک کنم
شما ناراحتین ؟
ناراحت ؟ برای چی ؟
. پرسش فلسفی
. ما داریم بررسی میزان شادی رو راه میندازیم
هیچ اسمی بُرده نمیشه ؟
پس " دکارت "(فیلسوف فرانسوی)، چیه ؟
. نه ، فلسفه نه
. من فقط میخونم
شما خوشبختین ؟
نه ؟ نیستی ؟
. بعد از کار میتونه جواب بده
. این یه بررسی اجتماعیه
یه بررسی منطقی ؟ - . منطقی اجتماعی -
شما اجازه ندارین حرف بزنین ؟ - . سر کار نه -
. خارج از کار ، من جواب میدم
درمورد شادی ؟ . من شاد بودم ، غمگین هم بودم
. از هرچیزی یه کمی داشتم
... باید اینجوری باشه که تو سهیم بشی
چرا ناراحتی ؟ - . چون خیلی پیرم -
. من 79 سال دارم
. الان بهت میگم ، متولد 1882
. نترس ، میکروفونه
آدمهای پیر همگی ناراحتن ؟
، من زنم رو از دست دادم
. خودم هستم و یه خونه-ی اجاره که هر ماه باید کرایه بدم
. من تو هتل زندگی میکنم
خوشحالی ؟ - . بله خیلی -
شما هم همینطور خانم ؟ - . معلومه -
. ما جوونیم و درخشان
. درست کردن این راحته
. دانیل " به من گفت تو دوست داری مصاحبه بشی "
. من فقط یه سؤال دارم
آیا از شرایط زندگیت راضی هستی ؟
. ما چیزی نیاز نداریم
، ما فقط میخوایم . توی این دنیا پیشرفت کنیم
. ما شکایتی نداریم
. راستش نمیتونیم گله ای داشته باشیم
... ولی
. ادامه بده
. باید کار کنی
. موضوع فقط شرایط زندگی نیست
. اینکارو میکنیم چون کمی حقه میزنیم
. ما کارای زیادی میکنیم که نباید انجامشون بدیم
. درسته ، فقط به تو جواب میدم
. کسی نمیتونه کاری کنه مگر اینکه قانونی باشه
، اگه من به تمام مشتری هام فاکتور بدم
، اگه من با این حساب و کتاب ها ور نمیرفتم . زندگی غیر ممکن بود
. بسته به این داره که من گاهی شاد باشم
، پاریس خیلی جالب نیست
، هوای بد ، نداشتن آفتاب
. مردم روانی-ان
. تمام هفته کار میکنن
، یکشنبه ها نمیخوان ماشینشون خراب بشه . برای همین پارک میکنن
. میز و صندلی میذارن کنار جاده
. جاده-ی خراب شاید ماشین رو خراب کنه
، سه ساعت طول میکشه برسن خونه به این میگن دیوونگی ؟
تو متفاوت زندگی میکنی ؟
. سعی میکنم ، سعی میکنیم
، ما برای پول کار نمیکنیم . فقط برای سرگرمی
چه کارایی ؟
، خُب من و تمام دوستام
. با چیزایی سروکار داریم که بدرد نمیخوره
. ما وقتمون رو بدون اینکه کاری کنیم میگذرونیم
. ما برای همین بررسی اینجائیم
اسمت چیه ؟
." نادین و مارسلین "
... و تو - ." نادین " -
به من گفتن تو شادی ؟
، نمیدونم . فکر نکنم شاید هدف باشه
، من تلاش میکنم زندگی کنم
، یه زندگی عادی
. هماهنگ با خودم
. زوج شدن نظر منو نسبت به شادی تغییر نداده
، تلاش میکنم شادی رو با اون پیدا کنم . نه با خودم
تو چی ؟
. من تا 17 سالگی خونه بودم
، بعدش
، با دوستام تصمیم گرفتیم بریم کار کنیم
، تا زود پول دربیاریم
. طبیعیه
، کار سخت خیلی جواب نمیده ، وقت تلف کردنه
. اگه فقط بخاطر پول باشه
. باید بریم تابوت " لویی فیلیپ " رو بلند کنیم
، ما اینارو از هم جدا کردیم
. و بعنوان تابوت عتیقه " لوئی " شانزدهم درست کنیم
. مردم با چوب های قدیمی گول میخورن
. گفتن سن واقعی راحت نیست
، گاهی دوتا ستون دوطرف میذاریم
. پنج تا کشو رو 3 تا میکنیم
، از چوب های کهنه استفاده میکنیم . حتی مبلمان " لوئی " شانزدهم میسازیم
. ما خَم و روکش اضافه کردیم
پول درآوُردی ؟
، شریکم آره ولی من . برحسب اتفاق جدا شدم
. حالا توی مراحل قانونی هستیم
. این فقط نشون میده که کار در دنیا چقدر وحشتناکه
. من پولی درنیاوُردم ولی درس گرفتم
. دیگه اینکارو نمیکنم ، این معامله-ی باخته
. من نقاشم ، هیچ نظری ندارم
. نقاشی روشیه که یاد گرفتم و عاشقشم
. من نقاشی میکنم تا نقاشی دیگران رو درک کنم
. همین الان انگور خوردم ، گرسنه نیستم
هر روز چکار میکنی ؟
. ما الان یکسال و نیمه با هم هستیم
. مثل ماه عسل می مونه
. بیشتر صبح ها ، روی تخت می مونیم
، مطالعه میکنیم
. عصرها ، نقاشی میکنیم
. دست کم از شش ماه پیش
. پیش از اون مسافرت میکردیم
، ماه " می "(تابستان) گذشته رفتیم . ماه عسل بود
. تا " سپتامبر "(پائیز) بودیم
No comments yet. Be the first to leave one.