لومړۍ 200 کرښې.
مامانت خیلی مریضه
دیابت نوع دو میتونه کشنده باشه
«هم اتاقیم، «اونجلسیتـه
و تو سایتِ
مخصوص قرار گذاری مسیحیها ثبت نامـم کرد
اصلا نمیدونه سکس چی هست
میدونم جیپسی مثل بقیه نیست
...و هیچوقت کاری نمیکنم
...ممنون میشم ازش فاصلـ
برای بدست آوردن
قیمومیت فرزندتون
باید قاضی رو متقاعد کنیم
که دخترتون از کار افتادهست
...و بهم گفت اگه راه برم
مریضتر میشم و من حرفشـو باور کردم
آره، فکر کنم چند شخصیتی هستم
اون یکی شخصیت تاریکی داره، اسمش ویکتوره
چیکار میکردی؟
چی رو از من قایم میکنی؟
فقط یه لپتاپ دیگه میخرم
محکمتر
محکمِ محکمـه، قربان
پس گمونم آمادهای
چشمهاتـو ببند
حالا نگاهم کن
سلام ویکتور
سلام کندی
میتونم یکم از شیرینی بابایی داشته باشم؟
لطفا قربان؟
بله، میتونی عزیزم
احساسش میکنی؟
چه دختر خوبی هستی، عزیزدلم
ممنون بابایی
بنظرت میتونی بهم نگاه کنی؟
مثل جوری که حرف زده بودیم؟
چشم تو چشم؟
چرا وایسادی؟
کار اشتباهی کردم؟
...نه، فقط، آم
فکر میکنی که ویکتور میتونه به جاش با روبی صحبت کنه؟
...آم
یه وقت دیگه واسه روبی باشه
تقریبا دو سال شده
و هنوز به هم دست نزدیم
میدونی، توی زندگی واقعی
خب، دوری از هم آدمـو دلباختهتر میکنه
من قراره ترفیع بگیرم
شاید بتونم پس انداز کنم و بیام دیدنـت
نه، نه، اگه بفهمه بدون اطلاعش
کاری کردیم عمرا قبولـت کنه
و من نمیتونم از دستـش فرار کنم
بهت گفتم که تلاش کردم
اگه میشد به روش عادی ببینیـش
...مثلا
...مثلا، اگه
اگه من و اون بریم بیرون
...و بعدش تو
مثلا، میتونی... یعنی میتونی دوتامون رو ببینی
مثلا اولین باره ما رو میبینی
این زرنگیـت توی ایده و فکرهات
همیشه منـو مات و مبهوت میکنه، عزیزم
فقط بهم بگو کِی و کجا
و میشم هر مردی که دلت بخواد
به خاطرم اینکار رو میکنی؟
این همه راه رو میای؟
اوه، ببین کی خورشید رو بیدار کرده
یه خواب خیلی خارق العاده دیدم، مامان
رفتی بودیم دیزنیورد
من و تو، و پرنس چارمینگ رو
تو زندگی واقعی دیدیم
اوهوم
...خب، منـو به فکر انداخت
قشنگ نمیشه مثل گذشته
بریم سفر؟
...اوه
میدونی، شاید... شاید بتونیم بریم باغ وحش
و تو عاشق اون میمونهای کوچولوی بامزه هستی
که باسنـشون قرمزه
میتونیم بریم اونها رو ببینیم
...من فقط
یا شاید بریم پیشِ دکتر هارلی
میـ... میتونه لولهی غذاتـو عوض کنه
اوهوم، عالیـه
...اوه
مامان، مطمئنی دیگه نمیخوای انسولین بزنی؟
دیگه انسولین بسه
میتونی ورزشـو امتحان کنی
به مامانـت کمک کن بیاد پایین
باید برم دستشویی
...خیلیخب، آ
اگه واسه شام، یه دوست رو دعوت کنیم چی؟
میتونیم «مل» رو دعوت کنیم
...و بعدش هم
خیلی عالی نمیشه واسه شام دعوت کردن
یه دوست جدید پیدا کنیم
نه - ...نمیشه -
!نه! گفتم نه
اصلا روحتـم از کارهایی که من میکنم
تا یه سقف بالا سرت
و یه لقمه غذا داشته باشی، خبر داره؟
ها؟
هرکاری که میکنم، هرچیزی که دارم
واسه تو میکنم
چرا هیچوقت واست کافی نیست؟
!جیپسی رز، جواب منـو بده
کافیـه، مامان
کافیـه
...اوه، چـ
من فقط خستهام، همین
هیچ آدمی بیشتر از من واست قدم برنمیداره
:.: تـرجـمـه از مـحـمـدعـلـی، مـحـدثـه :.: .: mml.moh & Mohadeseh :.
سلام، زن رمانتیکِ من
مقدره بزودی دیدار کنیم؟
اگه میتونی زود جواب بده، عزیزم
پونزده تا میذاریم
بیست تا واسه سایز بزرگ
ده تا واسه کوچیک
ممنـون که تو این کار بهم فرصت میدی
از کار قبلیـم خیلی باحالتره
خواهش رفیق، چه حرفیـه
تو از آشپزخونه فارغ التحصیل شدی
فر رو بسته نگه میداریم
چون خیلی طول میکشه تا داغ بشه
و خیلیخیلی داغ میشه
بذار بیارمش عقب
همینـه، رفیق
حالا، یک، دو، سه
و برو که رفت
خیلی داغه
عیبی نداره، رفیق بیا یکی دیگه درست کنیم
خیلیخب
میرم جارو بیارم
سلام، به پیتزا پدلر خوش آمدید
دوتا پپرونی؟
آره، فر رو تازه خاموش کردیم
پس یه ۲۰،۲۵ دقیقهای طول میکشه
!به پادلر زنگ بزنید! تحویلـتون میده
!به پادلر زنگ بزنید! تحویلـتون میده
!به پادلر زنگ بزنید! تحویلـتون میده
امروز روبی بدجوری بهت احتیاج داره
میخواد بیای نجاتـش بدی
کبودی... کبودیمـو ببین، عزیزم
ببین مادر خوندهی بدجنسِ روبی با گردنـش چیکار کرده
نمیتونی به ویکتور این چیزها رو نشون بدی
ممکنه کنترلشـو از دست بده
واقعا؟ و چیکار میکنه؟
ویکتور چیکار میکنه؟
کارهای خشونت آمیزی تا ازت دفاع کنه
و اینکه بدنتـو مال خودش کنه
خشونت آمیز چطوری؟
هرکی که بهت بی احترامی میکنه رو میکشه
و باهات خوب رفتار میکنه
مثل مادر خوندهی بدجنس روبی؟
بهش چاقو میزنی، بابایی؟
اینطوری میبُریش؟
فکر میکنی بتونی از روبی واسم یه چیزی بفرستی؟
مثلا همین قیچی رو؟
میدونستم خوشت میاد، قربان
تو واقعا میتونی اینطوری به آدم صدمه بزنی؟
منظورت مامانتـه؟
...خب
...جنبهی خوبِ من
هیچوقت همچین کاری نمیکنی
ولی از ویکتور همچین درخواستی نکن مگه اینکه واقعا از ته دل بگی
چون ممکنه انجامـش بده
اون یه قاتل آموزش دیدهست
اساسا همیشه داره میکشه
ولی فقط موقعی که مجبوره
مثلا، قتل همیشه نقشهی دومشـه
...آم
داشتم شوخی میکردم
جیپسی، میشه واسم قرص خواب بیاری؟
عزیزم
عزیزم، چطوری از قفسـت اومدی بیرون، ها؟
پنجهات زخم شده
اوه، چیزی توش رفته
مامانـت کجاست؟
حالا من مامانتـم
خوبـت میکنم
اوه، از من متنفر نشیها
نگران نباش
آره، درش میارم
باید بهت آسیب بزنم تا کمکت کنم
داشتم به حرفـت فکر میکردم
در مورد حرف خودم
تو لایق خوشحالی هستی
نذار کسی
جور دیگهای بهت بگه
فیلم جدید سیندرلا اکران میشه
...و
فکر کردم شاید بتونیم بریم ببینیـم
واقعا؟
ممنون، مامان
خواهش
اوه، چقدر خوشتیپ شدی
درست همونطوری که تصورت کردم
یجورایی میخاره
خب، چون جدیده
یه بار دیگه چرا باید اینـو بپوشم؟
چون فکر خودت بود، احمق
No comments yet. Be the first to leave one.