Chronicle of a Summer

Chronicle of a Summer

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Chronicle of a Summer 1961 CRITERION COLLECTION 1080p BrRip
د لخوا تبصره amka
فقط با نسخه کرایتریون هماهنگ کردم، ترجمه و زیرنویس از اورانوس

تګونه

brrip
1080
په خپور شو: 2022-12-15
ډاونلوډونه: 31
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

، این فیلم ، برنده-ی جایزه-ی منتقدان جهانی

. در جشنواره-ی امسال فیلم " کن " شد

، جوایزی که این فیلم

: بدست آورده از این قرار است

،" معجزه در میلان کاری از " ویتوریو دسیکا

،" تعطیلات آقای هیلو کاری از " ژاکس تاتی

،" هیروشیما عشق من کاری از " الن رنه

،" زندگی خوب کاری از " فدریک فلینی

،" چشمه-ی باکره کاری از " اینگمار برگمن

." روکو و برادرانش کاری از " لوچیو ویسکانتی

رویداد یک تابستان

، این فیلم فاقد هنرپیشه می باشد ، اما زنان و مردانی در آن هستند

، که بخشی از وقت خود را ، به تجربه ای ارزشمند اختصاص داده اند

. به فیلم حقیقت

،" ببین " مورین ، جمع کردن مردم برای صحبت

. یه فکر عالیه

، اما مطمئن نیستم موفق بشیم

، که گفتگوهای عادی رو طوری ضبط کنیم

. که انگار دوربینی در کار نیست

، مثلاً نمیدونم که " مارسلین " میتونه راحت بشینه

. و عادی حرف بزنه

. ما باید تلاش کنیم

. فکر نکنم خیلی ساده باشه

. من یه کمی عصبی شدم

بابت چی ؟

، عصبی شدم چون

. وقتی تو آماده باشی من در اون لحظه آماده نباشم

تو که الان عصبی نیستی ؟

. الان نه

، وقتی تو حالت خوب نباشه

، چیزی که " مورین " و من ، داریم گمراهانه از تو سؤال میکنیم

. اینه که فقط حرفی زده باشیم و جواب بگیریم

. به هرچیزی اعتراض داشته باشی میتونیم تمومش کنیم

. پس جایی برای عصبانیت وجود نداره

، الان کمتر عصبانی هستم . چون تو با من خوبی

. اون حقه بازه

. برو " مورین "، حالش رو جا بیار

. همینه

. تو درمورد سؤال ما نظری نداری

. ما هم بابت اتفاقی که افتاده اظهار نظر نمیکنیم

، انتظاری که ما در این فیلم ، از " روچ " داریم اینه

از چه راهی زندگی میکنی ؟

. از تو شروع میکنیم بعد میریم سراغ بقیه

، به عبارت دیگه تو برای زندگیت چکار میکنی ؟

. با تو شروع میکنیم

، چون تو داری بطور اساسی در این اجرای فیلم ما

. درگیر میشی

، برای شروع

کار روزانه-ی تو چیه ؟

وقتی صبح از خواب بیدار میشی ؟

، غالباً کار

، من در بحث روانشناسی اجتماعی

. تحقیق و بررسی میکنم

، کار من مصاحبه با مَردمه

، من مصاحبه ها رو آنالیز میکنم . و اگه لازم بشه تلفیق میکنم

. که خیلی وقت میگیره

مث این ؟ - . نه اصلاً -

، وقتی صبح از خونه میری بیرون

برای کار روزانه برنامه ریزی میکنی ؟

، وقتی خونه رو ترک میکنم . یه کارایی برای انجام دارم

. ولی اونارو واجب نمیدونم

. هیچوقت نمیدونم برای روز بعد چکار کنم

، من با این قاعده زندگی میکنم ." که " فردا هم یه روز دیگه-س

. از نظر من ، همیشه ماجرا یه گوشه ای هست

، اگه ما تورو فرستادیم بیرون تا با مردم حرف بزنی

اگه باعث شادی اونها بشه ، تو اینکارو میکنی ؟

ببخشید ، شما خوشبختین ؟

گفت چه فرقی بحال تو میکنه ؟

ببخشید ، شما خوشبختین ؟

. نترس ، گاز نمیگیریم

. من خیلی سرم شلوغه

شما خوشبختین آقا ؟ - . دراینمورد با من حرف نزن -

شما خوشبختین ؟

. همیشه

. مهم نیست

، بستگی داره منظورت چی باشه . من با شادی ازدواج کردم

از قیافه-م نمیتونی حدس بزنی ؟

. تو چهره-ی شادی داری

. من خوشحالم که زنده-م حتی اگه 60 سالم باشه

. و هر روز برای کار ، مسافت زیادی رو میرم

. من سلامتم ، شوهر مهربونی دارم

. بستگی داره

. بستگی داره چقدر پول داشته باشی

. هیچوقت یک کارگر خوشحال نیست

. منم سهم مشکلات خودم رو دارم

ولی تو خوشحال نیستی ؟ - . خواهرم فوت کرده -

. اون 44 سال داشت

. من دروضعیت بدی هستم ، باور کن

. نمیخوام تلاش کنم که درک کنم

شما ناراحتین ؟

ناراحت ؟ برای چی ؟

. پرسش فلسفی

. ما داریم بررسی میزان شادی رو راه میندازیم

هیچ اسمی بُرده نمیشه ؟

پس " دکارت "(فیلسوف فرانسوی)، چیه ؟

. نه ، فلسفه نه

. من فقط میخونم

شما خوشبختین ؟

نه ؟ نیستی ؟

. بعد از کار میتونه جواب بده

. این یه بررسی اجتماعیه

یه بررسی منطقی ؟ - . منطقی اجتماعی -

شما اجازه ندارین حرف بزنین ؟ - . سر کار نه -

. خارج از کار ، من جواب میدم

درمورد شادی ؟ . من شاد بودم ، غمگین هم بودم

. از هرچیزی یه کمی داشتم

... باید اینجوری باشه که تو سهیم بشی

چرا ناراحتی ؟ - . چون خیلی پیرم -

. من 79 سال دارم

. الان بهت میگم ، متولد 1882

. نترس ، میکروفونه

آدمهای پیر همگی ناراحتن ؟

، من زنم رو از دست دادم

. خودم هستم و یه خونه-ی اجاره که هر ماه باید کرایه بدم

. من تو هتل زندگی میکنم

خوشحالی ؟ - . بله خیلی -

شما هم همینطور خانم ؟ - . معلومه -

. ما جوونیم و درخشان

. درست کردن این راحته

. دانیل " به من گفت تو دوست داری مصاحبه بشی "

. من فقط یه سؤال دارم

آیا از شرایط زندگیت راضی هستی ؟

. ما چیزی نیاز نداریم

، ما فقط میخوایم . توی این دنیا پیشرفت کنیم

. ما شکایتی نداریم

. راستش نمیتونیم گله ای داشته باشیم

... ولی

. ادامه بده

. باید کار کنی

. موضوع فقط شرایط زندگی نیست

. اینکارو میکنیم چون کمی حقه میزنیم

. ما کارای زیادی میکنیم که نباید انجامشون بدیم

. درسته ، فقط به تو جواب میدم

. کسی نمیتونه کاری کنه مگر اینکه قانونی باشه

، اگه من به تمام مشتری هام فاکتور بدم

، اگه من با این حساب و کتاب ها ور نمیرفتم . زندگی غیر ممکن بود

. بسته به این داره که من گاهی شاد باشم

، پاریس خیلی جالب نیست

، هوای بد ، نداشتن آفتاب

. مردم روانی-ان

. تمام هفته کار میکنن

، یکشنبه ها نمیخوان ماشینشون خراب بشه . برای همین پارک میکنن

. میز و صندلی میذارن کنار جاده

. جاده-ی خراب شاید ماشین رو خراب کنه

، سه ساعت طول میکشه برسن خونه به این میگن دیوونگی ؟

تو متفاوت زندگی میکنی ؟

. سعی میکنم ، سعی میکنیم

، ما برای پول کار نمیکنیم . فقط برای سرگرمی

چه کارایی ؟

، خُب من و تمام دوستام

. با چیزایی سروکار داریم که بدرد نمیخوره

. ما وقتمون رو بدون اینکه کاری کنیم میگذرونیم

. ما برای همین بررسی اینجائیم

اسمت چیه ؟

." نادین و مارسلین "

... و تو - ." نادین " -

به من گفتن تو شادی ؟

، نمیدونم . فکر نکنم شاید هدف باشه

، من تلاش میکنم زندگی کنم

، یه زندگی عادی

. هماهنگ با خودم

. زوج شدن نظر منو نسبت به شادی تغییر نداده

، تلاش میکنم شادی رو با اون پیدا کنم . نه با خودم

تو چی ؟

. من تا 17 سالگی خونه بودم

، بعدش

، با دوستام تصمیم گرفتیم بریم کار کنیم

، تا زود پول دربیاریم

. طبیعیه

، کار سخت خیلی جواب نمیده ، وقت تلف کردنه

. اگه فقط بخاطر پول باشه

. باید بریم تابوت " لویی فیلیپ " رو بلند کنیم

، ما اینارو از هم جدا کردیم

. و بعنوان تابوت عتیقه " لوئی " شانزدهم درست کنیم

. مردم با چوب های قدیمی گول میخورن

. گفتن سن واقعی راحت نیست

، گاهی دوتا ستون دوطرف میذاریم

. پنج تا کشو رو 3 تا میکنیم

، از چوب های کهنه استفاده میکنیم . حتی مبلمان " لوئی " شانزدهم میسازیم

. ما خَم و روکش اضافه کردیم

پول درآوُردی ؟

، شریکم آره ولی من . برحسب اتفاق جدا شدم

. حالا توی مراحل قانونی هستیم

. این فقط نشون میده که کار در دنیا چقدر وحشتناکه

. من پولی درنیاوُردم ولی درس گرفتم

. دیگه اینکارو نمیکنم ، این معامله-ی باخته

. من نقاشم ، هیچ نظری ندارم

. نقاشی روشیه که یاد گرفتم و عاشقشم

. من نقاشی میکنم تا نقاشی دیگران رو درک کنم

. همین الان انگور خوردم ، گرسنه نیستم

هر روز چکار میکنی ؟

. ما الان یکسال و نیمه با هم هستیم

. مثل ماه عسل می مونه

. بیشتر صبح ها ، روی تخت می مونیم

، مطالعه میکنیم

. عصرها ، نقاشی میکنیم

. دست کم از شش ماه پیش

. پیش از اون مسافرت میکردیم

، ماه " می "(تابستان) گذشته رفتیم . ماه عسل بود

. تا " سپتامبر "(پائیز) بودیم

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left