Color Book

Color Book

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Color Book 2024 1080p NF WEB-DL DDP5 1 H 264 persian
د لخوا تبصره shine021
سینمایی کتاب رنگی

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-06-24
ډاونلوډونه: 18
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

زيرنويس از مهدي shine021

‏داری عالی عمل می‌کنی.

‏می‌خوای نگهش دارم؟ باشه.

‏پس نگهش می‌دارم.

‏آره، سوراخش رو پیدا کردم.

‏خیلی تنگه، مگه نه؟

‏داری عالی عمل می‌کنی.

‏آره، ثابت نگهش دار.

‏داری فوق‌العاده عمل می‌کنی.

‏آفرین.

‏عالیه.

‏موفق شدی.

‏به زیبایی چیزی که تا الان ساختی نگاه کن.

‏اون رو برای تو ساختم.

‏برای من ساختی؟

‏خیلی ممنونم. عاشقشم. ‏نظرت چیه چند تا مهره رنگی دیگه هم اضافه کنیم؟

‏باشه، الان می‌خوای چه رنگی اضافه کنی؟

‏تامی

‏این چه رنگیه؟

‏بنفش.

‏واقعاً بنفشه.

‏آفرین.

‏کتاب رنگ‌آمیزی

‏خوب بود.

‏بسیار خب.

‏دست‌هات رو باز کن.

‏چونه‌ات رو بالا بگیر.

‏چونه‌ات رو پایین بیار.

‏راحتی؟

‏بسیار خب.

‏کمی سریع‌تر بچرخونش.

‏باشه.

‏حالا سریع و نرم با هم.

‏عالیه.

‏- هورا. ‏- هورا.

‏خداوندا تو را سپاس می‌گوییم.

‏خداوندا تو را سپاس می‌گوییم.

‏- برای این غذای عالی. ‏- برای این غذای عالی.

‏خدایا روح‌مان را با آن سرشار کن.

‏خدایا روح‌مان را با آن سرشار کن.

‏- عشق ما نثار تو. ‏- عشق ما نثار تو.

‏- سپاس تو را. ‏- سپاس تو را.

‏- و تجلیل ما نثار تو. ‏- تجلیل ما نثار تو.

‏- آمین. ‏- آمین.

‏آمین.

‏بیایید غذا بخوریم.

‏وسایلت رو بردار تا بریم مِیسون.

‏می‌تونی حملش کنی؟

‏بسیار خب، دارن میان.

‏آره.

‏اوناهاش، دوستم داره میاد.

‏چطوری پسر؟

‏- دوست من. ‏- چطوری رفیق؟

‏چطوری رفیق؟

‏بس کن برادر.

‏خیلی هیکلی شدی.

‏آره برادر.

‏به این پسر چی میدی بخوره؟

‏- چطوری؟ ‏- آره.

‏چطوری رفیق؟

‏سلام به اعضای خانواده‌ام.

‏- سلام. ‏- سلام.

‏امروز می‌خواهیم به شما خوش‌آمد بگوییم

‏در مراسم رهاسازی بادکنک‌ها ‏برای زنده نگه داشتن یاد دوست عزیزمان تامی.

‏تامی پر از زندگی و شادی بود.

‏- آره. ‏- آره.

‏و با حضورش هر جایی که قدم می‌گذاشت رو روشن می‌کرد.

‏از تک تک لحظات زندگیش لذت می‌برد.

‏برای همین امروز می‌خواهیم یادش را گرامی بداریم

‏با حس عشق و سرگرمی ‏و کلمات مهربانانه‌ای که جایگاهش را توصیف می‌کنند.

‏من آشا هستم.

‏تامی... اون بهترین دوست من بود.

‏مطمئنم که الان داره ما رو از اون بالا تماشا می‌کنه.

‏من ایمان دارم که رفتن یک نفر از دنیای ما

‏به معنای تولد یک فرشته برای ما در بهشت برین است.

‏سعی می‌کرد به من رقص یاد بده.

‏همون‌طور که می‌دونید، رقصنده ماهری نبود.

‏چیزهایی هست که نمی‌تونیم در موردشون شوخی کنیم ‏از جمله گروه نیو اِدیشن

‏و خواننده اِم‌سی لایت ‏و کتاب ذا کالر پِرپل.

‏و بیگ هاوس.

‏جدایی از اون برام خیلی سخت خواهد بود.

‏دوستت داریم تامی.

‏دوستت داریم تامی.

‏دوستت داریم و دلتنگت هستیم.

‏خداحافظ تا دیدار دوباره.

‏رابطه ما این‌طوری بود.

‏با وجود حماقت‌های خودمون و وسواس‌مون روی چیزها،

‏ما یک زوج متمایز بودیم که لنگه نداشت.

‏نمی‌دونم چطور قراره بدون دوستم متمایز باشم، اما...

‏مطمئنم عمه تامی ‏که الان در جایگاه خیلی بالاتر و زیباتری هستی.

‏آمین.

‏آمین.

‏آمین.

‏آمین.

‏پنج، چهار، سه، دو، یک.

‏دوستت داریم تامی.

‏عجیبه.

‏- از اومدنت ممنونم رفیق. ‏- خواهش می‌کنم، وظیفه بود.

‏تو باید زنگ بزنی و من باید پاسخگو باشم.

‏- انتظارم هم همین بود. ‏- آره.

‏امروز چه برنامه‌ای داری؟

‏کمی دیگر آماده رفتن به سر کار می‌شوم.

‏اما امشب یک مسابقه دارم.

‏در واقع، فصل رو به اتمام است ‏و فقط دو مسابقه باقی مانده.

‏اگر تو و مِیسون کوچولو بخواهید بیایید، ‏می‌توانم کارهای ورودتان را ردیف کنم.

‏اگر دوست دارید بیایید به من خبر بده.

‏پیشنهاد می‌کنم پسر را همراهت ببری ‏تا اولین مسابقه بیسبالش را ببیند.

‏فکر کنم مدتی از دیدها دور خواهیم بود.

‏اما پیشنهادت را ارج می‌نهم.

‏عیبی ندارد رفیق.

‏اگر به چیزی نیاز داشتی ‏در تماس گرفتن با من تردید نکن.

‏- توافق کردیم؟ ‏- حتماً.

‏خداحافظ پسرم.

‏او دارد سریع بزرگ می‌شود.

‏بجنب مِیسون.

‏گوش کن. نزدیک بود فراموش کنم.

‏شماره تلفن دلال ماشین را برایت آوردم.

‏گفت آماده است که تماست را دریافت کند ‏تا هر وقت خواستی ماشین را نشانت بدهد.

‏هر وقت آماده باشم به تو خبر می‌دهم.

‏خیلی خب.

‏خداحافظ مِیسون.

‏از این خوشت می‌آید. آن را بگذار.

‏من این را اینجا می‌گذارم.

‏ببین، تقریباً کامل شد.

‏بگذار ببینم.

‏چند مهره دیگر مانده، اما تقریباً تمام کردیم.

‏«م»، «ی»،

‏«س»، «و»، «ن»، مِیسون.

‏این چه کلمه‌ای است؟

‏- این چه کلمه‌ای است؟ ‏- مِیسون.

‏این کلمه مِیسون نمی‌شود.

‏این‌طوری تلفظ می‌شود «اِم‌سون».

‏این کلمه مِیسون نمی‌شود.

‏به من نگاه کن. «م».

‏- «م». ‏- «ی».

‏- «س». ‏- «ی».

‏- «و». ‏- نه. «ی».

‏«ن».

‏خیلی خب، نه. بس کن.

‏چون گوش نمی‌دهی. بس کن! مداد را بده به من. بس کن.

‏الان شوخی ندارم. نه، شوخی ندارم.

‏بس کن، فهمیدی؟

‏گوش کن، از اول شروع می‌کنیم...

‏بس کن!

‏اگر می‌خواهی یاد بگیری، می‌توانم به تو یاد بدهم. ‏روی حرف «ی» تمرکز کن.

‏روی حرف «ی» تمرکز کن مِیسون.

‏روی حرف «ی» تمرکز کن مِیسون.

‏بس کن.

‏روی حرف «ی» تمرکز کن.

‏روی آن تمرکز کن.

‏چون الان به من گوش نمی‌دهی.

‏«مِیسون»

‏- بریوز با سه امتیاز جلو است... ‏- بجنب.

‏...و آن‌ها تلاش می‌کنند تا امیدهای نیویورک یانکیز را ناامید کرده ‏و آن‌ها را شکست دهند.

‏دو در مقابل یک از خیمینز.

‏و توپ را به بیرون زمین می‌فرستد.

‏با وجود مصدومیت دو بازیکن اصلی،

‏تیم بریوز ثابت کرد که توانایی ‏عبور از مشکلات را در طول این سال دارد.

‏اگر از طرفداران این تیم هستی،

‏پس حتماً به خاطر بازگشت این بازیکنان جوان ‏هیجان‌زده هستی.

‏و اگر چند بازیکن ماهر را ‏در دوره تعطیلی لیگ اضافه کنند،

‏فکر کنم تیم صلاحیت این را دارد ‏که تا اواخر اکتبر در رقابت باقی بماند.

‏پدر، می‌خواهم در یک مسابقه حضور داشته باشم.

‏می‌خواهم در یک مسابقه حضور داشته باشم.

‏او ضربه‌زننده را حذف کرد!

‏این مسابقه؟

‏تیم آتلانتا بریوز ‏بازی در مقابل نیویورک یانکیز را تمام می‌کند.

‏عملکرد فوق‌العاده از آتلانتا که به آن‌ها اجازه داد ‏با نتیجه چهار بر یک به راحتی پیروز شوند.

‏خیمینز به حریف یک امتیاز داد ‏در دور نهم، اما...

‏نمی‌دانم.

‏بستگی به شرایط دارد.

‏بگذار در موردش فکر کنم، باشه؟

‏- خدای ما. ‏- خدای ما.

‏- عشرمان تقدیم تو. ‏- عشرمان تقدیم تو.

‏- سپاس از آن تو. ‏- سپاس از آن تو.

‏- و ستایش ما از آن تو. ‏- و ستایش ما از آن تو.

‏- نام پروردگار گرامی باد. ‏- نام پروردگار گرامی باد.

‏- آمین. ‏- آمین.

‏خیلی خب، بجنب.

‏بلند شو.

‏به رختخوابت برو.

‏خوبی؟

‏باید بروی دستشویی؟

‏مطمئنی؟

‏خیلی خب.

‏همان‌طور که می‌دانی...

‏ما تنها زندگی خواهیم کرد.

‏فعلاً، فهمیدی؟

‏آیا این را می‌پذیری؟

‏آنچه می‌خواهی را با کلمات بیان کن مِیسون.

‏آره.

‏خیلی خب.

‏کمی بخواب.

‏بجنب.

‏بجنب. قدرت را به من نشان بده.

‏قدرتت را نشانم بده.

‏بجنب.

‏نه، به او بگو که صبح به دیدنش می‌روم.

‏می‌دانی کجا زندگی می‌کند؟

‏بله، کنار خانه مادربزرگم.

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left