لومړۍ 200 کرښې.
.این برنامه حاوی صحنههای خشونت آمیز است .تشخیص درست با بینندگان
بربرها: متعلق به جامعه ی بزرگ یونان یا روم نیستند خارجی، عجیب و غریب یا نادان
...آنچه در «قیام بربرها» گذشت
دنیای باستان
.به دو بخش تقسیم شدند
.روم جاهطلب است
.بیرحم
.بر روی خون و شکوه ساخته شده
.دیگه اینا زمینهای روم هستن
بربریها متحد میشوند
.تا قدرت در حال رشدش را به چالش بکشند
،در خاک روم
!ما بالاخره آمادهی جنگ هستیم
.این یه نبرد برای آزادیمونه
حالا، روم با تاخت و تاز به قاره
،ظلم و ستم را هم گسترش داد
مردم را آزار میدادند، تا اینکه .بربریها برای جنگیدن جلو آمدند
.اون بردهها هنوز دارن مقاومت میکنن
.ما باید اونا رو به زانو در بیاریم
،ولی هرچقدر که روم بزرگتر میشد
.دشمنان بیشتری هم برایش به وجود میآمد
لشگر عظیم بربریها
.منتظر یک رهبر هستند که قیام کنند
تـی وـی ورلـد» با افـتـخـار تـقـدیـم مـیکـنـد»
تـرجـمـه از: امــیــر سـتـارزاده H1tman007
:شخصیتهای مورد بررسی طی 4 قسمت هانیبال - ویریاتوس - اسپارتاکوس - آرمینیوس بودیکا - فریتیگرن - آلاریک - آتیلا - گایسریک
Barbarians Rising - Part 02 " نام این قسمت: " شورش 95 / 09 / 25
،حالا روم، بالاترین قدرت در دنیای باستان است
،که از ایتالیا، تا شمال آفریقا درحال گسترش بود
.«از «هیسپانیا» و «گل
...ماشین جنگی روم
.به طرز باورنکردنی سازمان یافته و منظم بود
که با وزن و قدرت حرکت میکردند
و میتوانستند نیرویی که بهتر از آنها آموزش دیده .در عین حال نامنظم تر باشند را شکست دهند
.اونا حرفهای بودند
...«مردم آنسوی مرزهای «جمهوری روم
،که روم آنها را «بربریها» خطاب میکند
.تبدیل به اهداف جدیدی در بخش دوم سلطهی روم گردیدند
.روم از قلمروهایی که فتحشون کرده یه چیزایی میخواد
.مال و ثروت میخواد .شکوه و افتخار میخواد
.و همینطور سلطهی انسانی میخواد .برده میخواد
روم قدرتش را با به بردگی گرفتن مردمی که سرزمینشان را فتح کرده اند میسازد
و آنها را به استانهای روم منتقل میکردند .تا در آنجا به فروش برسند
.تا در زمینهایشان کشاورزی کنند و در ارتششان بجنگند
،حدود 20 درصد جمعیت روم
معادل یک میلیون نفر، بردههای بربری .هستند که در خاک روم زندگی میکنند
.برده داری چیز جدید برای دنیای باستان نیست
چیزی که تفاوت داره، مقیاس و اندازهی .بردهداری رومیهاست
.این یه برده داری در مقیاس بسیار بزرگه
روم مردان قویای که در میان بردهها بودند
.را مجبور کرد که صرف ورزش و سرگرمی باهم بجنگند
.و در گود مبارزه، به عنوان گلادیاتور با هم رقابت کنند
،بیدرنگ به یاد «کولوسئوم» میافتیم
،به این زمین مبارزهی بزرگ فکر میکنیم
که 50هزار تا 60هزار تماشاچی داشت
که داشتن جنگجوی مورد علاقهشون رو تشویق میکردن
.تا در حد مرگ مبارزه کنن
.ولی واقعیت در «جمهوری» بسیار متفاوت بود
.این مقیاس بسیار بزرگتر بود
،در آمفیتئاترهای استانی و محلی
درمورد رویدادهای محلی حرف میزنند
.که کثیف و پست و خشن هستند
گلادیاتورها مورد بدترین
،و غیرقابل تصورترین سواستفادهها قرار گرفتند
.هم فیزیکی و هم جنسی
بیشتر گلادیاتورها در دههی دوم یا سوم .زندگیشون میمردن
کار بسیار بسیار خطرناکیـه
.و امید به زندگی هم چندان طولانی نبود
.اسپارتاکوس. اسم من اسپارتاکوسـه
.اسپارتاکوس یه جورایی برای ما معماست
.به نظر میاد که اون اهل «تریس» بوده باشه
شاید اون پیشینهای اصیلزاده داشته باشه
«چون خود نام «اسپارتاکوس
.میتونه اسم اشرافی و بلند بالای اون منطقه باشه
.منطقهای که به داشتن جنگجویان بزرگ معروف است
اون قدر زیاد که رومیها اون جنگجوها .رو به ارتش خودشون ملحق کردن
.ولی در نهایت، اون رو به بردگی میفروشن
.و اون سر از یه مدرسهی گلادیاتوری در «کاپوآ» در آورد
!اسپارتاکوس! اسپارتاکوس !اسپارتاکوس
!اسپارتاکوس! اسپارتاکوس
!اسپارتاکوس! اسپارتاکوس !اسپارتاکوس
یه چیز که از برده داری هم بدترـه
.وفق پیدا کردن با بردهداریـه
.و چون دردناک و خشنـه، اکثر مردم باهاش وفق پیدا میکنن
اسپارتاکوس؟
.اسپارتاکوس شکست ناپذیر
!پادشاه عَنخونه
،هیچ مردی نمیخواد که تو اون موقعیت باشه
و اگه فرصتی برای خروج از اون موقعیت .رو داشته باشید، حتما اینکارو میکنید
.میخوام چیزی بهت بدم که باهاش منو به یاد داشته باشی
نه نه نه
،روم گسترشش را به مدیترانه میرساند
،و وقتی رشد میکند
آیندهای که هانیبال 140 سال قبل رویایش را میدید
.حالا به حقیقت میپیوندد
.روم داشت از بربریها برده میساخت
ولی یک مرد، اسپارتاکوس، تلاشی .بزرگ برای آزادی میکند
.بیاید از این گوه دونی بریم بیرون
ترجمه نشده -
!شمشیرها
.حالا ما دو تا شمشیر داریم
حالا ما دو سرباز مرده داریم و یه ارتش .که حتما میافته دنبالمون
اسپارتاکوس و گروهی 60 نفره از بردههای بربری
،فرصت فرار به دست میآورند
.ولی آنها بدون هیچ نقشهای از کاپوآ فرار کردند
.اون میخواد که از کاپوآ فرار کنه
.از بردهداران سابقش دور بشه
در همین راستا، اون به غذا، سرپناه و .همینطور به سلاح نیاز داره
.وقتی که از اون دیوارها خارج شدن، باید بزنن به چاک
،مجریان قانون به دنبال آنها خواهند بود
.وقتی که بفهمن، اونا دیگه رفتن
فراریها به سمت جنوب درحال فرار بودند که .زمان به سرعت درحال گذشتن بود
روم هم اینطور واکنش نشان داد که یک گروه .کوچک نظامی را برای یافتن آنها اعزام کرد
آزادی، چیزیـه که به این افراد انگیزه میده تا
،دوباره بایستن و مقاومت کن اونها با جنگیدن راهشون رو باز میکنن
،کسی رو میکشن ،خودشون رو میکشن
.اونا هرکاری که لازم باشه میکنن، چون، یا آزادی یا مرگ
تقریبا همهی رومیهای آن منطقه، در خانهشان .بردههای بربری نگه میداشتند
فرار اسپارتاکوس خیلی سریع به مشکل بزرگی برای
.برای زمینداران ثروتمند «کامپانیا» تبدیل شد
.نکته اول، اینکه اون و افرادش قاتلین آموزش دیده هستن
نکته بعدی، اینکه اونا شروع کردن .به جذب کردن بقیهی بردهها
ببین چی پیدا کردم
بیاید بریم
بریم به زمینهای بلندتر، جایی که بتونیم .ببینم چه کسانی دنبالمون هستن
.اینجا، مثل گوسفندا دورهمون میکنن
بریم ویسویوس؟
.اونجا شیاطین زندگی میکنن
نه
.شیاطین اینجا زندگی میکنن
.اون بالا، میتونیم به شعاع 50 مایل هر طرفی رو ببینیم
.میتونیم برای خودمون زمان بخریم
تو کاری که میخوای بکن، اسپارتاکوس
.من میخوام از آزادیم لذت ببرم
باشه
و وقتی رومیها مثل خوک کبابت کردن ،که البته خوک هم هستی
،بهشون بگو که ما داریم به شرق میریم «برمیگردیم به «تریس
.اگه همراه ما بیای، به احتمال زیاد میمیری
.اگه نیام، قطعا میمیرم
.به سرعت شاهد پیشرفت اسپارتاکوس هستیم
اون بردههای دیگه رو هم آزاد میکنه. تعدادشون .بیشتر میشه. سلاح و مهمات به دست میارن
قابل توجه ترین کارش، این بود که تصمیم گرفت
.بره به سمت ویسویوس، برگ برنده و نقطهی برتریش
چه زمانی از «تریس» به بردگی گرفتنت؟
.فکر کنم شاید 10 سال پیش بود
.حسابش از دستم در رفته
.ما رو از خونهمون کشیدن بیرون
شهرهامون رو سوزوندن
...تا اینکه این شرمساری بزرگ اتفاق افتاد و من رو گرفتن
.و خب، بقیهاش رو میدونید
.بقیه دارن عصبی میشن
.بهشون بگو که از آزادیشون لذت ببرن
.یه ارتش داریم که همینطور اینجا مونده، دوست من
اسپارتاکوس شکست ناپذیرـه. من اینو میدونم .همه اینو میدونن
اون یه نقشه داره
.یه غول رو دیدم که جلوی چشمام نابود شد
.حتی صدمه هم ندیده بود
طوری بهم خندید انگار که بهم بگه " فقط همین ازت برمیاد؟ "
.میدونستم که کشته بودمش
.و بعدش خودش هم فهمید
.خب، پس تو شکست ناپذیری
،افرادی مثل اسپارتاکوس
،مثل بعضی از بردهها که در کشورمون شورش کردن
اونا یه تصمیم گرفتن
که ترجیح بدن تمام تلاششون رو بکنن
تا آزاد باشن و زندگیشون رو به خطر بیاندازن
تا اینکه یه روز رو
.در اسارت سپری کنن
!سربازا
!سربازای رومی
چندتا هستن؟
200تا
شایم 300 تا
.و ما هم 60 نفر هستیم
.شاید نباید منتظرشون میموندیم
اگه اینجا باهاشون رو به رو نشیم، مجبور .خواهیم بود یه جای دیگه اینکارو بکنیم
.بیاید نشونشون بدیم کی هستیم
،4.5کیلومتر بالاتر از باتلاقهای ویسویوس
.اسپارتاکوس موقعیتش را در زمین بالاتر حفظ میکند
.در درهی پایینی، 300 سرباز رومی اردو میزنند
فقط یک راه برای بالا رفتن و پایین آمدن .از ویسویوس وجود داره
اونا حس کردن که اسپارتاکوس رو توی یه گوشه گیر انداختن
و اونا فقط باید منتظر میشدن که اونا
به طرز احمقانهای با جنگیدن راهشون رو .باز کنن یا از گرسنگی بمیرن
اسپارتاکوس به افرادش دستور میده که ... از ساقههای درخت انگوری
.که در ارتفاعات ویسویوس رشد کرده بود طناب بسازن
.و غافلگیرانه به روم حمله کردن
با انتخاب اینکه بایسته و مبارزه کنه
،و اینکه گزینهی نظامی رو پیش بگیره
.اسپارتاکوس نشون میده که چطور آدمیه
همچنان که روم که خواستار تسلط بر دنیای .باستان است، به سرعت توسعه مییابد
.ولی برخیها، قیام میکنند که حملهی آنها را پاسخ دهند
شکست رومیها در ویسویوس برایشان ،کاملا غافلگیر کننده بود
.اونا انتظار نداشتن که شبیخون بخورن
اونا فکر میکردن با فراریهایی طرف هستن که
.ترجیح میدن فرار کنن، تا اینکه بایستن و مقاومت کنن
!بهترین بخش این ماجرا اینه که اونا برادر هستن
بکشش
!انجامش بده
!بکشش
No comments yet. Be the first to leave one.