د خپرونې معلومات

Beautiful Love, Wonderful Life E15-E16 KOreanDream
د لخوا تبصره shahlaz
@KOreanDreamترجمه و زیر نویس شهلاز

تګونه

other
په خپور شو: 2019-10-21
ډاونلوډونه: 15
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

خیلی وقته می گذره

نه سال شده ، درسته؟

خیلی مسخره است

خب این یک دیدار شاد و خرم نیست

ولی من از دیدنت خوشحال شدم

اصلا عوض نشدی

منظورت چیه؟

فقط به خودت اهمیت میدی و از دیگران غافلی

...ولی تو کاملا عوض شدی

از سر تا پات

کلا یکی دیگه شدی

خداروشکر ، هدف منم همین بود

واسه چی اومدی آی سی یو؟ - واسه چی اومدی آی سی یو؟ -

...اومدم دیدن خانواده قربانی

که با ماشین دوستم تصادف کردن

چی؟

خودت چی اونی؟

نکنه ، شوهر تو بوده؟

...رئیس مدیر اجرایی

...رئیس که تصادف کرده

اسم منشی که براش کار میکنه منشی چا کانگه؟

..گفتی اومدی

برای اینکه منو ببینی؟

...کسی که با ما شینش به ماشین شوهرم زده

دوست تو بوده؟

همینطوره ...زود باش بگو

...تو

...تو

چرا دوباره پیدات شده؟

واسه چی اینجایی؟

این بار چه خرابکاری کردی؟

ایندفعه چطوری میخوای زندگی منو خراب کنی؟

برو ، از اینجا برو

قبل از اینکه کسی ببینت برو

...اگه خاله جین یو تو رو ببینه

...اگه پسرش تو رو ببینه

اونها نمی دونن

هنوز هیچی نمی دونن

...اونها نمی دونن

ما خواهریم

مطمئنم جون گیوم ازش محافظت میکنه

که اینطور بود این تصادف اتفاق نمی افتاد

باشه خب ، فهمیدم

من میرم بیرون ، اول برو اونو ببین

بابا

...اون همسر

رئیس هه رانگ

تو تصادف با هم بودن

با هم تو تصادف بودن؟

زود باشین بریم هه رانگ ببینیم فقط نیم ساعت وقت داریم

بریم ببینیمش - باشه -

میرم قایم میشم تا کسی منو نبینه

میرم دستشویی تو این راه رو

بعد از دیدنت شوهر بیا دیدن من

...میخوای

من اینطوری برم؟

مگه میشه

نمی تونه خودش نفس بکشه؟

بدون اون دستگاه حتی نمی تونه نفس بکشه

حقیقت نداره

.هه رانگ

.هه رانگ

نونا بلند شو

بیدار شو

هی بلند شو بهت گفتم بلند شو

پارانگ

چرا به ما نگفتی؟

چرا نگفتی بیهوش ـه

حتی نمی تونه خودش نفس بکشه

ضربان قلب مال خودشه؟

اون که به حالت نباتی نرفته؟

راستشو بهم بگو

فقط صدای دستگاه هارو می شنوم

پرده گوشم داره پاره میشه

صدای این ماشینها داره منو کر میکنه

خدای من

قلبش داره میزنه

داره میزنه

صداشو می شنوم

با شدت و شجاعانه بزن

...با تماو جود باید

بتپی

این دختر بچه جادویی بوده

هر چقدر تلاش کردم بازم دست منو نگه داشت

بهش سخت گرفتم

اما اون اومد و دوباره دست منو محکم گرفت

بدون یک قطره اشک و گفتن کلمه ای

...اون

...همچین منو چنگ زده بود

که نمی تونم دستم در بیارم

...دست منو گرفت و مقاومت کرد

طوری که من نتونستم دستم از دستش بکشم

بابا بهت اعتماد داره

مطمئنم که بر میگردی

بیا دست منو بگیر و با هم برگردیم خونه

.هه رانگ

درست مثل قدیم

...بیا دست منو محکم بگیر

و با هم برگردیم خونه

باشه؟

هووا یونگ

اومدی ، حتما شوکه شدی

بهت نگفتم که دوباره قلبت درد نگیره

بیا فردا صبح با هم بریم دیدن جین یو

...اگه تنهایی بری حالت بد میشه

یو را چکار کنم؟

اگه اتفاق براش بیفته من چکار کنم اونی؟

من بدون اون نمی تونم زندگی کنم

بدون پسرم نمی تونم زندگی کنم

تو قوی هستی ولی من نه

تو جون هووی داری ولی من نه

فکر نکنم دیگه بتونم زندگی کنم

من نمی تونم مثل تو باشم نمی تونم به زندگیم ادامه بدم

نمی شی تو مثل من نمی شی

همچین اتفاقی نمی افته

ما جین یو رو دیگه از دست نمی دیم

اون ازش محافظت میکنه

جون گیم ازش محافظت می کنه

ببین

پیش خودمون بمونه

چی؟

در مورد هه رانگ و شوهرت

همینکارو میکنم

امیدوارم تا آخرش پدرم چیزی در این مورد نفهمه

ازت خواهش میکنم

خوش بحالش داماد خوبی داره

من میخواستم بخاطر من این موضوع مخفی بمونه

نمی خوای بری؟

نمی تونم

چی؟

نمی تونم جایی برم

فکر کردی من آدمم؟

راستش

من یک مترسکم

به نظر نمیاد زیاد دوستانه باشه

نمی خوای بری؟

آره ، چرا نمی رم؟

حتما غذاتو مرتب بخور

یعنی چی داشت خط میداد؟

نکنه برا اینه که زنش بهش خیانت کرده

مسخره است ، کی گفته مراقب من باشه

داره بهش خدمت میکنه

جین یو پشت فرمون بوده؟

شنیدم با یک ماشین اسپرت بوده

خب ...آره

منشی چوی رفته بوده مرخصی

خودش می خواسته بره فرودگاه

پس اون دختره که باهاش تو بخش مراقبتهای ویژه است منشیش نیست؟

اون منشی جدیدشه

واقعا؟

حتما پدر و مادرش داغون شدن

چطوری تصادف اتفاق افتاده؟ پلیس چیزی نگفته ؟

نتیجه تحقیقات اولیه مشخص نشده

معلومه که گفتن

صد در صد مقصر ماشین مقابل بوده

مرتیکه موقع رانندگی خوابش برده

پشت فرمون

خاله توی تصادف رانندگی نمی شه گفت صددر صد

فکر کنم پلیس همینطوری گفته

ازشون بخواین که دقیقا بررسی کنند

الان داری منو نصیحت میکنی؟

بخاطر سهام شرکتت می گی؟

این حرفها چیه ، نصیحت کدومه

...شما باید اطلاعات دقیق داشته باشی

برای برخورد جدی با این پرونده

این یک موضوع حساس هستش

...حتی اگه واقعیت کمی پیچیده بشه

جون هووی

بخاطر همین میگم واسه چی تو نگرانی؟

تو یک کارمند معمولی هستی مثل یک کارمند معمولی رفتار کن

چرا مثل صاحب شرکت رفتار میکنی

بخاطر همین یواشکی وارد شرکت شدی؟

...برای اینکه مثل گربه ولگرد

همه چی رو بدزدی؟

عذر خواهی نمی کنم

به عنوان خاله ام باهاتون صحبت کردم نه به عنوان کارمند

چی ؟

اصلا کی گفت بیای اینجا

این 9 سال گذشته چکار کردی؟

تحصیلتو ول کردی

توانایی های باارزشت رو ریختی دور

واسه چی یهویی برگشتی؟

پاشو برید خاله ات باید استراحت کنه

زن جین یو دیر کرده

می خواستم قبل از رفتن اونم ببینم

خب

به زودی میرسه

فردا بیمارستان ببینش

مراقب اونم باش

باید تنهایی خیلی نا امید شده باشه بدون پدر و مادرش

تو منو داری

اما اون تک و تنهاست

باید همینکارو بکنم

من و اون همین حس داریم

اگه به هم تکیه نکنیم چطوری می تونیم تحمل کنیم

درسته ، این هم تموم میشه

اگه کسی نباشه که کنارش بمونی آدم دیوونه میشه

از دست دادن ذهنت کار هر روزت میشه

نه خودت تنها بمون

نه بذار زن جین یو تنها بمونه

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left