Revenge

Revenge

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

3 فصل

د خپرونې معلومات

Revenge S03E13 HDTV x264-LOL
د لخوا تبصره osweh
دینا و سحر تقدیم میکنند

تګونه

HDTV
hdtv
x264
HD
په خپور شو: 2014-01-23
ډاونلوډونه: 45
د اوریدلو معیوبیت: Yes

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

...پدرم يه آدم بيگناه بود که

.بدست يه عده آدم قدرتمند نابود شد..

گريسون"ها پشت همه قضايا بودن" و بايد تاوانشو پس بدن

من همه زندگيم رو وقف اين کردم که انتقام مرگ پدرم رو بگيرم

بالاخره يه نفر ميفهمه که تو کي هستي

و من دست از تلاش برنميدارم تا بانيان اونکار تاوانشو پس بدن

من کجام؟ خب معلومه، توی عمارت گریسون ها-

تو دختر تکیدا هست؟ نیکو-

من قرار نبود اینجا باشم

من الان باید دور از اینجا میبودم ...با حلقه ای که ایدن توی دستم کرده بود

!نه دانیل تو و ایدن نامزد کرده بودین؟-

و اینطور که معلومه امیلی هیچی در مورد ما و گذشته مون نمیدونه

و بخاطر اینکه فقط با عمل جراحی ..میشد زندگیتو نجات داد

تو هیچوقت نمیتونی درکمون کنی

امیلی در مورد بارداریش دروغ گفته بود

اون برای فراری دادنِ تو اینکارو کرده بود

!یعنی تو الان داری رابطه مونو تمومش میکنی؟

حدسهای زیادی در مورد اینکه ...کی به من شلیک کرده زده میشه

کارِ لیدیا دیویس بود

من میدونم که تو اونکارو کردی، دانیل

امیلی ، سرنوشت تو رو به لیدیا چسبوند

من هیچ جا نمیرم

...وقتی که من بچه بودم

:پدرم همیشه منو با یه جمله بیدار میکرد

زندگی، یک طلوعِ خیلی بزرگه

واژه ها طوری شکل میگرفتن که من سپیده ی صبح رو تصور میکردم

...اما بعد از اینکه پدرم رو ازم گرفتن

صبحها، خورشید برام مثل آتیش شعله میکشید

..از وقتی که من معنی "نفرت" رو شناختم

از همون موقع هر روز همونه (نفرته) که صبحها بهم خوش آمد میگه

توی خواب ، بخیه هاتو کشیدی

مرسی که سریع خودتو رسوندی

پدرم هم اگه زنده بود ازم میخواست که به شاگرد عزیز دردونه ش کمک کنم

..البته نه اینکه با مُشت بزنم توی شکمت

!و مثل هفته ی پیش طوفان راه بندازم

نه، من خوشحالم که اونکارو کردی

تو کمک کردی که آموزشهای تکیدا دوباره برام زنده بشه

خب، حالا بیا برات دوباره بخیه بزنم

من باید سریعتر کارا رو جفت و جور کنم

!تو منو اینجا خواستی که بیام داغِت کنم؟

این کار احمقانه ست من اینکارو نمیکنم

Do you know what orphans dream of !میدونی ما بچه یتیمها رؤیامون چیه؟

که کی دست از آرزوی برگشت والدینمون رو کردن برمیداریم؟

وقتی که فکر میکنیم با درست کردنِ خامواده ای برای خودمون

!میتونیم جای خالیشونو پر کنیم...

..به لطفِ دانیل اون تنها امید هم از من گرفته شد

این دلیل نمیشه که تو آمادگیِ راه انداختنِ یه مبارزه رو داری

...وقتی که فعالیتهای فیزیکیتو شروع میکنی

باید خیلی آروم جلو بری

پس، از بازیهای فکری شروع میکنم

هر چیزی به جای خودش اول یه چیزی لازم داری که گاز بگیری

تو فقط کارتو بکن

وقتِ حسابرسیه

لازم نکرده واسه من چشم و ابرو بیای

...من برات پلیس نیاوردم

هر چند که باید اینکارو میکردم

نولان، من نمیدونم چطور بهت بگم که چقدر متأسفم

ما کارمون از معذرت خواهی و این حرفها گذشته

!تو به من حمله کردی

!تو از من دزدی کردی

!همه ی این کارا رو بخاطر مادرت انجام دادی؟

یه چیزای پیچیده ای درونت وجود داره تو یه بیماری

بسه

!چرا اومدی اینجا؟

...من نمیدونم که خودتو به کُشتن دادی

...تا بفهمی از کجا و چطوری به دنیا اومدی

و میدونم که ویکتوریا با تو آینده ش خراب میشده

...پس این گزارش پلیس مال سال 1974 ـه

من اینو پارسال وقتی که ..ویکی گریسون منو استخدام کرد دراوردم

که برای پیدا کردنِ پسری که سالها پیش گُمش کرده بود ، کمکش کنم

تو هم دیدی ، با توجه به این موضوع ...یه نفر دیگه هم داره

دنبالِ پاتریک آزبورن کوچولوش میگرده

دریک ویکتوریا-

من بهش گفته بودم که شما خواستین اینجا نیام

آه..خب این کاملاً تقصیر منه

... دکتر رابینسون با تماسِ تلفنیِ من موافقت کردن

چون واقعاً ضعف بدنیم اجازه نمیداد برم مطبشون

من، فکر میکردم تو الان باید سرِ تمرینِ تنیس باشی ویکتوریا

دو تا شریکِ بازیم یهو به طور مشکوکی بازی رو کنسل کردن

خب ، این که بد شد آره-

منو ببخشید ، خانومها ممنونم-

!از کِی تا حالا مشتاقِ دیدارِ روانشناسِ شخصیِ من شدی؟

از امروز

شارلوت برام گفته بود که این دکتره ...چطور موفق شده شما دو تا رو برگردونه پیشِ هم

همون موقعی که اون(شارلوت) فهمیده بود دیوید کلارک بابای اصلیش بوده

اگه داری سعی میکنی که ..بین خودت با ما یه پُل درست کنی

باید بگم که بهتره خودت همونطرف رودخونه باقی بمونی

اتفاقاً دکتر رابینسون بهم هشدار دادن که ...تو ممکنه همچین احساسی داشته باشی

و اینکه دانیل هم ممکنه سرسختی نشون بده

!سرسختی؟

چند روزه حتی نگاهتم نکرده

اصلا خودشو ازت دور میکنه

گمونم شبا میره تو اصطبل میخوابه

خب، به نظرم بهتره یه خورده بهش زمان بدیم فقط

!میگم مطمئنی که سختت نیست خونه ی من بخوابی؟

آه،..اتفاقا من از خونه ت خوشم میاد

خیلی گرم و نرمه

من تو یه کاخ بزرگ شدم

اینقدر بزرگ بود که پدر و مادر و برادرمو توش گُم میکردم

...عاشق اینم ، صبح که چشمامو باز میکنم

تو و کارل رو کنارم ببینم

اینچیزاست که خونه رو میسازه

واای..اینجاست

آه

سلام ، بابی

خوشحالم که میبینمت، پسر میتونی یه کاری برام بکنی؟

میخوام قفسه ی وسطِ ردیف جلو رو برام نگه داری

شور و شوق های زنونه ست دیگه بله البته-

!بچه ها کاراشونو چقدر خوب انجام دادن

آره وایسا ببینم-

اینو من ننوشته بودم

ولی اسم زیرش نشون میده که تو نوشتی

نه، نه، منظورم اینه که ، آره من نوشتم ولی از همچین واژه هایی استفاده نکرده بودم

من باید برم دفتر

یه نفر دستکاریشون کرده

اوه

!اومدی که از اینجا بیرونم کنی؟

زنی که منو بدون هیچ پشتوانه ای ... توی این درگیریِ خانوادگی رها کرده

!به چه حقی میخواد منو بندازه بیرون؟

!پس شما دارین میرین؟

متأسفم من نمیدونستم که میخوای بری

..خب، حقایق گفته شد، منم ذوق کردم مثل یه زندانی که با قید ضمانت آزادش کردن

ولی بجای جمع کردن وسایلام

و ریختنشون توی کیسه پلاستیکی

دارم کتابای تک نسخه ایم رو جمع میکنم

..کانراد..من دوست دارم خودمو توجیه کنم

!آره؟ !چه توجیهی؟

وقتی که با اون کنفرانس خبری ...لیدیا رو قربانی کردی

.آخرین شانسِ خوشبختیِ منو نابود کردی رفت...

من برای حفظ شانسِ خوشبختیِ خودم اونکارو کردم

من نمیخواستم دانیل رو از دست بدم

تیمور لنگ از ادگار آلن پو

این یکی از معدود نسخه های باقی مونده از این کتابه

در کتاب ..یکی از رهبرانِ جنگی به این نتیجه میرسه که

عشق، ارضاکننده تر از قدرتـه

!!چه احمقانه

وقتی که معشوقت (دنیل) بهت خیانت کرد ، که حتما هم میکنه

توی سوثفرک پیدام کن

من میخوام برای اجرای عملیات جنگیم از این کمک بگیرم

نگهش دار پیشِت

..خانم گریسون

خانوم لِمارشال با آقای دانیل تماس گرفتن

ایشون گفتن که باهاشون یه کارِ فوری دارن بهشون خبر بدم؟

این وظیفه ی همسرشه

!دانیل

مارگو تماس گرفته گفته یه اتفاق بحرانی توی کار پیش اومده

ما که نمیتونیم برای همیشه از همدیگه فاصله بگیریم

بیا حرف بزنیم

خیله خب، بیا تو

!در چه موردی میخوای گپ بزنی؟ !آب و هوا؟

!اینکه دیشبو چطور خوابیدم؟

چونکه همچینم زیاد نخوابیدم

خب این از من

!چه خبر از تو؟

خیلی دلم میخواد به اون مهمونیِ جواهراتِ عمه جینا برم

ولی کارم یه خورده دست و پامو بسته الان

مامان ، تو رو خدا نگو دارم میپیچونمت

آه..خب دیگه باید برم سرِ کارم

یکی از مشتریها داره با چشمهاش منو میخوره

بیدار کردن همسرم

در آغوش معشوقش به کنار

اما (فکر کنم) زیادی دارم خودمو نگه میدارم که با این وضع توی استخر خونه م میبینمت

پاشو برو بیرون، همین الان

خب، دانیل ازم خواسته که بمونم منم گوش به فرمانِ اونم

من بهت اجازه نمیدم گند بزنی به ازدواجم

!فکر نمیکنی این (داستان) خیلی غم انگیزه ، امیلی؟

...البته برای تو چون اون اصلاً دوسِت نداره

آم، (شوت خوبی بود) به نکته ی خوبی اشاره کردی، سارا

من دارم با وقار و سنگینی این مسئله رو حلِش میکنم

!با اون همه شیرین کاری احساسی که راه انداختی؟

تو برای به تور انداختنِ یه پسر !!خودتو به حاملگی زدی

دنیل دیگه داره پاشو از گلیمش دراز تر میکنه

و بعد از اون کاراهایی که باهاش کردم خب حق داره

الان فقط ساده بودن تو چشاش رو گرفته

ولی تو به درد اینجا نمیخوری افتخار میکنم که نمیخورم-

تا وقتی که مردم بشناسنِت و بفهمن کی هستی در مورد اونم کُلی قضاوت میکنن

!یعنی من آشغالم؟ !اینو میخوای بگی ؟

..ببخشید

یه لیوان کریستال میخوام لطفا الان میارم-

ببین، من مشکلی ندارم از اینکه تو اینجایی

کم کم دارم یاد میگیرم که لذت ببرم

.our killer-and-the tech-wiz Odd Couple dynamic

ولی دیگه خیلی پر رویی که ورداشتی یه غریبه رو هم آوردی توی خونه

..آروم باش ، فلیکس !!من اصلا نمیدونم داری چی میگی

پس بفرما برو هم اتاقیِ جدیدت رو ملاحظه کن همخونه

فکر میکردم تو اون شیروونی خونه ی بابات می مونی

!منظورت همون قتلگاهشه دیگه

من اونجا نمیتونم بخوابم همه ش کابوس میبینم

پس وقتیکه امیلی امروز صبح بهم زنگ زد و ..ازم کمک خواست

که بخاطر چک کردنِ زخمش برم منم تصمیم گرفتم که وسایلو جمع کنم

!و برداری بیاری اینجا بمونی بله، بهترین کار-

...پس تو !رفته بودی پیشِ امیلی

!چطور بود؟ از نظر جسمی ، داره خوب میشه-

فکر کنم وقتی فهمیده که نمیتونه بچه دار بشه ضربه ی خیلی سختی دیده

من فکرشم نمیکردم بهت روی خوش نشون بده

اون هیچوقت با غریبه ها اینطوری (راحت) راه نمیاد

حالا که با من راه اومد

ما در مورد همه چی با هم حرف زدیم

!در مورد رابطه ی ما هم چیزی میدونه؟ !اینکه ما برگشتیم پیش هم، منظورته؟-

نه

More Farsi Persian subtitles for Revenge

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left