Be Melodramatic

Be Melodramatic (멜로가 체질)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Be Melodramatic E12 Airen Team
د لخوا تبصره AirenTeam
کانال تلگرامي ما:@AirenTeam

تګونه

other
په خپور شو: 2019-10-14
ډاونلوډونه: 20
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

من

دارم در موردم احساسم به توحرف میزنم

بهارِ 2019

از اون موقع تا الان من و خانمِ لیم با هم روی فیلمنامه کار میکنیم

و قطعا تا الان تغییراتی کردیم

...میخوام مطمئن بشم که

...این آدرنالینی که تو تمام بدنم پخش میشه

...برای اینه که خجالت زدم از این که

احساسم نسبت به کسی که ،باهاش کار میکنم عوض شده

...یا برای اینه که هیجان زدم

به خاطر عشق دومم که تو کارم شروع شد

...تایید - تایید -

چی؟

میدونستم

...چطور تونستی الان

ازم دور شی؟ - من پا پس کشیدم -

من تهدیدت کردم؟ - گفتی دوستم داری -

برای همین عقبکی رفتی؟

چون تو اومدی پیشم - ممکن بود بزنمت؟ -

احتمالا تو بهتر دعوا میکنی

سعی کردی ببوسیم. تایید، چرته

اینجا کجاست، سریالِ "ریپلای"؟

شبیهِ جون بونگ شدی

کسی رو به خاطر ظاهرش مسخره نکن

و اینکه، جونگ بونگ چشه؟

و اینکه من سعی نکردم ببوسمت

پس میخواستی چیکار کنی؟

، فکر کردم حرفامو نشنیدی

اومدم جلو که از نزدیک بگم

چرا عصبانی میشی؟

سعی داشتم خفن به نظر برسم

چطور تونستی اون موقع عقب بکشی؟

حدس زدم ترسیدی

...من گفتم دوستت دارم. آخه چطور

اینکه بگی دوستم داری ممکنه رُعب آور باشه

...چی

اگر حست مثل من نیست فقط بگو

برای اینه که احساسم نه که مثل تو نیست

احساست نه که مثل من نیست، برای همین وحشتناکه؟

با عقل جور در نمیاد

...دارم میگم که احساس من برای تو

نه که مثل مال تو نیست

..احساست برای من نه که مشابه نیست

یعنی تو هم دوستم داری

درسته - و این رعب آوره؟ -

درسته

چرا؟

چون در حال حاضر داریم با هم کار میکنیم

خب؟

...داریم با هم کار میکنیم

نه با هر احساسی، با احساساتِ رمانتیک

چطور میتونم درست با این قضیه کنار بیایم؟

چرا این یه قضیه ایه که باید باهاش برخورد مناسب داشت؟

رسوایی به بار آوردیم؟

ازدواج کردی؟

چرا قبلا این سوالو ازت نپرسیدم؟

چرا فکر کردم مجردی؟

ببین

...آره، من مجردم، ولی

در مورد تاثیراتی که احساست ...به دوست پسر یا دوست دخترت

روی کار میذاره فکر نمیکنی؟

تو حرفه ای هستی - حرفه ای باش؟ -

البته، این خوبه، ولی

ما همین الانشم همو دوست داریم

نگفتم دوستت دارم. گفتم نه که دوستت ندارم

یکین

...اگر بگی که موقعِ کار

،احساست به منو کنار میذاری

واقعا میتونی این کارو کنی؟

...اول باید احساساتو با هم رد و بدل کنیم

و بعد در مورد اینکه بعدش چیکار کنیم صحبت کنیم

داری سرم داد میزنی؟

چرا دوباره داری احساساتی میشی؟

چون متناقض حرف میزنی

واقعیت اینه - دقیقا. واقعیت اینه -

پس دیگه نمیتونیم تظاهر کنیم که نمیدونیم

خب. باشه

بیا بشینیم و حرف بزنیم

باشه. بریم

قراره مناظره کنیم؟

...ما داشتیم به خوبی پنهانش میکردیم

و به خوبی روزگار میگذروندیم

تا الان داشتی خوب میگذروندی

چرا یهو احساستو بروز دادی؟

تا الان اوضاعم خوب نبود

احتمالا تا زمانی که دور وایسی کسی که دوستش داری رو از دست نمیدی

ولی نمیدونی چه حسِ رو آتیش نشستنی بهت میده

معمولا چنین روزایی

خیلی حس ناامنی میکنم

چی؟چرا؟برای چی؟

به خاطرِ هوان دونگ؟

حسودیت شد؟

بیا در مورد مسائل حاشیه ای حرف نزنیم

حاشیه ای نیست

، نگرانی که من مثل دخترِ تو سریال

بذارم اوضاع به خاطر دوست پسر سابقم به هم بپیچه

یا یه همچین اتفاق کلیشه ای بیوفته؟

میدونی کلیشه ها چقدر وحشتناکن؟

چرا این کلیشه های اغراق شده مرتبا تو کمدی های رمانتیک تکرار میشن؟

چون همیشه اتفاق میوفتن

واقعا حسودیت شده

بیا بگیم که نگران بودم

...مسائل خود به خود حل میشدن

اگر تو فقط کار خودتو خوب انجام میدادی

مسائل خودشون حل میشدن؟

وقت یه مرد یه زنی رو دوست داره، مثل بچه هفت ساله میشه

یه بچه هفت ساله نمیتونه دیدگاه واقع بینانه داشته باشه

درسته، کوچولو

کوچولو؟

باشه، فهمیدم

چیه؟

ببینم، بهت بروز داد و با هم صد دقیقه مباحثه داشتید؟

یکم بیشتر از صد. خیلی با معنی بود

خیلی عتیقه اید

باید یه برنامه علمی درست کنید، نه یه سریال

و شما دو تا یه روز غیبتون زد اونم زمانی که با هم کار میکنید؟

تنهایی فیلمنامه رو نوشتم

خب نتیجه مباحثه با معنیتون چی بود؟

عقب افتاد - عقب افتاد -

چطور میتونی یه همچین چیزی رو عقب بندازی؟

بعد از اینکه کلی مباحثه کردیم گشنمون شد، رفتیم چیزی بخوریم

میخواستم ادامه بدم، ولی اون سفت و سخت به سلامتی اهمیت میده

یهو شروع کرد در مورد اثرات تربچه سبزِ خشک شده حرف زد

از قرار معلوم برای مشکلِ کلفت شدن رگا خوبه

بعد یکم هوشیار شدیم و خواستیم سوجو بخوریم .... و هر چی

داری ناله میکنی؟- اذیت شدم-

پس چرا لبخند میزنی؟- چون دیوونم-

خیلی کیوتی،ولی چرا کارگردانو دوست داری؟

از بودن باهاش لذت میبرم

حتی وقتی کار های رو اعصاب انجام میده من اذیت نمیشم

رو اعصابه ولی کیوته

خوب گیتار میزنه،خوب میخونه

و خوب غذا میپزه

تادا،یه نتیجه زیبا

توی بزرگ کردن گیاه ها هم خوبه

ادکلان نمیزنه ولی همیشه بوی خوبی میده

ما به یه زبان حرف میزنیم ،و این اکثر وقتا ناخوشاینده

حالا که فکرشو میکنم اون به شدت با ملاحظه و سخت کوشه

حتی وقتی روی شکمتم دراز کشیدی باید بنویسی

همیشه بعد خوردن دندون هاشو میشوره

و بعد دستشویی دستاشو میشوره

همیشه وقتی داریم نودل سرد میخوریم ازم میپرسه که پیراشکی میخورم یا نه

و وقتی نودل سرد میخوره، همه آب نودل رو هم‌ میخوره

اگه من نتونم مالِ خودمو تموم کنم اون مالِ منم تموم میکنه

وقتی نبینمش نگران میشم

به این فکر میکنم که غذا خورده یا دوباره داره مینوشه؟

به طور عجیب غریبی جذابه که باعث میشه نگرانش بشم. لعنتی

چرا اینقدر دلیل وجود داره؟غرورم خدشه دار شد

حتما نمیتونی بخوابی مگه نه؟واسه همه همینطوره

"پیام میفرستی "خوابیدی"؟ بعد اون پیام میده "نه هنوز

بعد میپرسی "چرا"؟

همزمان برای هم میفرستید "چرا"؟

و بعد میمونی چی بنویسی، و در "نهایت مینویسی "با هم گفتیم

همش طبیعیه،نمیخواد گارد بگیری

بهش گفتم چون خیلی بی قرار شده بودم

ولی در نهایت

وقتی که باید دما میرفت بالا تر آوردمش پایین

خیلی موقعیت پیچیده ای شده

من فهمیدم دا می دوستت داره ،پس فکرشم نمیکنم

ولی چرا وقتی پیش منه همش به تلفنش خیره میشه

اگه سر کار خودمو به نفهمی بزنم به این معنیه که میفهمم

فکر کنم پنجاه هزار تا گروه چت داره

نمیتونم بذارم وقتی دوست پسر قبلیش بهش پیشنهاد میده

که تا خونه قدم بزنن یا هر چیز دیگه ای، بره

و اون کارآموز منه،لعنت بهش

اون همش از این برنامه های چت استفاده میکنه

ولی یه نصف روز طول میکشه تا پیام های منو بخونه

با خودم داشتم حرف میزدم ،ولی عقب انداخت؟ خدای من

خیلیم اوپا داره

با اون اوپاهاش هم همینطوره؟

من باید ثابت کنم که احساساتمون روی کار تاثیر نمیذاره

تا جایی که بتونم جلوی عقب افتادنشو میگیرم

اگه بهش پیام بدی زود میخوندش

هی،نمیشه تو به دا می پیام بدی؟

چی؟- چی؟-

چی؟تو به من گوش نمیدادی؟- تو به من گوش نمیدادی؟-

تو باید اول به من گوش کنی بعد خودت شروع کنی

فکر کنم من اول شروع کردم

تو کی اومدی اینجا؟

سوال بی رحمانه ایه

بیشتر از چیزی که فکر میکردم اومدن

اومدی- ببخشید دیر کردم-

یه فنجون بدید لطفا

هایون کجاست؟مگه با تو نبود؟

بهم زدید؟درست میگم مگه نه؟

به هر حال چجوری میتونه نیاد؟وایسا تو چرا اینجایی؟

یه قرار دیگه داشته،بخور،بخور و دهنت ببند

چجوری الان میتونم بخورم؟

من هر وقت که بهم میزنم قلبم تند تند میزنه

آخرش نیست ،شروع یه چیز تازست

پس وقتی به این فکر میکنم که قراره بعدش با کی قرار بذارم

قلبم شروع میکنه به زدن ،تو اینجوری نیستی؟

فقط تو اینجوری،احمق

کار اشتباهی کردم؟

آره ،تو درست میگی قلبم باید تند تند بزنه

میبینید. اونم همینجوره.تو چته؟

چرت و پرت میگی همش،برو خونتون پسر

من تازه رسیدم

باشه ،خیلی خب ،فقط میخورم

جه هون یه چیز جالب دارم بهت بگم

More Farsi Persian subtitles for Be Melodramatic

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left