The Orville

The Orville

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

3 فصل

د خپرونې معلومات

The Orville S03E04 1080p HULU WEBRip DDP5 1 x264-NTb
The Orville S03E04 720p HULU WEBRip DDP5 1 x264-NTb
The Orville S03E04 1080p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
The Orville S03E04 720p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
The Orville S03E04 1080p WEB H264-CAKES
The Orville S03E04 720p WEB H264-CAKES
The Orville S03E04 WEBRip x264-ION10
د لخوا تبصره thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

تګونه

web
720p
720
webrip
x264
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
په خپور شو: 2022-06-25
ډاونلوډونه: 38
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫من در دورانی رویایی به دنیا اومدم

‫ما روحمون خالص بود و اعتقاداتمون ‫سفت و سخت بود

‫نَعمات ایویس بر سر ما نازل میشد...

‫و به بزرگترین امیدهای ما جان تازه می‌بخشید

‫ولی حالا با کابوسی وحشتناک روبرو شدیم

‫ما وقتی ایمانمون رو به دست ‫پیامبری دروغین دادیم...

‫این کابوس رو به سر خودمون آوردیم

‫صدراعظم کل، کورین...

‫از هرچی که برای ما مقدسه رو برگردونده

‫در همین لحظه...

‫هزار سال نوری اونطرف‌تر ‫با دشمنانمون هم‌صحبت شده

‫با اتحادیه‌ی سیاره‌ای بر سر یک معاهده ‫مذاکره می‌کنه

‫معاهده‌ای که تمدن ما رو به خطر می‌اندازه

‫صدراعظم می‌خواد کاری کنه که باور کنید ‫این معاهده ازمون محافظت می‌کنه

‫ولی در حقیقت ضعیفمون می‌کنه

‫این معاهده می‌خواد که از حق الهی‌مون ‫مبنی بر گسترش قلمروی خودمون دست بکشیم

‫وادارمون می‌کنه که به قیمت به خطر انداختن ‫دنیای خودمون، از دیگر دنیاها محافظت کنیم

‫که خونمون رو بریزیم...

‫که منابعمون رو در جهت منافع اونا خرج کنیم

‫اگه این معاهده تصویب بشه، ‫بعدش چی می‌خوان؟

‫می‌خوان سفینه‌های بیشتری ازشون ‫توی فضای ما باشه؟

‫سیاست‌مداراشون توی مسائل ما دخالت کنن؟

‫تباهی اجتناب‌ناپذیر ایده‌آل‌ها و هویتمون؟

‫کجا تموم میشه؟

‫وقتی میرید خونه پیش بچه‌هاتون...

‫بهشون میگید که ‫تصمیم به نابودی آینده‌مون گرفتید؟

‫یا بهشون میگید که رویاهامون رو پس گرفتید...

‫و به سخنان ایویس توکل کردید؟

‫سخنانی که میگه...

‫اولویت با کریل هستش!

‫به من به عنوان صدراعظم کل خودتون ‫ایمان داشته باشید...

‫منم این جنون رو به پایان می‌رسونم

‫و کسایی که مسئول هستن، ‫بهای این خیانت رو میدن

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫عصر توی تئاتر برادوی ‫خوش گذشت، جناب صدر اعظم؟

‫بله واقعاً

‫گرچه که پیشگویی مکرر...

‫اون بچه‌ی یتیم، خیلی ترسناک بود

‫"فردا خورشید طلوع خواهد کرد"

‫توی فرهنگ ما، خورشید نماد زجر و مرگه

‫بله، الان که فکر می‌کنم ‫اوکلاهاما انتخاب بهتری بود

‫توی اون نمایش، دوران خیلی سختی...

‫در تاریختون رو نشون داد

‫چه مدت جهان شما این فاجعه رو متحمل شد؟

‫رکود بزرگ. بیش از ده سال دوام داشت

‫متأسفانه چنین فروپاشی‌های اجتماعی ‫قبلاً خیلی شایع بود

‫وقتی با پیشرفتمون نیاز ‫خرید و فروش رو پشت سر گذاشتیم...

‫دنیامون مکان پایدارتری شد

‫طبقه‌ی بازرگانان، شاکله‌ی تمدن ما هستن

‫جامعه‌ی ما هم ده‌ها هزار سال پایدار بوده

‫چیزی که شما ازش بی‌بهره هستید، ‫راهنمایی الهی هستش

‫با در نظر گرفتن همه‌ی مسائل، به نظرم ‫این روزا اوضاعمون خیلی خوبه

‫با این حال وقتی با تهدید کیلان ‫رودررو شدید...

‫اومدید به دست و پای ما افتادید ‫که نجاتتون بدیم

‫پاکور!

‫با کمال احترام، من اسمشو ‫به دست و پا افتادن نمی‌ذارم

‫اینجا یه سود مشترک مشخص و واضح ‫وجود داره

‫معاهده فقط به سود ما نیست...

‫به سود شما هم هست

‫تهدید کیلان...

‫کیلان‌ها شکست خواهند خورد

‫نیروی مبارزه‌ی ما خیلی بیشتر از اوناست

‫ولی نیروهای هردو جهان روی هم ‫تضمین موفقیت خواهد بود

‫وقتی تهدیدی وجود داشته باشه، ‫آدم نمی‌تونه مرتکب کوچک‌ترین خطایی بشه

‫سلامتی

‫سلامتی نیروهای متحدشده‌مون ‫و نجات تمام دنیاهامون

‫میزبانی از شما مایه‌ی افتخار بود، صدر اعظم

‫شاید یه روز یه هیئت نمایندگان اتحادیه ‫بتونن از کریل بازدید کنن

‫خیلی خوشحال میشیم که سخاوتمندی شما رو ‫جبران کنیم

‫به محض اینکه جزئیات کار قطعی بشه...

‫پیشنهاد می‌کنم که معاهده رو ‫در پایتخت باشکوهمون دالاکوس امضا کنیم

‫و انتخاب مجددم به عنوان صدر اعظم رو هم ‫جشن خواهیم گرفت

‫مایه‌ی افتخار ماست

‫اگه میشه، قصد داشتم در این مورد ‫ازتون سوالی بپرسم

‫به نظر خیلی از پیروزی‌تون مطمئن هستید

‫رقیب من یه شخص تفرقه‌اندازه...

‫که از ترس و جهل استفاده می‌کنه

‫پیروان مصممی داره، ولی تعدادشون ناچیزه

‫تخمین‌های ما نشون میده که ‫صدراعظم کورین پیروز میشه

‫وقتی که مردم کریل مثل من ‫خودشون باهاتون آشنا بشن...

‫می‌فهمن که شما اون ‫هیولاهای بی‌عاطفه‌ای نیستید...

‫که رقیبم ادعا کرده

‫خب به قیمت خطر مست شدنمون ‫با سلامتی...

‫سلامتی پیروزی‌تون، صدر اعظم

‫و سلامتی عصر جدیدی از صلحی ‫طولانی و با دوام

‫درسته

‫وای پسر. می‌دونی، ‫اینطوری دلم برای سیبیلات تنگ شد

‫خدای من. تو سیبیل داشتی؟

‫آره بابا. حرف نداشت

‫فکر می‌کردم مو روی صورت ماکلان‌ها در نمیاد

‫دکتر فین تونست رشد مو رو تحریک کنه

‫پس سوگندنامه‌ی بقراط چی که میگه: ‫«سوگند یاد می‌کنم آسیبی نرسانم؟»

‫صبر کن ببینم، این کجاش آسیبه؟

‫یه سیبیله

‫خوب جوابی داد

‫وای، فرمانده، شاید بخوای...

‫یه ذره آروم‌تر بخوری. ‫تازه رسیدیم قرن نوزدهم

‫نگرانم نباش. دووم میارم

‫تو کل شبیه‌سازی رو پشت سر گذاشتی؟

‫تقریباً. گذر میخانه در تاریخ ‫یه حرکت کلاسیک توی خانواده‌ی منه

‫بابام یه بار از یونان باستان...

‫تا جنگ‌های آبی رو طی کرد

‫باید بگم که هرگز شبیه‌سازی ‫گذر میخانه‌ای رو درک نکردم

‫ما اینجاییم، داریم مشروب می‌خوریم

‫جای بعدی هم مشروبش دقیقاً همینطوریه

‫بیایید همینجا بمونیم. داره خوش می‌گذره

‫ببین، سلامتی ترفیع درجه‌ات. ‫ستوان فرمانده کیالی

‫- ریتم قشنگی داره ‫- ممنون، جان

‫بهترین قسمتش اینه که دیگه مجبور نیستم ‫صدات کنم قربان

‫من که مشکلی ندارم. ‫یه جورایی خوشم میاد اسممو بگی

‫- جدی؟ ‫- آره

‫راستش مشکلی ندارم بیشتر ‫اسممو به زبون بیاری

‫می‌خوای چیزی بهم بگی؟

‫خدای من

‫این شهر با جمع عددی...

‫کل ما روی هم مطابقت نداره

‫خب تا وقتی دوام داشت باحال بود

‫از عرشه به فرمانده

‫بگو

‫ناوسالار هالزی توی یه کانال ‫با اولویت درجه یک...

‫دنبال شما و فرمانده گریسون هستش

‫الان میاییم

‫پس واقعاً داره اتفاق می‌افته؟ ‫یعنی یه معامله‌ی تموم‌شده‌ست؟

‫به جز امضا همه‌ی کارا انجام شده

‫آخرین نقطه نظرات حدود یه ساعت پیش ‫نهایی شدن

‫ناوسالار، باید بگم که ‫به همه‌تون تبریک میگم

‫این خیلی اتفاق بزرگیه

‫خب تو و گروهت هم ‫باید به خودتون تبریک بگید

‫اورویل نقش حیاتی‌ای در رسیدن ‫به این موفقیت داشت

‫بهتون افتخار می‌کنم

‫ممنون قربان

‫امضای معاهده یه هفته دیگه ‫توی دالاکوس صورت می‌گیره

‫دالاکوس؟

‫توی کریل؟

‫رئیس‌جمهور آلکوزان دعوت شده...

‫به همراه سناتور بلاسک و شخص من

‫منم درخواست دادم اورویل ‫وظیفه‌ی حمل و نقل رو به دوش بکشه

‫- واقعاً؟ ‫- شما جزو اولین افسران اتحادیه خواهد بود...

‫که روی کریل پا می‌ذارید

‫قربان، این فوق‌العاده‌ست

‫خیلی ممنونیم

‫لازم به تشکر نیست. لایقش هستید

‫فوراً برگردید به زمین ‫که هیئت نمایندگان رو جمع کنید

‫اسبتون رو زین کنید. راه درازی در پیش دارید

‫هالزی، پایان تماس

‫- خدای من ‫- باورنکردنیه

‫- می‌دونی بهترین قسمتش چیه؟ ‫- چی؟

‫روحشم خبر نداشت که مست بودیم

‫- امروز روز خوبیه ‫- واقعاً هم روز خوبیه

‫فرمانده مرسر. خیلی خوشحالم ‫که بالاخره می‌بینمتون

‫افتخارش مال منه، جناب رئیس‌جمهور

‫شما هم باید فرمانده گریسون باشید

‫ناوسالار هالزی حسابی تعریفتونو کرده

‫جفتمون پدرتون رو خیلی تحسین می‌کردیم

‫ممنون، جناب رئیس‌جمهور. ‫مطمئنم اونم همین حس رو به شما داشته

‫خب ممنون بابت گارد افتخاری...

‫ولی لازم نبود انقدر به زحمت بیفتید

‫هیچ زحمتی نبود قربان

‫ایشون رئیس حراست من، ‫فرمانده تالا کیالی هستن

‫تیم تحسین‌برانگیزی دارید، فرمانده

‫ممنون قربان

‫هر روز که نمی‌تونم اونا رو به رخ ‫یه همچین گروهی بکشم

‫اگه آماده باشید که جاگیر بشید، ‫اقامتگاهتون رو نشونتون میدیم

‫عالیه

‫اد

‫قبل از اینکه راه بیفتیم، یه چیزی هست ‫که باید بدونی

‫راجع به انتخابات

‫چی شده؟

‫چیزی که اونا اسمشو گذاشتن معاهده، ‫من اسمشو گذاشتم سرسپردگی یه مشت بزدل

‫اتحادیه‌ی اونا یه ارتباط تیکه‌تیکه‌ی ‫صدها گونه‌ی مختلفه...

‫که خیلی وقت پیش هویت خودشون رو ‫کنار گذاشتن واسه...

‫این گروه اجتماعی که ‫به خالص بودنشون تجاوز می‌کنه

‫شما اجازه میدید اونا این کار رو ‫با ما هم انجام بدن؟

‫نه!

‫اشتباه برداشت نکنید

‫دست درازشده‌ی خوش‌آمدگویی...

‫خیلی زود تبدیل به مشت ظلم و ستم میشه

‫ما باید این معاهده رو سرکوب کنیم ‫و حق ذاتی خودمون رو...

‫به عنوان نیروی چیره در این کهکشان بگیریم

‫بعد از اینکه تلیا رو آزاد کردید که ‫به کریل بره، از ارتش خارج شد

‫چند ماه بعد به عنوان بخشی از...

‫یه اپوزوسیون کوچیک ولی پر سر و صدا ‫به تشکیلات کریل پیداش شد

‫چندان توجهی جلب نکرد، ‫تا اینکه کریل شروع به صحبت...

‫در مورد بستن معاهده با اتحادیه کرد

‫اون موقع بود که حرف‌های تلیا ‫طنین‌انداز شد

‫مدام عده‌ی بیشتری اونو جدی گرفتن

‫داستان شخصیش...

‫این به اصطلاح قتل عام برادرش و گروهش...

‫کمکش کرد خودشو به عنوان ‫یه قهرمان مردمی نشون بده

‫از اون موقع محبوبیتش مدام بالا رفته

‫شانسی توی پیروز شدن در انتخابات داره؟

‫تا جایی که ما می‌دونیم صدراعظم کورین...

‫با اختلاف زیاد جلو هستش

‫ولی واسه یه عده، پذیرش عهدنامه ‫اونو ضعیف نشون داده

‫واسه جمعیت افراطی‌ترها...

‫حکومت میانه‌روی اون بی‌خبر به نظر میاد

‫واسه همین شما با یه خلاء سیاسی طرف هستید

‫- خلاء سیاسی که چیز خطرناکیه ‫- همیشه همینطوره

More Farsi Persian subtitles for The Orville

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left