لومړۍ 200 کرښې.
این غیرممکنه
واقعا؟
مطمئنم توی ازدواجمون از این کارها کردیم
اونو نمیگم
...دستگاه کششی رو میگم
که تونست وزن هردومون رو تحمل کنه
...به نکته فروش خوبی اشاره کردی
،توی جلسهی فروشِ بعدیت اینم بگو
باشه
هوم
ببخشید
بالاخره که باید بهش بگی - به زودی میگم -
فکر کنم کم کم داره شک میکنه ...که یه خبری هست
چون همش بهانه میارم که همدیگه رو نبینیم
چرا راستش رو بهش نمیگی؟
بگو که مرد رویاهات رو پیدا کردی... دوباره
به این راحتی نیست، لوک
اون آدم خوبیه
درک میکنم
ولی مگه اون تو رو واسه ...یه شام رمانتیک میبره به مسا
بعدش هم یه کنسرت ...توی متروپولتین
و واسه حسن ختام هم یه شب زیبا توی هتل ریتز؟
کل هفته داشتم رویای همینو میدیدم - میدونم. تو عاشق این چیزایی -
بالاخره بعدِ... چقدر شده؟ پونزده سال؟
میتونیم بریم سر یه قرارِ واقعی
ولی باید حقیقت رو به اون بگی
قبل از این شب استثنایی، بهش میگم
قول میدم
عزیزم
بهت قول میدم
قلبم هم بهت میدم
«فوبار» «فصل یک، قسمت هفت»
«:: مترجم: محیا مبین مقدم ::» Mahya14
اونجا چی داری؟
دارم یه سری فایلهای ...اروپای شرقی رو بررسی میکنم
دنبال سرنخهای احتمالی بورو، چون شاید اطلاعات موبایل به جایی نرسه
خودت چه میکنی؟
دنبال یه بهانهام که با تو حرف بزنم
...ببین
"به عنوان خرس وینی پو"
من صدتا یا حتی هزارتا ...بوسه بیمعنی توی عمرم داشتم
،و لب گرفتن ما از اون بوسهها نبود
،تو توی اون پناهگاه به من دروغ گفتی به خودت هم دروغ گفتی
،تو نسبت به من ...احساسات عاشقانه شدیدی داری
و فقط نمیخوای قبولش کنی
آلدن
من نامزد دارم
خب پس باید تصمیمت رو بگیری
میتونی بری با پسر کوچولوی ...نازنازی که تفریحش بازی با عتیقههاست
...و این مدت باهاش قرار میذاشتی
و یه باسن بانمک شبیه ...کون مرغ سوخاری داره
...یا
یا هم میتونی این تیپ و قیافه رو انتخاب کنی
خیلی خب، این حرفا رو نزن
...میدونی کارتر بهتر از این حرفاست
خود تو هم همینطور
ممنون
من فقط یکم وقت نیاز دارم تا از این گیجی دربیام
من حاضرم صبر کنم
تو کاملا ارزشش رو داری که واست صبر کنن
خیلی خوبه، بنگال
خوبه. خوبه
حالا گل بزن
!شوت میزنه
!گل شد
!ایول - هی -
خبرها رو شنیدی؟
دستورِ کشتن بورو، تایید شده
آره شنیدم
همه چی مرتبه؟
.همه چی روبهراهه چه خبر؟
...خب
...من
به یه نصیحت در حیطه مسائل عاشقانه نیاز دارم
من و تینا قراره ...بریم سر قرار سوم
قراره کارهای بد بد بکنین؟
آره، منم توی عشقبازی زیاد تجربه ندارم
تاحالا فقط با یه زن بودم
واقعا؟
،دخترداییِ دخترداییم بود و همچین چیز خاصی هم نبود
دختره دوست داشت رئیس بازی دربیاره
تو با دخترداییت سکس کردی؟
نه. نه بابا
دختر دایی من، خودش دختردایی داشت
من با اون سکس کردم
هی، الان از دات شنیدم که دستور کشتن رو دادن
اینجا چه خبره؟ - بری با دخترداییش سکس کرده -
دختر داییِ دختر داییم بود
،وقتی من 19 سالهم بود ...به زنِ دومِ عموم نظر داشتم
عرف جامعه و این چیزا مانعمون شد
مجبور شدم در حد مالیدن سینههاش متوقف بشم
عجب، پس زن دوم عموت ...منطقه ممنوعهست
ولی آزادی بری دنبال دخترِ رفیقت؟
الان واقعا میخوای این بحث رو باز کنی؟
به نظر باید روی اینکه بری با فک و فامیلش میخوابه، تمرکز کنیم
الان مساله این نیست که من با کی میخوابم - یه جورایی مساله همینه -
...من کلا فقط 5 بار سکس کردم
و واقعا به نصیحت نیاز دارم ...چون تینا
خبر دستور کشتن رو شنیدین؟
،یه دستور مستقیم دادن: "پیداش کنین "شناسایی کنین، کارش رو تموم کنین
قراره سه مرحلهای سرویسش کنیم
وسط چه بحثی اومدم؟ - هیچی -
بری اضطراب داره چون ...اون و تینا قراره نرم و شیرین عشقبازی کنن
و تجربهی بری، در حد چندبار سکس با یکی از اقوامشه
دخترداییش
ترتیب دخترداییت رو دادی؟ اینکه مهم نیست
یعنی، من یه بار حوله حمومم رو ...جلوی پستچی باز کردم
تا حاضر بشه بستههام رو تا دم در ورودی بیاره
ولی مهمترین چیزی که باید یادت بمونه اینه که سکس یه عملِ فیزیکیه، باشه؟
...باید روی پنجه وایستی
،و یه شتاب حرکت صمیمانه بسازی و دقیقا با همون شتاب پیش بری
نباید شل کن سفت کن بازی دربیاری
اونوقت با پررویی میای اعتراض میکنی که چرا من راضی نیستم با دخترم باشی؟
عشق بازی، به حرکت ربطی نداره
به حرکت ربطی نداره
شور، عشق، شریک شدن خودت با یکی دیگه، اینا مهمه
نه این کارها
مطمئنم وقتی تو و خانمت برنامه "60دقیقه" رو ...تماشا میکنین و بعدش تختها رو به هم میچسبونید
...این روشِ تو عالی جواب میده
:ولی بری، باید تمرکزت روی یه چیز باشه
یه اندام جنسی بزرگ و معرکه داشته باشی
بدبخت شدم
مغزت رو میگم، رفیق
...اگه میخوای یه زن رو ارضا کنی
...باید فاصله بین گوشهاش رو تحریک کنی
نه این وسط رو
فوت و فنش اینه که روی ناخودآگاهش کار کنی
باید کلماتی بگی که کثیف به نظر میان
"مثلا "این بیدمشکها رو نگاه کن
"من عاشق نارنجِ تازهام"
"قفسه سینه بابابزرگم درد میکنه"
بفرما دیدی
باید بریم جلسه توجیهی
شماها قراره پشت سر من درمورد این ماجرا حرف بزنین، نه؟
خیلی ممنون که ویدئو رو فرستادی
به نظر میاد خیلی بهتر شده
آره. الان سوارِ کارتر شده
کارتر؟ - آره. اسب گهوارهای جدیدش -
اسم عموش رو گذاشته روش
،باید میدیدی وقتی اسبه رو بهش داد رومی چقدر خوشحال شد
کارتر بدجوری داره لوسش میکنه
واو، واقعا کار بزرگی کرده
خب به رومی بگو که ...عمه اِم دوستش داره و
من باید برم
اما، حالت خوبه؟
یکم پریشون به نظر میای
و کارتر هم داغون به نظر میومد
همه چیز خیلی بهم ریخته
سر کارتر داد زدم که چرا اسب خریده چون من بهش نیازی نداشتم
ولی ظاهرا کارتر میدونسته رومی دقیقا چی نیاز داشته
...سندی، نمیدونم. یعنی اون
مرد فوق العادهایه
نمیدونم چی کار کنم
لعنتی. پای یکی دیگه وسطه؟
یه جورایی شاید
من خیلی گیج شدم
،وقتی با برادرت آشنا شدم هشت ماهه حامله بودم
...قصد نداشتم وارد رابطه جدیدی بشم
،ولی به محض اینکه دیدمش میدونستم اون نیمه گمشدمه
،اون منو همونجوری که بودم دوست داشت و میدونستم تاابد بدون قیدوشرط عاشقم میمونه
بقیه مسائل اهمیتی نداشت
کارتر، بدون قیدوشرط تو رو دوست داره
خانوادت هم بدون قیدوشرط دوست داره
پس دیگه چرا باید گیج بشی؟
،قبل از اینکه شروع کنیم ...میخوام تاکید کنم که
ما داریم وارد مرحله ...بهخصوص حساس و ظریفی
از این مساله میشیم
میتونم فرض کنم که اعضای این تیم میتونن با همدیگه کار کنن؟
آخه فایفر میگه که جلسات شما، از همیشه بدتر شده
درحدی که اصلا ارتباط برقرار نمیکنین
اینجا همه با هم خوبیم
تمام تمرکزمون روی هدفمونه، رئیس
شایعه شده که شما دوتا از هم متنفرید
اطلاعات غلط بوده، رئیس
.راست میگه فقط منم که از اون متنفرم
هیچکس از من متنفر نیست چون من خیلی تو دل برو ام
لوک، آلدن، شما با هم مشکلی ندارین؟
نه خانم، ما دوستای خیلی خوبی هستیم
...اون هیچوقت بدیِ من رو نمیگه
یا فکر نمیکنه که من لیاقت دخترش رو ندارم ...یا همچین چیزی
چون باید آدم خیلی بدی باشه که اینجوری بگه
،و شماها، فریک و فرک شماها با هم نمیسازید؟
ببین، من چندشم شده بود ...چون ایشون، شاهزاده خانم رو بوسیده بود
بعدم اومد توی حریم شخصی من
ولی الان دیگه واکسن زدم که ...پسرها مریضم نکنن
پس همه چی مرتبه
انگار مهدکودکه
...ببین رئیس، ما مشکلات خودمون رو داشتیم
،ولی اونا رو حل کردیم و حالا قراره به جلو حرکت کنیم
همین و بس
خیلی خب
پرونده تا الان به اینجا رسیده
تیم فنی، تونستن رمز موبایل کین رو باز کنن
براساس برجهای مخابراتی ...که بهشون سیگنال میداده
...بورو توی ساردویا مخفی شده
دقیق تر بگم، داخل یه راکتور هستهای که سال 89، هسته مرکزیش ذوب شده
زیرکانهست. از اشعههای ...باقیمونده از سانحه استفاده میکنه
تا رد اشعههای چمدونِ هستهایِ خودش رو بپوشونه
این همه وقت توی ساردویا بوده؟
بورو پولونیا قراره جزغاله بشه
No comments yet. Be the first to leave one.