لومړۍ 200 کرښې.
Pink Panther ترجمه از
صدا آماده دوربين آماده - در حال آماده سازي -
شروعه؟ - سکانس اول، برداشت اول -
نميدونم چرا ميخواين اينکارو بکنين
داستان قشنگيه
اونجور که فکر ميکنيد نيست
اکثر افراد حتي نميدونن که بازي پين بال غير قانوني بوده
آره خب
تو بازي رو نجاتش دادي
اين ميراث توئه
اين مثه يه پاورقي ـه
آماده اي؟ - آره -
خيله خب راجر شارپ ما رو به اون روز توو سال 1976 برگردون
که تو کمک کردي قانون ممنوعيت بازي پين بال توو نيويورک برداشته بشه
درباره بزرگترين فرصتي که تاحالا ازش استفاده کردي همه چي رو بهمون بگو
خب اگه قراره اينکارو انجام بدم
بايد از اول قصه شروع کنم
البته
چون تاريخچه مهمه
خيله خب، خوبه
خيله خب برگرديم به دانشگاه ويسکانسن در سال 1971
وايسا 1971؟ - بله -
آهنگ " ايمجن" از جان لنون رو پخش کن نه نه شرمنده -
اون آهنگ يکمي آرومه
خيلي هم گرون در مياد
خيله خب
گمونم يکم لغزيديم
اما در مسير به توافش ميرسيم سر اينا
من اينجا رفتم دانشگاه
و اينجا بود که واقعا چيزي ياد گرفتم
اون روزا اصلا نميدونستم که چيکار داشتم ميکردم
نه تمرکزي داشتم نه کنترلي
...همينجوري ور ميرفتم و پين بال بازي کردنمم خيلي بد بود
!لعنتي
چي...؟
هي
بهتر شد. انگار دارم توو آينه نگاه ميکنم
اينجا بود که متوجه يارو شدم
بازي ميکني توئم؟
اين مدلي نه
همش بايد کنترل داشته باشي
فقط خودتو دستگاه
چيز ديگه اي مهم نيست
بيا، من بايد برم
نميتونم همينطوري ببازم
خوش بگذرون پسر
چي رو نشونه بگيرم؟
چي رو ميخواي؟
راجر
منو جودي توو داشنگاه ازدواج کرديم
و بعد فارغ التحصيلي رفتيم نيويورک
اون ميخواست توو مبل فروشي باباش توو جرسي
کار کنم
.اما من يه شغل توو حوزه تبليغات داشتم ميخواستم نويسنده بشم
بايد خوشحال باشي
بالاخره يه چيز مهم نوشتي
باور دارم هر اتفاقي يه دليلي داره
گاهي دليلش اينه که
تو يه احمقي و تصميماي بدي ميگيري
گفته بودم که خونوادش صاحب مغازه مبل فروشي بود؟
اين تنها چيزي نبود که خيلي سريع از دست رفت
تعديل نيرو؟
ميري پائين؟
منشا پين بال امروزي احتمالا سوپرايزتون کنه
اولين بازي ها چيزي نبود جز يه سري ميخ
که توي يه جعبه چوبي شيب دار بودن
و هدف ها هم ساده و معلوم بودن
اما ويژگي کليديش يه پيستون فنري بود
که بازي رو وارد بازي ميکرد
سلام بله، من ميخواستم يه نامه
درباره واگذاري که هفته پيش نوشتم رو پيگيري کنم
نه؟
چيزي نيست که دنبالشيم
نمونه کارام رو هم آوردم
با يه سري نمونه تبليغات اگه ميخواي ببيني
زياد چشمگير به نظر نمياد
متوجهم ممنون
خيله خب ممنون
گاهي خيلي خوبه که يادت بياد توو يه چيزي مهارت داري
اين اولين دستگاه پين بالي بود که من توو شهر پيدا کردم
اصلا به ذهنمم نيومد که اين بازي غير قانوني ـه
فقط ميدونستم که ميخوام بازي کنم
...يه چيزي منو شيفته کرد
يه چيز غير قابل توصيف و بي ترديد
بعد از مدت ها حس کنترل داشتم
ببخشيد شما چه ساعتي باز ميکنيد؟
اين عجيب نيست نه؟ - اينجا يه کتاب فروشي ـه بزرگسالان ـه مرد -
تو حتي به ده عجيب غريب اول نزديک هم نيستي
هي
اسمت چيه؟
چطور؟
ميخواي جاي من بازي کني؟
نه
يه مصاحبه کاري دارم - آفرين -
نميتونم ولش کنم
!خواهش ميکنم
برو
ممنونم
سر ناهار ميبينمت باشه
خيله خب
لعنتي
وضعيتم بهبودي نداشت هيچي
تازه يکم بدترم شده بود
يه چيزي درون اون دستگاه همه چيز رو تغيير داد
اينجا کار ميکني؟ - چي؟ -
تو اين ساختمون کار ميکني؟
نه
اميدوارم بتونم
.مصاحبه دارم يه ساعت ديگه بپرس ازم
داري ازم ميخواي باهات بيام بيرون؟ - ببخشيد؟ نه -
دارم شوخي ميکنم
درسته
آره
...اگرچه
پايه ناهاري؟
...يعني در صورتي که تو
ميدوني؟ شرمنده
...ميدوني من
شايد واسه اينکه بتونم با اون سيبيل سوپ خوردنتو ببينم قبول کنم
من سوپ دوس ندارم
موفق باشي - ممنونم -
نتيچشو بهم بگو
حتما
.يکمي کمه بازم هست؟
...خب - گيشا قرارمون رو کنسل کرد -
...ما بايد همه جارو
.سلام عرض شد هري هستم
راجر شارپ
بخش هنر؟
آقاي شارپ ميخواد نويسنده بشه
از کفشا معلومه
البته نمونه کارات همچين نيست
خب من توو کار تبليغاتم
يعني قبلا بودم
نميدونستم چي بيارم با خودم
سبک زندگي؟
به نظر خوب مياد
درسته
نه نه نه
همينقدر کافيه
بگو ببينم درباره جي کيو چي ميدوني؟
يه مجله فشن براي آقايون ـه
بله براي آقايون
براي همه آقايون
.اما بيشتر براي مرداي تنومند متوجهي؟
البته
.متوجه نشده بودم 1975 دوران متفاوتي بود
درگيري براي حقوق برابر
تازه داشت شروع ميشد
نيويورک از بيشتر نقاط امريکا جلوتر بود
و بيشتر امريکا هنوز جي کيو رو نخونده بودن
براي تبديل شدن به يه برند بين المللي
من نويسنده هايي ميخوام که سلايقشون سنتي باشه
مرسوم - عرف باشه -
صريح
ايمن - داره متوجه ميشه -
نظرت راجه به يه تکليف آزمايشي چيه؟ - انجام ميدم -
دو شنبه تحويل بده 1500 کلمه
هرچيزي که يک شخص بايد درباره خريد
يک دوچرخه با سرعت ده تا بدونه
ببينيم چيکار ميکني
حله تشکر ميکنم
آهنگ Badfinger - No Matter What
حالا جزو ده تا عجيب غريب شدي
...فقط
سلام
.الن. راجرم چطوري؟
الو؟ - الو -
سلام الن
منم راجر
راجر؟
آره
توو آسانسور آشنا شديم
پس راجري. خوبه که اون سيبيل يه اسمم داره -
کارو گرفتي؟ - آره تقريبا -
پس تقريبا تبريک ميگم
ممنون
چطوري؟
تو زياد اهل زنگ زدن به دخترا نيستي نه؟
نه ترشيدم در واقع
فردا وقتم آزاده
جدي؟
عاليه. اوکي
!کفشاتو در بيار
چي؟
داشتم با پسرم صحبت ميکردم، متاسفم
پسر؟
آره يه پسر دارم
که اينطور
پسرت بزرگه يا کوچيک؟
يازده سالشه - پس متوسطه -
مشکليه؟
نه نه نه اصلا
.اصلا مشکلي نيست فقط اينکه
يه رستوراني پيدا ميکنم که منو بچگونه هم داشته باشه
فک نکنم فعلا نيازي به اين کار باشه
اما برنامه شاممون هنوز سر جاشه ديگه؟
تو گفتي ناهار - درسته -
من قبلا توو کار تبليغات بودم
در نتيجه گمونم غالب کردن چيزاي بيشتر توو خونم رفته
No comments yet. Be the first to leave one.