Tuca & Bertie

Tuca & Bertie

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Tuca and Bertie S01E07 720p WEB x264
Tuca and Bertie S01E07 WEB x264
د لخوا تبصره thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

تګونه

web
x264
720p
720
په خپور شو: 2021-03-01
ډاونلوډونه: 16
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫مترجم: thetrueali

‫قلقش داره دستم میاد

‫باورم نمیشه واسه ارضا کردن مجازیِ ‫پسرای حشری قراره پول بهم بدن

‫حواستو جمع کن، اینترنت

‫توکا آنلاین شده. به لطف ‫رمز وای‌فایِ برتی

‫خیلی‌خب، بیا بریم تو کارش

‫سلام، من کانی هستم. دستیار ‫آنلاین واقعیت-جقازی شما

‫به نظر میاد که دارید اولین ‫تراکنشتونو انجام می‌دید

‫یکم کمک بدون قضاوت می‌خواید؟

‫خفه شو، کامپیوتر. به من ‫نگو که چطوری سکس کنم

‫تنها دلیل انجام این کارم، اینه که ‫نمی‌خوام دیگه سربار عمه‌ام باشم

‫- سلام، بزِ کثیف. می‌خوای بازی کنیم؟ ‫- معلومه

‫بزنش

‫خیلی‌خب، اولین مشتریم

‫بزن، بزن، بزن

‫بزن، بزن، بکوب، بکوب

‫بزن، بزن

‫پهلوم

‫این بد به نظر میاد. شاید ‫بهتر باشه بری دکتر

‫فکر خوبیه

‫دکتر سیری رو ورق می‌زنیم

‫هی، ادامه بده. کارم تموم نشده

‫بزن

‫دستمال ماورا

‫ممنون

‫ایول

‫آره

‫این خیلی قشنگ بود

‫توی پایین آوردنش دیر کردم. ‫آشغاله

‫برای هفته‌ی مخمر، باید بی‌نقص باشه

‫بهترین تجمع معروف‌ترین‌ها و ‫درخشان‌ترین افراد پخت و پز

‫می‌خوایم کرونت رو به دنیا ‫معرفی کنیم

‫کرانت مگه همین الانشم ‫تو سطح جهانی معروف نیست؟

‫نه، اون کرانت بود. ترکیبی ‫از کلوچه‌ی کرالر و بانت کیک

‫اینا اسمشون کرونته

‫ترکیب کروسان و بانت کیکه

‫متوجه شدم

‫ایول. یه سوراخ واسه صحبت

‫حالا دیگه لازم نیست از ‫گوشی استفاده کنیم

‫خیلی مفیدتر از بقیه‌ی سوراخاییه ‫که توی این ساختمون ایجاد کردم

‫ایده‌های امکان‌پذیر عنوان برای ‫کتاب خاطرات اجتناب‌ناپذیرم

‫عنوان اول

‫چگونگی برخواستن، برخواستن، ‫عروج و سقوط نکردن

‫داستان سگ شیک

‫وای خدا. روی سقف وایستادم

‫داشتم کابریول کرونت چهارتایی ‫رو امتحان می‌کردم

‫پیستری پیت می‌خواد توی یه پیش نمایش ‫توی هفته‌ی مخمر، اجرا داشته باشم

‫تو عموم

‫در برابر یه جمعیت خیلی بزرگ

‫زنده و پخش اینترنتی

‫ایول

‫هفته‌ی مخمر

‫یادته پارسال یواشکی ‫می‌خواستیم داخل بشیم؟

‫تو فکر می‌کردی یه رویداد ‫کاملاً متفاوته

‫آره، جرمت

‫خب، باید این چیزایی که میگم رو ‫به صورت دائمی قرض بگیرم

‫سیر، سیر، مایع ظرفشویی، ‫سیر و یه کیسه واسه سیر

‫توکا، دوباره داری با اون کتاب ‫دکتر سیری، واسه خودت دارو درست می‌کنی؟

‫توهین‌آمیزه

‫این یه اتهام توهین‌آمیزه

‫فقط یه گرفتگی کوچیکه. نگاه کنید

‫این جدی به نظر میاد. شاید ‫باید بری پیش یه دکتر

‫بذار ببینم

‫آره، مثل همیشه حق با برتی‌ـه

‫حال به هم زن بود، و من میرم

‫وای خدا

‫توکا، من نگرانتم

‫- می‌دونم که از دکتر می‌ترسی ‫- مگه اینکه دکترش از جنس سیر باشه

‫ولی امروز می‌تونم ببرمت پیش ‫یکیشون. یه دکتر واقعی

‫لازم نیست

‫خواهش می‌کنم راجع بهش ‫فکر کن

‫کل این هفته سرم گرم این ‫هفته‌ی مخمره

‫ولی امروز بعد از ظهر ‫وقتم آزاده

‫من به درمان غربی و اکثر اوقات ‫شرقیِ مورد تایید دولت...

‫که برش بزنن و خارج کنن نیاز ندارم

‫دیدی؟ همه‌اش درست شد

‫برتی. برتی. سیر حالمو بهتر کرد

‫درست مثل کاری که ‫با نون می‌کنه

‫چه خوب، توکا

‫برتی. برتی. یه قاشق ‫چایی‌خوری، چند اونس میشه؟

‫مهم نیست. کل بطری رو سر می‌کشم

‫بی‌خیال

‫برتی. دوجین چسب زخم ‫چندتا میشه؟

‫برتی، اشکالی نداره که روی ‫یه زخم باز، لیمو رو فشار بدم؟

‫برتی، اونقدر خردل داری که یه ‫وان حموم رو پر کنه؟

‫- برتی. برتی ‫- چیه؟

‫عاشقم

‫چی؟ اصلاً چطور رد شد

‫حالم عالیه

‫داروم داره جواب میده

‫و حالا وقت یکم ارضای مجازیه

‫باید کارت تبریک بنویسم

‫خیلی‌خب، من اینجام. پسرا کجان؟

‫خجالت می‌کشی، منحرف کوچولوی بامزه؟

‫نه، خب، یه جورایی

‫فقط تنها هستم

‫اولین دوست‌دختر عمرم، منو پیچوند ‫و دنبال یه هم‌صحبت می‌گردم

‫مهربون به نظر میای

‫اسم قشنگیه

‫اولین انتخابم این نبود، ولی اسب ‫پر یال‌ 68 قبلاً انتخاب شده بود

‫عالیه، چطوره بریم توی این ‫هتل داغون

‫تا بتونم با شمعت بازی کنم

‫همو بغل می‌کنیم؟ این ‫خوب به نظر میاد

‫آخ

‫می‌خوای من قاشق باشم و ‫تو منو بغل کنی؟

‫باشه، مشکلی ندارم

‫تو سوپ نذاریم، من قاشق چای‌ام

‫یه شوخی قاشقی بود

‫الو؟ حالت خوبه؟

‫- برتی. برتی ‫- توکا، تویی؟

‫اسپکل، بیا اینجا. از تو ‫سوراخ صدامونو می‌شنوه

‫- چه خبره؟ ‫- ذله شدم از دستش

‫تمام روز اینطوری بوده. اون...

‫خیلی آویزونه

‫لعنتی، دریچه. چرا این کارو ‫با من می‌کنی؟

‫بذار سریع برم یه سر بهش بزنم

‫توکا، همه‌چی مرتبه؟

‫آره، فقط می‌خواستم بگم...

‫شب خوش

‫شب خوش، توکا

‫اونجایی؟ الو؟ الو؟

‫کمک

‫سلام

‫توی تراکنش سکس مجازی‌تون ‫به کمک احتیاج دارید؟

‫الو؟

‫برتی، خواهش می‌کنم. فقط ‫تازه‌کارا بغل فواره آواز می‌خونن

‫سلام؟

‫- زنده‌ای؟ ‫- چی؟

‫سلام. من اسب پر یال 69 هستم

‫یادت میاد؟ همونم که بغل کردی

‫- ازم کمک خواستی ‫- جدی؟

‫بعد آدرستو فریاد زدی و یه ‫سفارش پیتزای خیلی پیچیده دادی

‫- تو جداً اومدی اینجا که کمکم کنی؟ ‫- آره

‫فقط یه رانندگی هفت ساعته بود

‫ساعت اول، اینطوری بودم که ‫«این حس درستی داره»

‫ساعت دوم با خودم گفتم، ‫«این عجیب نیست؟»

‫ساعت سه دیگه می‌گفتم ‫«آره، این قطعاً عجیبه»

‫ساعت چهار فکر کردم «ولی ‫شاید قشنگ باشه که برای...»

‫«یه غریبه، یه حرکت قشنگ ‫توی این دنیای سرد و بی‌رحم بکنم»

‫ساعت پنج، زدم کنار بنزین ‫زدم و یکم خوراکی خوردم

‫و حالا اینجام. هفت ساعت ‫بعد، هنوز نامطمئنم

‫خوبه که بدونم یکی اون بیرون ‫هست که بهم اهمیت میده

‫باید احتمالاً بریم بیمارستان، درسته؟

‫به مغز کل هفته‌ی مخمر خوش اومددی

‫معروف‌ترین سرآشپز‌های جهان ‫اینجا هستن

‫اون سرآشپز استیل لارانت‌ـه

‫اولین قناد که روی یه شیرینی نمک ریخت

‫اون سرآشپز وینتر گارسیاست

‫اولین سرآشپزی که یه خیارشور رو ‫توی یه بیسکویت کرد

‫اگه از نزدیک ببینی، می‌تونی ‫یه مضمون جنسی رو توی کارش ببینی

‫و اون سرآشپز دانته فراری‌ـه

‫اون اولین سرآشپزیه که کل ‫دستور پختشو از مادربزرگش دزدیده

‫و اونم مادربزرگشه

‫دانته، بیا به مامان‌بزرگ ‫یه بوس بده

‫یالا دانته. من بوس می‌خوام

‫بده، بده. بوس بده

‫آره، من همه‌ی اینا رو می‌شناسم. ‫ولی عاشق تجدید خاطراتم

‫اون همون چیزیه که فکر می‌کنم؟

‫وای برتی، چقدر دوست دارم دنیای ‫خودمو از چشمای معصوم تو ببینم

‫تالار بزرگ

‫اینجا واسه ممنوعیت عکاسی با ‫فلاش، افسانه‌ایه

‫فکر کردم فلاش خاموش بود. ‫فکر کردم فلاش خاموش بود

‫خانم‌ها و آقا پرنده‌ها و گیاهان و انسان‌ها

‫و گاهی، اشیاء بیجانی ‫که صحبت می‌کنن...

‫عجب دنیای عجیبی

‫این شما و این شیرجه‌ی دوناتی

‫و اجی مجی. بفرمایید

‫اینجا جاییه که باید دنیای آشپزی رو ‫با کرونت جدیدم آشنا کنیم

‫تمام کاری که تو باید بکنی، ‫از اونم بهتره

‫توکا؟ اینجایی؟

‫برتی ازم خواست بهت سر بزنم...

‫اینکه لیوان منه

‫و اینم لپ‌تاپمه

‫چه باحال. به نظر یه بازی ‫کامپیوتری جهان‌بازه

‫بیا برام بخور، پرنده‌ی کثیف

‫لابد یه جور تبه‌کاره

‫- بزن ‫- فکر کنم این روش مشت‌زدنم باشه

‫بزن. بزن. بزن

‫درسته کامپیوتر. باید هم بزنمش

‫اینو بگیر و این یکی رو

‫ایول

‫ببخشید، تا مدتی که منتظر ‫دوست وحشت‌زده‌ام هستم...

‫کابل اثرنت دارید که بتونم ‫باهاش یه شبکه‌ی لن درست کنم؟

‫یه لحظه، آقا

‫بذارید ببینم چی پیدا می‌کنم

‫سلام، من دکتر شرمان هستم. ‫اومدم معاینه‌ات کنم

‫قراره منو تیکه تیکه کنی ‫و سوراخ کونم رو اره کنی...

‫ببری بزنی به سوراخ کون یکی دیگه؟

‫بهم بگو. بهم بگو، زن

‫اضطراب داری

‫سلام. من سم سونو هستم. ‫دستگاه سونوگرافی

‫من جهت آرامش دادن به تو ‫برنامه‌ریزی شدم

‫سعی کردیم به دکتر‌ها همدلی ‫یاد بدیم، ولی جواب نداد

‫نگران نباش. همه‌چیز ‫مرتب میشه

‫برتی هم بود همینو می‌گفت. ‫اونم برنامه‌ریزی شده که آرومم کنه

‫یا حداقل اینطور بود

More Farsi Persian subtitles for Tuca & Bertie

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left