Restless

Restless (Levottomat)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Restless 2000 DVDRip PxC 30NAMA fa
د لخوا تبصره OldMan505

تګونه

dvd
په خپور شو: 2026-05-02
ډاونلوډونه: 20
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫بی‌قرار ‬

‫در اوایل دوره راهنمایی لیستی از رویاهام رو نوشتم.‬

‫بچه‌های زیاد، خونه‌ای کنار دریا...‬

‫صلح جهانی، خانواده...‬

‫یه شغل پردرآمد برای خودم...‬

‫اینکه به کسی صدمه نزنم...‬

‫زنی برای دوست داشتن، شاد بودن...‬

‫خیلی وقت از وقتی که اون لیست رو نوشتم می‌گذره.‬

‫بعضی رویاها به حقیقت پیوستن، بعضی‌ها نه. بعضی‌ها هم دیگه مهم نیستن.‬

‫زندگیم خالیه. هیچ‌چیزی، حسِ خاصی نداره.‬

‫هیچ حسی ندارم.‬

‫مسافر حالش خوبه. -درد داری؟‬

‫دارم می‌میرم؟ -نه.‬

‫می‌تونی پاهات رو تکون بدی؟ دستات رو؟‬

‫چی شد؟ -قلبش بود. بیهوش شد.‬

‫ریتم سینوسی. -خوبه. نترسین.‬

‫ببخشید.‬

‫می‌خوای با من سکس کنی؟ -آره.‬

‫می‌بینمت.‬

‫اشکالی نداره مادر.‬

‫من اینجام.‬

‫امتیاز!‬

‫چه خبری، پسر خوشگل؟‬

‫اوه، لعنتی! بس کن!‬

‫دارم بالا میارم!‬

‫زحمت در آوردن کاندوم رو به خودت نده.‬

‫ما بیماری‌های مقاربتی‌مون یکیه.‬

‫بعضی صبح‌ها احساس پوچی می‌کنم.‬

‫یکی می‌گفت آدم به همه‌چیز عادت می‌کنه.‬

‫حالم خوب بود، اما امیدوار بودم تغییری اتفاق بیفته.‬

‫هی هی!‬

‫ببخشید، نباید می‌خندیدم.‬

‫می‌تونی حوله‌ام رو قرض بگیری. -نه ممنون. تقریباً خشک شدم.‬

‫نه، بگیرش. تمیزه.‬

‫ممنون.‬

‫من «آری» هستم. -«تینا».‬

‫برای این موقع از سال، هوا خیلی گرمه.‬

‫ممنون بابت حوله. -خواهش می‌کنم.‬

‫قهوه می‌خوری؟ اگه عجله نداری.‬

‫نه... عجله ندارم.‬

‫طبق معمول...‬

‫غیر از تعمیر کردن دوچرخه دخترها، چیکار می‌کنی؟‬

‫سر کار می‌رم. -چیکار می‌کنی؟‬

‫پزشکم. -من هم دارم روی پایان‌نامه فوق لیسانسم کار می‌کنم. در مورد ادبیات.‬

‫برای تفریح چیکار می‌کنی؟ -می‌رم سینما، گاهی هم به بار.‬

‫با دوستات؟ -من اینجا زندگی می‌کنم.‬

‫مطمئنی باعث زحمتت نمی‌شه؟ -آره.‬

‫زیاد طول نمی‌کشه.‬

‫جای قشنگیه. -فقط مدت کوتاهی هست که اینجا زندگی می‌کنم.‬

‫خونه من بیریخته. ولی بد نیست، واقعاً...‬

‫ممنون که دوچرخه‌ام رو تعمیر کردی.‬

‫تا حالا هیچ‌کسی این کار رو برام نکرده بود.‬

‫این چیه؟ -داستانش طولانیه.‬

‫به کی زنگ می‌زنی؟ -تو داری به من زنگ می‌زنی.‬

‫به چی فکر می‌کنی؟ -به مامانم.‬

‫اون داره می‌میره.‬

‫ممکنه هفته‌ها یا ماه‌ها طول بکشه.‬

‫نمی‌فهمم. چطور اینطور شد؟‬

‫فقط رفتم تو نخش. اون یه پزشکه.‬

‫حال کردی؟ -دو بار.‬

‫خوب بود؟ -خودت حدس بزن.‬

‫هنوز داری در مورد اون ژیگولوی توی ساحل حرف می‌زنی؟‬

‫و تو هم اهلیش کردی؟ -بس کن. اون یه آدم معمولیه.‬

‫خیلی خوبه که تونستی بیای.‬

‫دکترها معمولاً خیلی از خود راضی‌ان. تو نیستی.‬

‫بیا، جواب بده. -نه.‬

‫یکی از معشوقه‌های قدیمیه؟ -یه جورایی.‬

‫چرا جواب نمی‌دی؟ مگه یه گاو زشته؟‬

‫نه، من فقط هیچ‌وقت قرار نمی‌ذارم.‬

‫یه دقیقه دیگه!‬

‫هیچ‌وقت؟ -نمی‌خوام به کسی صدمه بزنم.‬

‫بابا!‬

‫حمله!‬

‫لبخند بزن!‬

‫اونجا رو نگاه کن.‬

‫این ۸ هستش؟ -آره.‬

‫سلام! یه خبر براتون داریم. -تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم.‬

‫تبریک می‌گم!‬

‫مبارک باشه!‬

‫نگاه کن، همکارهام این بازی رو بهمون دادن.‬

‫«رابطه‌تون رو بسنجین». -بیاین بازی کنیم.‬

‫ما پنج نفریم. به جفت‌های زوج نیاز دارین.‬

‫بیاین به جاش ورق بازی کنیم. توی قایق پاسور هست؟‬

‫بس کن!‬

‫هنوز یه کم باقی مونده.‬

‫جواب بده!‬

‫چرا هر از گاهی قرار نمی‌ذاری؟‬

‫همین‌جوری محض خنده.‬

‫پوستش از همه‌چیز بهتره.‬

‫چطور؟ -برات خوبه.‬

‫ماه تولدت چیه؟ -مال تو چیه؟‬

‫مگه خدا به ما یه هدیه فوق‌العاده نداده؟‬

‫خدا هدیه سکس رو به عنوان بخشی از ازدواج به ما داده.‬

‫هزاران جوان تعهد دادن که...‬

‫تا قبل از ازدواج از سکس خودداری کنن. به ما ملحق بشین.‬

‫عشق واقعی منتظر می‌مونه! -ممنون.‬

‫لباس خشک می‌خوای؟ -یه پیراهن خوب می‌شه.‬

‫این چطوره؟ -بذار ببینم...‬

‫یه کم قهوه درست کردم.‬

‫واقعاً دوست دارم باهات باشم. -اما چی؟‬

‫تعهدی داری؟ متأهلی؟ -نه.‬

‫گی هستی؟ ایدز داری؟ -نه.‬

‫پس مشکلی نداریم. -من هیچ حسی ندارم.‬

‫چی؟ -اصلاً هیچ حسی.‬

‫از من خوشت نمیاد؟‬

‫من بدبختت می‌کنم.‬

‫بذار خودم نگرانِ خوشبختیِ خودم باشم، باشه؟‬

‫باید برم. -هیچ‌جا نمی‌ری.‬

‫بیشتر...‬

‫صبح بخیر! -معلومه یه دختر جدید پیدا کرده.‬

‫نمی‌ذاره بخوابه!‬

‫به‌زودی می‌ری مرخصی.‬

‫اون‌موقع می‌تونی شب و روز بهش برسی.‬

‫برات ساک زد؟‬

‫برات ساک زد؟ ساک زد...‬

‫از کاندوم استفاده کردی؟‬

‫داگی‌استایل انجامش دادین؟‬

‫ببخشید. -دوباره. می‌تونستی زنگ بزنی.‬

‫متاسفم. -آره، حتماً.‬

‫دوست دارم وقتی پیر شدم این کار رو انجام بدم.‬

‫بهم آب‌نبات بده.‬

‫چقدر گذشته؟ -سه هفته.‬

‫باید آمارش رو بگیریم؟‬

‫و امتحانش کنیم. -اگه رفتین زیاد نمونین.‬

‫ما نمیایم.‬

‫ما قبلاً همه‌چیز رو دیدیم.‬

‫شما قبلاً اون رو ندیدین.‬

‫اگه خونه نباشه چی؟ -کیک رو بذار پشت درش.‬

‫باسنم بزرگ به نظر میاد؟ -تو قشنگ‌ترین باسن دنیا رو داری.‬

‫این زیادی رمانتیک نیست؟ -برو بابا!‬

‫تبریک می‌گم!‬

‫چرا؟ -تولدت بود.‬

‫قهوه داری؟ -صبر کن...‬

‫سلام. -سلام.‬

‫خب، شما دوتا می‌تونین کیک رو بخورین. -ممنون، ولی واقعاً باید برم.‬

‫اون «پایوی» هست.‬

‫امیدوارم به بادام حساسیت نداشته باشی. -نه.‬

‫خوش بگذره.‬

‫اون برات معنایی داره؟ -نه.‬

‫من چی؟ -نمی‌دونم.‬

‫بهت گفته بودم این اتفاق می‌افته. -آه، آره گفتی.‬

‫پس مشکلی نیست، درسته؟ بهم هشدار داده شده بود.‬

‫برات مهمه؟ -آره، هست.‬

‫می‌خوای با من باشی یا نه؟ -نمی‌تونم.‬

‫خوبه، هر چی... -تینا!‬

‫من همه‌چیزت رو می‌خوام!‬

‫اگه نظرت عوض شد بهم بگو.‬

‫اون نظر احمقانه‌ات رو عوض کن، ابله!‬

‫متاسفم. -اشکالی نداره.‬

‫بهتره الان اتفاق بیفته تا بعد از ۱۵ سال زندگی مشترک.‬

‫اون لایق تو نیست. -به این سادگی‌ها نیست.‬

‫اون کاملاً هم بد نیست. -آره، حتماً!‬

‫چطور شده که نمی‌رقصی؟ -من به ندرت می‌رقصم.‬

‫تشنه‌ات هم نیست؟‬

‫شاید باشم.‬

‫بیا تو.‬

‫این «پِرا» است.‬

‫این «آری» است.‬

‫قصد داشتی با زن من بخوابی؟‬

‫آره.‬

‫خب پس انجامش بده. همین‌جوری اونجا واینستا لعنتی!‬

‫به اون اهمیت نده. بیا.‬

‫چرا داری این کار رو می‌کنی؟ -بیا اینجا.‬

‫تو شوهر خوبی برای یه نفر می‌شی.‬

‫یه مرد می‌تونه سگ خودش رو بکشه، درسته؟‬

‫سکس خوبی بود؟‬

‫سلام.‬

‫سلام. چه بلایی سر سرت اومده؟‬

‫نظرم عوض شد.‬

‫بشین.‬

‫الان مراقب باش.‬

‫سلام! این «آری» هست.‬

‫«استیگ». -«آری».‬

‫من «ریکو» هستم.‬

‫من «ایلونا» هستم. از آشنایی‌تون خوشبختم. -همچنین.‬

‫«هانا-ریکا» صاحب قایقه.‬

‫آری پزشکه. -می‌دونستم.‬

‫می‌دونستم این رو می‌گی.‬

‫حدس زدنش از قبل سخته. -نه اگه بدونی چطوری نگاه کنی.‬

‫آری می‌تونه حدس بزنه من چی می‌خونم؟ -نه.‬

‫یه روانشناس داریم، یه باستان‌شناس...‬

‫یه کشیش و یه اقتصاددان. -و یک نفر اوتیستیک.‬

‫و یک مورخ ادبی. -جشن نیمه تابستان خرخوان‌ها.‬

‫ادبیات...‬

‫اقتصاد، باستان‌شناسی...‬

‫روانشناسی. روانشناس‌ها ساکت هستن.‬

‫کشیش یا اوتیستیک؟‬

‫کشیش. -خیلی خوب بود!‬

‫باستان‌شناس و روانشناس رو اشتباه گفتی. -مهم نیست.‬

‫من هیچ‌وقت شوخی‌های عجیبش رو نفهمیدم.‬

‫امتیاز! -من هیچ‌وقت به شماره ۹۹۹ زنگ نزدم.‬

‫برس بهش.‬

‫من هیچ‌وقت توی رستوران شراب قرمز سفارش ندادم.‬

‫من هیچ‌وقت گوه نخوردم. -اه اه!‬

‫صفر امتیاز. چرا اصلاً کسی باید همچین کاری بکنه؟‬

‫من هیچ‌وقت از کمربند ایمنی استفاده نکردم.‬

‫امتیاز.‬

‫من تا حالا با این آریِ فوق‌العاده روبرو نشده بودم.‬

‫امتیازهای من هیچ‌وقت حساب نمی‌شه!‬

‫ج... ش... ن...‬

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left