Thor: Tales of Asgard

Thor: Tales of Asgard

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

ThorTales of Asgard[2011]STV DVDRip XviD
د لخوا تبصره tropi
محمد گرمسیری از RapidBaz.Org

تګونه

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
په خپور شو: 2011-06-10
ډاونلوډونه: 84
د اوریدلو معیوبیت: Yes

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

اعليحضرت،پيروزيتون رو جشن بگيريد

هفته ي بعد بازم مبارزه کنيم،آندر؟

ما در خدمت شما هستيم

نمايش خارق العاده اي بود،ثور

با وجود مشکلي که دسته ي شمشيرت داشت تو پيروز شدي

مشکل؟- واضحه،شمشيرت خيلي صاف بود-

جادوگرا رو به خاطر تو توبيخ ميکنم

فکر خوبيه

سيف

نبودي پيروزيمو بيني

من وقتي رقيبات شمشيرتو بهت برگردوندن رفتم

خب،دسته ي شمشيرم مشکل داشت اونم به خاطر کار جادوگرا

پس حالا جادوگرا رو مقصر ميدوني اين فکر کي بود؟لوکي؟

ميخواي بگي من نبايد مسابقه ي امروز رو ميبردم؟

نه فقط امروز

براي اين حرفت بايد توضيح داشته باشي،سيف

بهت ميگم چي رو بايد توضيح داد،ثور

چرا تا حالا اينرجارها که بهترين جنگجويان آزگارد هستند

نتونستند تو رو شکست بدن؟

مشخصه که من از اونا ماهرترم

چطور چنين چيزي امکان داره؟

اونا تو تمام نه قلمرو با ترسناکترين موجودات مبارزه کردند

در حاليکه تو حتي از قلمرو پادشاهي بيرون نرفتي

تو فراموش کردي من قدرت اودين رو هم دارم

بله،و اختياراتش اونا چاره اي جز باختن ندارند

تو چرا يه ذره بهم ايمان نداري،سيف؟

من تنها کسيم که بهت ايمان دارم

ديگران با تو مثه يه بچه ي لوس رفتار مي کنند

ديگه کافيه

تو تا حالا يه مبارزه ي واقعي تو زندگيت نداشتي

حالا که تو يه حريف مناسب هستي و شمشيرم داري

شايد بهتر باشه تو يه مرد واقعي از من بسازي

مواظب باش با کي داري حرف ميزني

اسلحتو انتخاب کن،دهاتي

شن کش؟ تو مهارت هاي منو خيلي دست کم گرفتي

خداحافظ،ثور

ثور دربارت اشتباه ميکرد،سيف

تو فقط به درد والکيري ها ميخوري

تو هيچ لطفي به برادرت نمي کني لوکي اينقد ازش حمايت نکن

ما اونجا بوديم

از يه تکه کوه يخ آويزون شده بوديم

شعله هاي آتش از دهنشون بيرون ميومد

آتش؟تو يوتنهايم؟

اژدها،عزيزم

چند نفر دنبالتون بودند؟

هفت تا- ده تا-

حداقل يه جين آدم

و غول هاي يخي از افق داشتند بهمون نزديک ميشدند

راه فراري نبود ولي

ولي سه جنگجو به راحتي دست از جستجوشون بر نمي دارند

چرا که شمشير سرتور ارزش به خطر انداختن مال و جانت رو داره

ببينيد کي اينجاست،درود عرض ميکنم،ثور

پيروزيتو در مسابقه ي امروز بهت تبريک ميگم

البته،پيروزيش براي اونايي که بيرون از ميدان مسابقه هستند،مهم نيست

شايد دوست داشته باشي تو سفر بعديمون به ما ملحق بشي،ثور

ميدوني که اون نمي تونه،هوگان

اون اجازه نداره قلمرو پادشاهي رو ترک کنه

چطور جرات ميکني شاهزاده ي آزگارد رو مسخره کني؟

ثور،ما فقط داريم شوخي ميکنيم ما با هم دوستيم،يادته؟

اين پسره چش شده؟

اعليحضرت،ما متوجه شديم

والکيري ها يه اردوگاه آموزشي جديد

در قسمت هاي ايگدرزل در غرب اسوارتافهايم راه انداختند

پدر

اسکالا،چطوري اين اطلاعات رو اونم وقتي که

گروه تعقيب کننده ي اونا نتونستند برگردند بدست آوردي؟

ما موفق شديم زماني که برونهايد مخفيانه با بانو سيف ملاقات کرد،تعقيب کنيم

از همگي متشکرم جلسه ي امروز تمام شد

آقايون

بگو ببينم پسرم مشکلت چيه؟

پدر،ميخوام بخم اجازه بديد همراه با اينرجارها تو يکي از ماموريت هاشون برم

تو جواب منو ميدوني

ولي من موافق نيستم

تو پسر ادين هستي،بنابراين

مسئوليت هات با يه جنگجو فرق ميکنه

ولي حداقل يه جنگجو تواناييهاي واقعي خودشو ميدونه چيه

متوجه شدم چرا اومدي اينجا فکر ميکني مهارت هات به حد کافي رشد کرده

بعضيا ميگن اينرجارها ميزارن من پيروز بشم،پدر اين حقيقت داره؟

بله

چرا؟

تو اموزشتو بدل به سرگرمي عمومي کردي

ولي اين سلطنت نمي تونه ببينه شاهزادش هر هفته ضعيفتر ميشه

پس شما هم به قابليت هاي من شک داريد

پادشاه بودن اين نيست که بلد باشي شمشير بدست بگيري

پادشاه بودن يعني اينکه به کلي از جنگ اجتناب کني

اجتناب از درگيري بيشتر در توانائي لوکيه

شايد بهتر باشه اون پادشاهيتون رو به ارث ببره

شايد همينطور باشه،ولي تو اجازه نداري آزگارد رو ترک کني

من پادشاه و پدرت هستم و تو بايد از من اطاعت کني

ميتوني بياي بيرون،آلگريم

تحت تاثير قرار گرفتم شما تو تاريکي منو تشخيص داديد

هر کسي نمي تونه

حقيقتو بگو،منم نمي تونم

ولي نميدونم چرا اونموقع که با پدرم دعوام شد

نيومدي بهم سر بزني

عموما به اين خاطره که تو ميخواي بر انجام يه کار احمقانه اصرار بورزي

و منم هميشه ميزارم باهام صحبت کني ولي اينبار نه

ثور،کجا ميخواي بري که به چنين شمشيري نياز داري؟

ميدونستي يه آزمون مردانگي براي جنگجويان جوان هست؟

يک سفر مخفيانه

بله،ميدونم

اين يه سنت قديميه جنگجويان هر ساله ميرن،کسي نمي ميره

چون هدف اصلي سفر هرگز پيدا نميشه

آزمون براي پيدا کردن شمشير سرتور نسيت

بلکه جستجو براي اونه

پس دوست داري تخلف کني

آره همينطوره،وقتي رسيديم يوتنهايم

آتش بس ما با غول هاي يخي در بهترين حالت بسيار شکننده ست

اونا نبايد تو رو تو قلمرو خودشون پيدا کنند

پيدام نمي کنند اون چوب برا رو خيلي دست بالا گرفتي

منو ببخش آلگريم بي ملاحظگي کردم

چيزي نيست,ثور

ولي اگه چيز ديگه اي نيست بزاريد سرنوشت مردم من درس عبرتي براتون بشه

غول هاي يخي خطرناک هستند

ميدونم,قول ميدم حواسم جمع باشه راستي آلگريم

مثه هميشه اين موضوع بين خودمون بمونه

تا اونجايي که امکان داره من چيزي نميگم

متشکرم تو دوست خوبي هستي

موفق شدم

حالا سعي کن با دستات کنترلش کني

با اون سه کلمه نگهش دار

قدرت يه ورد تو گفتنشه يه استاد واقعي فقط بايد بهش فکر کنه

به نظرت خنده داره؟

لوکي,تو آب رو جادو کردي آب تبديل به مار شد و گازت گرفت

تو کارتو عالي انجام دادي

جدي ميگي؟

نمي دوني چقدر خارق العاده اي؟

کار با سنگ و آهن آسونه ولي يه شاگرد که بتونه آب رو کنترل کنه

يه مهارت سه جانبه ست چون به صورت مه و يخ هم وجود داره

آمورا

ما رو تنها بزار

بله اعليحضرت

چيزي ميخواي برادر؟

بله جادوگريت چطوره؟

کلي پيشرفت کردم چرا؟

چون ميخوايم دزدکي سوار کشتي غرش طوفان بشيم

به تواناييت تو سفر نياز داريم

دروغ گفتم کارم زياد خوب نيست

خودشه خودمونو تو انبار مخفي ميکنيم

مخفي کنيم؟از دوستامون؟

دوستاني که اونقدر شجاعت ندارند

تا پسران ادين رو با خودشون تو کشتي سوار کنند

عجله کن قبل از اينکه- تقريبا 7 روز-

هر چند وقتي وسط جنگ با وحشي هاي يوتنهايم هستي

مثه اينه که تا ابد ادامه داره

يه چيزي برامون مياريد؟

شايد پنجه يا دندان يه خرس سفيد وحشي راضيتون کنه

خارق العاده ست,لوکي

اين يه منظره از آزگارده که تا حالا نديديم

منظره اي که هيچوقت ديدنش برام اهميت نداره

تو هميشه ميترسي

سه جنگجو طي سه فصل از اين سفر بدون اينکه حتي خراش بردارند

به خونه برگشتند

ولي ما جزء خانواده ي سلطنتي هستيم ما آمادگي ماجراجويي رو نداريم

نترس برادر کوچولو چرا که من شمشير باز ماهريم

ازت محافظت ميکنم

سيف راست ميگفت هيچ کار مفيدي براي برادرم نکردم

آلگريم؟

قربان؟مشکلي پيش اومده؟

نه,داشتم دنبال پسرام ميگشتم اونا رو نديدي؟

چند ساعتي ميشه نديدمشون,سرورم

اتفاق غير معمولي نيست که تو اين موقع از شب تو اتاقشون نباشند

قربان,دليلي براي نگراني داريد؟

من و ثور با هم حرفمون شد

جر و بحث چيز طبيعيه اون داره کم کم بزرگ ميشه

درسته,داره بزرگ ميشه

ولي برخلاف عقيده ي خودش هنوز بايد پخته تر بشه

ميترسم کار احمقانه اي کرده باشه

با خودت فکر ميکني کسي به بهش ميگن"پدر همه

بايد براي بزرگ کردن بچه هاش فرزانگي داشته باشه

اونا ديگه پسر کوچولوهاي شما نيستند,قربان

آلگريم,من پدر خوبيم؟ من زيادي ازشون حمايت نمي کنم؟

با اينکه بچه هاي من اين فرصت رو نداشتند

که بزرگ بشند

ولي عقيده دارم اگه اونا رو خيلي نزديک خودتون نگه داريد

ميتونه باعث بشه اونا از شما فاصله بگيرند

بعضي از درس ها,سرورم فقط ميتونه با عواقبش ياد داده بشه

پس,شايد اين چيزي باشه که شما در حال حاضر ميتونيد بهشون ياد بديد

حرفت خردمندانه ست,آلگريم و مثه هميشه ازت ممنونم

لوکي,بيدار شو

چيه؟

کشتي توقف کرده

ما تو يوتنهايم هستيم

اگه دوباره برگردي,ميکشمت

کوچکتر از اونيه که من تصور ميکردم

بگو بيبنم عزيزم,ميدوني يه جنگجوي شجاع مثه خودم

کجا ميتونه پنجه يا دندون يه خرس سفيد وحشي بخره؟

يکي ديگه

حالا ديگه چشت نيکسي رو گرفته فاندرال, ها؟

معيارهاتو مشخص کردي

بهتره بري دنبال يه دختره غول خوشگل و چاق

شوخي نکن,ولي کي ميدونه شايد بعدا رفتم

اون قيافه ي عبوستو عوض کن هوگان وگرنه مجبورت ميکنيم پيش يونانيا بشيني

گذروندن يک هفته تو اين مهمونخونه ي درب و داغون

و سر هم کردن اون داستانها ديگه داره خيلي لوث ميشه

چي براي تو لوث نشده,هوگان؟

ميرم يه خرده استراحت کنم

الانه که يه داستان جديد گيرمون بياد

من براي خودمون يه گوشت سرخ کرده سفارش ميدم

شما دو تا هم پخش بشيد ببينيد چي ميتونيد بشنويد

More Farsi Persian subtitles for Thor: Tales of Asgard

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left