لومړۍ 200 کرښې.
...آنچه در "شکارچیانسایه" گذشت
.ادامهبده... بُکشش
!کلاری
.من فقط... میخوام نگهت دارم
اون چیه؟
.ادامهبده
!داری چیکار میکنی؟
تسخیرشده کیه؟
اولش فکر کردم .کاملاً دنیوی بوده
،گلوی زنه با یهچاقو بُریده شده .شوهره گمشده
احتمالاً کسیکه بهش .حملهکرده رو میشناخته
...خوشاومدی .بهکلیسای تالتو
.نوبتِ ما میرسه
.خب... بفرما
مطمئنی اینجا آوردنم فکر خوبی بوده؟
.آره. بهتر از تنها اومدنه
.شوخی میکنم .عاشقت میشن
اوه، فقط چون تو تنها شکارچیسایه توی
یهمهمونی پُر از وارلاکی بهاین معنی نیست که
.نمیتونی خوشبگذرونی
.آره، خب، گفتنش برات سادهست
قرنهاست این افراد .رو میشناختی
و فکر میکنی چیز خوبیه؟
باور کن، نمیخوام بیشتر از ،حدی که مجبورم اینجا باشم
اما رسمه برای ورلاکِاعظم قبلی
...که مقامرو بده به .جایگزینش
اونه؟
.خودِ خودشه
لورنزو رِی، وارلاکِ .اعظم جدیدِ بروکلین
!مگنس! مگنس بین
...اومدی
.و یهدوسترو اوردی
...بله، سلام. من - .اَلک لایتوود -
.رئیس موسسهی نیویورک انتظار داشتم زیاد همدیگهرو
توی جلساتِ کابینهی .دنیایزیرینت ببینیم
خبری از دلخوری نیست. مگه نه، بین؟
،برعکس
از مقامِجدیدم .خیلی راضیام
وارلاکِاعظم بودن یه .کا ر بیاجر و مُزده
...ساعاتِطولانی، پرداختِکم
اما مطمئنم برای یکی به جوونی
.خیرخواهی خودت، مهم نیست
،اوه، اینقدر شکستِنفسی نکن ،ممکنه فقط 484 سالم باشه
.اما با کار غریبه نیستم
همهی اون سالها کارکردن برای وارلاکِاعظم مادرید
...خوب منرو آماده کرده
گرچه ممکنه اونقدر اون .بهت راحتگرفت، نباشم
بالأخره، برای خدمت ،به وارلاکها اینجام
نه که تو رو مثل یهسرویس مُجلل .رفتآمد اینور اونور پورتال کنم
.همچین موقعیتی پیش نمیاد
دراونصورت، منتظر اولین .جلسهی کابینهمون هستم
.از پارتی لذت ببر
کی اونرو به این سِمت تعیین کرده؟
.هیچکس ،یهرایگیری بود
...و لورنزو میتونه خیلی گیرا باشه
تا وقتیکه مُتظاهر، بیتجربه
...خودپرست تیکهی گو - !حرفِدهنت -
!اَلک
!مَدزی
هی! ساحرهی کوچولوی !موردعلاقهی من
باورم نمیشه فقط برای لَج
.لورنزو رو درآوردن، آوردیش
.نه
.آوردمش چون دوستپسرمه
،خب، با رفتارش بچهها خوبه ...بهت حق میدم
مشروبت مُشکلی داره؟
.ماله منکه افتضاحه
.نمیتونم جادومرو کُنترل کنم
!من دارم میرم، مَرد
چه خبره؟
.نمیدونم
::. مترجـم: شقایـق، غـزل.:: « Violet، Dark.AngeL»
« اولین سایت پیشبینیِ ورزشی با آپشنهای بینظیر » ::. BPersia.Win بیپرشیا
« اولین سایت پیشبینیِ ورزشی با آپشنهای بینظیر » ::. BPersia.Win بیپرشیا
میشه لطفاً هی تکون نخوری؟
پونزدهدقیقهی گذشته .داریم اینکار رو میکنیم
چقدر دیگه باید اینکار رو بکنیم؟
هرقدر طول بکشه تا بفهمیم ملکهی
سیلیها چه .بلائی سرت آورده
.ببین، قبلاًهم بهت گفتم یهچیزی رو روی پیشونیایم
نشونزد و بعدش خوب .شد، وحالا حالم خوبه
خب، چه شکلی بود؟
نمیدونم. نمیتونم .پیشونی خودمرو ببینم
خب، اگه کاری نکرده بود که
.واسهاش یهمراسمکامل نبود
اگه مراسم فقط براش ،بود که خونمرو بگیره
و حالا داره یهجور گیاه جهش یافتهی دیلایتر درست میکنه؟
آره، احتمالاً اونجا یه .چیزی دستگیرت بشه
،منظور اینه که حتی اگه بتونی بفهمی
ملکهی سیلیها چه ،بلائی سرم آورده
بعدش چی؟ جاشرو بوس و خوبش میکنی؟
.شاید
.راستش یکم سمتِ چپ بود
.و اینجا
.اینجا
.حالا داری سوءاستفاده میکنی
.خب، استادم توش
کلاری؟
اوه، هی. چهخبرا؟
.میخوام عذرخواهی کنم
واسهی چی؟
که هیچوقت جائیکه به شمشیرهای سراف
.مربوط نباشه، نبردمت
.ببین، اخیراً خیلی توی فکر بودم
.میخوام واست جبرانش کنم
نظرت چیه که یهکار عادی کنیم؟
جیس، تو یهروز رو عادی نمیدونی
.مگر اینکه خونیمالی بیای خونه
.آره، همینطوره
اما تو چطور؟
خب، میشد از یهمُدل .بهتری استفاده کنم
نگران نباش، مجبور نیستی ...لباسهات رو دربیاری
.مگر اینکه بخوای
نظرت درمورد یهشام چیه؟
.امشب، یهجای آدمیزادی
.فقط ما دوتا
مثل یهقرار؟
.آره، کلاری. آره
اگه دوست داری .این صداش بزن، یهقرار
کجا؟
.آه... سورپرایزه
خیلیخب... اما فکر نکن .از مُدلشدن نجاتت میده
...صحیح
.سری بعد
لطفاً نگو بهم که دوباره ...قلمترو شکوندی
!نوچ
راستش امیدوار بودم که بتونی .بهم پیشنهادِ یهجا واسه شام بدی
خب، داری از لایتوود .اشتباهی میپرسی
اَلک و مگنس تکتک .رستورانهای نیویورکرو رفتن
...آره، اما
اَلک، کلاریرو مثل ...تو نمیشناسه
.و میخوام ببرمش سرقرار
.مثل، یهقرار واقعی
باشه، کی هستی و با جیس چیکار کردی؟
داری درمورد چی حرف میزنی؟
.سرکُلی قرار رفتم
...با کی؟ با باشگاه كتابخوانهات؟
.آره ...منجمله بقیه
اما نه هیچوقت با یهدختر که .واقعاً بهش اهمیت میدی
...شاید
ببین، این مسئله واقعاً روی
جائیکه باید برای شام ببرمش، تأثیر میذاره؟
.تو بگو
ببین، پیشنهاداتِ جایشام .عموماً اینطوری نیستن
.باشه، ببین من خیلی متخصص
،توی این چیزها نیستم ،اما... نمیدونم
،چرا براش گل نمیگیری
ببریش سینما؟
.نه. با فیلم حال نمیکنم
.شاید اون خوشش بیاد
ببین، ایزی، میخوام یه ،جای آدمیزادی ببرمش
.نه خستهکننده
.حقشه خوشبگذرونه
.یهشب فراموشنشدنی
رومانتیکترین چیزیکه شما دوتا باهم انجام دادین، چیه؟
یهموتورسیکلتِ اهریمنی از یه .بار فرسودهی خونآشامها دزدیدم
...آه
،میدونی شاید یهرستورانِ آدمیزادی
.همچین فکر بدی نباشه بالأخره
هی، مگنس؟
جادوت درست کار میکنه؟
.کاملاً بهحالتِ عادی برگشته
و از اونجائی که من ،وارلاکِاعظم نیستم
هرچیزیکه روم تأثیر نمیذاره
.دیگه بهمن ربط نداره
شامپوم مُشکلی داره؟
...آه، نه. راستش
خیلی بهتر از شامپوم .توی موسسهست
از کجا خریدیش؟
.نخریدمش، درستش کردم
یهمخلوطِ مخصوص از چوبِصندل هندیه
که توی قرن 18 شروع .به مخلوط کردن کردم
تو اینُ درست کردی؟
الکساندر، مخلوط کردن معجونها
.اساس هنرهای یهوارلاکه
...خب، میدونم، من فقط
یعنی، اگه میتونی
موهاترو باجادو بشوری چرا بهخودت زحمت بدی؟
.چون از دوشگرفتن لذت میبرم
خیلیخب، اگه خیلی ،سرت شلوغ نیست
میتونی، میدونی، یه شیشه برام درست کنی؟
.حرفت یادت نره
لورنزو؟
اینجا چیکار میکنی؟
نمیخواستم بهت یهشانس .دیگه بدم برای دوری ازم
چرا باید ازت دوری کنم؟
چون فکر کردی میتونی با خرابکردن مهمونیم
.قصر در بری خطوط لی زیر خونهام
.عمداً خراب شدن
،میدونستم حقیری
فقط متوجه نشده بودم واسهی بَدجلوه دادن من
.اینقدر پیش بری - .چشمهام رو دیدی -
جادوم بهاندازهی هرکس .دیگهای بلااستفاده بود
یهعلامتِ درمعرض دید .چیزیرو اثبات نمیکنه
فکر میکنی متوجه جادوی
آسمودئوس وقتیکه دیدمش، نشدم؟
.قرنهاست که آسمودئوسرو ندیدم
با اینوجود خیلی بهتر ...از هرکس دیگهای
توی این بُعد میشناسیش
.میدونم چه تواناییهائی داره
No comments yet. Be the first to leave one.