1 فصل

د خپرونې معلومات

Pablo Escobar S01E41 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E42 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E43 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E44 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E45 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E46 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E47 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E48 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E49 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E50 Netflix WEB-AJP69
د لخوا تبصره 9B0DY
مخصوص ورژن 74 قسمتی پخش بین‌المللی از شبکه‌ی نتفلیکس [ قسمت 41 تا 50 ]

تګونه

web
په خپور شو: 2023-06-29
ډاونلوډونه: 10
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫کسانی که از تاریخ خود چیزی نمیدانند، ‫محکوم به تکرار آن هستند.

‫"پابلو اسکوبار، ارباب شرارت"

‫ازت میخوام شخصا ترتیب ماموریت بعدی رو بدی.

‫فقط لب‌تر کن، ‫باید گالان رو بکشیم

‫زندگی خیلی کوتاست تا حروم بشه،

‫اما وقتی برای منفعت کشور کار کنی، ‫زندگی بسیار هیجان انگیزه

‫ما باطن مردم کلمبیا را تغییر خواهیم داد

‫به شکلی که واقعا پیشرفت کنیم،

‫تا عزتمند شویم،

‫تا آگاهی کامل از حقوق خود پیدا کنیم،

‫تا از یک کشور ثانویه حاشیه‌ای ‫باشد جلوگیری شود.

‫تا هیچ کلمبیایی

‫از نشان دادن پاسپورت خود خجل نشود.

‫چرا در انتخابات ریاست جمهوری شرکت خواهید کرد؟

‫قراره برنده بشم، چرا شرکت نکنم؟

‫اگر قراره رئیس جمهور بشید، ‫چرا در انتخابات سنا شرکت کردید؟

‫ما درحال انجام چیزی که مائو اسمش رو میزاره ‫"راهپیمایی طولانی" در بین نهادها هستم.

‫برای آزادی

‫برای عدالت

‫برای دموکراسی

‫برای آسایش

‫همیشه به پیش، ‫بدون قدمی به عقب.

‫گوش کن. ‫نه نه نه

‫به نظرم کمپین فوق العاده پیش میره

‫شک ندارم

‫اما صحبت من و ماروجا، ‫درباره مسائل امنیتیه

‫ببخشید، لوئیس کارلوس، ‫اما اوضاع پیچیده شده.

‫معجزه شده آلبرتو زنده‌ست

‫به علاوه، نظرسنجی ها میگن شما ‫برنده قطعی انتخابات هستید.

‫نیاز نیست این اندازه در معرض باشید.

‫فراموش کردید که در این نظرسنجی پیش رو، ‫قراره با ...

‫قدرتمندترین رئسای حزب لیبرال رو به رو بشم.

‫بعد از مبارزه برای برگزاری نظرسنجی،

‫نمیتونم شل بزنم.

‫نمیشه هم خدا رو داشت هم خرما

‫حمله‌ای که به من شد رو فراموش نکن، ‫لوئیس کارلوس

‫تلافی اتفاقی که در کنگره افتاد، بود.

‫همچنین آنها فکر میکردن کمیسون اول مجلس رو بدست میارن

‫اینطوری هر قانونی که میخواستن ‫میتونن وضع کنند.

‫تو و آلبرتو سد راه آنها شدید

‫بنابراین، به مذاقشون جور در نیومده

‫لیبرالیزم جدید، دشمن آن افراد است،

‫و حالا در معرض قرار گرفتی

‫من فکر میکنم افراد کمی ‫باید از دستور کار باخبر باشن.

‫و اهمیت داره ساعت حضور عمومی بین خودمون باشه.

‫خیلی خب، ‫این فکر خوبیه

‫میدونی چیه؟ ‫تو بهش بگو

‫به حرف من گوش نمیده

‫نه از این فکرها ننداز تو سرش

‫محض رضای خدا، ماروجا. ‫انگار منو نمیشناسی

‫همیشه حرفای تکراری

‫نه، دیگه نمیتونم انجامش بدم. ‫تو هم نمیتونی، درسته؟

‫لوئیس کارلوس، بیخیال

‫عذرمیخوام

‫بادیگارد جدید شما بیرون هستن و ‫میخوان با شما ملاقات کنند.

‫بادیگارد جدید؟ ‫کسی چیزی به من نگفته بود.

‫فکر کردم خبردارید، آقا

‫ژنرال پرازا، تصمیم به تغییر بادیگارد شما گرفتن

‫و فقط من موندم.

‫صبرکن ببینم، ‫این چه کاریه!

‫چرا ما آخرین افرادی هستیم که از تغییر ‫بادیگارد باخبر میشیم؟

‫آقای گالان ‫خانم

‫عصر بخیر ‫از دیدن شما خوشحالم

‫من ستوان توماس پررا هستم، ‫رئیس محافظین جدید شما

‫در خدمت شما

‫به نظرم بهترین تصمیم همینه

‫تنها راه چاره

‫بعد از دریافت اون تماس‌های تلفنی، ‫باید همین الان اینجا رو ترک کنید.

‫من و فر درباره موضوع صحبت کردیم، ‫اما تصمیمی نگرفتیم

‫تهدیدات شکی برجا نگذاشته

‫به همین خاطر تصمیم به رفتن گرفتیم.

‫مادر، کسی روزنامه رو به اندازه تو نمیشناسه

‫به نظر من شما باید ادارش کنید

‫نه‌نه نولز میتونه راهنماییت کنه، ‫اما خودت باید کنترل رو در دست بگیری

‫حالا ببینیم چی میشه

‫درحال حاضر چیزی که اهمیت داره، ‫خارج کردن شماست

‫با خاله‌هاتون در بارسلونا تماس میگیرم

‫آپارتمان کوچکی دارند، ‫اما برای شما جا هست

‫تا زمانی که دور باشند، ‫جای نگرانی نیست

‫کامی، مادر، ‫خوب مراقب خودتون باشید

‫نمیدونیم کی به خانواده یا روزنامه آسیب وارد میشه.

‫ما چیزیمون نمیشه، ‫الویت با شما دو نفر هست، باشه؟

‫یه سوال

‫عملکرد روزنامه در قبال

‫قاچاق مواد مخدر توسط کارتل مدئین

‫ادامه خواهد داشت، درسته؟

‫البته

‫میراث گیلرمو هست

‫با وجود خطر، به کارش ادامه میده

‫مادر

‫خدافظ، خدافظ

‫خدافظ

‫خدافظ عزیزم

‫کدوم شما کاکاسیاه ها، ‫برادران کانو رو تهدید کرده؟

‫هیچکدوم رئیس

‫به جون مادرم قسم ما فقط درحال انجام کارهای اطلاعاتی بودیم، رئیس

‫بهتون اطمینان میدم ما آماده انجام کار هستیم.

‫یادته چی گفتم؟ ‫زیادی زر میزنی

‫چندین روزه بوگوتا هستید ‫و کاری انجام ندادین.

‫شامل نفر سوم هم میشه

‫هیچ خبری از هیچ چیز نیست.

‫آقا، اون ماموریت نزدیک بود که انجام بشه

‫مشکل اینجاست طرف 5 مسیر مختلف دارد،

‫اما همین روزها دخلش رو میاریم

‫همینطور دست روی دست بزارید اونم فرار کنه.

‫اگر برادران کانو فرار کردند، ‫شما باید به ال اسپکتادور حمله کنید

‫باید همه چیز رو براتون توضیح بدم، خرفت‌ها؟

‫شامل شما دو نفر هم میشه

‫دیگه باید تا کی منتظر بمونم ‫تا حساب دادرس رو برسید؟

‫خاطرت جمع، رئیس

‫همین هفته عجل آنها فرا میرسه

‫باید همین هفته انجام بشه

‫گرفتی؟

‫اگر اون یارو امضا کنه و بمیره، ‫ما مقصر شناخته میشیم.

‫آقا، راه دیگه ای برای حمله ما وجود داره؟

‫یه لطفی کن و اینو تو سرت فرو کن.

‫دینامیت بمب اتم مردم بیچاره‌ست

‫بفرستش هوا، وسلام

‫خانم، آنا ماریا،

‫دقیقا درخواست چه نوع حفاظتی دارید؟

‫خبردارم که بچه هاتون از کشور خارج شدند

‫دوتا از آنها، اما من 5تا بچه دارم.

‫اره، متوجه منظورتون هستم

‫اما تهدیدات علیه جوان گیلرمو و فرناندو بوده

‫اره، اما از آنجایی که میدونن دستشون به اونا نمیرسه

‫ممکنه فکرهای دیگه به سرشون بزنه

‫حالا چه کاری از من ساخته‌ست؟

‫میشه ماشین‌های زرهی در اختیار ما بزارید؟

‫نه خانم آنا ماریا ‫ماشین زرهی دیگه‌ای ندارم.

‫روزنامه و ساختمان‌هاش چی؟

‫روزنامه نگارها ‫حداقل از آنها حفاظت کنید

‫گوش کنید، خانم آنا ماریا

‫سفارت آمریکا اوضاع رو ارزیابی کرده

‫و اعلام کرده موضوع جدی نیست.

‫گوش کنید، لطفا

‫خودتون رو بزارید جای من

‫راه روزنامه تغییری نکرده

‫درک میکنم خانم آنا ماریا

‫اما ازتون میخوام درک متقابل داشته باشید

‫خودتون رو بزارید جای من

‫باور کنید، ‫نگران امنیت شما هستم،

‫روزنامه و روزنامه نگاران.

‫اما صادقانه بگم

‫علاوه بر پیشنهاد حفاظت بیشتر از سوی پلیس،

‫و اموزش استفاده از اسلحه به شما

‫دیگه نمیدونم چه کاری ازم ساخته‌ست

‫خیلی خب، سوال بعدی

‫تثلیث مقدس چیست؟

‫تثلیث اون چنگالی نیست شیطان ‫با خودش حمل میکنه؟

‫ببخشید

‫"عذرمیخوام" ‫به قول ماریاچی

‫کجاش خنده داره؟

‫امیلیو، اینقدر نادون نباش

‫به اون میگن تریدنت ‫سه گانه شیطان!

‫خودشه، تریدنت مقدس

‫امیلیو، یه لطفی کن

‫برو داخل اتاقم، اون کتاب ‫با صلیب کوچک کنار تختم بیار.

‫یه چیزی هست که میخوام نشونت بدم

‫باشه ‫برو عزیزم

‫فکر میکنی درسته وقتی امیلیو چیزی از دین نمیدونه

‫در مراسم مذهبی شرکت کنه؟

‫مشکلش چیه؟

‫من و تو در مراسم مذهبی شرکت کردیم و تخصص در دین نداشتیم.

‫آمادگی داشتم. ‫کلاس‌های مذهبی شرکت کردم.

‫مشکل چیه، پاتو؟

‫خودت نبودی گفتی میخوای پسرمون ‫مثل یه بچه عادی بزرگ بشه

‫و مثل هر بچه دیگری درباره دین و مذهب بدونه؟

‫ما هم همینکارو انجام دادیم

‫مشکلش چیه، پاتیکو؟

‫عزیزم، فکر میکنی برای یه پسر عادیه که ‫درس‌های مذهبی رو تنهایی بگذرونه؟

‫خودت مراسم عشاء رو تنهایی گذروندی؟

‫چه تاثیری داره؟ ‫من دیپلم مدرسم رو خریدم.

‫اوضاع ما بد شده؟

‫نه، تازه خوب هم شده. ‫پس نگرانش نباش، باشه؟

‫آقا، تماسی از طرف همسرتون دارید

‫ممنون

‫الو

‫سلام عزیزم

‫اره، دیگه تمامه

‫گفتم اره، ‫زیاد طول نمیکشه

‫نه، هرچی دوست داری، ‫هرچی بپزی خوشمزه‌ست

‫شراب میخرم

‫باشه

‫گفتم زیاد طولش نمیدم

‫دوست دارم، خدافظ

‫زرد

‫بفرما خانم

‫تایید شد رفیق، ‫تو راه هستن

‫خیلی خب پسر

‫هرموقع آماده بودی. ‫چراغ راهنمایی قرمزه

‫بریم

‫دعا کن طلب معجزه کن

‫حرکت کن، رفیق

‫باشه ممنون رفیق

‫انجامش بدیم، رفیق

‫آماده

‫فرار!

‫بریم!

‫پول قبول نکرد؟

‫خب نه،

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left