لومړۍ 200 کرښې.
وقتي ميفهمي که يه نفر وجود داره ،که تو رو به دنيا متصل ميکنه
تبديل ميشي به يه آدم متفاوت
يه آدم بهتر
...وقتي اون آدم ازت گرفته بشه
اون موقع چي ميشي؟
هرکاري که اون بخواد بکنه، ميدوني؟
چيه؟ هان؟
،اونو از کجا آوردي از تو جعبه ي برشتوک درش آوردي؟ هان؟ ميخواي يه اسلحه واقعي ببيني؟
ولش کن
هر ولگردي الان با خودش از اينا حمل ميکنه، آنتون بخاطر همينه که پدرت ميخواست ما ماشين رو ببيريم خونه
آروم باش
هفته ي بعد داريم يه سري دستگاه هاي اصلي راه ميندازيم يه کار رو دوباره شروع ميکنيم
،بعلاوه، وقتي ماشين رو ببريم نميتونيم با دوستاي جديد آشنا بشيم
...اين يارو رو ببين
به اندازه کافي براي تمام گروه نیست؟
بايد درباره ي تقسيم کردن يه چيزايي بهت ياد بدم
من ميخوام از اون ولگرده خبري بگيرم اونا بردنش کدوم بيمارستان؟
اون نخواست که درمانش کنن ولي، ازش ويديو داريم
...ميدوني، ميتونستي در حقم يه لطفي بکني
!ميذاشتي اونا يه چندتا مشت ديگه ميخوردن
...يه سؤال ازت دارم
،به اون نوار که نگاه ميکردم با خودم فکر ميکردم بايد مدت زيادي باشه که جايي خدمت ميکني
... منم خدمت کردم
توی ارتش
دو دوره توی عراق
ولي ياد نگرفتي چطوري مثل يه نفر که تو ارتشه بجنگی
،خب تو چي بودي تو نيروي ويژه؟ دلتا؟
من "کارتر"ـم تو اسمت رو بهمون نگفتي
ميدوني، خنده داره ...تو بهترین دوران زندگیت
نیازی به اسم نداری
...میشی "پدر" ، "عزیزم" ، "رفیق" و
بنظر مياد تنها زماني که ازت اسم ميپرسن موقعيه که تو دردسر ميفتي
پس الان تو دردسر افتادم؟
نميدونم، تو بگو
تو داري تو خيابون زندگي ميکني
اهل اینجا نیستی؟ درسته؟ فقط داشتی رد میشدی؟
اومدم یه دوست قدیمی رو پیدا کنم
آره، ساختن يه راه عبور اون پشت ميتونه سخت باشه
،من آدمايي رو ميشناختم که گم شده بودن
...وقتی میرن خونه بین چیزی که براش آموزش دیدن
و چیزی که انتظارشو داشتن رابطه ای نیست
يه مقدار کمک ميخواستن که خودشونو پيدا کنن
تو هم کمک ميخواي؟
،البته ،يه سري ديگه از آدما رو هم ميشناختم
،که خيلي کاراي بد ديگه اي انجام دادن
احساس ميکردن نياز دارن که مجازات بشن
اين خيلي بيشتر شبيه داستان تو بود؟
يه لحظه منو ببخشيد
من بخاطر موکّلم اومدم اينجا
واو، واو، واو
پرينت هاي 6 7 تا از جنايت هايي که اون يارو تو طول چندين سال مرتکب شده پيدا شدن
مجوز گرفتن توي 4 تا کشور مختلف
اینجا تو کویینز افراد گم شده داریم سه نفر ناپدید شدن
،اون پايين با کي طرفي کارتر فرشته ي مرگ؟
،از کمکتون ممنونم مشاور
ولي کي ميخواد پولتون رو بده؟
رئيسمون ميخواد باهات صحبت کنه
بهت پول بدهکارم؟
...چونکه من، آم !الان يه قرون هم ندارم
،شما به من چيزي بدهکار نيستين "آقاي "ريس
اين اسم رو ترجيح ميدين ديگه، درسته؟
ميدونم چندين اسم داشتين
،نگران نباش به کسي چيزي درباره ت نميگم
تو هيچي درباره ي من نميدوني
من دقيقاً همه چيو درباره ي "شما ميدونم آقاي "ريس
من ميدونم که شما قبلاً براي دولت چه کاري انجام ميدادين
ميدونم موقعي که ميخواستين اون کار رو انجام بدين شک داشتين
،ميدونم که دولت فکر ميکنه تو بهمراه خيلياي ديگه مردین
ميدونم چند ماهه ي اخير رو صرف مستي کردي تا حدي که بميري
ميدونم خيلي راه هاي مؤثر تر ديگه اي ... رو براي اين کار بلد بودي
که باعث شرمندگیه
،پس ميبيني من توي شناختنت مشکلي ندارم
...اينکه ميخوام با اين شناخت کاري انجام بدم
اينجاست که تو وارد ميشي
کی تو رو فرستاده؟
هیچ کس منو نفرستاده
ميتوني منو آقاي "فينچ" صدا کني
من فکر ميکنم من و تو ميتونيم به همديگه کمک کنيم
من فکر نميکنم تو به روانپزشک يا يه گروه سرپرست، يا قرص نياز داشته باشي
پس چي لازم دارم؟
يه هدف نياز داري
،بهتر بخوام بگم به يه شغل
هشت ميليون آدم
ميدوني چيشون مشترکه؟
هيچ کدومشون نميدونن بعداً چه اتفاقي ميفته
شاید چیز خوبی باشه
ولی برای بعضیاشون اصلا خوب نیست
هر 18 ساعت توي نيويورک يه نفر به قتل ميرسه
،در پايان روز يکي از اين آدما ميرن
هر روز اتفاقاي بدي براي اين آدما ميفته
نميتوني جلوشون رو بگيري - اگه بتوني چي؟ -
جلوي اونايي که در لحظه اتفاق ميوفتن رو نميتوني بگيري
ولي خيلي از جنايت ها هستن که روزها و هفته ها قبل برنامه ريزي شدن
اگه بتونی جلو اونا رو بگيری چي؟
...بذار حدس بزنم
رمالی؟
ههه ، نه رمالی و نه جادو خبری از هیچ کدوم نیست
... خنده داره ، وقتی بچه بودم
یه جت پک میخواستم یه خونه تابستونی تو مریخ میخواستم
بعدش متوجه شدم که توی عصر اطلاعات زندگی میکنم
... این برام یه شوک نا امید کننده بود تا اینکه
متوجه شدم چطور این میتونه یه انقلاب بوجود بیاره
همه ما وقتی بیداریم کلی از اطلاعات رو نادیده میگیریم
بیشترش استفاده ای نداره
ولی بین اونا یه چیزی پنهان شده
یه طرح ضعیف از اتفاقاتی که قراره بیوفته
آدم مناسب در مکان درست ... با اطلاعات صحیح
میتونه همه چیز رو عوض کنه
مشکلی که من دارم اینه ، آقای ریس
من يه ليست دارم
يه ليست از آدمايي که قراره توي وضعيت هاي خيلي بدي درگير بشن
قتل، آدم ربايي
این لیست رو از کجا آوردی؟ - نمیتونم بهت بگم، باید بهم اعتماد کنی -
،آدمايي که تو ليست من هستن اصلاً نميدونن مسائلی که اتفاق میوفته چطوري پيش ميره
بيشتر اونا آدماي معمولي هستن
مثلا کی؟
مثل اون - ممنون -
،اسمش "دايان هنسون" ـه
و اين هفته اون توي صدر ليست منه
فکر میکنی قراره اتفاق بدی براش بیوفته؟
به این سادگی نیست
من دقيقاً نميدونم چه اتفاقي قراره بيفته يا اينکه نقش اون چيه
ممکنه يه طعمه باشه ممکنه شريک جرم باشه
فقط ميدونم که تو اين کار دخيله
،ازت ميخوام اونو دنبال کني ،بفهمي چه اتفاقي قراره بيفته
و جلوي اتفاق افتادنش رو بگيري
چرا به پلیس زنگ نمیزنی؟
... اگه کسی میدونست من همچین لیستی دارم
میتونست مشکل ساز بشه
حقوق و مخارج و هر چی که لازم داری فراهمه
خب، نظرت چيه؟
من فکر ميکنم تو يه آدم پولداري که حوصله ش سر رفته
فکر ميکنم اون زن احتمالاً همسر قبليت بوده يا اينکه کسي بوده که يه بار تو آسانسور باهاش بودي
ولي در هر دو صورت من اينجا کاري ندارم
امشب پليس دنبال يه آدم بي خانمان ميگرده که از او بيشتر بازجويي کنه
...اين مرد ناشناس طعمه ي
يه حمله ي وحشيانه در مترو بوده است
ولي در حال حاضر پليس اين مرد را شخصي ...در نظر گرفته که تحت نظر است
و در چندين جنايت در چندين کشور دست داشته است
هي، عزيزم، چي شده؟
جس"، چي شده؟"
،تو بايد بفهمي ،آقاي ريس
،اطلاعاتي که من دارم کامل نيست ولي هيچ وقت اشتباه نيست
...تو بايد بفهمي چه حسيه وقتي
مجبورت کنن به حرف کسي گوش بدي که کشته شده و نتوني هيچ کاري بکني
!خفه شو
!ریک، نـه
"يک،سه،هشت،نقطه،هفت،"ايکس - ري
دوازده آگوست 2008 ساعت 1 و 37 دقيقه صبح
خيلي دير شده
اين نوار مال سه سال پيشه
يه زن توي اين اتاق ... توسط همسرش کشته ميشه
بخاطر حق بيمه
خيلي دير به اون رسيدي
درست مثل دوستت "جسيکا" که به اونم دير رسيدي
وقتي اون کشته شد، نصف دنيا باهاش فاصله داشتي
درباره ي اون چي ميدوني؟ - اين حقيقته -
تو از دولت اومدي بيرون بخاطر اينکه بهت دروغ گفتن ولي من بهت دروغ نميگم
... تو این دنیا مردی با مهارتهای تو
میتونست کلی پول بدست بیاره ولی تو این کار رو نکردی
من فکر ميکنم تنها کاري که هميشه ميخواستي بکني، محافظت از آدما بوده
اين يه شنود بوده
بوده FISA يا NSA اين يا مال سازمان مال دولت بوده
ولي تو دولتي نيستي - نه، نيستم -
فکر ميکنم ميتوني اسم منو بذاري يه سوم شخص که نگرانه
تو نتونستي اين زن رو نجات بدي
يا دوستت رو
ولي اگه به موقع ميدونستي ميتونستي نجاتش بدي
،و اين چيز ديگه ايه که من بهت پيشنهاد ميدم يه شانس که به موقع اونجا باشي
براي اون هنوز دير نشده
ميتوني کمکم کني جلو اتفاقي که ميخواد بيفته رو بگيرم
سؤال اينجاست که، ميخواي يا نه؟
دایان هنسون
توی دیترویت بزرگ شده
بعد از دانشکده حقوق اومده شهر
مجرد
دشمن داره؟ - یک یا دو تا -
اون دستیار بازپرس بخش قضایی ـه
دارای بالاترین نمره ها تو بخش خودش
بسیار خب یه لیست کوتاه از مظنونین احتمالی
ما هم اصلا نمیدونیم که این اتفاق بد کی قراره رخ بده، ها؟
ممکنه یک هفته طول بکشه ممکنه پنج دقیقه
واسه همین تا جایی که میتونیم باید در موردش اطلاعات کسب کنیم
چطوری میخوای شروع کنی؟ - روش آرام -
يه رابطه رو شروع کنم
بررسی موقعیتها ...طی هفته ها، ماه ها
که بتونم به دارايي هاش دسترسي داشته باشم
و راه سريعتر چطوريه؟
بریم داخل خونش و همه وسایلشو بررسی کنیم
اينجا کجاست؟
رکود تمدن غرب
شهر نصف کتابخونه هاش رو بسته
بستن بودجه ها
اين ساختمون به بانکي فروخته شد که من کنترلش ميکردم
که بطور ناگهاني اظهار کردن که دچار ورشکستگي شده
بنابراين اينجا همينطوري بيکار افتاده وجود نداره
تو هم وجود نداري من يه ذره تحقيق کردم
،من متوجه شدم آقاي ريس ...که يه اختلافي بين اينکه
من چقدر شما رو ميشناسم و شما چقدر منو ميشناسيد وجود داره
من فکر ميکنم شما سعي ميکنين هرچه سريعتر اين فاصله رو از بين ببرين
No comments yet. Be the first to leave one.