Hell's Paradise

Hell's Paradise (地獄楽)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

Hells Paradise Jigokuraku S02 E05 WEB-DL
د لخوا تبصره shine021
زیرنویس قسمت پنجم فصل دوم سریال بهشت جهنمی 24:25

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-02-15
ډاونلوډونه: 97
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 190 کرښې.

زيرنويس از مهدي shine021

بهشت جهنمی

اوضاع پیچیده‌اس،

ولی کاری که باید انجام بدیم تغییری نکرده.

اول، باید اکسیر رو به دست بیاریم.

دوم، جون سالم به در ببریم و از جزیره خارج شیم.

فعلاً فقط اطلاعاتی که لازم داریم رو تأیید کنیم.

الان نگران رازهای جزیره نمی‌شیم.

مهم‌ترین چیز اینه

که چطوری از جزیره فرار کنیم.

خب، نقشه چیه؟

'Mei' روشش رو می‌دونه.

فهمیدم.

'هورای' یه قلعه‌ی خیلی بزرگه،

که از روی قصر 'ایپانگ' چین الگوبرداری شده.

اون رو ساختن تا اکسیر رو کامل کنن

و از اولین امپراتور تو جزیره استقبال کنن.

به عبارت دیگه، ورود و خروج از خود جزیره غیرممکن نیست.

با این حال، هیولاهایی توی دریای اطراف هستن.

اونا مثل نگهبان عمل می‌کنن و نمی‌ذارن موجودات جزیره خارج شن.

مثل همون هیولای بزرگی که دیدم.

در مقایسه با 'تنسن'ها، اونا کم خطرناک‌تر نیستن؟

آدما نمی‌تونن با جانوران دریایی رقابت کنن، اونم با یه قایق کوچیک.

نه کشتنشون ممکنه، نه فرار کردن،

مهم نیست چقدر شمشیرزن ماهری باشی.

اصلاً فرض بر اینه که ما با 'تنسن'ها نمی‌جنگیم.

سریع اکسیر رو می‌دزدیم بدون اینکه کسی متوجه بشه

و با کشتی از جزیره خارج می‌شیم.

هدف فقط فرار از جزیره‌اس.

زیر 'هورای' کشتی‌ها و دریچه‌های سیل هست

و گفته می‌شه که هیولاها رو طوری آموزش دادن

که به کشتی‌هایی که از اونجا حرکت می‌کنن، حمله نکنن.

دریچه‌های سیل... همون حضوری که نزدیک ساحل حس کردم؟

می‌دونی اکسیر کجاست؟

احتمالاً.

توی آزمایشگاهی که با 'رین' مشترکاً استفاده می‌کردیم.

در هر صورت،

مسیر درست از وسط قلمرو دشمن می‌گذره.

وقت زیادی نداریم، ولی می‌خوام تا جایی که می‌شه آماده بشم.

به خاطر همینه که 'گابیمارو' و 'یوزوریها' قراره...

بهمون تکنیک‌های مخفی‌کاری یاد بدن.

چی؟ من؟

چی شده، تاکتیک‌های اغواگری؟

نه. منظورم 'تائو'ئه.

خیلی خب، اول...

یه تکنیک بهتون یاد می‌دم که 'تائو'ی خودتون رو رقیق کنید برای تکنیک‌های جایگزینی.

واسه چی؟

یادگار 'سن چان' رو پس بده!

حالا، حالا، شاگردای من.

هیچ‌چی مثل دیدن با چشم خودتون نمی‌شه. نگاه کنین.

'آرام باش و عشق بورز'

دیدین؟ اگه حرف بزنید، تمومه.

رقیق کردن تائو مثل اینه که وجود خودتو کم‌رنگ کنی.

حتی روی 'تنسن' هم جواب داد.

عالیه برای نفوذ، درسته؟

خب، همه، یه نفس عمیق بکشید و تمرکز کنید.

آی!

داری چیکار می‌کنی؟ - تائوت مختل شده.

مهم نیست چه اتفاقی میفته، ذهنتو آروم نگه دار.

تائو به طرز عجیبی فیزیکیه.

مثل سومو یا جوجوتسو، می‌تونی نیرو رو منحرف کنی

و حتی از تائوی حریف هم استفاده کنی.

من همچنین به یه سری اقدامات متقابل بر اساس ویژگی‌ها فکر کردم.

اول از همه، تو هنرهای رزمی، 'فا جین' و تائو...

اون خیلی تئوری‌محوره، نه؟

شاید یه 'نِرد' باشه؟ ...احتمال زیادی وجود داره که بتونی این کارو انجام بدی...

خب، اول استخون‌های گردن رو در بیارید...

فکر می‌کنی می‌تونیم این کارو بکنیم؟!

اونایی که نتونن این کارو بکنن، اول می‌میرن.

تو تمرینات دهکده اینجوری بود.

خب، تمرکز، تمرکز.

مهم نیست چه بلایی سرتون میاد، هیچ عکس‌العملی نشون ندید.

با در آوردن هر استخون تو بدنتون ریلکس کنید.

هیچ عکس‌العملی نشون ندید، هیچ عکس‌العملی نشون ندید.

قلبتو بدون اینکه بمیری متوقف کن.

آخه چطوری شماها خسته نمیشید؟

اگه خوب از تائو استفاده کنی، خستگی به حداقل میرسه.

چطور یهو اینقدر خوب می‌تونی ازش استفاده کنی؟

کی میدونه. استعداد؟

از وقتی این اتفاق افتاده، حس می‌کنم یه چیزی در مورد حواسم تغییر کرده...

از جایی که الان ایستادی، احتمالا می‌تونم راحت شکستت بدم.

اوه؟ واقعا؟

خیلی پررویی، مرد-زن.

عجیبه.

ما از طرف‌های مخالف شروع کردیم،

ولی الان داریم برای یه هدف مشترک همکاری می‌کنیم.

و اینکه می‌تونم خودمو پیدا کنم...

آرزو می‌کنم هیچ‌کس اینجا نمیره.

اگه نتونی منو شکست بدی، منم یه لباس چینی بهت می‌پوشونم، مرد-زن.

میخوای بمیری؟

مثل اینکه...

جالبه. فکر می‌کنی می‌تونی این کارو بکنی؟

تو؟

اگه می‌تونی، پس امتحان کن. - صبر کن، صبر کن.

ها؟

بیا اول تیم‌ها رو مشخص کنیم.

کنریو، اونجا وایستا.

ها؟ به من دستور نده!

مقاومت نکن!

گابیمارو، تو هم.

یوزوریها و توما، اونجا.

باشه، باشه.

چه گیسای قشنگی داری، دختر جون.

میکشمت.

'فوچی'.

'می'.

اگه با 'تنسن' مواجه شدیم،

بهتره خصوصیات 'تائو' خودمون رو بدونیم.

'ساگیری' هم مثل من خصوصیت چوب داره.

'گابیمارو' و 'کنریو' آتیشن.

آب، فلز و خاک هم هست.

این خصوصیت‌ها روی همدیگه تاثیر میذارن.

تولید متقابل.

غلبه متقابل.

غلبه متقابل/تولید متقابل.

تقویت کردن 'تائو' یکی دیگه میشه تولید متقابل.

ضعیف کردنش میشه غلبه متقابل.

خصوصیات 'تنسن' رو هم میدونی؟

آره...

یادمه.

'جو فا'، آتیش. 'تائو فا'، چوب.

'ژو جین'، 'ران'، آب.

'گویی فا'، فلز. 'مو دان'، 'رین'، خاک.

اگه خصوصیت تو، مال دشمن رو مهار کنه، تکنیک‌هات جواب میدن.

ولی اگه برعکس باشه... هیچ شانسی نداری.

همه‌چیو ول کن... و فرار کن.

تیم‌ها بر اساس سازگاری انتخاب شدن.

یکی برای امن کردن راه فرار و یکی برای گرفتن اکسیر.

تیم اکسیر به سرعت و مخفی‌کاری نیاز داره.

فقط کسایی که میتونن از 'تائو' استفاده کنن.

چی؟ تعداد کم بهتره.

هی، جدی میگی؟

تیم اکسیر خیلی خطرناک‌تره! اعتراضی نیست.

تیم فرار باید کشتی زیرزمینی رو امن کنه

و دریچه‌های سیل رو باز کنه.

سه نفر برای هر کدوم از سه نقش منطقیه.

سنسی. بله؟

من فقط...

ام...

اشکال نداره، 'نوروگای'.

من یادم نرفته.

آره...

از چیزی که اون یارو بونسايی گفت...

نه بونسايی نه.

تو هم میخوای از جزیره بری، مگه نه خانم؟

پس میتونیم بذاریم خودش تنهایی بره

بدون اینکه منتظر تیم اکسیر بمونیم، مگه نه؟

صبر کن. چی؟

واقعا با این موضوع مشکلی نداری؟

اوه! گابی!

درسته. تیم اکسیر خطرناکه، اینطور نیست؟

میخوای همینجوری از جزیره بری؟

مگه چیزی نیست که قبل از ترک جزیره حسرتش رو بخوری؟

تو می‌تونستی خودت فرار کنی.

ولی نکردی.

دفعه قبل درست نشنیدم.

بذار الان بشنوم.

من ترجمه می‌کنم.

من...

فکر می‌کنم کاری که 'رین' داره می‌کنه بده.

اون خیلی، خیلی آدم کشته.

چرا استاد 'شو فو' جلوش رو نگرفت؟

من می‌خوام زود از جزیره برم. همه چی ترسناکه.

ولی! فقط یه بار دیگه...

می‌خوام 'رین' و استاد رو ببینم.

می‌خوام بپرسم چرا عوض شدن.

خیلی وقت پیش، هردوشون مهربون بودن.

مهربون بودن، و با این حال...

خطر کردن فقط برای اینکه با 'تنسن' حرف بزنن...

بعدش می‌خوای چیکار کنی؟

و بعد...

و بعد من از جزیره می‌رم

و یه زندگی معمولی خواهم داشت.

بیا از چیزهای معمولی محافظت کنیم.

به آرومی، درست.

می‌دونم خطرناکه.

ولی فقط دیدنشون کافیه.

دلم براشون تنگ شده.

پس بیا بریم.

اگه فقط می‌خوای ببینیشون، ممکنه بشه.

ولی...

وگرنه، زندگی 'معمولی' تو نمی‌تونه شروع بشه، مگه نه؟

سفر رو بسپر به من. من تو رو به مقصدت می‌رسونم.

باشه!

با این، 'آیین عروج' تموم شد.

خب؟ یه مراسم بزرگ و باحال، ولی اصلاً معنی داره؟

کی می‌دونه؟

یه رسم قدیمیه.

'دوشی' تازه متولد شده،

یا هرکسی که اجازه ورود به قلعه رو داره، همه این کار رو می‌کنن.

More Farsi Persian subtitles for Hell's Paradise

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left