لومړۍ 200 کرښې.
!بچهی روانی
!یالا روانی - .یه وقت نبازی ها -
...با روحیهی سمج وارد رینگی شده
!که خیلیها جون سالم ازش بهدر نمیبرن
!سقوط اتمی میزنه
!آره! آره
،از بخش فقیرنشین شهر
!تازهواردی در لیگمون داریم
.با آمادگی جسمانی و عزمی راسخ
!روانی با یه اسمکداون پرنده بهش لگد میزنه
!نابود کننده، قاتلانه
!پرت شد! افتاد روی دوربینها
!در ممفیس آشوبی بهپا شده
.آهنگ مخصوص امروز سول استوی ممفیسه
!آره، بچه روانی
.دهنت سرویس پسر، عجب مسابقه زیبایی بود
.حرکاتت شاعرانهست پسر جان
بیا بگیرش. راستی علاقهای به حقوق اضافه داری؟
.بله جناب، حسابی علاقهمندم
.خب پس، تو با ماها بیا
.میریم جنوب شهر
!جونی
.تو رانندگی میکنی
.عجب کیر خوش تراشی داری ارنی
.صبح بخیر
یعنی چی؟
!کار پیدا کنید، کونمشنگها
چه مرگت شده؟
...من مثل آشغالها بزرگت کردم
یا اینکه کلا ذاتت همینه؟
.عوضی
بعد چرا همدلی نداری؟
.اونا همون چیزی رو میخوان که همه میخوان
.یه سهم از این کار کوفتی
.خیلی خب روانی، تو فقط دنبال من بیا
.یادت باشه که من رئیسم
.تو رئیس من نیستی جونیور
.خب آره بابام رئیسه
...اما از لحاظ فنی من از تو سرتر میشم
.و اگه بهت دستور بدم باید انجامش بدی
مگه نه بابایی؟
.تو رئیس هیچ گهی نیستی
.انقدرم گنده گوز بازی درنیار
،ماسکها رو بزنید، برید داخل
.و کارتون رو انجام بدید
.عوضی
.این ماسکه بو گه میده
.تازه ببین. بابا کوکائین کشیده
.بله که کشیدم
.بکششون
.جفتشون رو بکش
.آره
کرافورد، دوباره بهت نمیگم
.کمش کن! خواب براش نذاشته
!داری حواسم رو پرت میکنی
.سریال مورد علاقهمه لامصب
...سریال تو
.نگران نباش مارگارت
.همه مثل بابات عوضی نیستن
.تو اون رو خفهش کن
.تا سرشون رو گرم کردی. من میرم پشت سرشون
!هوی
اگه میخوای تو خونه !رژه بری برام آبجو بیار
.این یکی تموم شده
تو دیگه خر کی هستی؟
...گفتم تلویزیون کوفتی رو
!بابایی اومده خونه
.هیس
.به گلن بدهکاری
!من هیچی پول ندارم
!وای! هیچی پول ندارم
!یه قرون ندارم - ،به گلن بدهکاری -
!و اون پوله رو میخوام، همین الانم میخوامش
!فردا! فردا میتونم جورش کنم
!مسیحی باش. ازم بگذر
!بزنش
!تو رو خدا ولم کن
.واسه خودت یه چیز خوب بخر
.آره
.آره، حرکاتش شاعرانهست
.دیر کردی پسر
.ببخشید قربان
.نه، راحت باش
.بشین - .چشم خانم -
کجا بودی؟
.بهم کار سپرده بودن
کار؟
.بله قربان - برای کی؟ -
.برای پروردگار
!ساکت شو، مری - .جفتتون بس کنید -
.حالا برامون دعا بخون
من یا اون؟
.دارم به تو نگاه میکنم
.خب پس یه باره بگو من
.بخون، ایلای جماستون
.چشم قربان
غذای خوب، گوشت خوب .خدای بزرگ، بریم غذا بخوریم
«جماستونهای درستکار»
مترجم: محمد آوازی @mojo_translations
.من شرمسارم
...من بهعنوان دوستی قدیمی
.و فرزند مسیح مقابلتون ایستادم
من اون سکسکننده منحرفی .که رسانهها نشونم دادن، نیستم
.نمیدونم خانوادهم قراره چیکار کنه
...احتمالا باید قبل از اینکه از زنت
موقع خوردن کُس یه زن دیگه تو دستشویی کلوب فیلم بگیری بهش فکر میکردی
.آمین
.خیلی خب، دایان
الان داری نمک رو زخمم میپاشی؟
هیچ همدلیای برام بهخرج نمیدی؟
.بعد این همه وقت آشنایی
.ظاهرا، اونقدری که فکر میکردم نمیشناسمت
...این مقاله نیویورک تایمز
.حقایق زیادی رو آشکار کرده
.کلی آدم منحرف توشه
.واسه من از منحرف بودن حرف نزن
،برادران و خواهران کشیش
.ماکاوان میخواد فرصت صحبت کردن بهش بدید
.بهنظرم این قدر رو بهش مدیونیم
.ما کار غیرقانونیای نکردیم
.اونها لذتهای شخصی مشترک با همسرم بود
.و نمیدونستیم قرص اکس خوردیم
.فکر کردیم آبنبات سوئیتارت کوچولوئن
لطفا خانوادهم رو از پلتفرم .پخش آنلاین ننداز بیرون ایلای
.ما همیشه اعضای وفاداری بودیم
کلیسام بدون پخش آنلاین نمیتونه .تو این شرایط عادی جدید دووم بیاره
نمیدونم اگه دیگه .تو تلویزیون نباشیم چیکار کنیم
.اعتبار کل برندمون رو لکهدار میکنه
این چه پیامی به اعضای کلیسای من میده؟
.مک
.میدونم که الان فلج روحی روانی شدی
منم پشت دایانم
میگه کلیساش گیها ...و کوئیرها رو خوب قبول داره
اما حس خوبی به ضربدری .و رابطه سه نفره ندارن
درد بگیری تونی! من و دیدی با این زنه !تو رابطه سه نفره نیستیم
.یه آدم غریبه و سکسی بود
فکر کردید این خبرنگاره فقط مشکل منه؟
.طرف مشکل همهمونه
.شمشیرش رو از رو بسته
.کنشگره
اگه فکر کردید بعدش .نمیاد سراغ شماها اشتباه کردید
اینطورم نیست که خودتون .هم اسراری نداشته باشید
.خیلی خب مک
.نمیخواستم بحث به اینجا کشیده بشه
پس همین؟
.من خودم رو میکشم
!مک
.آخ
!پاهام
!پاهام
...خب، ببینید
...فکر نکنید که قدردان نیستم چون
خوب میدونم چقدر .کارتون سخاوتمدانهست. جدی میدونم
...ولی
میشه یه آپارتمان بدید بهم برم؟
...اینجا یه جورایی
.مامان حقیقتش خیلی چندشه
.آره، تعجبی هم نداره انقدر چندشه
.بابابزرگ روی اینجا مرده
.همه جای زمین ریده و شاشیده
.اما قضیه مال خیلی وقت پیش بوده
درسته، و دادیم اینجا رو چندین بار .تمیزکاری اساسی کردن
.درسته
...عمارت بابای بابابزرگت هدیهی ما به تو
.برای گرفتن تصمیمهای درسته
یه راهی پیدا کردی تا از استعداد صنعت فیلم .هالیوودیت برای کارهای خیر استفاده کنی
.و نه فقط برای کار خیر، بلکه برای خدا بوده
آخه من فقط از مراسم کلیسا .فیلمبرداری میکنم
.دقیقا اون هدفی نبود که داشتم
.نه، بهتره - آره، بهتره -
این چه کوفتیه؟
!بس کن
میگم مامان، میشه با لگد دیوارهای دستشویی سبز رو سوراخ کنیم؟
.توالت اون تو اصلا کار نمیکنه
!نه، اجازه ندارید
!پسر
!بیا بریم رو تشک تمپر پدیک بپر بپر کنیم
!آبراهام - ،آبراهام -
!اون پوشک کوفتی رو از روی سرت بردار
.گیدیون برو این پسرها رو کنترل کن
.باشه - ،و اگه مشکلی نداری
من و مادرت میخوایم .با آبراهام حرف بزنی لطفا
درباره چی؟
...خب اینطور بهنظر میاد که داداش کوچیکهت
.جق زدن دودولش رو شروع کرده
و مامانت شورتهای لکهدارش رو .تو جاهای عجیبی پیدا کرده
.فکر کنم خجالت میکشه
.متوجه نمیشم
.کجاش رو نفهمیدی؟ آبش رو همه جا پاشیده
و مامانت شورتهای کوفتیش رو .تو هر سوراخ سمبهای که بگی پیدا کرده
...شورت کوچولوی کثیفش رو
.تو اتاق مطالعه کتاب مقدس پیدا کرده
...بعد یه جفت دیگه هم
.ته فریز کنار بستنی یخیها چپونده بوده
.من دیروز دو تا خوردم
.ما همه بستنی یخی دوست داریم
...این بچه فسقله تو اتاقش
.شورت جقیش رو انداخته پشت تخت
بعد همونجا میشینه و اون یکی .شورت جقیش رو میندازه زیر میزش کوچولش
...خلاصه، من و مامانت راحت نیستیم
No comments yet. Be the first to leave one.